بایگانی مطالب : محیط زیست
کشت برنج در اصفهانِ فرونشسته
|پیامما| برداشتهای بیرویه آب از سفرههای زیرزمینی برای کشاورزی، در پی اضافه بارگذاریهای آبی بر زایندهرود و از دسترس خارجشدن منابع آبی قابلاستفاده برای کشت و زرع در اصفهان، عامل اصلی فرونشست در این منطقه بزرگ جمعیتی معرفی میشود. بااینحال، کشاورزان این استان حالا به برداشت آب از چاههای عمیق روی آوردهاند. اکنون برداشت آب از چاه، چسبیده به مناطق مسکونی شهری، جایی که همین حالا هم در خطر فرونشست گسترده قرار دارد، برای برنجکاری انجام میشود. محصولی که در میان تمام محصولات کشاورزی نامش به «آببری» شهره شده است. دانشگاه صنعتی اصفهان پیشنهادهای جوابپسدادهای برای مدیریت این بخش دارد که هم کاشت برنج منجر به فرونشست نشود و هم نفع کشاورز در آن دیده شود. پیشنهادی که از سوی دولت و مردم جدیگرفته نشده است.
«تنگ دیل»، شاهد مرگ بلوطها
«البرز زارعی» بعد از خاموش کردن آتش «خامی» در خردادماه سال ۹۹، به کوه دیل رفت. خودش تعریف کرده بود که «داخل دیوارهای گیر کردم. آتش از پایین زبانه کشید و آمد سمت من. هیچ راه فراری نداشتم. همانجا ماندم و سوختم.» او در دشت دیل سوخت، در میان بلوطها و بادامها. دو هفته جسم عفونتکردهاش در بیمارستان برای زنده ماندن تلاش کرد، اما نشد. او برای حفظ درختان تنگ دیل کهگیلویهوبویراحمد جانش را به آتش داد، همان جایی که حالا میخواهند با جادهسازی درختانش را نابود کنند و محلیهایش نام البرز از دهانشان نمیافتد: «البرز برای حفظ درختان اینجا جانش را داد، حیف!». این پوشش گیاهی متراکم بعد از تونلی است که برای روان شدن تردد بین گچساران تا روستای دیل و چرام کشیده شده، اما فعالان میگویند نیازی به عریض کردن جاده در خروجی تونل نیست؛ آنهم در منطقه حفاظتشده. بهانه فعلی اما ملی بودن این طرح است و حمایت نماینده مردم گچساران در مجلس بدون توجه به اثرات مخرب محیطزیستی و بیتوجهی ادارهکل محیطزیست استان به این تخریب، نگرانیها را چندین برابر کرده است.
انتخاب راهی سبز برای آنان که میخواهند محیطبان شوند
سینما، زیستبوم و آگاهی جمعی
تراژدی مرگ در باغوحش ارم
یک خبر مرگ دیگر از باغوحش ارم آمد. اینبار «لئو» تولهشیر پرحاشیه یک سال گذشته، توسط همنوعانش در این باغوحش کشته شده است. آبانماه پارسال یکی از ورزشکاران رزمی فیلمهایی از این تولهشیر در خانهاش منتشر کرد. بعد از انتشار این فیلم و واکنش فعالان حقوق حیوانات به حضور این حیوان در خانه این ورزشکار، سازمان حفاظت محیطزیست مجبور به مداخله شد. پس از حواشی بسیار، مانند عکس گرفتن فرمانده وقت یگان حفاظت محیطزیست با این ورزشکار و بیاطلاع جلوه دادن این ورزشکار از قانون، درنهایت با فشار افکار عمومی، اسفندماه پارسال تولهشیر به باغوحش ارم سپرده شد. حالا تنها هفت ماه بعد از انتقال این تولهشیر به باغوحش خبر آمده که با شیرهای دیگر درگیر و کشته شده است. این خبر یکبار دیگر نظارت ضعیف بر باغوحشها و بیتوجهی به وضعیت نگهداری گونهها را مطرح کرده است.
