بایگانی مطالب برچسب: آموزشوپرورش
خسته از آموزش مجازی و مشکلات معیشتی
در حالی روز معلم فرارسیده است که مدارس همچنان به روی دانشآموزان و معلمان بسته بوده و آموزش از طریق بسترهای مجازی تداوم دارد، این موضوع موجب دلزدگی و خستگی معلمان شده است، از سوی دیگر آنها همچنان با مشکلات اقتصادی و چالشهای جمعیتی دستوپنجه نرم میکنند.
آموزش اجباری بذر آگاهی نمیکارد
نگاهی به کارزار اجباریشدن محیطزیست در مدارس
۴۴۵ هزار دانشآموز مهاجر پشت درهای بسته
درحالیکه وزارت کشور از «حمایت از تحصیل همه دانشآموزان اتباع» سخن میگوید، دادههای پژوهشی تازه نمایانگر شکاف میان سیاستهای اجرایی و واقعیتهای میدانی است: ۴۴۵ هزار کودک افغانستانی مهاجر از تحصیل بازماندهاند و از هر دو کودک مهاجر در سن تحصیل، یک نفر از دسترسی به آموزش محروم است. آماری که بهتازگی در نشست «وضعیتشناسی مهاجرین افغانستانی در ایران» مطرح شده، نشان میدهد فقط از سه مدرسه شهرری، ۴۲۰ دانشآموز افغان کم شده است و در جنوب تهران چهار مدرسه در اثر کاهش جمعیت دانشآموزی تعطیل شدهاند. از طرف دیگر، همزمان با محدود شدن دسترسی به آموزش بعد از جنگ دوازدهروزه، بعضی بیمارستانها و حتی مؤسسههای خیریه درمانی از پذیرش کودکان بیمار مهاجر شانه خالی کردهاند.
ضربه فنی آییننامه مسئولیت اجتماعی با پوپولیسم افراطی دولت
عدالت آموزشی با دانشآموزان گرسنه و معلمان دوشغله
|پیام ما| مدتی پیش خبر اجباریشدن پیشدبستانی منتشر شد. اما در کنار اجباری شدن، خبری از رایگان شدن این پایه تحصیلی نیست. اکثر پیشدبستانیهای کشور خصوصی هستند و مبالغی را دریافت میکنند که هر خانوادهای از پس پرداخت آن برنمیآید. همین امر باعث میشود کودکی که بهدلایل مالی نتوانسته پیشدبستانی را بگذراند، مدارک لازم برای ثبتنام در کلاس اول را نداشته باشد و نتواند وارد مدرسه شود. حتی اگر بههرنحوی موفق به ثبتنام شود، از لحاظ تحصیلی از همکلاسیهای خود عقبتر خواهد بود. این موضوع دلیلی شد برای برگزاری رویداد «عدالت آموزشی» ۲۳ مهر در کافهکارزار. در این نشست همچنین تعطیلی چهار مدرسه کودکان مهاجر و نبود عدالت آموزشی برای کودکان نیز مورد توجه قرار گرفت. فعالان حوزه کودک امیدوارند این رویداد باعث شود صدایشان شنیده شود؛ صدایی که برای دفاع از حق کودکان این سرزمین بلند شده بود.
ناترازی گاز فعلاً حل نمیشود
|پیامما| با شروع فصل پاییز یک بار دیگر موضوع ناترازی گاز خودش را مطرح کرده است. مسئلهای که احتمال قطع گاز در زمستان را، بهویژه در مناطقی که در انتهای خطوط اصلی گازرسانی هستند، مطرح کرده است. سخنگوی دولت اما در نشست خبری ۱۵ مهر در جمع خبرنگاران ابراز امیدواری کرد کشور با حداقل قطع گاز مواجه باشد. «فاطمه مهاجرانی» در این نشست گفت: دو میلیارد و ۲۰۰ میلیون لیتر سوخت ذخیره شده است. ما در ناترازی قرار داریم و این ناترازی ظرف یک سال یا شش ماه تمام نمیشود. عبور از این مسیر لازم است تا به صنایع آسیب نرسد و مردم هم باید همراهی کنند.» بهگفته او، گاز تحویلی به نیروگاهها نسبت به سال قبل افزایش قابلتوجه داشته است: «اقدامات لازم انجام شده است و امیدواریم حداقل قطعی گاز را در این مدت داشته باشیم.»
حسرت یک زندگی معمولی
این روزها پای درد دل خیلی از مردم که مینشینیم دنبال یک مفهوم گمشدهاند: «زندگی معمولی». بهنظر میرسد، داشتن یک زندگی معمولی بستری میخواهد که امروز خیلی از ایرانیها از آن دریغ شدهاند. با این وجود هستند کسانی که همچنان افرادی که زندگی معمولی میخواهند را مورد هدف قرارداده و آنها را قضاوت و تفسیر میکنند. این مطلب تلاش میکند از میان گستره وسیعی از ویژگیهای رسیدن به یک زندگی معمولی، یکی از دلایل اقتصادی ایجاد این حسرت را زیر ذرهبین ببرد و تحلیل کند. بنابراین به سراغ یکی از «تراژدی»های نسلی میرویم که با نقشهای در دست به میدانی فرستاده شده که هیچ شباهتی به آن نقشه نداشت. نقشه، همان قرارداد اجتماعی نانوشتهای بود که میگفت تحصیل، کار و پسانداز به یک «زندگی معمولی» و باثبات میرسد. اما میدان، واقعیتی اقتصادی بود که در آن قواعد بازی بهنفع سفتهبازی و انباشت دارایی تغییر کرده بود، نه کار و تخصص. این نوشته استدلال میکند که حسرت فراگیر برای «زندگی معمولی»، نه از سر تنبلی یا نوستالژی، بلکه محصول «اثر دن کیشوت» است: تلاش صادقانه اما بیهوده نسلی که با وفاداری به قواعد منقضیشده، در جنگ با آسیابهای بادی اقتصاد جدید، مدام شکست میخورد و سردرگم میشود.
تابآوری
سایه تهدید مکانیسم ماشه، بیش از آنکه بتواند بهلحاظ اقتصادی جامعه ایران را تهدید کند، در حال به چالش کشیدن آمادگی روانی جامعه است. برخی از تحلیلهای غیررسمی هشدار بحران اجتماعی میدهند. بااینحال، «غلامرضا معصومی»، استاد مدیریت بحران و سلامت در بلایا، در گفتوگو با «پیام ما» تأکید میکند که با تقویت تابآوری اجتماعی از طریق آموزش عمومی و اعتمادسازی میان مردم و نهادها میتوان نهتنها آسیبها را کاهش داد، بلکه ظرفیتهای جامعه را برای عبور از بحران ارتقا داد.
