بایگانی مطالب : محیط زیست
خط قرمز نامرئی؛ تکنولوژی یا شبه علم
در شرایطی که بحران مدیریت پسماند در روستاهای شمال کشور، بهویژه استان گیلان، چهرهای هشدارآمیز به خود گرفته، همه نگاهها به طرحهایی دوخته شده که در ظاهر، پرچم «نوآوری» و «خلاقیت» را در دست دارند. تجربههایی چون سالکده و لسکوکلایه، در ظاهر نشانههایی از پیشرفت در مدیریت پسماند روستاییاند، اما آنچه نگارنده را وادار به نوشتن کرده و در پس این تصاویر رسانهای پنهان مانده، پرسشهایی است که اگر بیپاسخ بمانند، فردا با فاجعهای مواجه میشویم که دیگر امکان جبران ندارد. سوال اصلی این نیست که از فناوری استفاده کنیم یا نه. سؤال این است: از چه فناوری، با چه استانداردی و با چه مکانیزم کنترل و نظارتی استفاده شود؟ آیا برای گریز از یک بحران، باید بهسمت بحرانی دیگر رفت؟ از سوی دیگر، باید بپذیریم که این نوع فناوریها در انتهای چرخه مدیریت پسماند واقع شدهاند و با حذف پروسه مدیریت پسماند نمیتوان به نتیجه شگفت و قابلقبول رسید.
سرخهحصار در آستانه مرگ
ارزشگذاری مالی بر اثرات اجتماعی و محیطزیستی
اگر بخواهیم اقتصادی فراگیرتر و پایدارتر داشته باشیم، باید اثرات مثبت اجتماعی و محیطزیستی را قابلسنجش، ارزشگذاری مالی و مشوقپذیر کنیم. این گزارهمحوری گزارشی است که نشان میدهد چرا مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی، دیگر فقط دغدغهای اخلاقی نیستند، بلکه از نظر اقتصادی نیز تصمیمی هوشمندانه بهشمار میروند.
دریاچههای صورتی استرالیا در حال ناپدید شدن!
در دل گلوگاههای اخرایی و سواحل فیروزهای استرالیای غربی، رنگی غیرمنتظره چشمها را میگیرد صورتی پررنگ، شبیه به فسفری. دریاچههای نمکی صورتی این منطقه، هزاران سال است که بخشی شگفتانگیز از چشمانداز طبیعی محسوب میشوند؛ از افسانههای بومیان گرفته تا کارتپستالهای تعطیلات خانوادگی. اما طی دو دهه گذشته، دو دریاچه صورتی مشهور این منطقه بهتدریج رنگ شاخص خود را از دست دادهاند. کارشناسان میگویند دلیل این تغییر نگرانکننده، ترکیبی از استخراج بیرویه نمک و اثرات فزاینده تغییراقلیم است. بااینحال، امید به بازگشت رنگ صورتی همچنان زنده است؛ چه از مسیر مداخلات علمی هدفمند و چه با کمک خود طبیعت.
تاکید بر تسریع تامین مالی طرح ساماندهی فاضلاب شهر بندرعباس
جلسه هم اندیشی تامین مالی طرح ساماندهی و بازچرخانی فاضلاب شهربندرعباس با حضور معاونان و مدیران ایمیدرو و نمایندگان شرکت های سهامدار و "تامین و توسعه زیرساخت خلیج فارس"(مجری) در محل ایمیدرو برگزار شد.
