بایگانی مطالب : جامعه
«شاپور» تختجمشید
|پیام ما| پیش از او تاریخ هخامنشیان را دانشمندانی چون «اریک اشمیت»، «رومن گیرشمن»، «ارنست هرتسفلد» و دیگران روایت میکردند. آنها که نتایج مطالعاتشان در مجلات علمی معتبر جهان منتشر میشد و حق کاوش در تختجمشید و دیگر محوطههای باستانی ایران را داشتند. «علیرضا شاپور شهبازی» اما این معادله چندینساله را تغییر داد. او نخستین ایرانیای بود که مقالاتش درباره سرزمین مادری و تاریخ هخامنشیان در مجلات معتبری چون مجله تاریخ باستان آمریکا منتشر شد. آنقدر در این راه استمرار و همت داشت که بعد از درگذشتش «ریچارد فرای»، ایرانشناس برجسته آمریکایی، او را بهترین نویسنده تاریخ هخامنشی نهتنها در ایران بلکه در دنیا معرفی کرده بود. امروز زادروز مردی است که تاریخ ایران باستان را بهگونهای دیگر برای جهانیان و ایرانیان روایت کرد. مردی که تا آخرین سالهای عمر به هویت ایران و تاریخ ارزشمندش وفادار بود و برای معرفی آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
شهروند درجه ۲؛ پزشکی درجه ۲؟!
«نحوه پذیرش دانشجوی پزشکی در سال جاری، مردم بلوچستان و هرمزگان را به شهروندان درجه دو تبدیل خواهد کرد». این هشدار اخیر «اردوان بهرامی»، رئیس کمیته پزشکی خانواده انجمن پزشکان عمومی کشور، است که به جدالی چندساله میان سیاستگذاران و کارشناسان حوزه سلامت اشاره دارد: چگونه میتوان کمبود پزشک در مناطق محروم را جبران کرد؟ در نگاه اول شاید این جمله بهرامی مبالغهآمیز بهنظر برسد؛ مگر میشود تصمیمی آموزشی یا اداری، ناگهان شهروندانی را «درجه دو» کند؟ اما وقتی به روند پذیرش دانشجویان پزشکی در سالیان اخیر نگاه میکنیم، تصویری روشنتر و نگرانکنندهتر رخ مینمایاند.
دو جایزه «آقاخان» برای ایران
|پیام ما| اقامتگاه رنگارنگ «ماجرا» و بنای تودرتوی ایستگاه متروی «جهاد» برنده جایزه بینالمللی «آقاخان» شدند. این دو اثر در مرحله اول از میان ۳۶۰ اثر و در مرحله بعدی همراه ۱۸ نامزد دیگر به فهرست نهایی راه یافتند و اکنون جزو هفت برنده این جایزه بزرگ معماریاند. یکیشان با ایجاد اقتصادی پایدار برای گردشگری در جزیره هرمز و دیگری با خلق فضایی عمومی در نقطهای رها شده و شلوع در شهر تهران.
ترک الکل ممنوع!
«علیرضا رئیسی»، معاون وزیر بهداشت، با اشاره به میزان بالای مصرف مشروبات الکلی در ایران بر لزوم وجود مراکز ترک الکل که از سال ۱۳۹۳ تا امروز، آماری از افزایش آنها در دسترس نیست، تأکید کرد. این درحالیاست که براساس اطلاعات «پیام ما» عامل اصلی عدم توسعه این مراکز سیاستهای وزارت بهداشت بوده است.
