بایگانی مطالب برچسب: بندرعباس
آتشنشانی آب نداشت وقتی مغازهها میسوختند
آتش دوازده ساعت تمام در مغازههای کوچک مجتمع نور شعله کشید و همهچیز را سوزاند. صبح که آفتاب در جزیره طلوع کرد، مجتمع نور، تاریکترین نقطه درگهان بود. اکنون یک هفته از حادثه گذشته و ۲۵۰ نفر از کاسبهای این بازار، در مغازههایشان خاکستر دارند. آتشسوزی مهیب بدون تلفات جانی مهار شد، اما تمام سرمایه بازاریها را سوزاند؛ ویترینهای شلوغ، مانکنها، لباسها، کفشها، عطر و ماتیکهای رنگبهرنگ را. مغازهداران که چندین آتشسوزی را در بازارها و مجتمعهای تجاری قشم به خاطر داشتند، ساعتها روبهروی پاساژ ایستادند و سوختنش را تماشا کردند؛ آنها دیدند که دستکم نیمساعت بعد از جان گرفتن آتش، چند ماشین آتشنشانی به محل حادثه آمدند، دیدند که بعضی آب نداشتند و بعضی لوله انتقال آبشان آنقدر کوتاه بود که به آتش گسترده در طبقه اول نمیرسید.
روایتی از رنج و مقاومت
کلاهفرنگی ۳۰۰ سال بعد از پیروزی نادرشاه
|پیامما| نادرشاه افشار که بر لشکر افغانها پیروز شد، از همین بنا توپ شادی شلیک شد. بنایی در حاشیه خلیجفارس و همسایگی اسکله شهید حقانی بندرعباس، شاهد رویدادهای مختلف تاریخ بوده است. از رفتوآمد هلندیها و انگلیسیها و عمانیها تا امروز که متروک و فراموششده پشت دیوارهای بلند، شمارش معکوس تخریبش آغاز شده است و متولیان آن را به حال خود رها کردهاند. اینجا عمارت کلاهفرنگی بندرعباس است. تنها بنای باقیمانده از عصر صفوی در شهری که نامش را از صفویان وام گرفته، اما اثری از آن دوران در این شهر باقی نمانده است. همزمان با هفته میراثفرهنگی نمایشگاهی از اسناد و تصاویر مربوط به این بنا براساس پژوهشهای «نیما صفا» در کاخ گلستان تهران برپا شده است؛ اسنادی که بهخوبی گویای اهمیت این بنا در طول تاریخ است و صاحبنظران در دورههای مختلف بر اهمیت آن تأکید داشتهاند. بنایی که حالا با آجر نما و کاشی پوشیده شده و دروازه ورودی و تاریخی آن زیر کامپوزیت پنهان شده است. این بنای ثبتملیشده از ابتدای دهه ۶۰ در اختیار حوزه علمیه بندرعباس قرار دارد و در حال حاضر تردد و ورود به آن، حتی برای مسئولان میراثفرهنگی شهر، بهراحتی امکانپذیر نیست.
خون بی رنگ خونسرخیها
«خونسرخ» نام یک روستاست؛ روستایی در مجاورت اسکله شهید رجایی که قرار بود سالها قبل از مکان فعلی جابهجا شود و کمی آنسوتر دوباره زندگی را از سر بگیرد. اما این اتفاق هیچوقت نیفتاد. ظهر روز انفجار بندر شهیدرجایی، این روستای همسایه در تمام بخشهای عمومی و مسکونی خسارت دید. تقریباً خانهای از روستا نبود که در امان مانده باشد. بااینحال، اهالی میگویند هیچ مسئول دولتی برای برآورد خسارت آنان به روستا سر نزده است و فقط یک نماینده مجلس شورای اسلامی بدون دیدار با اهالی، یک شماره واتساپ در اختیار شورای روستا گذشته است که تصاویر ویرانیها را برایش ارسال کنند. خونسرخیها میگویند فراموش شدن بخشی از زندگی آنان است. سالهاست که آلودگی کارخانه آلومینیوم، نیروگاه و کارخانه کشتیسازی نیز بهسمت این روستا روانه میشود.
بارِ داغ و نان
صف کامیونها در گرمای تند بندر طولانی است. ماشینهای سنگین، باری ندارند؛ خالیِ خالی. از روز انفجار بزرگ، رانندهها شب و روز در اسکله سوخته منتظرند، بلکه باری بخورد و کیلومترها راه را با دست خالی به خانه برنگردند. آتش فروکش کرده است و آنها با غمی سنگین، در گرمای جانفرسا انتظار میکشند تا کار آواربرداری در اسکله شهیدرجایی به پایان برسد و دوباره به جاده بزنند.
