بایگانی مطالب: فرهنگ
زمین سوخته
ساعتِ روی میز هنوز روی ۱۰:۲۰ ایستاده است؛ همان لحظهای که «احمد محمود»، خالق رمانهای «زمین سوخته» و «همسایهها» صبح روز دوازدهم دی ۱۳۸۱، از دنیا رفت. مدادها کنار هم چیده شدهاند، عینک روی میز است، عصا تکیه داده به دیوار و دمپاییها جفتوجور شدهاند؛ انگار نویسنده فقط برای چند دقیقه از اتاق بیرون رفته باشد. خانهای که سالها محل نوشتن مهمترین آثار احمد محمود بوده است، امروز در میدان ۲۲ نارمک تهران در میان فروختن و فروریختن معلق مانده است؛ نه از سوی نهادی خریداری و ثبت ملی میشود و نه توان نگهداریاش برای خانواده مانده است. «بابک اعطا»، فرزند او، به «پیام ما» میگوید: «خیلی سعی کردم دفتر بابا را به همان شکل نگه دارم. مثل یک عکس. اما این عکس تا کی میتواند ماندگار بماند؟» و حالا ممکن است این خانه به سرنوشت خانه پدری نویسنده در اهواز دچار شود؛ فروش، تخریب و پاکشدن یکی از نمادهای ادبیات معاصر ایران.
خانه «احمد محمود» را برای فروش میگذارم
خانه «احمد محمود»، نویسنده برجسته ادبیات معاصر ایران و خالق رمانهایی ماندگار چون «همسایهها» و «زمین سوخته»، سالهاست رو به فرسایش و ویرانی است. «پیام ما» در نودوچهارمین سالروز تولد این نویسنده مشهور ایرانی، به تاریخ ۴ دی، به سراغ این خانه رفت، اما «بابک اعطا»، پسرش که در این خانه زندگی و از آن نگهداری میکند، میگوید: «دیگر نمیتوانم از پس هزینهها بربیایم. باید این خانه را بفروشم.»
راهی که زنان ناشر هنوز تمام نکردهاند
صنعت نشر یکی از زنجیرههای اساسی چرخه تولید کتاب است. صنعتی که بهصورت رسمی از اواخر دوران قاجار در ایران شکل گرفت و با وقوع انقلاب مشروطه و گسترش ارتباطات با غرب، شکلی نوین به خود گرفت. با بررسی معدود آثار مکتوب پیرامون صنعت نشر میتوان به ردپای کمرنگ زنان در این عرصه پی برد. بهطوریکه میتوان گفت تقریباً ناشر مستقل زن پیش از انقلاب نداشتیم و اگر نامی از زنان در آن دوره بیاید، در جایگاه همسر و دختر مردان ناشر بوده است. «زهرا کیاخانلری» نمونه بارزی از این مورد است که همگام با «پرویز ناتلخانلری» در امر پژوهش و انتشارات همکاری داشتند. حالا در سال ۱۴۰۴ و با گذشت مسیری که زنان در صنعت نشر پیمودند، این حوزه هنوز هم برای آنان بدون چالش نیست و هم در سطح مدیریتی و هم در مواردی مانند چرخه توزیع به چشم میآید. در روزهای پایانی آذرماه، خانه هنرمندان میزبان نشستی از سوی انتشارات «صبا و بهار» با موضوع «زنان در نشر امروز؛ از چالشها تا پیشگامی» بود تا ناشران و فعالان این حوزه از چالشهای موجود بگویند.
در غیاب انسان
نگاهی به مستند «سیاره پیشاتاریخ»
یلدا پس از ثبت؛ میراثی که با هیجان حفظ نمیشود
یلدا؛ شبِ مشترکِ نور، افقِ مشترکِ گفتوگو
امید به پیروزی نور بر تاریکی
|پیام ما| شب زایش نور از دل تاریکی «یلدا» تنها یک مناسبت در تقویم نیست؛ روایتی کهن از امید است. نماد بازگشت عدالت، تجدید حیات و پیروزی روشنایی و مهر بر ظلم و تاریکی. یلدا که این روزها برای ایرانیان مانده در غم نان، تبدیل به چالشی میان فرهنگ و زندگی و تنگناهای اقتصادی شده، جشنی است حامل پیام امید و پیروزی در دل تاریکترین شبها. شاید همین امید است که این آیین را بیش از دیگر آیینهای باستانی ایران در جامعه زنده نگه داشته. امید به پیروزی نور بر تاریکی، در شرایطی که شب، کش آمده و قیرگون و سمج ادامه دارد.
شبی که جامعه را بازتعریف میکند
شب یلدا، برای جامعه ایرانی فقط یک سنت قدیمی نیست، بلکه همزمان آیینی است که در آن همبستگی جمعی بازتولید میشود، مقاومت فرهنگی در برابر معناهای مسلط بروز پیدا میکند و تمایزهای طبقاتی به نمایش درمیآیند. این آیین کهن، از منظر جامعهشناختی امروز فراتر از یک سنت، بهعنوان آینهای از تحولات هویتی، فرهنگی و اجتماعی ایران عمل میکند.
یلدا؛ کودکانگی دستهجمعی
قصهگویی تا روشنایی
راه نجات گذران شبهای تیره و تار، آنجا که امیدی نیست، چه میتواند باشد؟ نیاکانمان گویی رهایی را در قصهگویی یافته بودند؛ در داستانهای رستم و سهراب، شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون. قدیمیهای دوران پیشادیجیتال و هوش مصنوعی یادشان میآید اوج این قصهگویی برای طولانیترین شب سال بود؛ یلدا. شب چلهای سحر نمیشد مگر اینکه داستانی در دورهمی گفته شود. تاریخ ما پر از فرازونشیب است. آنچه ما را از تالارهای سرد و تاریک زمان عبور داده و تمدنمان را ساخته، هیچ نبود جز قصهگویی تا طلوع خورشید و روشنایی.
