بایگانی مطالب: آثارباستانی

«شاپور» تخت‌جمشید

|پیام ما| پیش از او تاریخ هخامنشیان را دانشمندانی چون «اریک اشمیت»، «رومن گیرشمن»، «ارنست هرتسفلد» و دیگران روایت می‌کردند. آنها که نتایج مطالعاتشان در مجلات علمی معتبر جهان منتشر می‌شد و حق کاوش در تخت‌جمشید و دیگر محوطه‌های باستانی ایران را داشتند. «علیرضا شاپور شهبازی» اما این معادله چندین‌ساله را تغییر داد. او نخستین ایرانی‌ای بود که مقالاتش درباره سرزمین مادری و تاریخ هخامنشیان در مجلات معتبری چون مجله تاریخ باستان آمریکا منتشر شد. آنقدر در این راه استمرار و همت داشت که بعد از درگذشتش «ریچارد فرای»، ایران‌شناس برجسته آمریکایی، او را بهترین نویسنده تاریخ هخامنشی نه‌تنها در ایران بلکه در دنیا معرفی کرده بود. امروز زادروز مردی است که تاریخ ایران باستان را به‌گونه‌ای دیگر برای جهانیان و ایرانیان روایت کرد. مردی که تا آخرین سال‌های عمر به هویت ایران و تاریخ ارزشمندش وفادار بود و برای معرفی آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.

کنش در برابر فراموشی و فجایع

|پیام ما| حفاظت از میراث‌فرهنگی در جنگ‌ها و بحران‌ها چه اصول و ضوابطی دارد؟ وقتی جان انسان‌ها در خطر است و منابع، امنیت و دسترسی‌ها محدودند، چگونه می‌توان از میراث‌فرهنگی محافظت کرد؟ آیا در شرایط جنگی اولویت بخشیدن به حفاظت از میراث‌فرهنگی هزینه‌هایی در پی خواهد داشت؟ اینها سؤالاتی است که حالا دیگر برای ما تازگی ندارد. در جریان جنگ دوازده‌روزه بارها با این سؤالات مواجه شدیم و پاسخ‌هایی هم برای آن پیدا کردیم. پس از آتش‌بس هم بارها کارشناسان به این سؤالات پاسخ دادند و تجربیات جهانی را مرور کردند. اما حفظ میراث‌فرهنگی در بحران‌ها موضوعی نیست که تنها محدود به شرایط جنگی باشد و از طرفی در کشوری که همچنان سایه جنگ بر سرش سنگینی می‌کند، توجه به این مقوله در شرایطی که آرامش نسبی جریان دارد، از ضروریات است.

مهمانی موریانه‌ها در قلعه قجری

|پیام ما| موریانه‌ها از درون پوکش کرده‌اند. چوب‌های سقف و درهای چوبی خوراک موریانه‌ها و سوسک‌های چوبخوار شده است. هر از گاهی سقف یکی از اتاق‌ها تسلیم شده و فرو می‌ریزد و کف یکی از اتاق‌ها به‌دست حفاران غیرمجاز سوراخ می‌شود. دیوارها را رطوبت سست کرده و احوال قلعه خوش نیست. سخن از قلعه‌ای باشکوه است در ساحل خلیج‌فارس، جایی که روزگاری بزرگترین معاملات تجاری را به خود دیده است و میزبان افراد مهمی بوده. «قلعه خاندان مرزوقی» یا «قلعه مغویه» از آن‌همه شکوه و رونق، حالا نشان چندانی ندارد. سیمان‌هایی که به ازاره و گچ‌هایی که بر تن دیوارها کشیده‌اند، نفسش را بریده و باعث شده رطوبت تا عمق جانش نفوذ کند. برخی می‌گویند این اشتباهات به زمانی برمی‌گردد که قرار بود لوکیشن فیلم «کشتی آنجلیکا» شود. برخی هم مرمت‌های غیراصولی در سال‌های اخیر را عامل این‌همه آسیب و نفوذ رطوبت به جان بنا می‌دانند. مسئولان محلی می‌گویند می‌خواهند عمارت را نجات دهند، اما اعتبارات یک در میان می‌رسد و آنچه می‌رسد، کفاف کار اساسی برای مرمت را نمی‌دهد. همین گاه‌به‌گاهی اعتبارات بیشتر به بنا آسیب زده و باعث شده بیش از آنکه نجات پیدا کند، از مرمت مقطعی آسیب ببیند و به‌تدریج تخریب شود. از طرفی بنا قابل واگذاری به سرمایه‌گذار نیست، چون مالک شخصی دارد و ورثه هنوز رضایت نداده‌اند که ملک اجدادی‌شان احیا شود. همین است که عمارت باشکوه مرزوقی‌ها از درون در حال فرو ریختن است.

