بایگانی مطالب : اقتصاد
گردشگری با چاشنی محلی
گردشگری غذا ابعادی از تجربیات فرهنگی را ارائه میدهد که با بومگردی ادغام میشود. در اقامتگاههای محلی، مسافران فرصت دارند تا در فضایی طبیعی و اصیل با فرهنگها و غذاهای محلی آشنا شوند و تجربیات غنیتری از سبک زندگی و عادات غذایی جوامع مختلف به دست آورند. بومگردی، با تأکید بر حفظ میراث فرهنگی و طبیعی، به گردشگران این امکان را میدهد که نهتنها غذاهای محلی را بچشند بلکه در فرآیند تهیه آنها نیز مشارکت کنند. این تعامل به ایجاد ارتباط عمیقتری با فرهنگ مقصد منجر میشود و مسافران را به مشاهده و درک عادات و سنتهای غذایی آن جامعه ترغیب میکند. رسانهها در این میان، نقش مهمی ایفا میکنند. با افزایش محبوبیت شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال، زیباییشناسی غذا به یک موضوع جذاب و قابل اشتراک گذاری تبدیل شده است. مردم به شکل و ظاهر غذاها توجه بیشتری دارند و این موضوع به ترویج فرهنگ غذایی و اشتراک آن بین کشورها کمک میکند.
بیمههای بیاثر
اواخر آذرماه پارسال شعلهها بهسرعت به کپرهای اقامتگاه «کاشکیلو» رسید. دیررسیدن آتشنشانی و مشکلات در سیستم اطلاعرسانی به نهادهای امدادی باعث شد خساراتی سنگین و نزدیک به دو میلیارد برای این اقامتگاه بومگردی شهداد باقی بماند که هنوز هم زخمهای آن باقی است. «پیامما» سال گذشته در گزارشی بیمه اقامتگاههای بومگردی را بررسی کرده بود، اما پیگیریهای دوباره نشان میدهد هنوز هم در بر همان پاشنه میچرخد. «سرور اسکندری»، مدیر کاشکیلو، درباره پیگیریهایش برای پرداخت خسارت از سوی بیمه به «پیامما» میگوید هنوز بعد از گذشت ماهها بهدلیل قوانین بیمه نتوانسته خسارت واردشده را دریافت کند. موضوعی که بار دیگر ضرورت بازنگری و تقویت پوششهای بیمهای اقامتگاههای بومگردی را مطرح میکند و این پرسش را پیش میآورد که چرا چارچوب بیمهها متناسب با فضای اقامتگاهها نیست؟
مهاجرتی که دیگر معکوس نیست
اواخر دهه ۸۰ بود، آن روزها که گردشگری هنوز نفس میکشید و امیدها هنوز زنده بود برای آمدن مهمانهایی از آنسوی مرزها. همان روزها بود که اولین خانههای بومگردی، شدند میزبان مهمانان ماجراجویی که بهدنبال تجربههای ناب و تازه بودند و هدفشان از سفر شناخت بیشتر فرهنگها بود و دمخور شدن با آدمها و دنیاهای جدید. هر روز به تعداد مهمانان و بومگردیها اضافه میشد. بومگردیها خانههای باصفا و کوچکی بودند با میزبانانی که گردشگری را میشناختند و با ذائقه مسافران تا حدودی آشنا بودند. رونق گرفتن این خانهها بهانهای شد تا جوانان بیشتری برگردند و خانههای اجدادی را احیا کنند. کاهگل دیوارها را نو کنند و روایت خانه را برای مسافران بازگو کنند. در نقاط مختلف کشور، قصه آدمهایی که ماجرایشان پایان مشابهی داشت دهانبهدهان نقل شد؛ پایانی با نام «خانه بومگردی».
