بایگانی مطالب : کشاورزی
از زبالهها به شاهکارها
|پیامما| در دل کپنهاگ، در مرکز معماری دانمارک، نمایشگاهی با نام «بازآفرینی» گشایش یافته که در آن، بازیافت و استفاده مجدد از مصالح، راهی برای مقابله با بحرانهای اقلیمی است. این نمایشگاه با تکیه بر قدرت تغییرات فرهنگی، از مفاهیم سنتی زیبایی فاصله میگیرد؛ جایی که هر قطعه از مواد دورریختهشده، داستانی تازه از فرصتهای بیپایان برای ساخت آیندهای پایدارتر را روایت میکند.
زنگ خطر تابستان داغ از اروپا تا ایران
|پیامما| باد گرم هشدارها را با خود میآورد. در روزهایی که هنوز بوی بهاری دارد، مؤسسه «ماکس پلانک» در آلمان با پیشبینی تابستانی بیسابقه در گرما برای اروپا، بار دیگر زنگ خطر تغییراقلیم را به صدا درآورد. این بار، آنچه در پیش است، نهفقط برای اروپا بلکه برای ایران و بسیاری نقاط جهان پیامدهایی جدی دارد. درحالیکه جهان همچنان با بحران اقلیمی دستوپنجه نرم میکند، گزارش تازهای از مؤسسه ماکس پلانک برای مطالعات هواشناسی در هامبورگ منتشر شد که توجه بسیاری را جلب کرده است. بهگفته این مؤسسه، اروپا احتمالاً با یکی از گرمترین تابستانهای چند دهه اخیر روبهرو خواهد بود؛ پیشبینیای که برپایه دادههای دقیق اقیانوسی شکل گرفته است. تجمع غیرعادی گرما در اقیانوس اطلس شمالی عاملی کلیدی در این پیشبینی محسوب میشود.
لشکرکشی گونههای مهاجم
گونههای مهاجم چه آسیبهایی برای مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست دارند؟ پروژه بینالمللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی چه نقاط ضعف و قوتی داشته؟ نگاه حراستی و امنیتی به محیطزیست چه تبعاتی بر این حوزه دارد؟ وقتی از مشارکت مردم حرف میزنیم آیا حاضریم تصمیمگیری را هم به آنها بسپاریم؟ اینها و موضوعات دیگر، همگی موضوع سخنرانیهای سومین همایش «پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده» بود که توسط ادارهکل حفاظت محیطزیست استان فارس و دانشگاه شیراز و با همکاری دانشگاه کشاورزی و منابعطبیعی گرگان، دانشگاه تهران، دانشگاه حکیم سبزواری، دانشگاه تربیت مدرس و سازمان حفاظت محیطزیست در دانشگاه شیراز برگزار شد.
«رمون» در تنهایی سوخت
«رَمون» در آتش سوخت و روایت مردم محلی میگوید ۷۰ درصد یک روستا خاکستر شد. آتشی که گویا بهدلیل عبور غیراستاندارد کابلهای برق فشار قوی از اراضی باغی و بیتوجهی شرکت توزیع برق به هشدارهای مردم اتفاق افتاده است. بیش از یک سال از اعتراض و زنهارهای مردم که جرقههای اتصال شبکه را در میان درختان میدیدند و برقگرفتگی یک باغدار میگذرد، اما هیچ اقدامی انجام نشده است. حالا باغها سوخته، دامها سوخته، خانهها سوخته و اهالی در نبود توزیع اقلام مورد نیاز امدادی، «حاشیهخوابِ جاده» شدهاند. تنها چشمه تأمینکننده آب روستاها هم سوخته است و اهالی میگویند: «حالا از آب رودخانه مینوشیم.» آبی که نهتنها بهداشتی نیست