تغییراقلیم علیه کارگران جهان
با گرمتر شدن کره زمین، آسیبپذیرترین کارگران جهان تحت فشار شدید قرار گرفتهاند. در سال ۲۰۲۴، هند گرمترین سال تاریخ خود را ثبت کرد و در برخی مناطق دما به ۵۰ درجه سلسیوس رسید. امسال تابستان، موجهای گرما در ایالات متحده، اروپا و آسیا زندگی روزمره را مختل کرده و جان بسیاری را گرفته است. بااینحال، در این شرایط، توجه کمی به کارگران پوشاک -که بیشتر آنها زن هستند- میشود؛ افرادی که صنعت مد جهانی را در حرکت نگه میدارند، حتی وقتی سلامت و ایمنیشان در خطر است. صنعت مد مسئول حدود هشت درصد از انتشار گازهای گلخانهای جهان است. درحالیکه بسیاری از برندهای جهانی هدفهایی در راستای انتشار کربن صفر تعیین کردهاند و اغلب استراتژیهای اقلیمی صرفاً بر محاسبه میزان کربن متمرکز هستند؛ کارگرانی که با افزایش گرما و محافظت اندک روبهرو هستند، اغلب از این برنامهها جا میمانند. این نهتنها ناعادلانه است، بلکه فرصتی ازدسترفته برای ایجاد صنعتی مقاوم و آماده برای آینده محسوب میشود.
تجربه جهانی شکار مجاز و نقش آن در حفظ مناطق قرق
کاسه گردوغبار، ۹۰ سال بعد
«کاسه گردوغبار» (Dust Bowl) نامی بود که به دشتهای جنوبی ایالات متحده آمریکا دادند؛ جایی که در خشکسالی دهه ۱۹۳۰ درگیر طوفانهای شدید غبار شد. با وزش بادهای شدید، گردوغبار خفهکننده مناطقی از تگزاس تا نبراسکا را درنوردید، دامها را تلف کرد و محصولات کشاورزی در سراسر منطقه را از بین برد. کاسه گردوغبار تأثیرات اقتصادی خردکننده رکود بزرگ را تشدید کرد و بسیاری از خانوادههای کشاورز را به مهاجرت ناامیدانه در جستوجوی کار و شرایط زندگی بهتر سوق داد. رمان معروف «خوشههای خشم» نوشته «جان اشتاینبک» نیز با همین سوژه شکل گرفت و در سال ۱۹۴۰ «جان فورد» با اقتباس از آن فیلمی ساخت که اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرد. اما در آن دهه چه گذشت و این بحران چگونه مهار شد؟
پروانه شکار برای حفاظت یا قلعوقمع؟
«من بشخصه مخالف شکارم. در عمرم هم شکار نکردهام. اما به صرف مخالفت من، سه میلیون اسلحه شکاری در دست مردم ایران دود و شکار متوقف نمیشود؟ در مقوله مدیریت و حفاظت از حیاتوحش ما با مسائل و پیچیدگیهای زیادی روبهرو هستیم و با صرف مخالفت زبانی با یک فرایند نهتنها کار درست نمیشود، بلکه ممکن است نتیجه بیش از یک دهه تلاش، در عرض یک هفته از بین برود و نابود شود.» اینها صحبتهای «طاهر قدیریان»، کارشناس حیاتوحش، است. «افشین دانهکار»، استاد دانشگاه تهران، نیز قرقها را ظرفیت بخش خصوصی در عرصه حفاظت میداند، همچنان که «حامد ابوالقاسمی»، حفاظتگر و دبیر انجمن حفاظتگاههای خصوصی حیاتوحش، معتقد است نتیجه نادیدهگرفتن ظرفیت مردمی و مخالفت با صدور پروانه شکار، قلعوقمع حیاتوحش و افزایش تعارضات خواهد بود.
کرکس، سرمایه ارزشمند اکوسیستم
