بایگانی مطالب: آثارباستانی

عراق؛ از میدان جنگ تا مقصد گردشگری

|پیام ما| عراق که روزگاری خود را گهواره تمدن می‌خواند، سال‌ها در دیکتاتوری صدام و پس‌ازآن، زیر غبار جنگ و بی‌ثباتی مدفون شد و از فهرست مقاصد گردشگری جهان خط خورد. امروز اما این کشور در پی ثبات نسبی، شاهد جرقه‌هایی از امید و بازسازی است و در تلاش است گذشته‌اش را به آینده‌ای روشن گره بزند. آمارهای گردشگری عراق در سال‌های اخیر گواه این تلاش است. عرب‌نیوز اخیراً گزارشی به قلم «جاناتان گورنال» درباره اقدامات این کشور در حوزه گردشگری منتشر کرده که نکات و آمارهایی قابل‌تأمل دارد. گورنال در این گزارش به تغییر سیاست‌های فرهنگی عراق اشاره کرده و حمایت‌هایی که از نهادهای بین‌المللی برای احیای میراث باستانی خود دریافت می‌کند. این رزوها بخش خصوصی ایران از تعامل در حوزه گردشگری با عراق می‌گوید، اما با بررسی دقیق‌تر سیاست‌های دو کشور می‌توان به این نتیجه رسید که این تعامل بیشتر مورد توجه عراق است که سال‌هاست گردشگران ورودی‌اش از ایران صرفاً در حوزه زیارت بودند. حالا این کشور با احیای نشانه‌های تمدنی چندهزارساله خود به‌دنبال گردشگران فرهنگی، به‌ویژه از کشورهای همسایه از جمله ایران، است. درعین‌حال، ایران نه در حوزه گردشگری و نه در حوزه حفاظت و احیای نشانه‌های تمدنی، وضعیت مطلوبی ندارد. نگاهی به آمارهای رسمی منطقه نشان می‌دهد درحالی‌که ایران به‌کلی بازار گردشگری را به وقایع و سیاست‌های اشتباه باخته است، کشورهای همسایه با اتخاذ سیاست‌های بلندمدت در حال رشد و رکوردشکنی در این حوزه‌اند.

تخت‌‌جمشید میدان توسعه و تعارض

|پیام ما| «بیش از ۹۰ درصد نمایندگان از ایجاد محدودیت حرایم [آثار تاریخی] ناراضی هستند. ما قول می‌دهیم كه حتماً یک بازنگری‌ در ضوابط حرایم در سراسر كشور داشته باشیم. نمی‌شود قانونی وضع كنیم كه ۹۰ درصد نمایندگان از آن ناراضی باشند.» این جملات بخشی از نطق وزیر میراث‌فرهنگی در جلسه رأی اعتمادی است که منجر به سپردن سکان میراث‌فرهنگی کشور به او شد. بسیاری از کارشناسان و علاقه‌مندان به میراث‌فرهنگی همان روزها و پس‌ازآن نسبت به عواقب این رویکرد و وعده‌ای که وزیر به نمایندگان مجلس داد، هشدار دادند و ابراز نگرانی کردند. آنها امروز را می‌دیدند و خوب می‌دانستند ماجرایی که از بافت تاریخی گرگان و محوطه‌های باستانی آغاز شود، بالاخره روزی به آثار شاخصی مثل پاسارگاد و تخت‌جمشید می‌رسد. ماجرای بازنگری در ضوابط حریم به تخت‌جمشید رسید و حامی آن هم نماینده مرودشت در مجلس بود. هرچند با واکنش‌های عمومی و تشکیل کارزاری در این زمینه، موضوع تعرض به حریم تخت‌جمشید و نقشه‌های منتشرشده تکذیب شد، اما با رویکردی که مدیران میراث‌فرهنگی در پیش گرفته‌اند، نگرانی نسبت به تخت‌جمشید و تمام آثار تاریخی ایران همچنان به قوت خود باقی است. توسعه شهری با قلدری تمام به حریم آثار تاریخ خزیده و مدیران میراث‌فرهنگی بیش از هر اقدامی، با کلمات بازی می‌کنند و بازنگری در ضوابط حریم را «تدقیق» حرایم می‌خوانند. با گذشت نزدیک به ۱۰ روز از رسانه‌ای شدن این موضوع و تأکید نماینده مرودشت بر موافقت میراث‌فرهنگی با طرح تفصیلی و تعرض به حریم درجه دو تخت‌جمشید، هنوز واکنش و توضیح شفافی از سوی معاون میراث‌فرهنگی کشور که مسئول مستقیم این اتفاق است، ارائه نشده.

باستان‌شناسی، حافظه زمین و آیین خرد

بازی شکار گوزن و باستان‌شناسی!