بلکه میتواند منشأ بسیاری از بیماریها باشد: «حتی چشمه سوخته است.» رمون به محرومیت عادت دارد. در این منطقه نه مدرسهای وجود دارد، نه خانه بهداشتی و نه جاده و مسیر دسترسی قابلاعتنایی که حتی نیروهای امداد را زودتر به آنان برساند. رمون جایی در مناطق صعبالعبور جیرفت استان کرمان، در تنهایی خودش و مردمانش سوخت. مسئولان کرمان اما میگویند: «هنوز ارزیابی خسارت انجام نشده است. میزان خسارت را اعلام میکنیم.» میزان کدام خسارت؟ آتش یا محرومیت سالها مانده بر تن رمون و ساکنانش؟
برنج؛ ترجیح واردات به تولید
|پیامما| «کدام محصول را میتوانیم یک سال در انبار خانه خود نگه داریم و بعد بفروشیم؟ چه بکاریم که حداقل هزینههای کار حتی بعد از یک سال به ما برگردد؟ ناچاریم برنج بکاریم. میگویند آب نداریم برنج نکارید. مگر آب برای بقیه محصولات هست؟! لااقل برنج خراب نمیشود، ما هم باید درآمد داشته باشیم، چطور وزارت جهادکشاورزی متوجه این موضوع نیست؟» این صحبتهای یک شالیکار در استان اصفهان است؛ یکی از استانهایی ممنوعه برای کشت برنج. شبیه همین حرفها را شالیکاری دیگر در خوزستان میگوید. جملههایی که آغاز دردسر برای شالیکاران در شمال کشور بهویژه گیلان است. جای دیگری که نباید، برنج میکارند و شالی شمالیها روی دستشان میماند. اما فقط شالیزارهای استانهای ممنوعه نیستند که مشکلات متعددی برای استانهای مجاز به کشت برنج ایجاد میکنند، بلکه واردات بیرویه این محصول هم هست. وارداتی که با ارز ترجیحی انجام میشود و دو سال پیاپی برنج گیلانیها را روی دستشان گذاشته است. آنهم برای تأمین چه میزان برنج؟ برای تأمین محصولی که روزانه ۸ تن آن هدر میرود.
قابهای شکسته مستندهای سبز
در غیاب دوربینهای مستندسازان محیطزیست، بحرانها در حال شدتگرفتناند. در سالهای اخیر، با توجه به تشدید خشکسالی، تغییراقلیم، نابودی زیستگاهها و خطر انقراض گونههای جانوری اهمیت ساخت این نوع مستندها بیشتر به چشم میآید. بااینحال، چالشهایی که بر سر راه مستندسازان این حوزه قرار دارد، روند تولید را کند میکند. «پیام ما» در بررسیهای خود تلاش کرد به آماری از روند و تعداد ساخت این مستندها برسد، اما ازآنجاکه آمار جامعی از ساخت این نوع مستندها وجود ندارد، مقایسه تعداد مستندهای حاضر در جشنوارههای داخلی مانند فجر و سینما حقیقت طی سالهای مختلف حاکی از کاهش یافتن تعداد آنهاست. این درحالیاست که در شرایط کنونی که کشور با بحرانهای محیطزیستی مختلف دستبهگریبان است، چنین مستندهایی میتوانند برای تحلیل این مسائل و پیدا کردن راهحل مناسب راهگشا باشد. اما با اینکه این نوع مستندها در محفلهای محیطزیستی و بین مخاطبان بیشتر مورد اقبال عمومی قرار میگیرند، در بین مسئولان دولتی نادیده گرفته میشوند. این نکتهای است که مستندسازان این حوزه هم در گفتوگو با «پیام ما» به آن اشاره میکنند و از نبود حمایتهای لازم در روند تولید و پخش میگویند.
