بایگانی مطالب برچسب: جنگ

نجیب‌زاده اشکانی در پناه سنگر شنی

همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمه‌شبی که تهران با انفجارهای پی‌درپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمی‌دانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزه‌ها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم  ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش می‌رسد، آنها اما در سالن‌های موزه مشغول‌اند. موزه‌داران و کارکنان میراث‌فرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایت‌هایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان می‌داد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه به‌کار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسه‌های شن پنهان شده‌اند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفته‌اند. جنگ است و این آثار قرار است قرن‌ها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟ 

قلم‌های مستندنگار؛ چراغی روشن در میدان جنگ

جنگ‌افروزان آرزوهای محمد را پرپر کردند

بدن زنان و نظمی که فرومی‌پاشد

تاریخ روایت جنگ، تاریخ حذف بدن زنانه است. در میان روایت‌های مرسوم از جنگ اغلب جای یک روایت خالی‌ است: آنچه بر بدن زنان می‌گذرد. بدن زنانه معمولاً یا به‌مثابه‌ قربانی خاموش دیده می‌شود یا تصویری نمادین از صبوری و فداکاری. حال آنکه بدن زنان صرفاً شاهدی خاموش بر وقایع نیست، بلکه خود میدان نبردی‌ است که جنگ در آن رخنه می‌کند و اثر می‌گذارد. در روزهایی که جنگ میان ایران و اسرائیل به شدیدترین شکل خود رسید و ترس و اضطراب به زندگی روزمره‌ میلیون‌ها نفر سایه افکند، بدن بسیاری از زنان، به‌ویژه در مناطق در معرض تهدید، دچار تغییرات عمیق و نگران‌کننده‌ای شد؛ از قاعدگی‌های نامنظم و دردناک گرفته تا زایمان‌های زودهنگام و تجربه‌های پراضطراب مادری در سایه‌ بمب و آوار.

بس دل و دیده که در خون جگر خواهد بود

درباره زخم‌هایی که پس از جنگ، سر باز کرده است

پادکست ۰۵تیر

شبی که مرگ پشت پنجره ایستاد

بامداد سوم تیر شبی عجیب برای ساکنان جغرافیای تهران بود. این را می‌شد از چشمان گودرفته پرستارانی که صبح آمده بودند تا شیفت‌ را تحویل بگیرند، خواند. همه گوشی‌به‌دست در حال قطع و وصل فیلترشکن برای دنبال‌کردن اخبار بودند. موجی از امید و شادی در جمع حاکم بود. عده‌ای اما به این سکون و سکوت تحمیلی خوش‌بین نبودند. کافی‌ است در هنگامه جنگ بیمار باشی و یا بیماری داشته باشی تا دریابی بالاتر از سیاهی رنگی هست. در شبی که آسمان تهران از دود و نور پرندگان جنگی روشن بود، بیماران و همراهانشان اوقات عجیبی را گذراندند؛ شبی که دیگر سوم تیرماه نیست و به شب آتش‌بس معروف است.

طبیعت، قربانی خاموش جنگ‌ها

جنگ‌ها همیشه ویرانی به‌همراه دارند؛ معمولاً تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها و آسیب به شهرها را ارزیابی می‌کنند، اما کمتر به آسیب واردشده به طبیعت توجه می‌شود. وقتی گلوله‌ها و بمب‌ها به زمین می‌خورند، جنگل‌ها می‌سوزند، آب‌ها آلوده می‌شوند و اکوسیستم‌ها از‌ بین می‌روند. این آسیب‌ها گاهی به‌سرعت رخ نمی‌دهند؛ بلکه به‌مرور زمان زندگی گیاهان، حیوانات و سلامت درازمدت مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.