بایگانی مطالب: آثارباستانی

کشف پادشاه ۴هزارساله در صخره‌های ایذه

در دل صخره‌های آیاپیر ایذه، کوچکترین نقش‌برجسته ایلامی کشف شد؛ پادشاهی چهارهزارساله که بر تخت نشسته و «ناهونته، خدای خورشید و عدالت» را نیایش می‌کند. باستان‌شناسانی که چهارسال پیش برای پیمایش آثار باستانی راهی ایذه خوزستان شده بودند، آن را به‌صورت اتفاقی دیدند تا پس از چهارهزار سال، صدای گمشده این پادشاه، در زمانه‌ ما شنیده شود. نامش را گذاشتند: «نویافته ایلامی»؛ پادشاهی که در حال نیایش خدای عدالت است. حالا با این کشف جدید، سیزدهمین نقش ایلامی ایذه قرار است روزنه‌ای شود به سنت‌های نیایشی و هنر صخره‌ای این دوران ناشناخته. البته اگر مسئولان مربوطه در وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی برنامه‌‌ای برای حفاظت از آن داشته باشند.

قلب تاریخی خراسان زیر آسفالت

|پیام ما| دو دهه پیش تکه‌سفال‌های پراکنده در سطح تپه ماهوری که بین مردم قاین به «تپه شاهزاده حسین» معروف بود و گاهی برای زیارت و نیایش به آنجا می‌رفتند، توجه باستان‌شناسان را به خود جلب کرد. بعد از مطالعات و بررسی‌های اولیه، گمانه‌زنی در آن محدوده آغاز و مشخص شد در این تپه آثار معماری و اشیا تاریخی متعددی وجود دارد. آثاری که نشان می‌داد شهر قدیم قاین که در سفرنامه‌های تاریخی از آن یاد شده، در جنوب قاین امروزی قرار دارد. نشانه‌هایی از یک مسجد در این منطقه کشف شد. به‌گفته «رجبعلی لباف خانیکی» که کاوش‌های قاین زیر نظر او انجام شده، جزو اولین مساجد ساخته‌شده توسط مسلمانان در ایران است. شهر قدیم قاین یکی از مهمترین محوطه‌های تاریخی شرق ایران است. اما در دو دهه اخیر مدیران شهری با نادیده گرفتن اصول حفاظتی در این محوطه و استفاده از سکوت سازمان میراث‌فرهنگی، طرح جامع شهری را اجرایی کرده و بخشی از محوطه تاریخی را آسفالت کردند. امروز تنها نشانه شهر قدیم قاین، تپه باستانی رهاشده در میانه میدانی در شهر است که با تابلوی «مزار (تپه) شاهزاده حسین» معرفی شده. در دو سال اخیر با بالا گرفتن موضوع بازنگری حرایم در میراث‌فرهنگی، این موضوع به شهر قدیم قاین هم کشیده شده و بسیاری از مالکینی که زمین‌هایشان در حریم این اثر قرار دارد، خواهان تعیین‌تکلیف زمین‌هایشان شده‌اند. اما در کشمکش مردم، مدیران شهری و میراث‌فرهنگی که هر یک توپ را به زمین دیگری می‌اندازد، بخشی از هویت تاریخی خراسان بزرگ در حال فراموشی و تخریب است. آنچه در شهر قدیم قاین رخ داده، تنها یک تخلف یا چشم‌پوشی بر ضوابط حفاظت نیست؛ مصداقی از یک بیماری مزمن در مدیریت میراث‌فرهنگی کشور است.

زمین، کاروانسراهای جهانی را می‌بلعد

پهنه‌های فرونشست زمین در ایران چنان گسترش یافته‌اند كه ۳۵۹ دشت كشور را در خطر فرونشست قرار داده‌اند. براساس گزارشی، ۴۱ كاروانسرا از ۵۴ كاروانسرای ثبت‌جهانی‌شده ایران در معرض خطر فرونشست قرار دارند و كاروانسراهای ثبت‌جهانی‌شده در تهران، اصفهان، البرز، سمنان، مركزی، یزد، بوشهر و خراسان‌جنوبی هستند. خطر فرونشست علاوه‌بر كاروانسراهای ثبت‌جهانی‌شده ایران آثار تاریخی دیگر كشور را نیز تهدید می‌كند.

