بایگانی مطالب : جامعه
آخرین سفر تمبر
در سال ۱۸۴۰ نخستین تمبر جهان «پنیبلک»، در انگلستان چاپ شد. نزدیک به سه دهه بعد، ناصرالدینشاه در سفر به اروپا با تمبر آشنا شد؛ رهاورد این سفر انتشار نخستین تمبر ایرانی بهنام «تمبر باقری» در سال ۱۸۶۸ بود. حالا ۱۵۷ سال از آن روز میگذرد و تمبر، این سند کوچک ارتباطات، در ایران حال خوشی ندارد؛ کشوری که زمانی از نخستین اعضای اتحادیه جهانی پست بود، تمبر را به حافظه تاریخی سپرده و در مراسلات پستی به برچسب بیهویت سفیدی تبدیل شدهاست. طبق قوانین اتحادیه جهانی پست (UPU)، هر کشور موظف است سالانه مجموعهای از تمبرهای چاپشده خود را برای بایگانی و تبادل فرهنگی میان ۱۹۲ کشور عضو این اتحادیه ارسال کند. بهاینترتیب، تمبرهای ایران در کشورهایی نظیر اسرائیل و آمریکا که روابط دیپلماتیک رسمی با ایران ندارند نیز دیده میشود. این مهم گواه اهمیت و نقش بیبدیلی است که تمبر در دیپلماسی فرهنگی ایفا میکند. به مناسبت تأسیس اتحادیه پست هرساله ۹ اکتبر (مصادف با ۱۷ مهرماه) را روز جهانی پست و تمبر میدانند. در این گزارش دلایل مهجوریت تدریجی این رهاورد فرنگی ناصرالدینشاه را مرور میکنیم.
نجات مرگآور
عصر جمعه یازدهم مهرماه، در پی عملیات نجات زن کوهنوردی که در ارتفاعات اشترانکوه لرستان گرفتار شده بود، بالگرد امدادی جمعیت هلالاحمر بههمراه تیم عملیاتی امداد کوهستان به محل اعلامشده اعزام شد. این زن کوهنورد که بهدلیل افت دما، دوبینی و کاهش هوشیاری از گروه خود جدا شده و مسیر را گم کرده بود، صبح روز شنبه، ۱۲ مهرماه، از طریق امداد هوایی به مرکز درمانی منتقل شد. اما مأموریتی که قرار بود نجاتبخش باشد، خود به حادثهای مرگبار بدل شد: بالگرد هلالاحمر در جریان عملیات دچار سانحه شد و دو نفر از کادر پروازی آن جان باختند. این کوهنورد در تماس خود گفته بود: «افت دما دارم، دچار دوبینی شدم، کاهش هوشیاری پیدا میکنم، شرایط خوبی برای من نیست و مسیر را گم کردهام. گروه من را تنها گذاشتهاند.»
بازگشت جام هخامنشی
بازگشت اشیا و آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» از چین، تا همین چند وقت پیش مورد بحث و چالشهای بیشمار قرار گرفته و این سؤال برای بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی ایجاد شده بود که «چرا این آثار به ایران برنمیگردند؟» برگزاری این نمایشگاه در چین به سال ۱۴۰۲ برمیگردد؛ وقتی که با مصوبه هیئت وزیران دولت سیزدهم بیش از ۲۰۰ شیء تاریخی از کشور خارج و به چین فرستاده شد. آثار منتخب این نمایشگاه شامل ۲۱۱ قلم شیء زرین و سفالین و همچنین پنج نمونه بازآفرینیشده (مولاژ) میشد که روایتگر تنوع و خلاقیت هنر ایرانی طی بیش از سه هزار سال بودند. این آثار شامل آجرهای قلایچی بوکان، جام زرین مارلیک، تکوک زرین هخامنشی همدان، بشقابهای سیمین ساسانی و چینیهای آبی و سفید میشدند. مسئله اما اینجا بود که همزمان با این رویداد، نمایشگاه دیگری با نام «سرزمین مهر» شامل اشیای چندین موزه در تهران هم راهی چین شده بود و درواقع، این نمایشگاه است که هنوز به کشور بازنگشته. همه این رویدادها دست به دست هم داد تا با توجه به شرایط کلی ایران، مردم و بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی نگران اشیایی شوند که هویت ملی این سرزمین را رقم میزد. اکنون آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» به ایران بازگشته و در موزه ملی ایران به نمایش درآمده است. گفتوگو با «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، پیش از برگزاری این نمایشگاه انجام شده بود، اما بهعنوان یک روزنامهنگار وظیفه داشتم پس از بازشدن پلمب جعبهها و به نمایش درآمدن این آثار در موزه ملی ایران، به شرح و بسط چگونگی فرستادن آثار برای برگزاری یک نمایشگاه در خارج از کشور بپردازم.
صدای روزنامه از پادکست میآید
سال ۹۶ در مخزن روزنامه کتابخانه ملی «الهه خسروی»، روزنامهنگار، با مجموعهای از روزنامههای تاریخی چون وقایع اتفاقیه، حبلالمتین، اختر و قانون مواجه شد. قدمت این مجموعه در کنار نگهداری نامناسب روزنامهها، این آرشیو را تحتتأثیر قرار داده و حتی در مواردی در تماس با دست پودر میشوند. نبود اسکنر ویژه برای عکسبرداری از نشریات، مطبوعات تاریخی ایران را محکوم به فراموشی و زوال کرده بود. ایده حفظ و انتشار این آرشیو، نخست در قالب کتاب به ذهن خسروی رسید، اما پیشنهاد ساخت پادکست از جانب دوستی مطرح شد و او یکسال بعد اولین شماره پادکست «گازت» را منتشر کرد.
