بایگانی مطالب : میراث
پاسداشت حافظه زمین و انسان
روز جهانی باستانشناسی
تختجمشید میدان توسعه و تعارض
|پیام ما| «بیش از ۹۰ درصد نمایندگان از ایجاد محدودیت حرایم [آثار تاریخی] ناراضی هستند. ما قول میدهیم كه حتماً یک بازنگری در ضوابط حرایم در سراسر كشور داشته باشیم. نمیشود قانونی وضع كنیم كه ۹۰ درصد نمایندگان از آن ناراضی باشند.» این جملات بخشی از نطق وزیر میراثفرهنگی در جلسه رأی اعتمادی است که منجر به سپردن سکان میراثفرهنگی کشور به او شد. بسیاری از کارشناسان و علاقهمندان به میراثفرهنگی همان روزها و پسازآن نسبت به عواقب این رویکرد و وعدهای که وزیر به نمایندگان مجلس داد، هشدار دادند و ابراز نگرانی کردند. آنها امروز را میدیدند و خوب میدانستند ماجرایی که از بافت تاریخی گرگان و محوطههای باستانی آغاز شود، بالاخره روزی به آثار شاخصی مثل پاسارگاد و تختجمشید میرسد. ماجرای بازنگری در ضوابط حریم به تختجمشید رسید و حامی آن هم نماینده مرودشت در مجلس بود. هرچند با واکنشهای عمومی و تشکیل کارزاری در این زمینه، موضوع تعرض به حریم تختجمشید و نقشههای منتشرشده تکذیب شد، اما با رویکردی که مدیران میراثفرهنگی در پیش گرفتهاند، نگرانی نسبت به تختجمشید و تمام آثار تاریخی ایران همچنان به قوت خود باقی است. توسعه شهری با قلدری تمام به حریم آثار تاریخ خزیده و مدیران میراثفرهنگی بیش از هر اقدامی، با کلمات بازی میکنند و بازنگری در ضوابط حریم را «تدقیق» حرایم میخوانند. با گذشت نزدیک به ۱۰ روز از رسانهای شدن این موضوع و تأکید نماینده مرودشت بر موافقت میراثفرهنگی با طرح تفصیلی و تعرض به حریم درجه دو تختجمشید، هنوز واکنش و توضیح شفافی از سوی معاون میراثفرهنگی کشور که مسئول مستقیم این اتفاق است، ارائه نشده.
زنان کویر، طلایهداران امید
بهبهانه دو دستاورد بینالمللی کرمانیها
بازی شکار گوزن و باستانشناسی!
چگونه خیر جمعی نادیده گرفته میشود؟
باستانشناسی، دانش ریشهها و افق آینده
باستانشناسی ایران نیازمند تعامل بینالمللی است
|پیام ما| امروز روز جهانی باستانشناسی است؛ دانشی که ما را به ریشههایمان وصل میکند. دانشی که پاسخ بسیاری از سؤالات بشر را داده و هنوز هم بهدنبال پاسخ سؤالات بسیار دیگری است. دانشی که شاید در سالهای اخیر بیش از همیشه مورد بیمهری قرار گرفته است؛ هم از سوی مسئولان و هم از سوی آنها که «حفاران غیرمجاز» میخوانیمشان. آنها که لایههای فرهنگی را که محل مطالعه و کاوش باستانشاسان است، در تمامی محوطههای باستانی ایران تاراج کردهاند. افرادی که با تخریب لایههای فرهنگی و تاریخی محوطههای باستانی ایران، میراث ارزشمند کشور را تاراج میکنند. این غارتگران که گاه خود را باستانشناس معرفی میکنند، تلاش میکنند چهرهای مشروع از خود بسازند و اعتبار بزرگانی را که جان و جوانیشان را برای شناخت حلقههای گمشده تمدن ایران صرف کردهاند، خدشهدار کنند. امروز شاید فرصتی باشد برای گفتن از اهمیت و ارزش این دانش ارجمند که نقش پررنگی در هویتبخشی به جوامع بشری دارد. با «جلیل گلشن»، باستانشناس پیشکسوت و رئیس پیشین پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، درباره این روز و کاوشهای انجامشده در ایران گفتوگوی کوتاهی داشتیم. او معتقد است باستانشناسی امروز ایران نیاز به تعامل بینالمللی دارد؛ چراکه این دانش مرز نمیشناسد و این تعامل میتواند منجر به رشد دانش باستانشناسی و توسعه همکاریهای بینالمللی در ایران شود.
زنان «گوجینو» زندگی را به کویر برگرداندند
زنانی که هنر گذشته مادرانشان را احیا کردند تا بخشی از مبلغ آن را به حفظ و احیای قناتهای روستاهایشان اختصاص دهند و چهار سال برای ثابت کردن نیتشان به مردان روستا تلاش کردهاند، حالا یکی از دلایل جهانی شدن نام روستای شفیعآباد شدهاند و فقط یک چیز میخواهند: «حفظ و احیای قناتها برای ادامه زندگی و زایش امید».
ساخت غسالخانه روی محوطه ۷هزارساله
گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبتملیشده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوهبر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ میگویند غسالخانهای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستانشناسان را شگفتزده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یکبهیک سر از خاک بیرون میآوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که میتوانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کردهاند: «گودینتپه». بیمهریها به گودینتپه سابقه چند دههای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراثفرهنگی از سوی دیگر روبهرو است. شهرداری و اوقاف بیتوجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش میبرند، کارشناسان میراثفرهنگی نگراناند غسالخانه به بهرهبرداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراثفرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.
بازگشت جامعه به مأموریت موزه هنرهای معاصر
زمین با دستان زنان نفس میکشد
در جهانی که هر روز، بحرانهای زیستمحیطی عمیقتر میشوند، بسیاری از کنشگران محیطزیست میکوشند با ابزارهای علمی، آموزشی و قانونی جلوی تخریب منابعطبیعی را بگیرند. در این میان، اکوتوریسم بهعنوان یکی از راهکارهای حفاظت از طبیعت، نقشی دوگانه دارد: از یکسو میتواند به پاسداری از محیطزیست کمک کند و از سوی دیگر -درصورت مدیریت نادرست- به تخریب آن بینجامد. کمبود نیروی حفاظتی، زیرساختهای ناکافی، نبود منابع مالی پایدار و همچنین، بیبهره ماندن جوامع بومی از منافع گردشگری، نیاز به مشارکت مردمی را در حفاظت از محیطزیست پررنگتر کرده است؛ مشارکتی که تنها با ارتقای آگاهی عمومی و جلب توجه به بهرهبرداری پایدار از منابعطبیعی امکانپذیر است. کمک به حفاظت از ارزشهای بومی و توجه به میراث ناملموس، اهمیت ویژهای در اکوتوریسم دارد. به همین دلیل، در گفتوگو با «افسانه احسانی»، مدرس اکوتوریسم و مدیر مؤسسه «آوای طبیعت پایدار» که راهی متفاوت را آزموده و از «هنر برای حفاظت» بهره برده، از تجربهاش در این زمینه پرسیدیم. از مفهومی که میخواهد میان زیبایی، خلاقیت و حس زندگی با حفاظت از طبیعت پیوند برقرار کند.
