بایگانی مطالب : جامعه
در سنگر ایران باستان چه گذشت؟
«حتی یک نفر از مقامات با من تماس نگرفت تا درباره وضعیت موزه سؤال کند، انگار اصلاً ما در شهر وجود نداشتیم.» جنگ بود. آتش میبارید و شهر خلوت شده بود. هر کس خود را به مأمنی رسانده بود و هیچکس نمیدانست یک ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. موزه ملی ایران استثنا نبود، در آنجا هم لحظات سختی میگذشت. روایت رئیس این موزه تنها بخشی از این سختی را نقل میکند؛ او از بیان بسیاری از سخنان عبور میکند و شاید قرار است در زمانی دیگر آنها را نقل کند. اما سختترین تجربه در آن ۱۲ روز همین جمله بود که نوکنده در سخنانش به آن اشاره کرد: در شهر بهجز آن چندنفری که مشغول انتقال اشیا به مخزن بودند و کارشناسان و دغدغهمندانی که دور و نزدیک پیگیر شرایط موزه بودند، کسی به آن ساختمان آجری نجیب و موقر تقاطع خیابان سیتیر و سرنوشتش در آن آتشافروزیها فکر نمیکرد؛ ساختمانی که حالا فصل جدیدی از تاریخ را از سر گذرانده است. «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، عصر دوشنبه در دبیرخانه ایکوم ایران در نشستی با عنوان «موزهها و منازعات» بخش کوچکی از آن ۱۲ روز سخت را مرور کرد. روزهایی که مدیران موزه با کمک کارکنان و جمعی از داوطلبان، بخشی از شناسنامه هویتی ایران را نجات دادند؛ آنهم در سختترین شرایط و با محدودیتهای بسیار. او بارها در سخنانش بر یک نکته تأکید میکند؛ بعد از گفتن از محدودیتها، بعد از مرور کمبودها و بعد از بیان مشکلات در آن شرایطی که همهچیز نامعلوم بود، میگوید: «ما در تمام لحظات فقط به نجات آثار فکر میکردیم.»
ناپایداری استارتاپها در ایران
|پیام ما| با گسترش گفتمان نوآوری و کارآفرینی، استارتاپها در ایران بهعنوان یکی از امیدهای تازهنفس اقتصاد دانشبنیان مطرح شدهاند. بااینحال، واقعیت آماری و تجربی نشان میدهد عمر متوسط استارتاپهای ایرانی پایینتر از حد انتظار است و نرخ شکست آنها همچنان بالا باقی مانده است. در چنین شرایطی، نقش شتابدهندهها، مراکز رشد و بهویژه پارکهای علم و فناوری، حیاتیتر از همیشه بهنظر میرسد.
مادرها اینجا با آسفالت کودکانشان را زنده نگه میدارند
«خانوادهام گرسنهاند. همسایهها دارند میمیرند. من باید این بیعدالتیها را به اشتراک بگذارم؛ چون آنها باید دست از این کار بردارند.» این نوشتهای از «مصعب ابو توهه»، نویسنده و پژوهشگر فلسطینی، در مجله نیویورکر است. او در سراکیوز در ایالت نیویورک آمریکا زندگی میکند. از شب نقض آتشبس در غزه، بین ۱۷ و ۱۸ مارس ۲۰۲۵، ارتش اسرائیل اقدامات نظامی خود را تشدید کرده که براساس گزارش آنروا، آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک، دهها هزار مورد تلفات، ویرانی زیرساختهای غیرنظامی و جابهجایی گسترده مشاهده شده است. درحالیکه یکی از فرستادگان بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به واشنگتن رفته تا درباره آتشبس احتمالی گفتوگو کند، هواپیماها و تانکهای اسرائیلی شمال و جنوب غزه را در هم میکوبد.
