بایگانی مطالب : جامعه
جشنواره و جایزه برای پسرفت
مسئولیت اجتماعی شرکتی زمین بازی جدید کاسبان عرصه مدیریت
فرهنگ بیثبات، هنر در انتظار سرمایه
اقتصاد فرهنگ و هنر در ایران، همچنان بهجای رشد و پایداری، گرفتار چرخه هزینههای کوتاهمدت و گذرا است. چارهاش هم سرمایهگذاریهای هوشمند و مستمر است تا بتواند به موتور پویای توسعه فرهنگی و اقتصادی تبدیل شود. «حسین انتظامی»، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد، روز جمعه (۲۸ شهریور) در رویداد ملی سرمایهگذاری برای تولید بازیهای رایانهای حوزه مقاومت که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، بر اهمیت این نگاه تأکید کرد و گفت: «بازی میسازیم، فیلم میسازیم، کتاب منتشر میکنیم و توضیح میدهیم، اما چه زمانی اقتصاد فرهنگ و هنر به وضعیت پایدار میرسد و حیات طبیعی خود را تجربه میکند؟» اما اقتصاد پایدار در حوزه فرهنگ و هنر دقیقاً به چه معناست و عوامل دخیل در آن چیست؟
اعلامیه فوت قناتی زنده
«نبادان» هنوز زنده است، اما حکم مرگش را امضا کردند. مسئولان امور آب ابرکوه، هیئتامنای قنات و بهرهبرداران محلی در جلسهای، فوت قنات را اعلام کردند. مثل اینکه برای بیماری که در تخت بیمارستان بستری است، فاتحه بخوانند و برای خاکسپاریاش برنامه بریزند. بدون اینکه مهم باشد آب جاری در رگهای نبادان، صدها و بلکه هزاران سال است، سرو ابرکوه را سیراب میکند. با لوله پولیکایی که از قنات بهسمت زمینهای کشاورزی کشیدند، مزرعههایشان را سیراب کردند و مظهر نبادان را خشکاندند. اکنون سرنوشت سرو کهنسال ابرکوه چه میشود؟
بیمه خاموش، جان کودکان محک در خطر
سرطان کودکان اگرچه در نگاه آمارها سهم کوچکی از کل مبتلایان دارد، اما هر کودک بیمار داستانی پر از رنج، امید و چشمانتظاری را روایت میکند. سالانه صدها هزار کودک و نوجوان در جهان گرفتار این بیماری هستند که هزینه زیادی را بر دوش خانوادهها میگذارد. در ایران، مؤسسه خیریه محک سالهاست چراغ امید خانوادههای درگیر سرطان کودک را روشن نگاه داشته و با تأمین رایگان هزینههای دارو و درمان، جای خالی حمایتهای دولتی را تا حدی پر میکند. بااینحال، بهگفته «آراسب احمدیان»، مدیرعامل محک، بسیاری از هزینهها برای درمان کودکان مبتلا به سرطان در بخش دارو صرف میشود، این درحالیاست که بسیاری از داروهای جدید یا در لیست بیمهها نیستند یا اینکه سازمانهای بیمهگر از آنها حمایت نمیکنند.