تهدید فرونشست؛ از تخت‌جمشید تا برج طغرل

فرونشست زمین، پدیده‌ای ژئومورفولوژیک، آرام اما خطرناک است که در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی و اصلی جهان تبدیل شده است. این پدیده در اثر افت تراز سطح آب‌های زیرزمینی، تراکم خاک، فعالیت‌های استخراج میادین نفت، معدن یا عوامل طبیعی ایجاد شده و باعث کاهش ارتفاع سطح زمین و تخریب زیرساخت‌ها می‌شود. در این میان کشور ایران، با اقلیمی خشک، منابع آبی محدود، توسعه نامتوازن و میراث‌فرهنگی غنی، در زمره آسیب‌پذیرترین کشورها در برابر این بحران قرار دارد. باید توجه داشت که پدیده فرونشست زمین می‌تواند جنبه‌های مختلفی از زندگی انسان را تحت‌تأثیر قرار دهد، اما در این یادداشت قصد داریم به نقش مخرب این پدیده بر آثار تاریخی و سایت و محوطه‌های باستانی بپردازیم.

آشفتگی خواب ۸ هزارساله مردگان سیلک

|پیام ما| «سیلک» را بی‌شک بسیاری از ایرانیان و خارجیانی که به کاشان سفر کرده‌اند، دیده‌اند؛ چرا که یکی از مهمترین محوطه‌ها و جاذبه‌های گردشگری باستانی‌ ایران است. این محوطه اگرچه رازهای مگویی از ۸ هزارسال پیش تا امروز در دل خود دارد اما سال‌هاست که گسترش شهر و افزایش ساخت‌وسازها و تغییر کاربری‌ها حریم آن را در خطر قرار داده است. در چند سال گذشته رونق اقتصاد گردشگری کاشان در اطراف این محوطه که بی‌شک مدیون آن است، به قدری افزایش پیدا کرد که بسیاری از مالکان خواستار مطالبات جدیدی برای ساخت‌وساز شدند. بهمن سال ۱۴۰۳ بود که رضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی صدای این مطالبات را شنید اما از آنجایی‌که حفظ حریم این محوطه در حیطه حکمرانی به معنای صیانت از هویت ملی همه مردم ایران است، قرار شد تا با همکاری وزارت راه و شهرسازی به مالکان و صاحب زمین‌ها و باغ‌های اطراف زمین معوض داده و زمین‌های اطراف آزاد و حریم این محوطه حفظ شود. با این وجود چندی پیش بار دیگر بحث کوچک‌سازی حریم پیش کشیده شد با یک مطالبه مشخص: وزارت راه تا امروز به وعده‌های خود در دادن زمین‌های معوض عمل نکرده، بنابراین باید حریم کوچک شود. سرانجام سه‌شنبه (۱۵ مرداد) بار دیگر نشستی برگزار شد تا در این زمینه تصمیم‌گیری شود و همین امر بار دیگر خواب آرام مردگان این محوطه و دوستداران میراث‌فرهنگی ایران را آشفته کرد. هر چند که درنهایت مدیر پایگاه سیلک، به «پیام ما» این نوید را داد که همچنان به شرط همراهی وزارت راه برای اعطای زمین معوض به تمامی مالکان زمین‌های حریم سیلک این کوچک‌سازی منتفی شده است. اما این تهدید مثل شمشیر داموکلس، همچنان برای حریم سیلک به قوت خود باقی است. از طرفی تصمیمی که در جلسه شورای فنی گرفته شده، مربوط به زمین‌های تعاونی مسکن دارایی است که تنها شامل ۵ هکتار از زمین‌های حریم سیلک است و هنوز تکلیف مابقی زمین‌ها مشخص نشده است.