چه نهادی و چگونه باید پناهگاه بسازد؟
«حدود ۲۰۰-۳۰۰ نفری آمدند، اینجا روفرشی انداختند، دراز کشیدند، تنها حسنش این است که اینجا سروصدا نبود. بیشتر دختران جوان بودند و پیرزنان و پیرمردان.» برای دستشویی کجا میرفتند؟ «دستشویی که برای مسافران نداریم، ما یک دستشویی برای کارکنان داریم، هرکسی آمده بود، از همان استفاده میکرد.» متصدی فروش بلیت در ایستگاه مترو خواجه عبدالله، میگوید از ساعت ۱۱ شب تا ساعت ۵ صبح و هنگام بازگشایی مترو و حرکت قطارها، آنهایی که از صدای غرش موشک و پدافند واهمه داشتند، به این ایستگاه آمدند. ایستگاه مترو بعد از مصاحبههای «مهدی چمران»، رئیس شورای شهر تهران، و «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، کارکردی بهمثابه پناهگاه پیدا کرد. اما آیا مترو، پناهگاهی مناسب است؟ شش روز بعد از آتشبس میان ایران و اسرائیل، رئیس سازمان پیشگیری از مدیریت بحران و سخنگوی شهرداری تهران به این پرسش پاسخ دادند که آیا مترو، پناهگاه مناسبی برای شهروندان تهرانی بوده است؟
نقشه راهی برای نجات میراث در بحران
|پیام ما| از دولت نهم و دهم، میراثفرهنگی ایران با آسیبهای ساختاری جدی روبهرو شد و تبعات برخی از آن آسیبها تا امروز هم در این حوزه قابللمس است. یکی از مهمترین این آسیبها نادیدهگرفتن توانایی و ضرورت حضور بدنه کارشناسی در ساختار میراثفرهنگی کشور بود که از دولت نهم آغاز شد و تا سالها ادامه پیدا کرد. آسیب این نگاه همچنان در بخشهایی از این ساختار مشاهده میشود. با اینهمه در طول سالها و در بزنگاههای مختلف، کارشناسان این حوزه دغدغهمندانه برای حفظ میراثفرهنگی ایران تلاش کردند. نمونه اخیر آن، اقدامی است که توسط برخی کارشناسان بهشکل خودجوش در روزهای پرالتهاب جنگ اخیر صورت گرفت. همزمان با روشن شدن آتش جنگ برخی مرمتگران و باستانشناسان در نامهای اعلام کردند که آمادگی دارند تا در کنار کارکنان موزههای کشور برای حفظ میراثفرهنگی ایران حضور داشته باشند. درعینحال، برخی نیز در قالب یک گروه در شبکههای اجتماعی به آگاهیبخشی و گردآوری دانش حفاظت در شرایط بحران در قالب یک بولتن روی آوردند و نسبت به اصول حفاظت و استانداردهای موجود بینالمللی اطلاعرسانی کردند. با «مهدی رازانی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز که ایده تشکیل این گروه را ارائه کرد و با استقبال بدنه کارشناسی میراثفرهنگی روبهرو شد، گفتوگوی کوتاهی داشتیم درباره این اقدام و ضرورت توجه به میراثفرهنگی در شرایط بحران. او میگوید تشکیل این گروه و گردهمآمدن متخصصان و دغدغهمندان حوزه میراثفرهنگی در روزهای ملتهب جنگ با استقبال خوبی مواجه شد و تأکید دارد تدوین یک سیاست کلان برای «حفاظت میراث در موقعیتهای اضطراری» بسیار ضروری است.
تبعات این جنگ فراتر از مرزهای ایران
ما در جنگ بودیم. لحظاتی غریب که آسمان آرامش خود را دریغ کرده بود و زمین جای ناایمنی برای زندگی شده بود. جهان به ما چگونه نگاه میکرد؟ آیا احساسات ما برایش معنایی داشت؟ آیا کسانی بودند که صدای ما شوند؟ در همین شرایط با دانشمند ایرانی مقیم اروپا که در حال حاضر بهعنوان پژوهشگر ارشد در مرکز تحقیقات لایبنیتس مشغول به کار است، گفتوگو کردیم. او تحصیلات خود را در دانشگاه سوربون و مدرسه عالی پاریس (اکول نرمال سوپریور، ENS) به پایان رسانده و هماکنون بهعنوان پژوهشگر مهمان در این دو دانشگاه و دانشگاه علم و فناوری و مؤسسه بینالمللی ریاضی شنژن چین فعالیت میکند. در زمینه ژئوفیزیک، تغییراقلیم و فلسفه، بهویژه فلسفه عدالت زیستمحیطی و فلسفه سیاسی پژوهشهای گستردهای دارد. علاوهبر انتشار مقالات علمی متعدد، سلسلهسخنرانیهایی نیز در این دانشگاهها و نیز کنفرانسهای بینالمللی ارائه کرده است. او تحقیقات گستردهای در زمینه تغییراقلیم در آسیای میانه انجام داده و بهاتفاق برخی از مراکز پژوهشی چین، مطالعات عمیقی درباره اقلیم فلات ثبت انجام داده است که نتایج آن در پیشبینی روندهای اقلیمی آینده این منطقه بسیار اثرگذار بوده است. آخرین نوشته منتشرشده از او، کتابی بهنام «فلسفه عدالت زیستمحیطی» (Philosophy of Environmental Justice) است که در آن مفهوم «اکو دوالیسم» را معرفی میکند. این مفهوم مدلی توسعهیافته براساس پایداری است که همزمان بر حفظ حقوق انسان و طبیعت تأکید دارد و عدالت زیستمحیطی را شامل تمامی موجودات زنده میداند. قرار بود پیشازاین درباره توسعه پایدار با «مسعود رستمی» صحبت کنیم، اما اینجا ایران است و وقایع غیرقابل پیشبینی. برای همین این گفتوگو درباره جنگ اخیر ایران و اسرائیل پا گرفت. از او درباره فعالیتهای بینالمللی در مورد آگاه کردن مردم و نهادهای بینالمللی درباره وضعیت ایران و از تبعات جنگ بر میراثفرهنگی و محیطزیست پرسیدیم.