تأملی در باب فلسطین
مصادره معنا و فراموشی رهایی
هزار سفر نرفته به زخم
وقتی صحبت از گردشگری به میان میآید، نخستین تصویر در ذهن ما سواحل آفتابی، کوههای سرسبز یا شهرهای تاریخی است. اما نوع دیگری از گردشگری وجود دارد که نه بهدنبال زیباییهای طبیعی است و نه آرامش تاریخی؛ بلکه از ویرانی، خشونت و خاطرههای تلخ تغذیه میکند. گردشگری سیاه به بازدید از مکانهایی گفته میشود که با مرگ، تراژدی، فجایع انسانی یا بلایای طبیعی پیوند خوردهاند. بازدید از اردوگاه مرگ نازیها، موزههای فجایع طبیعی مثل هیروشیما یا حتی مکانهای سقوط هواپیما و حوادث تروریستی، همگی در این دسته قرار میگیرند. گردشگری سیاه به انسانها این امکان را میدهد تا با بخش تاریک تاریخ روبهرو شوند؛ بخشهایی که اغلب در حافظه جمعی یک ملت ماندگار است. گردشگری جنگ زیرمجموعهای مهم از گردشگری سیاه است. در اینگونه سفرها، گردشگران به مکانهایی میروند که در گذشته صحنه جنگ بوده یا آثار آن را در خود حفظ کردهاند. این نوع گردشگری میتواند بازدید از موزههای جنگ و نمایشگاههای نظامی، یادمانها و بناهای یادبود شهدا و قربانیان، میدانهای نبرد قدیمی و مناطق ویرانشده، خانهها و بناهای بازمانده از جنگ با آثار گلوله و خمپاره و گورستانهای جنگی و آرامگاه سربازان را دربربگیرد. ایران یکی از کشورهایی است که تجربه سنگین جنگ را پشت سر گذاشته است. جنگ هشتساله ایران و عراق ردپای عمیقی بر شهرهایی چون خرمشهر، آبادان، اهواز، سردشت، ایلام، مریوان و... بهجا گذاشته است. همزمان با ۳۱ شهریور و آغاز هفته دفاع مقدس، «پیام ما» به گفتوگو با «مجتبی گهستونی»، راهنمای گردشگری، پرداخته. کسی که سالها علاقهمندان را با گوشهگوشه خوزستان آشنا کرده و روایتگر خوشیها و ناخوشیهای مردم این بخش از سرزمینمان بوده است.
تداوم روند مهاجرت نخبگان
«حسین سیمایی صراف»، وزیر علوم، در حالی از مهاجرت ۱۲ هزار پژوهشگر علمی طی ۱۰ سال خبر داد که حدود دو سال است آمارهای رسمی از میزان مهاجرت نخبگان منتشر نمیشود. برخی از مسئولان مانند مدیران نظام سلامت از کاهش مهاجرت در میان پزشکان و پرستاران خبر میدهند، اما «محمد شریفیمقدم» دبیرکل خانه پرستار کشور، به «پیام ما» اعلام کرد این آمار نمیتواند درست باشد.
دیپلماسی صلح در سایه دماوند
۳۲ روز پس از آتشبس جنگ ایران و اسرائیل، دماوند شاهد صعودی متفاوت بود. کوهنوردانی از پنج کشور عضو شورای بینالمللی ورزشهای نظامی (سیزم) به میزبانی ایران راهی قله شدند و چهارمین دوره «صعود برای صلح» را رقم زدند؛ رویدادی که حتی در سایه تردید سفر به ایران، تصویری تازه و متفاوت از این سرزمین ساخت. این صعود نهتنها یک برنامه ورزشی، که پیامی روشن از امکان گفتوگو، همقدمی و دوستی در میانه بحرانها بود؛ نمونهای شاخص از دیپلماسی ورزشی که میتواند راهی تازه برای شنیدهشدن صدای صلح، امید و همزیستی در جهان امروز باشد.
میراث را به یونجه فروختند
اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطههای باستانی آذربایجانغربی؛ جایی که گمان میرود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکاندهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشتوکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطهای که کشفیات آن جامعه باستانشناسی را به سرنخهای دنیای کهن متصل میکند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیریهای «پیام ما» اما به نتایج عجیبتری هم میرسد؛ مدیران میراثفرهنگی شهرستانها، خودشان اجازه کشاورزی را دادهاند! بررسیهای بعدی گویای آن است که اجاره دادن زمینهای عرصه و حریم محوطههای باستانی که به تملک وزارت میراثفرهنگی درآمدهاند، در استان آذربایجانغربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراثفرهنگی این استان، به آن وجهه حفاظتی و قانونی میدهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراثفرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار میداند و مدیرکل میراثفرهنگی استان آن را تکذیب میکند، این رویه اما روی عرصه تپههای باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موتآباد» دیده میشود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراثفرهنگی شهرستانها از کشاورزان اجارهبها میگیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمیرسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراثفرهنگی نظارت نشده و هیچ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطههای باستانی نشده است؟
هفتخوان هزینههای تحصیل
بازگشایی مدارس خانوادهها را با «هفتخوان هزینههای تحصیلی» روبهرو کرده است؛ از لباس فرم و لوازمالتحریر گرفته تا سرویس و شهریه مدارس غیرانتفاعی. بررسیها نشان میدهد حداقل هزینه یک دانشآموز حدود شش تا هفت میلیون تومان است و در مدارس غیرانتفاعی به بیش از ۱۵۰ میلیون تومان میرسد.