تراژدی بومگردی
از آن روزهایی که مفهوم «بومگردی» و بهویژه «اقامتگاه بومگردی» در ادبیات گردشگری ایران زاده شد، حالا نزدیک به دو دهه میگذرد. پیشگامان بومگردی در ایران، بیش از یک دهه، یعنی از اواسط دهه ۱۳۸۰ تا اواسط دهه ۱۳۹۰ شمسی سخت تلاش کردند تا بومگردی را به فرزند تنیِ گردشگری تبدیل کنند؛ درست زمانی که بخشهای مختلف، بهویژه هتلداران، اقامتگاههای بومگردی را تهدیدی جدی علیه کسبوکار خود میدانستند و شمشیر را برای این کسبوکارهای بومی از رو بسته بودند؛ غافل از اینکه نه مشتریان بومگردی، مشتری هتل میشوند و نه برعکس. سالها زمان برد تا خوشهساری که با گرد هم آمدن بومیان و صاحبان بومگردیها از سراسر کشور شکل گرفته بود، به بار بنشیند و در نهایت، انجمنی شکل گیرد تا حافظ منافع این صنف باشد؛ به نام «جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران». حالا بعد از دو دهه، «بومگردی» یک روز در تقویم هم دارد؛ اتفاقی که کمک میکند این مفهوم بیشتر در جامعه شناخته شوند. اما همانطور که مسیر شناختهشدن مفهوم بومگردی در گردشگری ایران تاکنون هموار نبوده، ادامه مسیر هم چندان هموار نیست. چالشهای عمدهای این بخش را تهدید میکند؛ توسعه بیضابطه و ناپایدار، نبود استاندارهای شفاف و عملی، نبود نظارت دقیق و تخصصی، فقدان زیرساختها در جوامع بومی و… تنها بخشی از چالشهایی است که این روزها بومگردی را تهدید میکند.
از خاموشی برق تا تغییرات اجباری
در روستایی بیبرق در دل کوههای کرمان، میان خانهای خشتوگلی شاهرود، یا اقامتگاهی بومی کنار دریا، هرکجا که نام بومگردی بر سر در خانهای نقش بسته، روایتی پنهان است؛ روایتی از رؤیای زندگی آرام و اصیل در دل طبیعت که امروز در سایه مشکلات اقتصادی، تغییرات بیضابطه، نگاه تجاری و بیتوجهی به اصالتهای فرهنگی، به محاق میرود. این گزارش، از دغدغههای صاحبان بومگردیها میگوید؛ از آنان که میان ماندن و رفتن، میان اصالت و درآمد، گرفتارند.
بومگردی در مسیر پایداری
در دل کویر سوزان اما دلفریب کرمان، جایی که باد بر خاک هزارساله میوزد، کاروان بومگردی ایران منزل میکند. جشن ملی بومگردیها قرار است در این پهنه فرهنگی و طبیعی برگزار شود؛ رویدادی که نهفقط گردهمایی فعالان گردشگری، بلکه نمودی از پیوند انسان با طبیعت و هویت بومی است. «یاور عبیری»، رئیس جامعه اقامتگاههای بومگردی، در گفتوگو با «پیام ما»، از دلایل انتخاب کرمان بهعنوان میزبان این جشن میگوید؛ استانی که بهگفته او با تنوع اقلیمی، معماری منحصربهفرد و استقبال روزافزون گردشگران، شایسته چنین رویدادی است. او همچنین به چالشهای فرهنگی، ضرورت حفظ ریشههای بومی و تلاشهای صورتگرفته برای بهبود کیفیت خدمات میپردازد و درباره استفاده از انرژیهای پایدار در اقامتگاهها و راهکارهای غلبه بر موانع موجود سخن میگوید.