بندریها در مرز سوگ و سرور
|پیام ما| با همه ما آشناترند، آنها که در ساحل جنوب، ساده، صمیمی و آرام زندگی میکنند. آنها که شادیشان ناب و خالص است و نهایتِ شادی، و غمشان از عمق سوزی که در صدا و سازشان موج میزند، چنگ به دل میزند. انگار خوب میدانند چطور نهایت یک حس را نشان دهند؛ از شادی تا غم، از تنهایی تا همبستگی. بندریها در عین سادگی، پیچیده و عمیقاند. شاید کمحرف باشند، اما چشمهایشان سخنها دارد و وای از روزی که با زبان ساز، بخواهند حرف دلشان را بزنند. این مردم نازنین، تاریخی از خوشیها و ناخوشیها، ظلمها و ایستادگیها، شجاعتها و همدلیها را پشت سر گذاشتهاند و حالا میشود همین مفاهیم را در زندگی روزمرهشان، موسیقیشان و فرهنگشان هم دنبال کرد. بندریها این روزها داغ سنگینی به دل دارند؛ داغی که ایران و جهان در آن شریک است. اما ما چقدر آنها را میشناسیم؟ تاریخشان و فرهنگشان و دغدغههایشان را چقدر خواندهایم؟ ما که چراغ نام بندر در ذهنمان با یک موسیقی شاد و پرشور روشن میشود، از گذشته و تاریخش چه میدانیم؟ حسین حسینزاده شهابی، کارشناس ارشد باستانشناسی است و بهعنوان معاون مرکز اسناد تاریخی شهرداری بندرعباس، پژوهشهای گستردهای در تاریخ و فرهنگ مردم این منطقه انجام داده است. از زبان او بیشتر با بندریها آشنا میشویم.
مردم پس از انفجار چه میخواهند؟
وقتی سیل میآید یا زلزله، مردم بهسرعت با حجم وسیعی از نیازهای فوری روبهرو میشوند؛ نیاز به پناهگاه، غذا، دارو و حمایت روانی. اما وقتی بحرانی رخ میدهد که شاید در ظاهر ابعاد آن به طور مستقیم به مردم مربوط نباشد، آسیبها کمتر نمایاناند. حادثه بندر شهید رجایی در صبح ششم اردیبهشت با برجایگذاشتن چند کشته، مفقودی و تعداد زیادی مجروح، فاجعهای انسانی و زیرساختی بهبار آورد که ابعاد آن را نمیتوان فقط در خسارات مادی و زیرساختی دید. عواقب این اتفاق میتواند در طولانیمدت دامنهای پیچیده و وسیع داشته باشد؛ همانطور که «رضا واعظیزاده»، کارشناس امور داوطلبان سازمان داوطلبان هلالاحمر به «پیام ما» میگوید حمایتهای روانی در سطوح مختلف یکی از اولویتهای اساسی است.
بحران بندر
|پیامما| تنها یک روز از فاجعه انفجار در بندر کانتینری شهیدرجایی گذشت که آمار جانباختگان به ۴۰ نفر و مصدومان بالای ۸۰۰ نفر رسید. اتفاقی که کشور را به عزای عمومی نشاند. اطفای حریق بهدلیل وجود مواد قابلاشتعال در کانتینرهای موجود، پیچیده شده و انفجارهای کوچک متوالی شرایط خطرناکی را رقم زده است. گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مسئولان استان هرمزگان موضوع ایمنی را پیش کشیدهاند و با وجود تأکید بر مشخص نشدن دلیل فاجعه اما گفتند تذکرهای لازم داده شده بود، اما اصلاحی انجام نگرفت. کارشناسان حملونقل دریایی و بنادر اظهارنظر قطعی نمیکنند بلکه بر موضوع مدیریت بحران در حادثهای پیچیدهای و فنی تمرکز میکنند. بهگفته کارشناسان، شواهد نشان میدهد پروتکلهای مدیریت بحران در حوادث بندری مانند آنچه رخ داد، اجرا شده است؛ اما ابعاد عظیم آتش و انفجار توان مدیریت زودهنگام را سلب کرده است. کمیته ویژه بررسی علل حادثه نیز تشکیل شده و حالا فقط زمان میتواند ابهامات ماجرا را روشن کند.