ابهام در آینده غذایی ایرانیان
«اگر با این رویکرد ادامه دهیم، کشاورزی در بسیاری از مناطق ایران از دست خواهد رفت و چشماندازی روشن برای تولید غذا، حفاظت از نظامهای میراث کشاورزی و تنوعزیستی کشاورزی وجود نخواهد داشت.» این گفته «مائده سلیمی»، پژوهشگر حوزه کشاورزی پایدار و حاکمیت غذایی، است. او معتقد است باید نظام کشاورزی متناسب با تغییرات جهانی و نیازهای ملی و محلی تغییر کند. از توان سرزمینی، اکولوژیکی و تنوعاقلیمی کشور برای حل چالشهای موجود استفاده شود و اینها محقق نمیشود، مگر با تغییر رویکرد جدی و بهبود عملکردی در وزارت جهادکشاورزی. در گفتوگو با این پژوهشگر از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد؟ چه کارهایی تاکنون انجام داده؟ و اگر کشاورزی بومی ما خوب و استفاده از آفتکشها بد است، چرا کشاورزان خلاف آن عمل میکنند؟
مواجهه با دریای گردوغبار
«اگر ۱۰ سال قبل کسی میگفت در مازندران غبار وجود دارد، همه فکر میکردند شوخی میکند، حالا چی؟ غبار به اینجا هم رسید.» این جمله را یکی از اهالی بابل میگوید که در چندین عکس و فیلم از آنجا در کانال بابلیها و دیگر کانالها، این شهر را هم با ریزگرد اندک نشان میدهد. در سالهای اخیر غبار راهش به گلستان و بعد مازندران باز شد. مهمترین راهی که غبارها طی کردهاند، از بیابان قرهقوم ترکمنستان بوده؛ اما حالا که آب خزر عقب نشسته، بیم افزایش غبارهای داخلی هم بالا گرفته است. شنهای ساحل با پسروی دریا رطوبت خود را از دست میدهند و آب دریا که قبلاً تالابهای مهم استانهای شمالی را سیراب میکرد، هر روز کمرمقتر از قبل میشود. چنانچه استاندار مازندران در روزهای اخیر گفت «۱۵ هزار هکتار از ۴۵ هزار هکتار پهنه آبی تالاب میانکاله رو به خشکی رفته است.»
سالی ۱۲۱ هزار ذره پلاستیکی در بدن ما!
خرچنگهای گوشهگیر اگر حق انتخاب بین دو صدف حلزون دریایی را داشته باشند، میدانند کدامیک خانه بهتری است. این تا زمانی است که قدرت تفکرشان با بلعیدن ریزپلاستیکها مخدوش نشده باشد. درواقع، ریزپلاستیکها بر قدرت تصمیمگیری این خرچنگها که برای بقایشان مهم است، تأثیر بسزایی دارند. آنها تنها نیستند: بهنظر میرسد در سراسر قلمرو حیوانات ذرات بسیار ریز پلاستیک باعث تغییر رفتار و اختلال در قدرت تشخیص میشود. قرار گرفتن در معرض این ذرات موشها را فراموشکارتر و غیراجتماعیتر کرده است، زنبورها مشکل یادگیری پیدا کردهاند و گورخرماهیها اضطراب بیشتری از خود نشان میدهند. چنین یافتههایی میتواند هشداری برای انسانها باشد.
«سوءتفاهم» جلوی انتقال آب به ایلام را گرفت
|پیامما| ۳۵ درصد آب مورد نیاز شهر ایلام از چشمه گلگل تأمین میشد، اما حالا ارتباط این شهر با این منبع آب قطع شده است. ماجرا از این قرار است که شرکت آبوفاضلاب استان ایلام با احداث ۱.۵ کیلومتر خط لوله جدید میخواهد لوله انتقالِ فرسوده را جمعآوری و از حوادث احتمالی جلوگیری کند، اما اهالی شهرستان ملکشاهی (که چشمههای گلگل در محدوده جغرافیایی آنان قرار گرفته است) جلوی اتصال این خط را گرفتهاند. مدیرعامل شرکت آبوفاضلاب میگوید: «طرح را نیمهکاره رها کردیم تا آرامش از بین نرود. مردم دچار سوءتفاهم شده بودند. چشمه گلگل اصلاً توان اضافهبرداشت ندارد.»