تراژدیهای فراموششده
پس از سال ۹۵ تعداد پادکستهای فارسی بهسرعت افزایش یافت و از حدود ۲۰ به نزدیک ۱۰۰ پادکست فعال رسید که این رشد همچنان ادامه دارد. «رادیو تراژدی» یکی از این پادکستهای پرمخاطب فارسی است. پادکستی که از شهریور سال ۱۳۹۹ ماهانه منتشر میشود و حالا به فصل چهارمش رسیده. در هر شماره این پادکست به زندگی و داستان تراژیک یک شخصیت کمترشناختهشده که معمولاً اطلاعات چندانی دربارهاش نیست یا فراموش شده، میپردازد.
ایران در ثبت روستاهای جهانی رکوردشکنی میکند؟
«انوشیروان محسنیبندپی» از شانس بالای سه روستا بهعنوان دهکده جهانی خبر داد
خطر بیوتروریسم دارویی
سه سال پس از مصوبه هیئت دولت برای عرضه دارو از طریق سکوهای اینترنتی و مخالفت نظام سلامت با آن، سرانجام «دستورالعمل جدید عرضه اینترنتی دارو» توسط وزرای بهداشت و ارتباطات امضا شد. با وجود این توافق، «هادی احمدی»، عضو هیئتمدیره انجمن داروسازان ایران، به «پیام ما» گفت: «اگر ضوابط این دستورالعمل رعایت نشود، سرقت اطلاعات بیماران ممکن است علاوهبر ایجاد زمینههای فساد و رانت، موجب خطر بیوتروریسم شود.»
تهران؛ ۲۳۹ سال پایداری
دیگر نه از آن انارستانها و چنارستانهایش خبریست، نه از آن آبوهوای خوشش. دود و ساختمانهای بلندمرتبه است که تا چشم کار میکند در آسمان پایتخت دیده میشود. انگار نه انگار که اینجا همان شهریست که آقامحمدخان قاجار آن را به اصفهان و شیراز و تبریز ترجیح داد تا حالا برای دویستوسیونهمین سال هنوز هم پایتخت بماند. شهری که تابآوری بالایی داشت و کوههای البرز هم سدی بودند تا دشمنان نتوانند پایتخت را مورد حمله قرار دهند. اما سالها گذشت و در بر پاشنه دیگری چرخید و حالا نبود برنامهریزی شهری و توسعه بدون محدودیت طی دهههای گذشته آن را با معضلات زیادی مواجه کرد. بهطوریکه موضوع انتقال پایتخت برای چندمینبار مطرح شد و آخرینبار دهم مهر بود که رئیسجمهوری آن را نه «انتخاب» که «اجبار» خواند. حالا «فرزانه ابراهیمزاده»، پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با «پیام ما» از دلایل انتخاب تهران بهعنوان پایتخت میگوید و «سولماز حسینیون»، پژوهشگر شهری، عوامل ازبینرفتن تابآوری تهران در طول سالها و مشکلات برنامهریزی شهری در دهههای گذشته را بررسی میکند.
مالیات صرف تخریب گنجعلیخان میشود
در هفتههای اخیر موجی از مخالفت با ساختوسازی در بافت تاریخی کرمان، از سوی فعالان میراثفرهنگی در رسانههای رسمی و شبکههای اجتماعی بازتاب گسترده یافته است. پای استاندار کرمان به پروژه باز شده و فعالان میراثفرهنگی از استاندار میخواهند پروژه متوقف شود. ماجرا از این قرار است که ادارهکل امور مالیاتی استان کرمان میخواهد ساختمانی هفتطبقه در ۵۰۰ متری میدان تاریخی ارگ و میدان گنجعلیخان و کاروانسرای ثبت جهانی گنجعلیخان بسازد و یک اسکلت آبی هفتطبقه را در منظر تاریخی این اماکن تاریخی علم کرده است. درصورتیکه قوانین میراث برای این محدوده دو طبقه را اجازه میدهد. ساختمان بانک مسکن مرکزی هم کنار این اسکلت وجود دارد که پنج طبقه است و اگر ساختمان اداره امور مالیاتی کمتر از پنج طبقه بود، میتوانست پشت ساختمان بانک مسکن پنهان شود و در منظر تاریخی کاروانسرای گنجعلیخان چیز دیگری اضافه نکند. اما مجوز ساختمان، شش طبقه روی پیلوت و درواقع هفت طبقه است.
زلزله پنهان طبقه متوسط فقیر
نمیدانم تابهحال در میدان انقلاب دیدهاید کسی با کتوشلوار مرتب و عینک فریمنازک، بساط دستفروشی کتاب یا ساز پهن کرده باشد و همزمان تحلیل رمزارزها را چک کند؟ یا در کافهای در مرکز شهر به فردی برخوردهاید که ساعتها درباره هنر مدرن حرف میزند، اما شب به آپارتمانی کوچک در حاشیه شهر بازمیگردد؟ این تصویرهای پراکنده، نشانه ظهور لایهای اجتماعیاند که نه کاملاً «فقیر» بهمعنای سنتی آن است و نه «طبقه متوسط» به سبک کلاسیک؛ بلکه گروهی برزخی و سیال را شکل دادهاند که جامعهشناسان از آن با عنوان «طبقه متوسط فقیر» یا شما بخوانیدش «طبقه متوسط تهیشده» یاد میکنند. این طبقه در دهههای اخیر به بازیگر خاموش اما مؤثر تحولات اجتماعی ایران بدل شده است؛ نیرویی که همچون زلزلهای زیرپوستی، فشارهای پنهان را در دل جامعه انباشته میکند و گاه در بزنگاههای تاریخی، خیابانها را به لحظه اسپینوزایی (خیزش نهایی) درمیآورد.
