بایگانی مطالب : جامعه

در روزهای جنگ ضرورت همدلی برای عبور از بحران

جنگ آغاز شده است؛ رخدادی که تنها به خطوط درگیری محدود نمی‌ماند و آثار آن به سرعت در لایه‌های مختلف جامعه گسترش می‌یابد. صدای انفجار شاید در نقطه‌ای مشخص شنیده شود، اما بازتاب آن در ذهن و روان میلیون‌ها نفر طنین می‌اندازد. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که جنگ، پیش از آنکه یک رویارویی صرفاً نظامی باشد، یک وضعیت اجتماعی پیچیده است؛ وضعیتی که در آن میزان انسجام و همبستگی ملی، نقشی تعیین‌کننده در کاهش آسیب‌ها ایفا می‌کند.
در روزهای جنگ ضرورت همدلی برای عبور از بحران

پرپر شدن شکوفه‌های میناب

من مادرم، مادری که هر روز صبح لقمه صبحانه دخترکش را با عشق در کوله پشتی‌اش می‌گذاشت و دخترک شاد و شیطانش را راهی مدرسه می‌کرد؛ من مادرم، مادری که با عشق مادرانه‌اش او را می‌بوسید و می‌بویید اما غافل از آنکه این آخرین دیدار مادرانه من است. این آخرین بوسه‌های مادرانه من بر گونه و پیشانی دخترکم است؛ آه از این غم و از آن صبحی که به جای زنگ تفریح، آخرین نفس‌هایت با صدای بمب فرو نشست.
پرپر شدن شکوفه‌های میناب

جنگ شد

|پیام ما| «بچه‌ام مدرسه است...حالا چه خاکی به سر کنم؟» زنی از خانه‌اش در محدوده «هفت‌تیر» جیغ می‌زد و از مردم کمک می‌خواست. صدای انفجار از هر طرف پایتخت به گوش می‌رسید. حدود ساعت ۹:۳۰ صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴، هنوز بچه‌ها مدرسه بودند که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند و بسیاری دیگر از شهرها با موجی از حملات روبه‌رو شدند. ‌شورای‌عالی امنیت ملی هم از پاسخ کوبنده ایران خبر داد. این آغاز تحولاتی تکان‌دهنده در منطقه است: آغاز جنگ.
جنگ شد

ایران در آتش دل‌ها کنارهم

ایران در آتش دل‌ها کنارهم

جامعه تنهایان

جامعه تنهایان

وقتی گروه، نجات‌دهنده است

زیست اجتماعی، حس تعلق به قبیله و حمایت از گروه، مفاهیم مشترکی در ناخودآگاه و حافظه جمعی بشر هستند. اگرچه توسعه زندگی شهرنشینی و افزایش سرعت آن در سایه اینترنت بیش‌ازپیش فردیت را گسترش می‌دهد، اما کماکان نیاز به حضور در گروه یک نیاز غیرقابل‌انکار است. در شرایط بحرانی که بقا تهدید شده و موجودیت افراد در معرض خطر است، عضویت در گروه و شنیده‌شدن است که به آدمی اطمینان می‌بخشد. با توجه به وضعیت تعلیق و یأس فزاینده‌ای که به‌دنبال وقایع دی‌ماه در جامعه ایران وجود دارد، گروه‌های متعددی به‌صورت مستقل و عام‌المنفعه اقدام به برگزاری گروه‌درمانی حمایتی کرده‌اند. «رانه»، یکی از مراکز خصوصی در تهران است که با برگزاری جلسات گروه‌درمانی حمایتی در راستای ایفای مسئولیت اجتماعی و همراهی با مردم دردمند عمل می‌کنند.
وقتی گروه، نجات‌دهنده است