کشف خانه ابدی با تزئینات خلاقانه

| پیام ما | «این دخمک/... پسر نیکداد؟/ بهشت /برین بهرش/ باد.» این جملات در پنج سطر بر کتیبه‌ای که اخیراً در نقش‌رستم خوانده شده، نقش بسته است. کتیبه‌ای تدفینی متعلق به عصر ساسانی و به زبان پهلوی کتابی. کتیبه‌های تدفینی در کاوش‌ها و مطالعات باستان‌شناسی بخش مهمی از نوشته‌های مرتبط با سنت زرتشتی هستند. ازآنجاکه مجموعه نقش‌رستم، ماهیتی آیینی دارد در این محدوده و محوطه‌های اطراف آن بارها کتیبه‌های مشابه به‌دست‌آمده است. کتیبه اخیر اما تزئیناتی دارد که توجه باستان‌شناسان را به خود جلب کرده است.

مقبره‌ای ۲۶۰۰ ساله و دست‌نخورده در ایتالیا کشف شد

باستان‌شناسان در گورستان «سن جولیانو» در ایتالیا، مقبره‌ای اتاقکی و دست‌نخورده از ۲۶۰۰ سال پیش را کشف کردند که حاوی بقایای چهار نفر و بیش از ۱۰۰ شیء خاکسپاری به‌خوبی حفظ‌شده است.

هنر زندگی در عصر پارینه‌سنگی‌

نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانه‌هایی به‌جا گذاشت؛ گویی می‌خواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانه‌ها و پیام‌هایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچی‌ای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان می‌دهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را می‌گویند و ابزارهایی که در خود نشانه‌هایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کرده‌اند. غارهای پارینه‌سنگی خرم‌آباد از همین جنس‌اند؛ پر از رمزوراز، پر از داستان‌هایی که از پسِ قرون سر برآورده‌اند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعت‌زده‌ ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان می‌برند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته‌ خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامی‌خواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرم‌آباد و قدمت این سرزمین است.

غارهای پارینه‌سنگی آغل گوسفندان شده بودند

«محوطه پیش‌ازتاریخ (پارینه‌سنگی) دره خرم‌آباد» به‌عنوان بیست‌ونهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. غارهایی با قدمت بیش از ۶۰ هزار سال که با شواهد ارزشمندی از زندگی مستمر انسان‌های نئاندرتال و دوره‌های مختلف پیش‌ازتاریخ با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال را در خود جای داده‌اند. این محوطه به‌عنوان نخستین اثر مستقل استان لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، اما در سال‌های گذشته لرستان در دو پرونده مشترک «کاروانسراها» و «راه‌آهن» هم حضور داشت.

توسعه پایدار یا تخریبی ماندگار؟

صنایع استخراجی و از جمله استخراج نفت، گاز و مواد معدنی، ستون فقرات اقتصاد ایران را تشکیل می‌دهند. این صنایع با بهره‌مندی از هفت درصد از ذخایر معدنی جهان، نقش کلیدی در اشتغال‌زایی، تأمین درآمدهای ارزی و توسعه صنعتی دارند. این فعالیت‌ها که اغلب در مناطق دوردست و کم‌برخوردار انجام می‌شوند، پیامدهای عمیق اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی بر جوامع محلی دارند. وجود ثبات اجتماعی برای بهره‌برداری از منابع‌طبیعی، نیاز به نیروی کار و استفاده از زیرساخت‌های محلی، ارتباط میان صنایع استخراجی و جوامع میزبان را به «ضرورتی استراتژیک» تبدیل کرده است. اما این ضرورت اغلب با دیدگاهی از بالابه‌پایین و یک‌سویه همراه است.