چگونه خیر جمعی نادیده‌ گرفته می‌شود؟

باستان‌شناسی، دانش ریشه‌ها و افق آینده

باستان‌شناسی ایران نیازمند تعامل بین‌المللی است

|پیام ما| امروز روز جهانی باستان‌شناسی است؛ دانشی که ما را به ریشه‌هایمان وصل می‌کند. دانشی که پاسخ بسیاری از سؤالات بشر را داده و هنوز هم به‌دنبال پاسخ سؤالات بسیار دیگری است. دانشی که شاید در سال‌های اخیر بیش از همیشه مورد بی‌مهری قرار گرفته است؛ هم از سوی مسئولان و هم از سوی آنها که «حفاران غیرمجاز» می‌خوانیمشان. آنها که لایه‌های فرهنگی را که محل مطالعه و کاوش باستان‌شاسان است، در تمامی محوطه‌های باستانی ایران تاراج کرده‌اند. افرادی که با تخریب لایه‌های فرهنگی و تاریخی محوطه‌های باستانی ایران، میراث ارزشمند کشور را تاراج می‌کنند. این غارتگران که گاه خود را باستان‌شناس معرفی می‌کنند، تلاش می‌کنند چهره‌ای مشروع از خود بسازند و اعتبار بزرگانی را که جان و جوانی‌شان را برای شناخت حلقه‌های گمشده تمدن ایران صرف کرده‌اند، خدشه‌دار کنند. امروز شاید فرصتی باشد برای گفتن از اهمیت و ارزش این دانش ارجمند که نقش پررنگی در هویت‌بخشی به جوامع بشری دارد. با «جلیل گلشن»، باستان‌شناس پیشکسوت و رئیس پیشین پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، درباره این روز و کاوش‌های انجام‌شده در ایران گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم. او معتقد است باستان‌شناسی امروز ایران نیاز به تعامل بین‌المللی دارد؛ چراکه این دانش مرز نمی‌شناسد و این تعامل می‌تواند منجر به رشد دانش باستان‌شناسی و توسعه همکاری‌های بین‌المللی در ایران شود.

ساخت غسالخانه روی محوطه‌ ۷هزارساله

گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبت‌ملی‌شده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوه‌بر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ می‌گویند غسالخانه‌ای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستان‌شناسان را شگفت‌زده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یک‌به‌یک سر از خاک بیرون می‌آوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که می‌توانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کرده‌اند: «گودین‌تپه». بی‌مهری‌ها به گودین‌تپه سابقه چند دهه‌ای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراث‌فرهنگی از سوی دیگر روبه‌رو است. شهرداری و اوقاف بی‌توجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش می‌برند، کارشناسان میراث‌فرهنگی نگران‌اند غسالخانه به بهره‌برداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراث‌فرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.

بازگشت جام هخامنشی

بازگشت اشیا و آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» از چین، تا همین چند وقت پیش مورد بحث و چالش‌های بی‌شمار قرار گرفته و این سؤال برای بسیاری از دوستداران میراث‌فرهنگی ایجاد شده بود که «چرا این آثار به ایران برنمی‌گردند؟» برگزاری این نمایشگاه در چین به سال ۱۴۰۲ برمی‌گردد؛ وقتی که با مصوبه هیئت وزیران دولت سیزدهم بیش از ۲۰۰ شیء تاریخی از کشور خارج و به چین فرستاده شد. آثار منتخب این نمایشگاه شامل ۲۱۱ قلم شیء زرین و سفالین و همچنین پنج نمونه بازآفرینی‌شده (مولاژ) می‌شد که روایتگر تنوع و خلاقیت هنر ایرانی طی بیش از سه هزار سال بودند. این آثار شامل آجرهای قلایچی بوکان، جام زرین مارلیک، تکوک زرین هخامنشی همدان، بشقاب‌های سیمین ساسانی و چینی‌های آبی و سفید می‌شدند. مسئله اما اینجا بود که هم‌زمان با این رویداد، نمایشگاه دیگری با نام «سرزمین مهر» شامل اشیای چندین موزه در تهران هم راهی چین شده بود و درواقع، این نمایشگاه است که هنوز به کشور بازنگشته. همه این رویدادها دست‌ به‌ دست هم داد تا با توجه به شرایط کلی ایران، مردم و بسیاری از دوستداران میراث‌فرهنگی نگران اشیایی شوند که هویت ملی این سرزمین را رقم می‌زد. اکنون آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» به ایران بازگشته و در موزه ملی ایران به نمایش درآمده است. گفت‌وگو با «جبرئیل نوکنده»، رئیس‌ موزه ملی ایران، پیش از برگزاری این نمایشگاه انجام شده بود، اما به‌عنوان یک روزنامه‌نگار وظیفه داشتم پس از بازشدن پلمب جعبه‌ها و به نمایش درآمدن این آثار در موزه ملی ایران، به شرح و بسط چگونگی فرستادن آثار برای برگزاری یک نمایشگاه در خارج از کشور بپردازم.

هتل‌‌ها از دیوار تاریخ بالا می‌روند

|پیام ما| ساخت هتل با هدف توسعه گردشگری یکی از اهداف و تکالیفی است که در برنامه هفتم توسعه مورد توجه قانونگذار بوده و وزیر میراث‌فرهنگی هم بارها بر آن تأکید کرده است. اینکه وضعیت هتل‌ها، ضریب اشغال آنها و کیفیت خدماتشان در چه سطحی است، از مباحث مورد تأکید در گردشگری است؛ اما تجربه دو دهه اخیر نشان داده هتل‌ها گاهی تبدیل به یک تهدید می‌شوند. بارها ساخت هتل‌ها در شهرهای تاریخی بدون توجه به ضوابط عرصه و حریم آثار تاریخی منجر به بروز چالش‌های جدی شده است و جنجالی‌ترین آن «هتل آسمان» شیراز است که نزدیک به دو دهه از عمر قد کشیدنش در حریم ارگ تاریخی شیراز می‌گذرد و همچنان یکی از عواملی است که مانع از تکمیل پرونده ثبت جهانی این اثر شده است. در «چهارباغ عباسی» اصفهان و «مقبره نادرشاه» در مشهد هم در سال‌های گذشته تجربه‌های مشابهی وجود داشت که ساخت هتل در حریم آثار تاریخی مسئله‌ساز شد. موضوعی که نه‌تنها تقابل توسعه را با میراث‌فرهنگی یادآوری می‌کند، که گاهی مماشات مدیران میراث‌فرهنگی را در حفاظت از آثار تاریخی به قیمت توسعه گردشگری، به رخ می‌کشد.

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.