چمدان پر از آه، کوچه پر از خاک
تمام روسری و مانتوی مشکیاش آغشته به خاک شده است. مسنتر از آن است که بتواند میان زبالهها و نخالههای بهجایمانده از انفجار موشکی چیزی را جابهجا کند. کارگرانی که برای جمعآوری نخالهها مأمور شدهاند، اما در ردیفی زیر سایه تل آواری آنسوی خیابان ایستادهاند و پیرزن را نگاه میکنند. به این دستهای چروک و چشمهای با نگاه مصمم نمیشود هیچچیزی گفت. آمده است تا از میان آنچه دشمن برایش باقی گذاشته، خردههایی از زندگیاش را پیدا کند و با خودش ببرد کمپ اسکان موقت؛ مانند چند نفر دیگر از همسایگانش که همین کار را میکنند. اینجا منطقه ۷ تهران است و آدمهایش زندگیای زیر طبقه متوسط دارند. ساختن آنچه فقط در یک چشمبرهمزدن نابود شد، برای این آدمها سالها طول کشیده بود. همین است که آمدهاند که هرچه مانده است را بردارند؛ اگر چیزی مانده باشد.
جویندگان زندگی زیر آوار
در چندمین روز جنگ این اتفاق افتاد مهم نیست، مهم این است که اثرات شوم این موشکپرانی به زندگی مردم غیرنظامی هم رسیده است. گویا شعاع نقطهزنی اسرائیل چندصدمتر اطراف هر نقطه را منفجر و منهدم کرده است. امدادگران هنوز هم در حال فعالیت میان آوارها هستند. یکی از امدادگران به «پیام ما» از خانوادهایی میگویند که به گواه همسایگان از ابتدای جنگ تهران را ترک نکردند و چراغ اتاقخوابشان تا پیش از انفجار روشن بوده است: «از محوطهای که قاعدتاً راهرو و درگاهی منزل باشد، وارد میشویم. جز تلی از خاک و آهن چیزی باقی نمانده است. حجم خرابی و آوار، هرگونه امیدی را به زنده یافتن ساکنین خانه پلاک ۷ میخشکاند. یخچال از وسط تا شده است. پس آشپزخانه آنجاست. طبق گفته همسایه، روبهروی آشپزخانه اتاقخواب ساکنین پلاک ۷ است. اما روبهروی یخچال فقط آوار است. جلوتر که میرویم، تکهپارههایی از پتو و پارچه دیده میشود.» این جستوجو همچنان ادامه دارد. امدادگران میپرسیدند؟ «پس کجا هستند؟ مگر یک آپارتمان ۸۰متری چقدر فضا دارد که این زوج پیدا نمیشوند؟» با صدای مهیب سقوط شیئی سنگین به خود میآییم و همگی بالای سرمان را نگاه میکنیم. آن شیء سنگین تخت دونفرهای بود که در اثر انفجار همچون اعلامیه به دیوار روبهرویی چسبیده بود و در اثر ریزش بقایای سقف، بر زمین افتاد. اجزای بدن زوج ساکن پلاک ۷ جای بین دیوار و تخت در اتاقخوابشان پخش شده بود.
صحنه پس از آتشبس
نهم تیر میشود؛ شش روز پس از روزی که آتشبس میان ایران و اسرائیل اعلام شد. شش روز است که آرامآرام زندگی به نظم پیشینش بازمیگردد و مردم به خانهها و شهرهایشان بازگشتهاند. هرچند که از جنگ، بیخانگی یا ازدستدادن عزیزی سهم برخی از آنها شده، با اینهمه، در میان ویرانیها و ترسهای باقیمانده، نشانههایی از حیات دوباره دیده میشود. گالریها و صحنههای تئاتر که چند روز پیش در خاموشی و اضطراب فرو رفته بودند، حالا دوباره کمکم به روزهای گذشته خود بازمیگردند و سینماها که در دوران جنگ ۱۲روزه هم فعال بودند، شاهد اکران فیلمهای تازه میشوند. فرهنگ، بار دیگر خود را در دل خاکستر جای داده و آرامآرام جوانه میزند. بازگشایی تدریجی فعالیتهای فرهنگی، از تمرین نمایشهای نیمهتمام تا برگزاری نمایشگاهها، نشانهای است از اینکه هنر نیروی بازسازی است.
آخرین فرصت برای آمادهکردن فهرست قرمز
|پیام ما| «ایران فهرست قرمز آثار تاریخی ندارد.» با اینکه این خبر دیروز بر صدر اخبار نشست و مربوط به گفتوگوی خبرگزاری ایسنا با رئیس کمیته ملی ایکوم بود، اما خبر جدیدی نبود. سالهاست درباره ضرورت تهیه این لیست هشدار داده میشود و سالهاست که انجام این مهم هر بار بدون هیچ دلیل قانعکننده به تعویق میافتد. حالا با بالا گرفتن جنگ باز هم ضرورت تهیه این فهرست مطرح شده است و هشدارهایی درباره آن داده میشود، اما کیست که نداد قرار است با فراهم شدن آرامش نسبی باز این موضوع نیز کنار گذاشته شود؛ تا بحران بعدی و هشدار بعدی و ابراز نگرانیهای بعدی.
