بایگانی مطالب برچسب: اسرائیل
آوارهای شهری و شهروندانِ بیپناه
رد مرز بیش از ۷۱۷ هزار افغان
|پیام ما| رد مرز اتباع افغانستانی غیرمجاز با شتاب بیسابقهای در جریان است. آمار رسمی وزارت کشور نشان میدهد از ابتدای امسال ۷۱۷ هزار و ۶۵۸ نفر از اتباع از طریق سه گذرگاه مرزی به کشور افغانستان بازگردانده شدهاند و این روند همچنان ادامه دارد. درحالیکه چهار دهه از حضور مهاجران افغان در ایران میگذرد، اکنون قرار است تا پایان سال جاری جمعیت ردمرزشده به حدود سه میلیون نفر برسد، اما این اعداد تنها بخشی از ماجرای اخراج اتباع افغان است. روند بازگرداندن افغانهای غیرمجاز از کشور، اگرچه با اهداف امنیتی انجام میشود، ابعاد گسترده انسانی، اجتماعی و حقوق بشری آن را نمیتوان نادیده گرفت. این موضوع در رسانههای بینالمللی هم بازتاب گستردهای داشته داشته است؛ درحالیکه طالبان وعده عفو عمومی دادهاند، گزارشهای میدانی از سختیهای زندگی مهاجران بازگشتی حکایت دارد.
تخلف در بحبوحه جنگ؟
صورتجلسهای دوصفحهای با سربرگ «معاونت هماهنگی و امور مناطق» و عنوان «صورتجلسه شورای شهرداران» بدون پیوست و تاریخ و امضا در روزهای اخیر جنجالی شده است؛ صورتجلسهای که هدف آن «ارتقای کیفیت خدمترسانی»، «اتخاذ تدابیر مؤثر جهت تسهیل و تسریع در انجام امور مردم»، عنوان شده و تأکیدش روی «شرایط خاص کشور» است. معاون وزیر راهوشهرسازی اما معتقد است این صورتجلسه که اول تیرماه و در بحبوحه جنگ میان ایران و اسرائیل منتشر شده، مصداق تغییر در طرح تفصیلی است و سبب افزایش غیرمجاز و خارج از برنامه جمعیت میشود. «علی اعطا»، معمار و عضو سابق شورای شهر تهران، در گفتوگو با «پیامما» ایراد دیگری به این صورتجلسه وارد میکند: «برخی از این دستورالعملها، فارغ از اینکه تخلف از طرح تفصیلی و غیرقانونی است، مغایر با ملاحظات پدافند غیرعامل است. این تغییرات در موارد مربوط به پاکت حجم بنا، اعم از افزایش تراکم و سطح اشغال و تعداد طبقات، با ملاحظات پدافند غیرعامل سازگار نیست و حتی مغایر با آن است.»
بازگشت به مذاکره نیازمند یک شرط است؛ اعتماد به روند گفتوگو
رئیس جمهور با تاکید بر اینکه ما با مذاکره مشکلی نداریم، اما فجایعی که رژیم صهیونیستی در منطقه و کشور ما رقم زده وضعیت را بحرانی کرده است، گفت: امیدواریم پس از عبور از این بحران، باز بتوان به میز مذاکره بازگشت، البته این نیازمند یک شرط است: اعتماد به روند گفتوگو. نباید در میانه گفتوگو، مجدداً به رژیم صهیونیستی اجازه حمله داده شود و آتش جنگ آغاز گردد.
