بایگانی مطالب : جامعه
دریافت شهریه بالا مساوی با ترک تحصیل در حاشیه شهر
کودکان حاشیه، گروگان شهریه
«لیلا» دستان و چشمانش را میدزدد، اما لبخندش را نه. سرش را بالا میگیرد و با جسارت میگوید: «ما پول ثبتنام در مدرسه نداریم، اما من میخوام درس بخونم.» او مانند بسیاری دیگر از دختران و پسرانی است که در سالهای اخیر بهخاطر اجبار در پرداخت شهریه مدارس دولتی، آنهم در منطقه هرندی تهران، با مشکل ثبتنام مواجه شده؛ اما امسال مشکل دوچندان است. یک مدرسه دولتی دخترانه در مقطع متوسطه در منطقه ۱۲ بهدلیل اخراج اتباع و کمشدن تعداد دانشآموزان تعطیل شده و دانشآموزان ایرانی برای تحصیل باید به منطقه دیگری بروند؛ جایی که «کوچههای ترسناکی» دارد و رفتوآمد در آن حتی برای مادر لیلا و سایر بزرگسالان دشوار است. اگر هم به آنجا برسند با شهریه ۱۰ میلیون تومانی چه کنند؟ سخنگوی آموزشوپرورش به «پیام ما» میگوید این کار تخلف است و مدارس دولتی نباید شهریه دریافت کنند. اما برخورد مدیران مدارس با این دانشآموزان و خانوادههایشان تلخ است. مددکار مؤسسه توانمندسازی «ندای ماندگار» که به آموزشوپرورش منطقه و بهزیستی رفته و نامهنگاریهای بسیاری انجام داده هم از برخوردها گلایه دارد. این در حالی است که امسال بیش از ۲۰ دانشآموز ایرانی و ۳۰ دانشآموز اتباع به مؤسسه ندای ماندگار مراجعه کردهاند که همگی در پرداخت شهریه مدرسه مشکل دارند. وضعیت سایر مؤسسات حمایتی هم به همین شکل است و حالا نگرانی از ترک تحصیل بچهها در این مناطق بیش از گذشته قوت گرفته است.
ویترینهای ناامن، حافظان خائن
|پیام ما| در هفته گذشته، سرقت از موزههای قاهره و تاریخ طبیعی پاریس، بار دیگر زنگ خطر حفاظت از موزهها و آثار فرهنگی را به صدا درآورد. یکی از این دو مورد اما، برای ایرانیان تداعیکننده سرقتی قدیمی است که هنوز هم زخم آن باز است. اگرچه این دو سرقت از نظر ارزش و زمینه با یکدیگر تفاوت دارند، اما شباهتهایشان در نوع اجرا و سرنوشت آثار، قابلتأمل است. سرقت یک دستبند طلای باستانی از موزه قاهره و ذوبکردن آن، بیشباهت به ماجرای کتیبه زرین هخامنشی نیست که سالها پیش توسط یکی از کارکنان موزه ایران باستان ربوده شد؛ اثری که گفته شد برای خرید یک پیکان ذوب شده، اما سرنوشت واقعیاش هنوز در ابهام است.
پادکست خبری ۲۷ شهریور
خاموشی صدای بیصدایان
کمتر کسی است که نام «باغچهبان»ها را نشنیده باشد. «جبار باغچهبان» بنیانگذار اولین مدرسه ناشنوایان در ایران بود. «پروانه»، «ثمین» و «ثمینه» فرزندان دیگر او بودند که ثمین پس از سالها فعالیت در حوزه موسیقی در سال ۸۶ در استانبول درگذشت و ماندند «پروانه» و «ثمینه» که همچنان به فعالیتهای فرهنگی ادامه میدادند. تا روز بیستوششم شهریور که «نوشآفرین انصاری»، دبیر شورای کتاب کودک اعلام کرد «ثمینه» که میراثدار و ادامهدهنده راه پدرش بود و حتی لقب «مادر ناشنوایان ایران» را داشت، از دنیا رفت.
واکسن آنفلوآنزا تکرار بیعدالتی در پاییز
کمبود و بیعدالتی در توزیع واکسن آنفلوآنزا در فصل تزریق آن، به سیاق سالهای گذشته دوباره نمود پیدا کرده است. «هادی احمدی»، عضو هیئتمدیره انجمن داروسازان ایران، از نبود این واکسن در قفسه داروخانهها و نشت آن در مطب پزشکان با قیمت دوبرابری و عدم برابری قیمتهای مصوب برای واکسنهای وارداتی و داخلی خبر داد. این درحالیاست که «مهدی پیرصالحی»، رئیسسازمان غذا و دارو، بر منطقی شدن قیمت واکسنهای داخلی و خارجی تأکید کرد. همچنین «محمد هاشمی»، سخنگوی این سازمان، در گفتوگو با «پیام ما» ضمن تأیید دشواری دسترسی به این واکسن قیمت بالای آن را ناشی از قیمت روز ارز دانست.
کاروانسراها نعمت جادههای ایران
کاروانسراهای بیپناه
|پیام ما| دو سال پیش در بیستوششم شهریور اعضای کمیته میراث جهانی یونسکو به ثبت ۵۴ کاروانسرای شاخص ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو رأی مثبت دادند تا این شاهکار معماری ایران به جهان معرفی شود. کاروانسراهای جهانی ایران، با تمام ویژگیهای منحصربهفردشان امروز با چالشهای متعددی از جمله مرمتهای غیراصولی، بهرهبرداری نادرست، تغییرات مدیریتی و نبود برنامهریزی بلندمدت مواجهاند.
سفیر مرگ در «قُلقُله»
شلیک به معترضان معدن طلای «قلقله» در سقز، جان جوانی ۲۲ساله را گرفت. عصر دوشنبه (۲۴ شهریور)، وقتی اهالی روستای «پیرعمران» برای اعتراض تجمع کردند، با سلاح گرم به معترضان شلیک شد؛ «محمد رشیدی» جان باخت و سه نفر دیگر مجروح شدند. از مدتها پیش کسی به انتقادها درباره راهسازیهای این معدن طلا و آلایندگی آن توجهی نکرد و چندین تجمع اعتراضی مردم محلی بیجواب ماند. اکنون جسم بیجان یکی از جوانان روی دست اهالی مانده است.
کارخانه بحرانسازی و ضرورت همبستگی اجتماعی