میراث را به یونجه فروختند

اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی آذربایجان‌غربی؛ جایی که گمان می‌رود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکان‌دهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشت‌وکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطه‌ای که کشفیات آن جامعه‌ باستان‌شناسی را به سرنخ‌های دنیای کهن متصل می‌کند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیری‌های «پیام ما» اما به نتایج عجیب‌تری هم می‌رسد؛ مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها، خودشان اجازه کشاورزی را داده‌اند! بررسی‌های بعدی گویای آن است که اجاره‌ دادن زمین‌های عرصه و حریم محوطه‌های باستانی که به تملک وزارت میراث‌فرهنگی درآمده‌اند، در استان آذربایجان‌غربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراث‌فرهنگی این استان، به آن وجهه‌ حفاظتی و قانونی می‌دهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار می‌داند و مدیرکل میراث‌فرهنگی استان آن را تکذیب می‌کند، این رویه اما روی عرصه تپه‌های باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موت‌آباد» دیده می‌شود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها از کشاورزان اجاره‌بها می‌گیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمی‌رسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراث‌فرهنگی نظارت نشده و هیچ‌ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطه‌های باستانی نشده است؟

ویترین‌های ناامن، حافظان خائن

|پیام ما| در هفته گذشته، سرقت از موزه‌های قاهره و تاریخ طبیعی پاریس، بار دیگر زنگ خطر حفاظت از موزه‌ها و آثار فرهنگی را به صدا درآورد. یکی از این دو مورد اما، برای ایرانیان تداعی‌کننده سرقتی قدیمی است که هنوز هم زخم آن باز است. اگرچه این دو سرقت از نظر ارزش و زمینه با یکدیگر تفاوت دارند، اما شباهت‌هایشان در نوع اجرا و سرنوشت آثار، قابل‌تأمل است. سرقت یک دستبند طلای باستانی از موزه قاهره و ذوب‌کردن آن، بی‌شباهت به ماجرای کتیبه زرین هخامنشی نیست که سال‌ها پیش توسط یکی از کارکنان موزه ایران باستان ربوده شد؛ اثری که گفته شد برای خرید یک پیکان ذوب شده، اما سرنوشت واقعی‌اش هنوز در ابهام است.

کاروانسراهای بی‌پناه

|پیام ما| دو سال پیش در بیست‌وششم شهریور اعضای کمیته میراث جهانی یونسکو به ثبت ۵۴ کاروانسرای شاخص ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو رأی مثبت دادند تا این شاهکار معماری ایران به جهان معرفی شود. کاروانسراهای جهانی ایران، با تمام ویژگی‌های منحصربه‌فردشان امروز با چالش‌های متعددی از جمله مرمت‌های غیراصولی، بهره‌برداری نادرست، تغییرات مدیریتی و نبود برنامه‌ریزی بلندمدت مواجه‌اند.

تجربه‌ای کهن برای گردشگری نوین

۲۵ شهریور روز ملی خرما است. محصولی تاریخی که کشت آن به بیش از سه هزار سال پیش بازمی‌گردد. تصویر درخت خرما که به گویش بومی آن را مغ می‌نامند، در نقوش یافت‌شده آشوری و بابلی به‌کرات دیده می‌شود. کلدانیان خرما را درخت زندگی می‌نامیدند. در اوستا خرما خوردنی‌ترین میوه زمین است و در بندهش نیز از خرما یاد شده. حال در ابتدای سده چهارصد خورشیدی خرما و روایت‌های برداشتش به‌بهانه‌ای برای گردشگری تجربه‌گرا تبدیل شده‌ است. «گردشگری کار» شکلی از توریسم مبتنی‌بر کهن‌ الگوهای بشری است. پاسخی دیرهنگام اما آشنا به نیاز انسان امروزی برای بازتعریف رابطه‌اش با زمین و آسمان. رابطه‌ای که بیش از همیشه قربانی تکنولوژی شده است.