زنان مدیران پنهان اضطراب‌های جمعی

جامعه ایران هم‌زمان با بحران اقتصادی و زیستن در زیر سایه جنگ، به‌تعبیر جامعه‌شناختی، بدل به «جامعه ریسک» شده است. در چنین شرایطی که اضطراب به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود، زنان از حاشیه به متن می‌آیند و با کار عاطفی تبدیل به مدیران خانواده می‌شوند و بار اصلی این اضطراب و حفظ انسجام خانواده را بر عهده می‌گیرند. به‌گفته «فاطمه موسوی»، جامعه‌شناس، در این شرایط زنان از بدن خود هزینه می‌کنند و دچار مشکلات عدیده جسمی و روحی می‌شوند.
زنان مدیران پنهان اضطراب‌های جمعی

خاموش کردن اعتراض تا فهم تعارض

توسعه وقتی از فهم اجتماعی تهی باشد، دیر یا زود با تعارض روبه‌رو می‌شود. تجربه بسیاری از پروژه‌های صنعتی و عمرانی نشان داده است تعارض اجتماعی را نه می‌توان با پول خاموش کرد و نه با فشار، حل. راه پایدار، بازتعریف مسئولیت اجتماعی به‌عنوان بخشی از منطق بقا و حکمرانی بنگاه است؛ جایی که جامعه نه مانع توسعه، بلکه شریک آن است.
خاموش کردن اعتراض تا فهم تعارض

«هخا» اخراج شد، اما سر خم نکرد

روایتی از زندگی «عبدالمجید ارفعی»، صدای ایران باستان
«هخا» اخراج شد، اما سر خم نکرد

شکوه بی‌مرز

|پیام ما| بعد از تجربه موفق مشارکت جهانی برای نجات معبد باستانی مصر در جریان ساخت سد بلند اسوان؛ که به بزرگترین نجات باستان‌شناسی جهان مشهور شد؛ یونسکو در سال ۱۹۷۲ کنوانسیون حفاظت از میراث جهانی را در هفدهمین نشست خود در پاریس تصویب کرد. کنوانسیونی که تا امروز بالغ‌بر ۱۹۰ کشور به آن متعهد شده‌اند و خود را ملزم به حفاظت از میراث جهانی می‌دانند. ایران جزو اولین کشورهایی بود که به این کنوانسیون پیوست؛ در روز هفتم اسفند ۱۳۵۳(در ۲۶ فوریه ۱۹۷۵). کنوانسیونی که چند سال بعد کمیته‌ای برای ثبت آثار تاریخی کشورها در فهرستی جهانی با نام کمیته میراث جهانی تشکیل داد که نخستین رئیس آن «فیروز باقرزاده» بود. این کمیته در نشست سالانه خود، به بررسی پرونده‌های مربوط به آثار تاریخی کشورها می‌پردازد و با رأی اعضا با ثبت این آثار در فهرست جهانی موافقت یا مخالفت می‌کند. نزدیک به یک سال از انقلاب ۵۷ گذشته بود و ایران هنوز درگیر التهاب بود که «شهریار عدل»، باستان‌شناس جوان ایرانی، راهی مصر شد. قرار بود این مأموریت به «فیروز باقرزاده» که تا پیش از سال ۵۷ رئیس کمیته میراث جهانی یونسکو بود، سپرده شود؛ اما اقداماتی غرض‌ورزانه از سوی برخی افراد، باعث شد شهریار عدل به‌تنهایی این مأموریت را انجام دهد. او چهارم آبان ۱۳۵۸ به قاهره رفت و در سومین نشست کمیته میراث جهانی یونسکو حاضر شد. دستاورد او از این سفر در آن روزها که میراث‌فرهنگی آخرین چیزی بود که مسئولان و مردم به آن فکر می‌کردند، ثبت سه اثر شاخص ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو بود. «چغازنبیل»، «نقش‌جهان» و «تخت‌جمشید»؛ در آن سال جهانی شدند و بعد‌ازآن، با شروع جنگ، این روند تا سال‌ها متوقف ماند.
شکوه بی‌مرز