بایگانی مطالب : جامعه
کشتار هدفمند راویان واقعیت
«اگر این واژگان به شما رسید، بدانید که اسرائیل در کشتن من و خاموشکردن صدایم موفق شده». این پیامی است که در حساب کاربری ایکس «انس الشریف»، خبرنگار ۲۸ساله «الجزیره» که بهطور گستردهای حملات اسرائیل در شمال غزه را پوشش میداد، منتشر شده است. یکشنبهشب او بههمراه چهار خبرنگار دیگر الجزیره در چادری در نزدیکی بیمارستان «الشفاء» در حملهای از سوی ارتش اسرائیل کشته شد.
بازگشت سلاطین مغول
|پیام ما| در جدیدترین فصل کاوشهای محوطه جهانی سلطانیه که از مردادماه جاری آغاز شده است، باستانشناسان آرامگاهی سلطنتی را از خاک بیرون کشیدند. بهگفته سرپرست این کاوش، شواهد نشان میدهد این آرامگاه متعلق به یکی از اعضای خانواده سلطنتی ایلخانان مغول است. مطالعات باستانشناسان در کنار گنبدسلطانیه تا شهریورماه ادامه خواهد داشت. کاوشهایی که بعد از سالها در محوطه این مجموعه جهانی از سر گرفته شده است.
کافهدرمانی زیر آسمان جنگی
کافههای شهرهای مختلف در روزهای پرتنش جنگ دوازدهروزه، پناهگاههایی شدند برای آدمهایی که زیر صدای پدافند و اخبار آشفته، دنبال جایی برای گفتوگو بودند. در آن روزها، درهای معدودی از کافهها در تهران و شهرهای دیگر باز ماند تا بیشتر از یک کسبوکار، نقش تکیهگاههای روحی را بازی کنند و نقطههایی برای اتصال دوباره آدمها و جایی برای همدلی شوند. در همین روزها بود که جمعی از هنرمندان به پیشنهاد «جمشید بایرامی»، عکاس، در میدان «شعاع» تهران جمع میشدند و نام گعده خود را گذاشتند «کافه جمشید»؛ جایی بیسقف و ساده، با یک فلاسک چای و زیلو، که در آن میشد برای لحظاتی صداها را نشنید و استرس را به تأخیر انداخت. انگار حرفزدن کنار یکدیگر در کافهها یا آن شبهکافه زیر درختان میدان شعاع بهانهای شده بود برای زندهماندن و عبور از آن لحظات.
بیخوابی، انتقام از زندگی
ساعت ۲ نیمهشب است، چراغِ کمنور اتاق روشن و یک رمان درحال خواندهشدن. در خانهای دیگر، زیر پنجره، کسی با هدفون آهنگ موردعلاقهاش را زمزمه میکند و پاهایش بیاختیار با ریتم موسیقی حرکت میکنند. در جایی، یک فیلم کلاسیک روی پرده لپتاپ جریان دارد؛ همهچیز در سکوت است، گویی جهان برای این ساعات دزدیدهشده، نفسش را حبس کرده است. این صحنهها آشنا هستند: شورشِ آرام آدمهایی که روزها را از دست میدهند و شب آن را پس میگیرند. آنها میدانند فردا با خستگی به سرکار خواهند رفت، میدانند که این بیداری عمدی، هدیهای سمی است، اما همین لحظات خلوت، تنها زمانی است که حس میکنند زندگیِ واقعی جریان دارد؛ برای کتابی که روزها وقت خواندنش را نداشتند، فیلمی که باید در سکوت دیده میشد یا حتی رقصِ تنهایی که بدن را از قید تنشهای روزانه رها میکند. این همان انتقام شیرین و ویرانگر است: وقتی بیخوابی، نه یک اختلال، که یک انتخاب آگاهانه میشود.
خانه آرزوها فروخته میشود
|پیام ما| «اینجا فقط یه مجموعه نیست؛ اینجا خونه خاطرهها و آرزوهامونه.» این بخشی از یک آگهی است. آگهی فروش یک اقامتگاه بومگردی در روستای غرقاب گلپایگان، اقامتگاه «تیمره» برای بسیاری از اهالی سفر نام آشنایی است. در روزهای جنگ «تیمره» نخستین اقامتگاهی بود که اعلام کرد حاضر است بهصورت رایگان میزبان کسانی باشد که میخواهند مدتی در جایی امن اقامت داشته باشند. حالا اما این اقامتگاه در آستانه تعطیلی است و «رسول مجیدی» آگهی فروش آن را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و نوشته است: «تیمره، تکهای از قلبمونه که حالا بهخاطر شرایط سخت اقتصادی و نبود هیچ حمایت دولتی، مجبوریم ازش دل بکنیم.» فروش اقامتگاه بومگردی و تعطیلی بسیاری از بخشهای مرتبط با گردشگری به روشنی نشاندهنده شرایط سخت فعالان گردشگری است. شرایطی که گویی برخی مدیران ارشد این حوزه بهجای تلاش برای تغییر و بهبود آن، چشم بر آن بستهاند و تصویر دیگری از وضعیت گردشگری ایران در ذهن دارند، تصویری که اختلافی معنادار با حقیقت جاری در این بخش دارد.