برای برندسازی «روز بومگردی» برنامهریزی کنیم
«محمد جهانشاهی» نامی آشنا در حوزه گردشگری ایران است؛ مردی که بیش از سوابق مدیریتیاش، با ایدههای نو و دغدغههایش برای توسعه پایدار گردشگری شناخته میشود. از روزهایی که به عنوان معاون گردشگری و رئیس پایگاه میراث جهانی بیابان لوت در کرمان فعالیت میکرد تا زمانی که سکان ادارهکل میراثفرهنگی استان سمنان را برعهده داشت و حالا که در جایگاه معاون گردشگری داخلی و دبیر کمیته ملی طبیعتگردی کشور فعالیت میکند، جهانشاهی همواره نگاهی متفاوت به گردشگری داشته است. در سالهای اخیر نام او بیشتر با مفهوم «گردشگری سبز» و ایده «راه ادویه» گره خورده است؛ مسیری که به دنبال احیای جادههای تاریخی تجارت ادویه و پیوند فرهنگها و جوامع محلی است. اما شاید یکی از مهمترین دستاوردهای او ثبت روز ۳۱ اردیبهشت به عنوان «روز بومگردی» در تقویم رسمی کشور است. او در گفتوگو با «پیام ما» درباره ایده این کار صحبت کرده و از چالشها و چشماندازهای بومگردی ایران گفته است.
از دل خاک تا بوم ایران
| پیام ما | در قلب دیار کریمان، جایی که آوای فرهنگ بومی در خانههای خشتی و عطر طبیعت در کویر لوت طنینانداز است، نخستین جشنواره ملی بومگردی ایران با حضور سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برگزار شد. این جشن، به بهانه روز ملی بومگردی، نهفقط یک گردهمایی که تلاشی است برای بهتصویرکشیدن ریشههایی که هنوز در خاک ماندهاند و شاخههایی که بهسوی آینده قد کشیدهاند. این آیین، صحنهای است برای درخشش اقامتگاههای بومگردی که با بیش از چهار هزار واحد فعال در سراسر ایران، نهفقط سقفی برای گردشگران که تپشهای زنده گردشگری پایدار و پاسدار هویت فرهنگی کشوراند.
«رفع تداخل» یا سلب مالکیت
|پیامما| شش دهه از تصویب قانون ملی جنگلها میگذرد. چه در دوران پیش از انقلاب و چه پس از آن، موضوع رفع تداخلات اراضی جامعه محلی با آنچه بهنام منابع ملی میشناسیم، همواره یکی از موضوعات مهم دولت بوده است. تداخلی که معمولاً بهدلیل محدودیتها هم به ضرر جامعه محلی تمام شده است و هم به ضرر منابع ملی. این میان، سوداگری گروهی اندک در قالب طرحهایی که بهعنوان زمینخواری مطرح میشود نیز مطرح است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی اعلام کرده است که پس از انقلاب اسلامی تصویب «قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی» و ایجاد کمیسیونهای مربوط به آن در استانها، بهعنوان اقدامی مؤثر در این زمینه بود. قانونی خوب که شیوه اجرای آن، کارایی لازم را از آن گرفته بود. بهنظر میرسد این مطالعه کمیسیونهای مربوطه فقط رفع تداخلات را میبینند نه مدیریت آن را؛ همین نبود مدیریت، زندگی جامعه محلی را خدشهدار کرده است. همچنین، این گزارش هشدار میدهد کمیسیونها نباید بهبهانه رفع تداخل در حدود مالکیت تداخل کنند.
چرخهای صنعت گیرکرده در بیبرقی
پنج تشکل صنفی، در نامهای به رئیسجمهور خواستار بازنگری فوری محدودیت برق شدهاند. از نگاه انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، انجمن سنگآهن ایران، انجمن نوردکاران فولادی ایران، خانه معدن و انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان کشور محدودیت ۹۰ درصدی برق فرقی با اعلام تعطیلی ندارد. وزیر صمت تأکید کرده است این تصمیم که بدون حضور نماینده این وزارتخانه اتخاذ شده، در تضاد کامل با تفاهمنامه اخیر با وزیر نیرو است و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گفتوگو با «پیامما» میگوید، در شرایط ناترازی شدید، بهترین راه برای کنترل اوضاع این است که بهاندازه سال گذشته، برق در اختیار هر استان قرار گیرد.
