بایگانی مطالب : جامعه

دلایل عدم اتحاد معلولان

دلایل عدم اتحاد معلولان

عدالت در حاشیه شهرت

اتهام علیه یک سلبریتی بار دیگر پرسش قدیمی درباره مرز میان «شهرت» و «مسئولیت اجتماعی» را زنده کرد. «مرتضی قلیچ»، جامعه‌شناس، به «پیام ما» می‌گوید: «در جامعه‌ای هیجان‌زده که چهره‌های مشهور می‌توانند الگوهای اخلاقی و فرهنگی باشند، هر حادثه‌ای با مرکزیت یک سلبریتی می‌تواند افکار عمومی را دوپاره کند و به‌سرعت یک دوقطبی بسازد.» به تعبیر جامعه‌شناسان دیگر در چنین جامعه‌ای سازوکار قدرت در «فرهنگ شهرت» آشکار می‌شود؛ جایی که رسانه‌ها و هواداران، گاه به‌جای جست‌وجوی حقیقت، به بازتولید چرخه‌ای از ستایش، انکار و سرزنش قربانی می‌پردازند.
عدالت در حاشیه شهرت

سودای رفتن، رنج ماندن

«هنوز نرفتی؟»، «پس کی میری؟». اینها دیگر سؤالات ساده‌ای نیستند؛ به تکیه‌کلام نسلی تبدیل شده‌اند که در وطن خود احساس غربت می‌کند. شهریور و مهر، که زمانی فصل بازگشت و شروع دوباره بود، حالا به فصل تلخ رفتن‌ها و تحریم‌های بین‌المللی و فروپاشی اقتصادی، رؤیای رفتن را برای عده‌ زیادی به تعویق انداخته یا ناممکن کرده است. این وضعیت، یک گروه اجتماعی جدید و بزرگ را به وجود آورده است: جمعیتی که نه می‌توانند بمانند و نه توان رفتن دارند؛ گروهی که در سالن انتظار ترمینال بزرگی به‌نام ایران، معطل و سرگردان مانده‌اند.
سودای رفتن، رنج ماندن

پرونده پرحاشیه بازنگری حریم باغ فین کاشان

ماجرای حریم باغ تاریخی فین کاشان، یکی از شناخته‌شده‌ترین باغ‌های ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو، بار دیگر به صدر خبرها بازگشته است. پس از افشای نامه‌ای از سوی شهرداری کاشان خطاب به وزیر میراث‌فرهنگی با درخواست بازنگری در حریم این باغ تاریخی، فعالان میراث‌فرهنگی نسبت به خطر کوچک‌شدن حریم ملی هشدار داده‌اند. در مقابل، مقام مسئول وزارت میراث‌فرهنگی صراحتاً هرگونه تغییر را رد کرده و تأکید دارد هیچ اصلاحی در محدوده قانونی این باغ انجام نشده است. این وضعیت، تصویری پیچیده از یکی از حساس‌ترین پرونده‌های میراثی کشور را پیش چشم کارشناسان قرار داده است؛ پرونده‌ای که در قلب آن، مفهومی بنیادین از حفاظت و توسعه شهری نهفته است و سؤالی که باز هم مطرح می‌شود: آیا می‌توان حریم آثار تاریخی را برای اجرای پروژه‌های شهری تغییر داد؟
پرونده پرحاشیه بازنگری حریم باغ فین کاشان

یک‌دهه حصر «کوروش»

در همچنان بر همان پاشنه‌ای که بود، می‌چرخد. بیش از ۹ سال گذشته و هنوز هم ۷ آبان که می‌رسد، حصر «کوروش» آغاز می‌شود؛ درست در روزی که مشهور است «این پادشاه ایرانی به بابل اندر آمد و مردم زیر پای او شاخه‌های سبز ریختند.» امسال هم شنیده‌ها حاکی از آن است که تمام راه‌های ورودی به پاسارگاد بسته شده‌اند. بومگردی‌ها اجازه فعالیت و پذیرش مسافر ندارند. درهای مجموعه پاسارگاد که موسوم به مقبره کوروش است، از چند هفته پیش بسته‌ شده‌اند. کارگاه‌های مرمت مجموعه تعطیل‌ شده‌اند. کارمندان، پژوهشگران و مرمتگران پایگاه جهانی پاسارگاد به خانه‌هایشان رفته‌اند و ترجیح می‌دهند به تلفن‌هایشان پاسخ ندهند. افرادی که پیش‌ازاین در بزرگداشت‌های کوروش شرکت کرده‌اند، با دردسرهای بسیاری مواجه شده‌اند. پاسارگاد در روز کوروش سوت‌وکور است، گویی که گرد مرگ و نیستی بر آن پاشیده‌اند. خبری از شادی و حضور گسترده مردم نیست.
یک‌دهه حصر «کوروش»

از مقبره مادر سلیمان تا آرامگاه کوروش

از مقبره مادر سلیمان تا آرامگاه کوروش

چندصدایی در قلمرو کوروش

چندصدایی در قلمرو کوروش

پاسارگاد باغ شاهی که فرو می‌نشیند

|پیام ما| «آرامگاه بنیانگذار دودمان شاهان پارس در وسط یکی از باغ‌های شاهی واقع است که آب فراوانی در آن جاری است. درختان زیاد و سبزه و چمن آن را احاطه کرده است.» این توصیفی است که «اریستوبولوس» مورخ یونانی که همراه اسکندر بود، از پاسارگاد ثبت کرده. مطالعات باستان‌شناسان نیز نشان می‌دهد این منطقه سرزمینی آباد و حاصلخیز و مشجر بوده است. شاید امروز که بیم فرونشست تا عمق جان آثار بازمانده از عصر هخامنشی نفوذ کرده، باور این تصویر سخت باشد؛ اما پاسارگاد که در حال تبدیل شدن به دشتی غیرقابل کشت و سکونت است، روزگاری باغی بود مصفا که محبوب‌ترین شاه هخامنشی در آن مقبره‌ای داشت. حالا همان مقبره در معرض تهدید فرونشستی به عمق ۲۰ سانتی‌متر است و در تمام این سال‌ها گوش شنوایی برای هشدار کارشناسان درباره تغییر الگوی کشت و توقف برداشت‌های بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، وجود نداشته است.
پاسارگاد باغ شاهی که فرو می‌نشیند

کوروش؛ چهره‌ای میان تاریخ و سیاست

کوروش؛ چهره‌ای میان تاریخ و سیاست

کوروش؛ آزادی‌خواه یا جهان‌گشا

کوروش؛ آزادی‌خواه یا جهان‌گشا