بایگانی مطالب : گردشگری
تفریح انسانها به قیمت رنج حیوانات
|پیام ما| دو سال پیش مرگ یک اسب کالسکه در منهتن، منجر به تدوین قانونی در شورای شهر نیویورک شد که هدف آن حذف کالسکههای اسبکش از سنترالپارک و دیگر بخشهای منهتن بود. قانونی که به یاد همین اسب «رایدر» نامگذاری شد. حالا شهردار نیویورک از شورای شهر درخواست کرده تا هرچه سریعتر قانون «رایدر» را تصویب کند و کالسکهها از سنترالپارک جمعآوری و کالسکه یا ماشینهای برقی جایگزین شود. حذف کالسکههای اسبکش با رویکرد مخالفت با بهرهکشی از حیوانات برای گردشگری در بسیاری از کشورها اتفاق افتاده است. در ایران هم این مسئله، بهویژه درباره وضعیت نامناسب اسبهای درشکه در میدان نقشجهان اصفهان و ارگ شیراز، سالهاست مطرح است. اوج حساسیتها زمانی بود که در تابستان ۱۳۹۸ یکی از اسبها در میدان نقشجهان بر اثر شدت گرما از حال رفت؛ اما پیگیریها مقطعی ماند و درنهایت منجر به تصمیمگیری یا اقدامی اساسی نشد. هرچند در مورد اقداماتی که برای برچیدن این درشکهها صورت گرفته، حرف و سخن فراوان است.
هزار سفر نرفته به زخم
وقتی صحبت از گردشگری به میان میآید، نخستین تصویر در ذهن ما سواحل آفتابی، کوههای سرسبز یا شهرهای تاریخی است. اما نوع دیگری از گردشگری وجود دارد که نه بهدنبال زیباییهای طبیعی است و نه آرامش تاریخی؛ بلکه از ویرانی، خشونت و خاطرههای تلخ تغذیه میکند. گردشگری سیاه به بازدید از مکانهایی گفته میشود که با مرگ، تراژدی، فجایع انسانی یا بلایای طبیعی پیوند خوردهاند. بازدید از اردوگاه مرگ نازیها، موزههای فجایع طبیعی مثل هیروشیما یا حتی مکانهای سقوط هواپیما و حوادث تروریستی، همگی در این دسته قرار میگیرند. گردشگری سیاه به انسانها این امکان را میدهد تا با بخش تاریک تاریخ روبهرو شوند؛ بخشهایی که اغلب در حافظه جمعی یک ملت ماندگار است. گردشگری جنگ زیرمجموعهای مهم از گردشگری سیاه است. در اینگونه سفرها، گردشگران به مکانهایی میروند که در گذشته صحنه جنگ بوده یا آثار آن را در خود حفظ کردهاند. این نوع گردشگری میتواند بازدید از موزههای جنگ و نمایشگاههای نظامی، یادمانها و بناهای یادبود شهدا و قربانیان، میدانهای نبرد قدیمی و مناطق ویرانشده، خانهها و بناهای بازمانده از جنگ با آثار گلوله و خمپاره و گورستانهای جنگی و آرامگاه سربازان را دربربگیرد. ایران یکی از کشورهایی است که تجربه سنگین جنگ را پشت سر گذاشته است. جنگ هشتساله ایران و عراق ردپای عمیقی بر شهرهایی چون خرمشهر، آبادان، اهواز، سردشت، ایلام، مریوان و... بهجا گذاشته است. همزمان با ۳۱ شهریور و آغاز هفته دفاع مقدس، «پیام ما» به گفتوگو با «مجتبی گهستونی»، راهنمای گردشگری، پرداخته. کسی که سالها علاقهمندان را با گوشهگوشه خوزستان آشنا کرده و روایتگر خوشیها و ناخوشیهای مردم این بخش از سرزمینمان بوده است.
تجربهای کهن برای گردشگری نوین
۲۵ شهریور روز ملی خرما است. محصولی تاریخی که کشت آن به بیش از سه هزار سال پیش بازمیگردد. تصویر درخت خرما که به گویش بومی آن را مغ مینامند، در نقوش یافتشده آشوری و بابلی بهکرات دیده میشود. کلدانیان خرما را درخت زندگی مینامیدند. در اوستا خرما خوردنیترین میوه زمین است و در بندهش نیز از خرما یاد شده. حال در ابتدای سده چهارصد خورشیدی خرما و روایتهای برداشتش بهبهانهای برای گردشگری تجربهگرا تبدیل شده است. «گردشگری کار» شکلی از توریسم مبتنیبر کهن الگوهای بشری است. پاسخی دیرهنگام اما آشنا به نیاز انسان امروزی برای بازتعریف رابطهاش با زمین و آسمان. رابطهای که بیش از همیشه قربانی تکنولوژی شده است.
رؤیای گردشگری سلامت بدون آمارهای واقعی
درحالیکه برنامه هفتم توسعه، بر درآمد شش میلیارد یورویی حاصل از گردشگری سلامت تأکید دارد، معاونین دو وزارت بهداشت و میراثفرهنگی از نبود آمار دقیق گردشگران سلامت خبر دادند. این بدین معنی است که هنوز میزان درآمد حاصل از گردشگری سلامت مشخص نیست.