خودسوزی «هور» در ریه خوزستانیها
آتشی که بر بستر خشک «هورالهویزه» افتاده، هنوز آرام نگرفته است. دود سیاه و غلیظ از آن سوی مرز عراق، در استان «العماره» تا غرب و جنوب خوزستان، نفس چند میلیون نفر را تنگ کرده است. حالا پنج ماه بعد از آغاز خودسوزی گسترده در هورالهویزه، نارضایتیهای مردمی بالا گرفته است. کاربران شبکههای اجتماعی اعتراض خود را نسبت به آلودگی هوا و انتشار دود غلیظ و بوی نامطبوع در شهرها بهویژه اهواز اعلام میکنند و پویش مردمی درخواست رسیدگی به آتشسوزی هورالعظیم با عنوان «من نمیتوانم نفس بکشم» در اینستاگرام به راه افتاده است. همچنین، کارزاری با عنوان «درخواست پیگیری آلودگی هوا ناشی از سوزاندن هورالعظیم» امضاهایش اکنون به بیش از ۱۵ هزار رسیده است. امضاکنندگان این کارزار که خطاب به رئیسجمهوری، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست نوشته شده، خواستار تشکیل کارگروهی ویژه و با اختیارات کامل شدند تا به وضعیت آلودگی شدید هوای خوزستان، بهویژه کلانشهر اهواز، دشت آزادگان و هویزه رسیدگی شود. در متن این کارزار آمده: «طی سالهای اخیر وضعیت آلودگی هوا ناشی از سوزاندن هورالعظیم در این مناطق به طرز غیر قابل تحملی تشدید شده است؛ بهطوریکه میزان ذرات معلق و غلظت آلایندهها در بسیاری از روزها رکورد آلودگی هوا در کشور است و این معضل، زندگی شهروندان را با مشکلات فراوانی مواجه ساخته است. بحران آلودگی هوا، خصوصاً دود ناشی از سوزاندن هورالعظیم، در کنار معضلات آبوفاضلاب، زندگی در این شهرها را برای مردم، بهویژه کودکان و سالمندان، بسیار دشوار کرده و مشکلات تنفسی و بیماریهای مختلف را بهصورت تصاعدی افزایش داده است.»
جادهای به تباهی طبیعت
از تخته کردن طرحها تا انحلال سازمان منابعطبیعی
بهای سنگین «اکسیر جوانی»
|پیام ما| «آرگان» از سالها پیش یکی از اصلیترین عناصر برندهای لوکس آرایشی دنیاست. برندها به اینکه شامپوها، کرمها و سرمهایشان «حاوی روغن آرگان» است، میبالند و فروش «طلای مایع» اصل و بیرقیب را تبلیغ میکنند. خریداران هم در آرزوی داشتن مویی پرپشت و پوستی نرم و مرطوب، برای آرگان سر و دست میشکنند. اما کمتر کسی میداند که این «اکسیر جوانی» از راهی دور میرسد، از جنگلهای آرگان در مراکش؛ جایی که زنان مهمترین نقش را در تولید این محصول بومی دارند. آنها دانههای آرگان را میچینند، میشکنند و با سنگ آسیاب خرد میکنند و روغنش را بیرون میکشند. اما فاجعه از جایی در حال آغاز است که تقاضای روزافزون روغن آرگان، جنگلهای کهنسال را به آستانه فروپاشی کشانده است.
شلیک در پارک ملی گلستان
«محمود شهمرادی فرمانده پاسگاه محیطبانی سولگرد، در پارک ملی گلستان به شهادت رسید.» خبر تلخ است، تلختر میشود وقتی میدانیم سه ماه قبل محیطبان «یاسر مصدق» در همین پارک ملی به شهادت رسیده است. هر دو محیطبان سالها در این پارک ملی خدمت کرده و زیر و بم آن را میشناختند. دراینباره که چطور درگیری شروع شد؟ چه کسی اول شلیک کرد؟ شکارچیان چند نفر بودند و محیطبانان چند نفر؟ چطور خبردار شدند؟ بر سر پیکر همکار شهیدشان در منطقه سولگرد چه گفتند؟ و... میشود طوری نوشت که با خواندنش اشک مخاطب برای مظلومیت محیطزیست و محیطبانان درآید. اما بیایید از زاویه دیگری به این مسئله نگاه کنیم؛ اینکه چرا پس از فاجعه دوم، بحثهای جدی درباره اثربخشی حفاظت مشارکتی ایجاد شد؟ کارشناسانی که سالها در پارک ملی گلستان فعالیت کردهاند، در گروههای تلگرامی و … چه میگویند؟ وقتی سازمان حفاظت محیطزیست از حفاظت مشارکتی حرف میزند، منظورش چیست؟ آیا تعریفی از این شیوه دارد؟
آرزوهای سبز
در ایران، کار خبرنگاران سخت و پرچالش است و گاهی با بهایی سنگین همراه میشود: محدودیت دسترسی، فشارهای پنهان و سکوت رسانهای. بااینحال، هستند کسانی که با جسارت و تعهد، تکههای حقیقت را از چنگِ انواع سوداگران و مافیاهای جورواجور بیرون میکشند و به ما نشان میدهند. در گزارش پیشرو، طی پرسشنامهای، سؤالاتی که شهروندان و همینطور تعدادی از فعالان محیط زیست از خبرنگاران داشتهاند را با ۹ نفر از خبرنگاران این عرصه مطرح کردهایم. آنها از امیدها و ناامیدیشان درباره خبرنگاری، دغدغههای شغلی و آرزوهایشان گفتهاند. در آرزوهای آنها
