بایگانی مطالب : آب
ایران و فرصت ازدسترفته مد پایدار در کاپ۳۰
زنان در گردشگری ایران؛ از حضور به اثرگذاری
گفتوگو با گلناز آتابایی، جانشین مدیرعامل دالاهو، درباره نقش زنان در تحول صنعت گردشگری ایران
پایداری از مسیر آب، انرژی و غذا
در شهری به دنیا آمد که نامش رنگوبوی آب زلال داشت. اما آب «آبیک» طعمی ناگوار داشت و هوایش نفسی آلوده به گرد سیمان. همین ناسازگاری در سالهای نوجوانی نگاه او را به محیطزیست حساس کرد و بعدها مسیر حرفهای او را تغییر داد. ریاضیات را دوست داشت و در دانشگاه مهندسی عمران خواند، اما خیلی زود فهمید قلبش جایی دیگر است؛ آنجا که میتواند در آب و محیطزیست جستوجو کند. برای کارشناسیارشد، مهندسی محیطزیست را انتخاب کرد و با پایاننامهاش درباره تصفیه پیشرفته و بازچرخانی آب، نخستین گام جدی خود را در این مسیر برداشت. کارشناس سابق پایش دفتر پایش فراگیر سازمان حفاظت محیطزیست و استاد سابق و مدعو رشته مهندسی انرژی دانشکده فیزیک و انرژی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در دکتری مسیر علاقه به محیطزیست را ادامه داد. حدود سیسالگی بخشی از پژوهشهایش را در فرصت مطالعاتی در دانشگاه مریلند آمریکا گذراند؛ تجربهای که نگاه محلی او را دگرگون کرد و آموخت بحران آب، انرژی و غذا، قصهای جهانی است. عضو تیم تحقیقاتی مرکز علم و توسعه دانشگاه علم و صنعت، باور دارد آینده پایدار تنها از دل فناوری نمیگذرد، بلکه به انسانهای آگاه و مسئول نیاز دارد. او از نقش پررنگ زنان در صنعت تجدیدپذیر و عبور آن از کلیشههای جنسیتی میگوید، هرچند همچنان به گفتوگو و ایجاد فرصت برابری نیازمند است. «لیلا بابائی»، امروز، در ۳۸ سالگی، تلاش دارد با کار بر روی پروژههای ملی و روایتگری در شبکههای اجتماعی علم و دغدغه را به هم پیوند زند و از تضادهای زیستهاش پلی کوچک بسازد برای تغییرات بزرگ.
پزشک فاسد، دزد جان و مال
در حاشیه استعفای معاون آموزش وزیر بهداشت
پرندگان باغ گیاهشناسی کر میشوند!
روایت جانهای سوخته جنوب
صبح روز پنجشنبه، ۲۲ آبان، «مهیم» و «فاطمه»، دو دختر جوانشان «راحله» و «مریم»، «عبدالله» پسرشان و «زینب» همسر باردارش، «یسرا» و «آتنا» دو نوهشان، تصمیم گرفتند برای خرید از روستای «صولان» به شهر «رمشک» بروند. یک روز معمولی در «قلعهگنج» بود و آنها احتمالاً خوشحال بودند، حالوهوایشان با رفتن به شهر عوض میشود. آنها خبر نداشتند قرار نیست دوباره به خانههایشان برگردند و خانواده و دوستانشان را بینند. آنها نمیدانستند بهزودی جانهایشان آتش میگیرد و قربانی کابوس جادههای جنوب میشوند؛ برخورد با سایپاهای آبی مشکدار. شبانگاه مردم قلعهگنج همه عزادار بودند. یکی از خویشان آنها درد میکشید و میگفت: «ما از مرکز دوریم. جانهای عزیزانمان میسوزد. هیچکس صدایمان را نمیشنود، با ما همدلی نمیکند. جان ما از درختان جنگلهای شمال کمارزشتراست.»
خودروهای فرسوده، قاتلان خاموش تهران
پایتخت بیش از یک هفته است هوای ناسالم تنفس میکند و آمار ۳۵۷ فوت منتسب به این آلودگی، بار دیگر عمق بحران را عیان کرده است. همزمان، کارشناسان و مقامهای مرتبط تأکید میکنند ترکیب سوخت غیراستاندارد، توقف اسقاط خودروها و اصرار خودروسازان بر فناوریهای قدیمی، تهران را به نقطهای رسانده که هر روز نفسکشیدن در آن پرهزینهتر میشود.
ستارهبازی در طوفان اقتصادی
در بازاری که هر روز با موجی تازه از نوسان و بیثباتی بیدار میشود، جادو با چهرهای آراسته و واژگانی مدرن دوباره به میدان برگشته است. «آسترولوژی مالی» وعده میدهد آنجا که اقتصاد از تحلیل درمیماند، ستارگان راه را نشان میدهند. اما پشت این نمودارهای فریبنده و «کدهای کیهانی»، صنعتی پنهان از فروشندگان ترس شکل گرفته که از اضطراب مردم سود میسازند و شکستها را به گردن آسمان میاندازند.
جامعه دیگر این بیادبیها را برنمیتابد
بهبهانه انتشار تصاویر توهینآمیز یک مسابقه تلویزیونی
«بازمانده» بازنده شد
|پیام ما| قرار است برای بقا بجنگند. در بخشی از این تلاش برای بقا باید سیبل پازلی را تخریب کنند. عبورشان از این مرحله در گرو تخریب پازلی است که یکی از شناختهشدهترین نمادهای ایران بر آن نقش بسته است؛ «گریفین یا شیردال» و «درفش کاویانی». شرکتکننده با پرتاب سنگ به این نقش، امتیاز ورود به مرحله بعد را کسب میکند. انتشار همین چند ثانیه از یک مسابقه تلویزیونی واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی داشت. این تصاویر توهینآمیز به نمادهای فرهنگی و تاریخی ایران اما اتفاقی ثبت نشدهاند. تصاویر بعدی که تولیدکنندگان منتشر کردهاند، نشان میدهد این نمادها تم اصلی طراحی صحنه این مسابقه هستند. آنطورکه تولیدکنندگان میگویند: «بازمانده مملو از نشانهها و نمادهای هویت ایرانی است؛ از نام تیمها (مادها و پارسها) تا معماری «محکمه»، پرچمهای اطراف زمین و نقشهای روی سازهها» پس برای طراحی این مسابقه مدتها فکر شده و تمام مراحل آن از ممیزیهای مختلف عبور کرده است. درنتیجه، نمیتوان بخش سنگپرانی به این نمادها را اتفاقی و یا سهلانگارانه خواند.