هتلهای ایران در مسیر سبز
|پیام ما| معاونت گردشگری با همکاری جامعه حرفهای هتلداران ایران و دبیرخانه کمیته ملی طبیعتگردی و گردشگری سبز اولین رویداد «اعطای نشان سبز هتلهای ایران» را در پنجم مهرماه ۱۴۰۴ برگزار میکند.
کجای بحران آب ایستادهایم؟
المپیک سبز، جهان تازه
پایداری و توجه به محیطزیست در سالهای اخیر جزو شعارهای اصلی کمیته بینالمللی المپیک (IOC) است و در این زمینه تلاشهای زیادی صورت گرفته تا اقدامات براساس فرایندهای عملی باشد و صرفاً به بیانیه و شعار محدود نشود. حالا برگزارکنندگان بازیهای المپیک و پارالمپیک ۲۰۲۸ به میزبانی لسآنجلس نیز از طرح خود برای برگزاری رویدادی مطابق با اصول محیطزیستی و پایداری رونمایی کردند.
ورود گردشگر ممنوع
گردشگری محصول مستقیم دموکراسی است. صنعتی که چرخ اقتصاد را نه بر محور فروش سوخت فسیلی که براساس فروش جاذبه و سفر میچرخاند. گردشگری در خاورمیانه با حضور پررنگ قطر، عمان، عربستان سعودی، دبی و ترکیه پرچم سفید خود را برافراشته و با گردش مالی قابلتوجه، آینده امیدوارکنندهای پیش رو دارد. در ایران از میانه دهه ۹۰ خورشیدی، رویکرد اغلب دولتها این بخش را در موقعیتی شکننده و آسیبپذیر قرار داده و جنگ دوزادهروزه ضربه آخر را بر پیکره کمتوان گردشگری وارد کرده است. در ایام پساجنگ هم موقعیت تعلیق حاکم بر کشور، مجال تنفس به صاحبان کسبوکارهای حوزه گردشگری نمیدهد؛ هرچند وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از پرواز مستقیم تهران-مینسک و گسترش ارتباطات گردشگری با این کشور اروپای شرقی خبر میدهد و آن را آغازگر جهش گردشگری میان ایران و بلاروس معرفی میکند و در گفتوگویی مردم بلاروس را علاقهمند به میراثفرهنگی ایران میداند. او این اقدام را «گام بلندی در مسیر توسعه دیپلماسی گردشگری و تسهیل ارتباطات مردمی میان دو کشور» دانست، اما تدوین آییننامه جدید درمورد صدور ویزا و ضابطهمند کردن گردشگری ورودی و اعمال قوانین جدید برای سفر به ایران نقطه مقابل تسهیل در گردشگری است.
چگونه اقتصاد چین دگرگون شد؟
بحران انرژی و تغییر اقلیم، قرن بیستویکم را به میدان رقابتی تازه برای کشورها بدل کرده است؛ رقابتی که در آن اتکای صرف به نفت و گاز دیگر به معنای امنیت نیست و هر روز اقتصاد کشورها در معرض شوکی تازه قرار میگیرد. در چنین شرایطی، چین با سرمایهگذاری گسترده در انرژی خورشیدی و بادی نشان داد که گذار به انرژیهای تجدیدپذیر نهتنها راهی برای مهار بحرانهای زیستمحیطی است، بلکه میتواند ستون اصلی تابآوری اقتصادی و ارتقای جایگاه کشورها در جهان امروز باشد.
توسعه در دل غذا صنایعدستی و قصههای محلی
چهارده سال از عمرش را پشت میزهایی گذراند که پر بودند از نقشههای توسعه. اما در میان اینهمه خطکشی و محاسبه، چیزی کم بود: «همه این خطها و نقشهها اگر به درد زندگی واقعی آدمها نخورد، چه ارزشی دارد؟» عضویت در موسسهای که برای حفاظت از محیطزیست و توسعه معیشت پایدار در مناطق روستایی فعال بود، باعث شد تا دوازده سال پیش، جادهای خاکی او را به روستاهای حاشیه پارک ملی توران (رضاآباد و احمدآباد) و پناهگاه حیاتوحش خوش ییلاق (کلاته خیج و جیلان) برساند؛ جایی که زندگی با صنایعدستی، معماری بومی و نبرد برای تأمین معاش گره خورده بود. زن جوان که اقتصاد نظری و شهرسازی خوانده و روزگاری پشت میزها نقشه توسعه میکشید، حالا با زنان و مردانی کار میکرد که باید محصولاتشان را استاندارد و بهروز میکردند تا کاربران امروز، قصههایشان را بشنوند. رفتوآمد به روستا، او را با تورهای گردشگری و دنیای تازهای از ارتباط میان مردم شهر و جوامع محلی پیوند داد؛ از چشیدن طعم غذاهای محلی، دیدن صنایعدستی تا شنیدن داستانهای بومی. این مسیر تنها ماجرای سفر و دیدن نبود؛ تلاشی شد برای راهنمای تور بودن در حوزه جامعه محلی و ساختن اقتصادی مکمل از راه گردشگری که هم سفره روستاییان را پر کند و هم باری از دوش طبیعت و مناطق حفاظتشده بردارد. تجربهای که امروز، در آستانه ۴۶سالگی، برای «مریم لاوی» معنایی فراتر از شغل یافته است؛ مأموریتی برای تغییر و امید.