در جست‌وجوی ایوان گمشده ناصرخسرو

|پیام ما| از کشف نخستین کارگاه ساخت شیشه تخت در ایران تا بقایای مسجد جامعی که ناصرخسرو از شکوه ایوان بلندش گفته، روایتی است که «رجبعلی لباف خانیکی» درباره شهر قدیم «قاین» نقل می‌کند. در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ گمانه‌زنی‌ها و کاوش‌هایی در این محوطه زیر نظر او انجام شده و به نتایج ارزشمندی رسیده است. لباف خانیکی که از پیشکسوتان باستان‌شناسی ایران است و تمرکز پژوهش‌هایش بر باستان‌شناسی خراسان دوران اسلامی است، در این گفت‌وگو درباره روند مطالعات در شهر قدیم قاین و دستاوردهایی که این مطالعات داشت، گفته است و اینکه امروز برای حفظ و معرفی این میراث ارزشمند چه باید کرد. او معتقد است شهر قدیم قاین نه‌فقط یک محوطه تاریخی، بلکه سندی است برای هویت فرهنگی جنوب خراسان؛ سندی که باید از گزند فراموشی و تخریب نجات پیدا کند.

کنسرت پینک فلوید، هشدار برای تخت‌جمشید

برگزاری کنسرت در کنار برج آزادی و پل خواجو و تخت‌جمشید در روزهای اخیر هر یک به‌دلیلی جنجال‌آفرین شده‌اند. یک نقطه مشترک در این سه خبر وجود دارد: برگزاری برنامه در جوار یک بنای تاریخی. سال‌هاست که تمام سؤالات درباره اینکه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی تا چه اندازه با رعایت ضوابط و اصول انجام می‌شود، از سوی مسئولان امر بی‌پاسخ مانده و یا با پاسخ‌ کلی «همه‌چیز رو به راه است، نگران نباشید» روبه‌رو شده است. اما اگر وزیر میراث‌فرهنگی با قاطعیت می‌گوید: «در این رویدادها تمام نظام‌های مراقبتی و حفاظتی رعایت می‌شود.» لازم است درباره جزئیات این «نظام‌های مراقبتی» توضیح دهد. آیا دستورالعمل و آیین‌نامه‌ای از سوی وزارت میراث‌فرهنگی در این زمینه تدوین، تصویب و منتشر شده است؟ برگزارکنندگان این کنسرت‌ها تا چه اندازه به ضوابط حضور در یک بنای تاریخی واقف‌اند؟ اگر با این اصول آشنا هستند؛ تجهیزاتی که در اختیار دارند، چقدر با استانداردهای برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی منطبق است؟ چه کسی بر اجرای این ضوابط نظارت دارد؟ درصورت رعایت نکردن این ضوابط چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی در تمام این سال‌ها پاسخ روشنی به این سؤالات داده نشده است، می‌توان به نتایج تلخی رسید. در دنیا کنسرت‌های متعدد در بناهای تاریخی برگزار می‌شود؛ از کولوسئوم تا اهرام جیزه، از آکروپلیس تا پمپئی. اما تمام این برنامه‌ها با اعمال محدودیت‌ها و رعایت اصول نورپردازی، تنظیم صدا، نصب استیج و... اجرا می‌شود. درحالی‌که در ایران به‌وضوح شاهدیم کیفیت و شیوه برگزاری کنسرت در یک بنای تاریخی تفاوت چندانی با فضاهای دیگر ندارد که اگر داشت، به‌طور حتم توضیح شفافی از سوی مسئولان در مورد آن داده می‌شد.

جانش بگرفتند و بر پیکرش پایکوبی کردند

تصور کنید رودخانه‌ای که قرن‌ها مظهر حیات، شادی و خاطره‌های جمعی مردم یک سرزمین بوده، امروز بستر خشکیده‌اش میزبان جشن و موسیقی شود. این تصویر قرار است در اصفهان به واقعیت تبدیل شود؛ جایی که شهرداری این شهر بزرگترین جشن خود را در دل بستر بی‌آب زاینده‌رود، درست مقابل پل تاریخی خواجو، برنامه‌ریزی کرده است. تصمیمی که بیش از آنکه شادی بیافریند، نگرانی و اعتراض گسترده فعالان میراث‌فرهنگی و محیط‌زیست را برانگیخته و پرسش‌های جدی درباره رویکرد مدیران شهری در قبال میراث تاریخی و بحران آب مطرح کرده است.