بایگانی مطالب : جامعه
سفیدشویی یا شفافسازی
بررسی عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در انتشار اطلاعات مالی و مدیریتی
احیای زردوزی: از دربار قاجار تا آثار فاخر امروز
نام و عنوان بسیاری از هنرهای سنتی وابسته به جغرافیا، گویش و فرهنگ محلی، مفهومی است و لزوماً بیانگر توضیح دقیق مهارت اهل آن حرفه نیست. زردوزی نیز از این قاعده مستثنا نیست و اگر نام سلطنتی بر این هنر اضافه میشود؛ صرفاً نام مرسوم آن را بیان میکنیم. میتوان گفت تاریخ و جغرافیای این هنر به دوران قدیم و سرزمینهای باستانی برمیگردد؛ اما اسناد دقیق و قابلاتکایی برای مشخص کردن مبدأ اصلی آن در دسترس نیست. هنر زردوزی بهصورت جامع در برگیرنده تمام روشهای رودوزی و سوزندوزیهایی است که در آن از مصالح زرگون برای دوختن و شکل دادن به طرح استفاده میشود. این مصالح شامل نخهای طلایی و گلابتون، قیطانهای تنیده از نخها و سیمهای طلا، سرمهها، ملیلهها و... است.
از نفرت به مدنیت: رسانه و زبان صلح در عصر تکنولوژی
نشست «صلح، زبان فارسی و رسانه» پنجشنبه، ۸ آذر ۱۴۰۳، در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. «جواد رنجبر درخشیلر»، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، و «علی شاکر»، پژوهشگر رسانه و صلح، در این جلسه به تحلیل مفهوم زبان و ارتباط آن با صلح و تأثیرات رسانه بر زبان و اندیشههای صلحطلبانه پرداختند. تعریف زبان و ارتباط آن با صلح و مؤلفههای مورد نیاز برای داشتن زبان صلح از جمله مباحثی بود که از سوی رنجبر مطرح شد. او به تأثیر رسانهها بر زبان و مفهوم صلح اشاره کرد و سه مؤلفه بنیادین زبان صلح را خرد، تجدد و مدنی بودن برشمرد. شاکر نیز به ضرورت استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتواهای صلحآمیز پرداخت و بر اهمیت رسانهها در شکلدهی به گفتمان صلح تأکید کرد.
دستور رئیسجمهوری به وزیر برای بررسی نگرانیها درباره کانون پرورش فکری
رئیسجمهور به وزیر آموزش و پرورش دستور داد پیشنهادها و نگرانیهای انجمن نویسندگان کودک و نوجوان دربارهی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بررسی و در مورد چگونگی رفع این نگرانیها اعلام نظر کند.
باران و برف و مهگرفتگی در جادههای ۴ استان
رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور فراجا، از بارش باران و برف در جادههای چهار استان کشور خبر داد.
انقلاب سبز در هالیوود
چگونه جادوی سینما دوستدار زمین میشود؟
«منع خشونت علیه زنان» شفاف رفت، مبهم ماند
قتل «منصوره قدیریجاوید»، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی، در ۱۹ آبان امسال بار دیگر نام لایحهای را به یادها و زبانها آورد که ۱۳ سال است در رفتوبرگشت میان دولت و مجلس مانده. لایحه «صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت» که «منع خشونت علیه زنان» نامیده میشود، در بیش از یک دهه گذشته سرنوشت عجیبی داشته است. این لایحه پس از چهار بار دستبهدست شدن میان نهادهای مرتبط و غیرمرتبط با تغییراتی در عنوان و متن در کمیسیون اجتماعی مجلس روبهرو شد؛ «حمایت از آسیبدیدگی زنان و ارتقای امنیت آنان در برابر سوءرفتار» خوانده شد، از ٩٢ماده به ۵۱ ماده کاسته شد و سرانجام بلاتکلیف رها شد. با وجود آنکه کارشناسان حقوقی و حوزه زنان تصویب این لایحه را برای پیشگیری از بسیاری از مشکلات بهویژه خشونت علیه زنان مؤثر میدانند، اما تلاشها برای تصویب نهایی آن پس از بیش از یک دهه بینتیجه مانده است. در نشست «خشونت علیه زنان؛ سرنوشت یک لایحه» که بعدازظهر هفتم آبان توسط «مؤسسه مطالعات و تحقیقات زنان» برگزار شد، «شهیندخت مولاوردی» معاون امور زنان و خانواده دولت یازدهم، «معصومه ابتکار» معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده دولت دوازدهم، «طیبه سیاوشی» نماینده تهران در دوره دهم مجلس و «اشرف گرامیزادگان» حقوقدان و از تدوینکنندگان لایحه خشونت علیه زنان، از سرنوشت مبهم لایحه، لزوم تصویب آن و تغییر قوانین در راستای تحولات جامعه گفتند.
خداحافظ سینما عصر جدید
جنگلهای ارسباران در مسیر احیا
فعالیتهای صنعتی و معدنی همواره آثار منفی و قابلتوجهی بر محیطزیست و جوامع محلی داشته است. این تخریبها نهتنها به منابع طبیعی آسیب میزنند، بلکه چالشهای جدی برای زندگی و سلامت مردم بهوجود میآورند. با این حال، در سالهای اخیر، واکنش جامعه و افکار عمومی به این مشکلات افزایش یافته و فشار بیشتری به صنایع وارد کرده است تا مسئولیتهای خود را در قبال محیطزیست و جامعهای که در آن فعالیت میکنند، جدیتر بگیرند. اکنون، برخی صنایع مانند مجتمع معدنی و صنعتی مس سونگون که در سالهای قبل، سابقهای از تخریبهای زیستمحیطی داشتهاند، درحال برداشتن گامهای مؤثر برای جبران آسیبها و احیای منابعطبیعی هستند. این تغییرات نهتنها نشاندهنده قدرت تأثیرگذاری افکار عمومی است، بلکه اثبات میکند مسئولیت اجتماعی شرکتها نیازی به مداخله مستقیم دولت ندارد و میتواند از درون صنعت، خود بهوجود آید.
میراث ماندگار درویش
«بیشتر از این دیگر نمیتوانستم کاری را انجام دهم که درباره آن فکر کرده باشم. حالا هم تنها خواسته من این است که این استادیوم را حفظ کنند.» جهانگیر درویش پنجاهواندی سال پیش سازهای ساخت که بهگفته خودش برای سالها درباره فلسفه ساخت آن فکر کرده بود. هرچند یکی از بزرگترین پیمانکاران کشور آلمان در گفتوگویی سعی کرده بود نظرش را عوض کند، اما او میدانست که میتواند این کار را انجام دهد. حالا بعد از حدود ۶۰ سال این مهمترین سازه او، یعنی «استادیوم تختی» پابرجاست؛ هرچند که خود درویش دو روز پیش، یعنی ششم آذرماه، بعد از یک عمر تلاش در عرصه معماری چشم از جهان فروبست و جامعه معماری ایران یکی از تأثیرگذارترین افراد خود را از دست داد.
