بایگانی مطالب برچسب: اقتصاد

سقوط به «سیاه‌چاله جمعیتی»

بحران جمعیتی که بسیاری از کشورهای جهان درگیر آن هستند، به یک آینده ترسناک برای ایران تبدیل شده است؛ کاهش رشد جمعیت و فزونی‌گرفتن جمعیت سالمند کشور و افزایش هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و چالش‌های تمدنی از جمله مشکلاتی است که در سایه کاهش رشد جمعیت و افزایش جمعیت سالمندی ممکن است بروز کند. تهدیدی که وزارت بهداشت از آن به‌عنوان سیاه‌چاله جمعیتی یاد می‌کند.
سقوط به «سیاه چاله جمعیتی»

فرصتی برای مستأجـــــــران؟

یادداشت کریم

انکار رسمی اینترنت طبقاتی

| پیام ما | «فاطمه مهاجرانی» در جریان نشست خبری هفتگی در پاسخ به پرسش‌های نمایندگان رسانه‌ها درباره راه‌اندازی اینترنت پرو و مخالفت دولت با آن، گفت: «نگاه دولت بر مخالفت با هرگونه تبعیض است و برخورداری از اینترنت را حق همه مردم می‌داند. رئیس‌جمهوری پیگیر حقوق مردم است. هدف اینترنت پرو این بود که کسب‌وکارها دسترسی به اینترنت داشته باشند و بعد از برگشتن وضعیت به حالت عادی، این موضوع نیز برطرف می‌شود.»
انکار رسمی اینترنت طبقاتی

خسارت ۳۴۴ میلیارد تومانی هگتا در جنگ

مدیرعامل هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی (هگتا) از وارد شدن ۳۴۴ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان خسارت و عدم‌النفع به این هلدینگ و شرکت‌های تابعه در جریان جنگ رمضان خبر داد و گفت در دو ماه گذشته حدود ۳۷ هزار و ۲۰۰ نفر-شب از آسیب‌دیدگان جنگ در مراکز اقامتی این مجموعه اسکان داده شده‌اند.
گردشگری- اقتصاد- هتل میگون

بوم‌گردی در بحران هویت

می‌پرسم: «من با بوم‌گردی تماس گرفته‌ام؟» با اکراه می‌گوید: «نه! اقامتگاه سنتی، البته بوتیک هتل.» می‌پرسم: «عنوان در مجوزتان چیست؟» آرام می‌گوید: «بوم‌گردی ولی بوم‌گردی نیستیم. خیلی بهتریم. خودتان بیایید و ببینید. عکس‌هایمان هم در اینستاگرام هست. اصلاً خودتان قضاوت کنید ما بوم‌گردی هستیم یا بوتیک هتل؟» می‌گویم: «مگر بوم‌گردی چه اشکالی دارد؟» می‌گوید: «ما همه اتاق‌هایمان مستر است و تخت دارد. کف‌خواب نداریم. اتاق‌ها هم بسیار تمیز است. کاملاً هتلی.» چه شد که روزگار بوم‌گردی‌ها این‌گونه تلخ شد؟ چه شد که بوم‌گردی از یک روش عارفانه و بومی زیبا تبدیل به مقصد گردشگری مبتذل و ارزان شد؟ چه شد که بوم‌گردی از سبک زندگی بومی تبدیل به روش اقتصادی ناکارآمد و ناپایدار برای مردم روستایی شد؟ و شاید کلیدی‌ترین سؤال اینکه بعد از سه دهه، مفاهیم توسعه پایدار چه جایگاهی در بوم‌گردی‌ها پیدا کرد؟ توسعه به‌عنوان مفهومی غربی چه نسبتی با آبادگری ایرانی پیدا کرد؟ چه شد که نام بوم‌گردی این‌گونه زشت شد؟ برای بسیاری بوم‌گردی با برنامه ماه‌عسل و «عباس برزگر» و کته گوجه و روستاییِ میلیاردر شروع شد؛ اما برای بسیاری که رسانه نداشتند، پیش از آن با گروه «خوشه‌سار بومی» و مرام درویشی و عارف‌مسلکی شروع شده بود و حرف‌های برزگر راه به بیراهه بود. گذشتن از سد کرونا و هواپیمای اوکراینی و اعتراضات خیابانی و جنگ، درنهایت بعد از چند دهه از بوم‌گردی و اقتصادش تن نحیف و لاغری به جا گذاشت که به بیماری بدخیمی دچار است و به تلنگری از پا درمی‌آید. گشتن در معانی و حرف‌زدن درباره این مفهوم به همراه آسیب‌شناسی، حالا نیاز حیاتی این حوزه است.
بوم گردی در بحران هویت

سقوط آرام اقتصاد زنانی که تنهــــا نان‌آور خانه‌اند

| پیام ما | قطع اینترنت ۷۰ روزگی خود را پشت سر گذاشت. کشور در شرایط نه جنگ و نه صلح است. تورم از دیوار اقتصاد خانوارها بالا می‌رود. نگرانی‌های سیاست‌گذاران انرژی و تأمین مایحتاج مردم و... است. زنان سرپرست خانوار روستایی جای قابل‌توجهی در برنامه‌های دولت ندارند. زنانی که سال‌ها با اداره یک بوم‌گردی که بخشی از خانه‌شان است و با تولید صنایع‌دستی به کمک شبکه‌های اجتماعی و حضور گردشگران امرارمعاش می‌کردند، حالا هر دو را ازدست‌داده‌اند. هم فروش اینترنتی، هم گردشگر. این گزارش نگاهی دارد به تأثیر قطع اینترنت و کاهش گردشگر بر اقتصاد زنان سرپرست خانوار روستایی.
سقوط آرام اقتصاد زنانی که نان اور

روایت زندگی در جوار دود مشعل‌ها

وقتی از مناطق نفت‌خیز جنوب کشور گذر می‌کنی، حضور مشعل‌های متعدد فلرسوزی، یک امر کاملاً متداول و طبیعی است که جزء جدانشدنی زندگی مردمان بومی محسوب می‌شود. این در حالی است که برای کسانی که زیر سایه این شعله‌ها زندگی می‌کنند، این آتش دائمی نه فقط یک چشم‌انداز جالب، بلکه یک چالش عمیق در زیست روزمره محسوب می‌شود. این مشعل‌های همیشه روشن که برای سوزاندن گازهای اضافی استخراج شده همراه نفت تعبیه شده‌اند با نفوذ در لایه‌های زندگی مردم بومی، به‌مثابه نشانگان نابرابری عمل می‌کنند که نباید آنها را صرفاً یک چالش صنعتی یا معضل محیط‌زیستی تقلیل داد؛ بلکه باید آن را به منزله شکلی از خشونت فضایی و تغییر اجباری زیست‌بوم به بهانه توسعه خوانش کرد.
یادداشت محدثه امیری مقدم (1)

«گچساران» و ثروتی که هر شب می‌سوزد

یادداشت پدرام رفیعی (2)