ایران بیموزه
میخواست با دستهای خودش تابلوها را روی دیوار موزه نصب کند. این رؤیا آنقدر برایش شیرین بود که سالها برای تحققش تلاش کرد. از خانه پاریس گذشت تا سرمایهای جور کند برای ساخت موزه، از فروش تابلوهایش چشم پوشید تا روزی خستگی یک عمر تلاش را با دیدنشان روی دیوار آن به در کند. میخواست موزهاش جایی باشد برای آشنایی با هنر معاصر و تا آخرین روزهای حیات از این خواسته چشم نپوشید. او میدانست تحقق این هدف چه خدمتی به فرهنگ این سرزمین میکند. بهدنبال نمایش آثارش نبود، نگاهش فراتر از اینها بود: «باید زنده باشم تا آن مرکز فرهنگی که آرزو دارم را ایجاد کنم؛ مرکز تبادل فرهنگی ایران با کشورهای دیگر باشد.» امروز زادروز «ایران درودی» است. زنی که نومیدی را نمیشناخت، اما آنقدر عشق و سخاوتش را نادیده گرفتند و وعدههای بیسرانجام به او دادند که بالاخره مرگ سر رسید و آرزوی موزه را به دل «ایران» گذاشت. هرچند دوستانش به رؤیای او وفادار ماندهاند و هنوز نامهنگاریها و پیگیریهایشان ادامه دارد، اما بیتوجهیها و تنگنظریها هم به قوت خود باقیاند. «تکتم نعیمی»، مدیرعامل و «محمدرضا کارگر»، نایبرئیس هیئتمدیره «مؤسسه ایراندخت درودی» در گفتوگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت موزه ایران درودی گفتهاند و تلاشی که چهارسال بعد از درگذشت او همچنان ادامه دارد.
دارو در ایستگاه گرانی
درحالیکه بازار دارویی کشور از یکسو با کمبودهای دارویی و از سوی دیگر، با کمبود نقدینگی دستوپنجه نرم میکند، «علی جعفریان»، مشاور عالی و جانشین وزیر بهداشت، در نشست خبری خود از افزایش قیمت دارو برای پیشگیری از کمبودها حمایت کرد.
کنش در برابر فراموشی و فجایع
|پیام ما| حفاظت از میراثفرهنگی در جنگها و بحرانها چه اصول و ضوابطی دارد؟ وقتی جان انسانها در خطر است و منابع، امنیت و دسترسیها محدودند، چگونه میتوان از میراثفرهنگی محافظت کرد؟ آیا در شرایط جنگی اولویت بخشیدن به حفاظت از میراثفرهنگی هزینههایی در پی خواهد داشت؟ اینها سؤالاتی است که حالا دیگر برای ما تازگی ندارد. در جریان جنگ دوازدهروزه بارها با این سؤالات مواجه شدیم و پاسخهایی هم برای آن پیدا کردیم. پس از آتشبس هم بارها کارشناسان به این سؤالات پاسخ دادند و تجربیات جهانی را مرور کردند. اما حفظ میراثفرهنگی در بحرانها موضوعی نیست که تنها محدود به شرایط جنگی باشد و از طرفی در کشوری که همچنان سایه جنگ بر سرش سنگینی میکند، توجه به این مقوله در شرایطی که آرامش نسبی جریان دارد، از ضروریات است.
پارادوکسِ خلاقیت و میراثفرهنگی
بازخوانی طنزآمیزِ شاهنامه
خشم بهجای نقد در ماجرای شاهنامه!
طنزفروشی یا فردوسیستیزی؟
|پیام ما| انتشار ویدئویی از اجرای «زینب موسوی» و شوخی او با شاهنامه، واکنشهای گسترده و متنوعی را در فضای عمومی و رسانهای برانگیخت. منتقدان این اجرا، با تأکید بر جایگاه شاهنامه و فردوسی بهعنوان نمادهای هویت فرهنگی و ملی، محتوای طنز را توهینآمیز و فاقد درک تاریخی دانستند و آن را مصداق عبور از مرزهای اخلاقی و فرهنگی ارزیابی کردند. در مقابل، گروهی دیگر این حساسیتها را نوعی برخورد سلبی با آزادی بیان تلقی کردند و معتقدند طنز، اگر هم تند و نامتعارف باشد، باید بتواند بدون ترس، به نقد یا شوخی با مفاهیم مختلف بپردازد و اعلام جرم دادستانی تهران علیه این کمدین جلوی آزادی بیان را میگیرد. این دوگانه تفسیری، بار دیگر مرز مبهم میان حرمتگذاری به میراث فرهنگی و حق بیان آزاد در جامعه ایران را به چالش کشیده است.