ارزشگذاری مالی بر اثرات اجتماعی و محیطزیستی
اگر بخواهیم اقتصادی فراگیرتر و پایدارتر داشته باشیم، باید اثرات مثبت اجتماعی و محیطزیستی را قابلسنجش، ارزشگذاری مالی و مشوقپذیر کنیم. این گزارهمحوری گزارشی است که نشان میدهد چرا مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی، دیگر فقط دغدغهای اخلاقی نیستند، بلکه از نظر اقتصادی نیز تصمیمی هوشمندانه بهشمار میروند.
رطوبت، بلای جان میراث فرشچیان
|پیام ما| سال ۱۳۸۰ افتتاح موزه استاد فرشچیان در مجموعه تاریخی سعدآباد با استقبال عمومی بسیاری روبهرو شد. موزه در یکی از بناهای قاجاری مجموعه برپا شده بود؛ بنایی با تمام شاخصههای معماری اواخر قاجار در کنار رودخانه دربند. آن روزها گفته میشد افتتاح موزه با حضور هنرمند، اتفاق نادری در زمانه ماست که عادت داریم هنرمندان را پس از درگذشتشان ارج نهیم. فرشچیان در تمام این سالها هر بار که فرصتی داشت و به ایران سفر میکرد، در موزه حضور پیدا میکرد و با بازدیدکنندگان ملاقات داشت. در مقاطعی مراسم رونمایی از آخرین اثرش در موزه برگزار میشد و او در تمام آن روزها در موزهای که با نام او متعلق به مردم بود، حضور داشت. حالا ۲۴ سال از افتتاح موزه او گذشته است. شنبه خبر درگذشت «محمود فرشچیان» تیتر رسانهها شد. حالا موزه دیگر شاهد حضورش نخواهد بود. میراث او اما در مجموعه سعدآباد روایتگر نگاه و خلاقیت او در نگارگری ایرانی است. میراثی که برخی کارشناسان نسبت به حفاظت و نگهداری آن نقدهایی را وارد میدانند و نسبت به وضعیت آن ابراز نگرانی میکنند. رطوبت بالا و اختلاف دما در بنایی که شرایط مطلوب حفاظتی برای آثاری به ظرافت نگارگری را ندارد، بهمرور منجر به آسیبهای جدی به آثار میشود. امروز این درخواست وجود دارد که بازنگری جدی و اصولی در حفاظت از میراث ماندگار فرشچیان در مجموعه سعدآباد صورت گیرد.
جراحی نظام سلامت برای مقابله با زیرمیزی
چندسالی است پدیده زیرمیزیها بهعنوان بزرگترین آسیب اخلاق پزشکی مطرح است و بهگفته معاون سازمان نظام پزشکی نه انکار و نه برخوردهای قهری نتوانسته است از این پدیده پیشگیری کنند. اکنون، مجلس شورای اسلامی بهدنبال ریشهکنی آن است.
مزار یک دلاور در انباری بینشان
|پیام ما| اسناد تاریخی از او بهعنوان جوانی خوشسیما یاد میکنند. نواده وکیلالرعایا که خوشنام بود و این خوشنامی را تا سالها بر سنگ مزارش حک کرده بودند. تاریخ اما با او مهربان نبود؛ نه آن بنیانگذار قاجاریه که او را به تهران آورد و بعد از شکنجههای فراوان، دستور داد مزارش را هم در جهتی خلاف قبله قرار دهند و نه مسئولان امروز که سالهاست آنقدر به مزار تنها شاه مدفون در حصار تاریخی تهران بیتوجه بودهاند که روزی نوشتههای سنگ مزارش مخدوش شد و روزی بهعنوان انبار از اتاقک کوچکی که سهم آخرین بازمانده زندیه از دنیاست، استفاده شد. مزار او مهجور در گوشه امامزاده زید در میان بازار فرشفروشان هنوز هم برای بسیاری از مردم ناشناخته است و این شرایط باعث شده هر روز تصمیمی برایش گرفته شود. حالا هم باز برخی فعالان میراثفرهنگی تهران نسبت به وضعیت آن ابراز نگرانی کردهاند.
«سفر به جنوب شب» سفر به لایههای پنهان زندگی
«سفر به جنوب شب»، اشعاری در میانه سنت و نوگرایی با تصویرسازیهایی چندلایه و زبانی روایتمحور هستند که دست مخاطب را میگیرد و او را با شاعر همراه میکند تا به کشف لایههای پنهان زندگی بپردازد.
