بایگانی مطالب : جامعه

وقتی مدرنیته پشت در خانه می‌ماند

وقتی مدرنیته پشت در خانه می‌ماند

مرگ در حضور دیگران

یک ماه پیش که وزیر فرهنگ و ارشاد از هنرمندان خارج از کشور دعوت کرد تا به ایران بازگردند، بیش از بیست سال از ساخت آخرین فیلم «ناصر تقوایی» که حتی از ایران هم نرفته بود، می‌گذشت. او که در ایران مانده بود و «هنرمند خارج‌نشین» نام نمی‌گرفت، بعد از «کاغذ بی‌خط» نتوانست فیلم بسازد و تا پایان عمرش هم دلیل توقف «چای تلخ» و «زنگی و رومی» که آخرین فیلم‌هایش بودند را نفهمید و می‌گفت «من مطمئنم کم‌کاری نکردم». ترجیح داد در سکوت و انزوا بماند و فیلمسازی را که شیفته‌اش بود، به خاطراتش بسپارد. با رقم‌خوردن مرگش در روز بیست‌ودوم مهرماه در یکی از بیمارستان‌های تهران، بعد از مرگ «داریوش مهرجویی»، «ابراهیم گلستان»، «فرخ غفاری» و…، یکی دیگر از آخرین بازماندگان نسل سینمای موج نو ایران هم از دست رفت. اگرچه که او همان بیست سال پیش و پس از سال‌ها دور ماندن از سینما از دست رفته بود.
مرگ در حضور دیگران

سقوط طبقاتی یا چرخه بی‌قانونی؟

قتل یک کارمند دانشگاه تهران در این هفته و قتل یک روزنامه‌نگار در سال گذشته که از زنان طبقه متوسط فرهنگی بودند، بار دیگر مسئله خشونت خانگی را به صدر اخبار بازگرداند. «فاطمه موسوی»، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با «پیام ما» افزایش خشونت را نتیجه «سقوط طبقه متوسط و فشارهای اقتصادی» می‌داند و «پروانه سلحشوری»، نماینده پیشین مجلس، به «پیام ما» می‌گوید: «خشونت خانگی طبقه نمی‌شناسد. خشونت در نبود حمایت قانونی از زنان رخ می‌دهد.»
سقوط طبقاتی یا چرخه بی‌قانونی؟

وفای «مرضیه وفامهر»

وفای «مرضیه وفامهر»

ساخت غسالخانه روی محوطه‌ ۷هزارساله

گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبت‌ملی‌شده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوه‌بر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ می‌گویند غسالخانه‌ای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستان‌شناسان را شگفت‌زده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یک‌به‌یک سر از خاک بیرون می‌آوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که می‌توانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کرده‌اند: «گودین‌تپه». بی‌مهری‌ها به گودین‌تپه سابقه چند دهه‌ای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراث‌فرهنگی از سوی دیگر روبه‌رو است. شهرداری و اوقاف بی‌توجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش می‌برند، کارشناسان میراث‌فرهنگی نگران‌اند غسالخانه به بهره‌برداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراث‌فرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.
ساخت غسالخانه روی محوطه‌ ۷هزارساله

وقتی هنرمند در هم می‌شکند

«ناصر تقوایی» سال‌های زیادی بیکاری کشید و طبعا نسبت به هم‌نسلانش کمتر فیلم ساخت اما خودش می‌گفت من فیلم کم ساختم اما فیلم بد نساختم و درست هم می‌گفت.
وقتی هنرمند در هم می‌شکند

تورم، لقمه از دهان مردم گرفت

گرانی در بازار مواد غذایی ایران این روزها بسیار محسوس‌تر از همیشه است؛ اقلام پروتئینی همچون گوشت و مرغ که زمانی بخش اصلی وعده‌های غذایی بودند، اکنون برای بسیاری از خانواده‌ها به کالایی دست‌نیافتنی تبدیل شده‌اند. افزایش بی‌وقفه قیمت مواد غذایی، از گوشت و مرغ تا حبوبات و لبنیات و کوچکتر شدن سبد غذایی مردم به‌گفته یک کارشناس رفاهی، می‌تواند تبدیل به بحران معیشتی شود.
تورم، لقمه از دهان مردم گرفت

بازگشت جامعه به مأموریت موزه هنرهای معاصر

بازگشت جامعه به مأموریت موزه هنرهای معاصر

بیکاران دارای درآمد

اقتصاد ایران در دهه اخیر به صحنه یک پارادوکس بی‌رحمانه تبدیل شده است. در یک‌سو، کارگران و حقوق‌بگیران هر روز زیر فشار تورم افسارگسیخته فقیرتر می‌شوند و در سوی دیگر، گروهی از «بیکارانِ دارای درآمد» با دسترسی به رانت و فرصت‌های سفته‌بازی در بازارهای مالی و دارایی، نه‌تنها از کار کردن بی‌نیاز شده‌اند، بلکه ثروت‌های کلانی به دست آورده‌اند. این شکاف عمیق، اکثریت جامعه را که تنها راه درآمدی‌شان کار است، به‌سمت قماری ناخواسته سوق می‌دهد؛ آنها وادار می‌شوند برای بقا و فرار از فقر، پس‌اندازهای اندک خود را وارد بازی‌ای کنند که قواعد آن از پیش توسط برندگان همیشگی نوشته شده و سرنوشتشان از ابتدا چیزی جز باخت نیست.
بیکاران دارای درآمد

زمین با دستان زنان نفس می‌کشد

در جهانی که هر روز، بحران‌های زیست‌محیطی عمیق‌تر می‌شوند، بسیاری از کنشگران محیط‌زیست می‌کوشند با ابزارهای علمی، آموزشی و قانونی جلوی تخریب منابع‌طبیعی را بگیرند. در این میان، اکوتوریسم به‌عنوان یکی از راهکارهای حفاظت از طبیعت، نقشی دوگانه دارد: از یک‌سو می‌تواند به پاسداری از محیط‌زیست کمک کند و از سوی دیگر -درصورت مدیریت نادرست- به تخریب آن بینجامد. کمبود نیروی حفاظتی، زیرساخت‌های ناکافی، نبود منابع مالی پایدار و همچنین، بی‌بهره ماندن جوامع بومی از منافع گردشگری، نیاز به مشارکت مردمی را در حفاظت از محیط‌زیست پررنگ‌تر کرده‌ است؛ مشارکتی که تنها با ارتقای آگاهی عمومی و جلب توجه به بهره‌برداری پایدار از منابع‌طبیعی امکان‌پذیر است. کمک به حفاظت از ارزش‌های بومی و توجه به میراث ناملموس، اهمیت ویژه‌ای در اکوتوریسم دارد. به همین دلیل، در گفت‌وگو با «افسانه احسانی»، مدرس اکوتوریسم و مدیر مؤسسه «آوای طبیعت پایدار» که راهی متفاوت را آزموده و از «هنر برای حفاظت» بهره برده، از تجربه‌اش در این زمینه پرسیدیم. از مفهومی که می‌خواهد میان زیبایی، خلاقیت و حس زندگی با حفاظت از طبیعت پیوند برقرار کند.
زمین با دستان زنان نفس می‌کشد