چرخ گردشگری دیگر نمیچرخد
|پیام ما| گردشگری در بحرانها همواره نخستین بخشی است که در معرض آسیب قرار میگیرد و آخرین بخشی که احیا میشود و به چرخه فعالیت بازمیگردد. این قاعدهای جهانی است و بسیاری از فعالان این صنعت در کشورهای مختلف همواره آن را «صنعتی ترسو» میدانند که با کمترین تغییرات بیشترین آسیبها را تجربه میکند. با توجه به این قاعده جهانی، گردشگری در ایران که حدود شش سال است بهطور مستمر با انواع بحرانهای داخلی و خارجی و بینالمللی مواجه بوده، نمیتواند شرایط مناسبی داشته باشد. حال به تمام این بحرانها مدیریت غیرتخصصی و نبود حمایتهای لازم از فعالان این بخش را هم که اضافه کنیم، گردشگری ایران همین که تا امروز دوام آورده و ایستاده، مدیون فعالان و دغدغهمندانی است که از دل تمام بحرانها کورسوی امیدی جسته و به آن امید بستهاند تا گردشگری را در کشوری کهن با ظرفیتهای قابلتوجه، زنده نگهدارند. جنگ ۱۲روزه اما ضربه مهلکی به این بخش وارد کرد. از لغو پروازها تا بروز ناامنی و در کنار تمام آنها، شروع بازداشت گردشگران در شهرهای مختلف، تعطیلی سفارتخانهها و هشدار به شهروندان کشورهای مختلف برای سفر به ایران، همه دستبهدست هم داد تا گردشگری باز هم تن به رکودی اجباری و آسیبهای اقتصادی قابلتوجه بدهد. آمار رسمی و منسجمی از میزان آسیب جنگ به این بخش در دست نیست، اما آمارهای جسته و گریخته از سوی برخی منابع اعلام شده که نشان میدهد خسارات جبرانناپذیری هم به سرمایه اقتصادی و هم به سرمایه انسانی این بخش وارد شده است.
زیرساخت سبز در سایه جنگ
بحران جنگی ۱۲روزه میان کشور عزیزمان ایران و رژیم صهیونیستی، تنها یک منازعه نظامی نبود؛ بلکه بهمثابه زلزلهای ژئوپلیتیکی، پیامدهای چندبعدی در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بر جای گذاشت. این جنگ، نه صرفاً تقابل سلاح و تاکتیک، بلکه بیانگر تنشهای مزمن منطقهای و شکنندگی ساختارهای توسعهیافته بود. درحالیکه نگاهها با اندوه فراوان به ویرانیها و جانهای ازدسترفته خیره مانده است، طنین خاموش پیامدهای اقتصادی و محیطزیستی نیز، بیصدا اما عمیق، آیندهای مبهم و سنگین را رقم میزند. این پیامدها نهتنها در قالب آمار و شاخصهای کلان نمود مییابند، بلکه در شکلگیری فضای روانی، گسست اجتماعی و افزایش فشار بر منابع طبیعی کشور نیز بازتاب گستردهای دارند. به بیان دیگر، بحران اخیر، میزان ناپایداری ساختارها را به نمایش گذاشت و لزوم بازنگری در مسیر توسعه ملی را بیشازپیش آشکار ساخت.
در سنگر ایران باستان چه گذشت؟
«حتی یک نفر از مقامات با من تماس نگرفت تا درباره وضعیت موزه سؤال کند، انگار اصلاً ما در شهر وجود نداشتیم.» جنگ بود. آتش میبارید و شهر خلوت شده بود. هر کس خود را به مأمنی رسانده بود و هیچکس نمیدانست یک ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. موزه ملی ایران استثنا نبود، در آنجا هم لحظات سختی میگذشت. روایت رئیس این موزه تنها بخشی از این سختی را نقل میکند؛ او از بیان بسیاری از سخنان عبور میکند و شاید قرار است در زمانی دیگر آنها را نقل کند. اما سختترین تجربه در آن ۱۲ روز همین جمله بود که نوکنده در سخنانش به آن اشاره کرد: در شهر بهجز آن چندنفری که مشغول انتقال اشیا به مخزن بودند و کارشناسان و دغدغهمندانی که دور و نزدیک پیگیر شرایط موزه بودند، کسی به آن ساختمان آجری نجیب و موقر تقاطع خیابان سیتیر و سرنوشتش در آن آتشافروزیها فکر نمیکرد؛ ساختمانی که حالا فصل جدیدی از تاریخ را از سر گذرانده است. «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، عصر دوشنبه در دبیرخانه ایکوم ایران در نشستی با عنوان «موزهها و منازعات» بخش کوچکی از آن ۱۲ روز سخت را مرور کرد. روزهایی که مدیران موزه با کمک کارکنان و جمعی از داوطلبان، بخشی از شناسنامه هویتی ایران را نجات دادند؛ آنهم در سختترین شرایط و با محدودیتهای بسیار. او بارها در سخنانش بر یک نکته تأکید میکند؛ بعد از گفتن از محدودیتها، بعد از مرور کمبودها و بعد از بیان مشکلات در آن شرایطی که همهچیز نامعلوم بود، میگوید: «ما در تمام لحظات فقط به نجات آثار فکر میکردیم.»
وقتش نرسیده قلبمان برای همخانههایمان بلرزد؟
خانههایمان در جنگ لرزید
