بایگانی مطالب: میراث

گنبد شیخ لطف‌الله جان سالم بدر می‌برد؟

گنبد مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان به عنوان یکی از برجسته‌ترین شاهکارهای معماری ایرانی و جهانی شناخته می‌شود، اما مرمت‌های انجام‌شده روی آن در سال‌های اخیر به یکی از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات میراث‌فرهنگی کشور بدل شده است. انتقادهای گسترده، از جمله اظهارنظر «مهدی طغیانی»، نماینده مردم اصفهان، در مجمع نمایندگان استان، که مرمت گنبد شیخ لطف‌الله و همچنین گنبد مسجدجامع عباسی را «افتضاح مرمتی کشور» دانست، نشان‌دهنده حساسیت بسیار بالا نسبت به شیوه‌های مرمت و کیفیت کار است. علاوه‌بر‌این، کارشناسان شناخته‌شده ملی مانند «مهدی حجت»، بنیانگذار سازمان میراث‌فرهنگی، نیز با اشاره به «اشکالات متعدد» در مرمت، تأکید کردند تصمیم‌گیری‌های گذشته بدون مشورت کامل با هیئت کارشناسان خبره و بدون مطالعات جامع انجام شده است. این انتقادات در کنار اعتراض‌های رسانه‌ای و عمومی، فشار مضاعفی بر متولیان پروژه مرمت وارد کرده و بر اهمیت شفافیت، پایبندی به اصول علمی و مستندات تاریخی در مرمت آثار جهانی تأکید می‌کند. پروژه مرمت گنبد مسجد شیخ لطف‌الله در دوره اخیر، نه‌تنها تحت فشار فنی و مالی بلکه در بستر نقدهای تخصصی و عمومی قرار داشته است. «فریبا خطابخش»، مدیر پایگاه جهانی میدان نقش‌جهان، به‌همراه «بهشاد حسینی»، ناظر مرمت گنبد مسجد شیخ لطف‌الله، در گفت‌وگو با «پیام ما» روند مرمت این اثر جهانی را تشریح کرده و توضیح داده‌اند که آغاز مرمت نتیجه مجموعه‌ای از شرایط اضطراری، محدودیت اعتبارات و ضرورت‌های حفاظتی بوده است. گزارش پیش‌ رو، با ارائه توضیحات فنی و مستند، تصویر کامل‌تری از وضعیت مرمت گنبد شیخ لطف‌الله، دلایل اقدامات انجام‌شده و چالش‌های مالی و فنی پروژه ارائه می‌دهد.

کنسرت پینک فلوید، هشدار برای تخت‌جمشید

برگزاری کنسرت در کنار برج آزادی و پل خواجو و تخت‌جمشید در روزهای اخیر هر یک به‌دلیلی جنجال‌آفرین شده‌اند. یک نقطه مشترک در این سه خبر وجود دارد: برگزاری برنامه در جوار یک بنای تاریخی. سال‌هاست که تمام سؤالات درباره اینکه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی تا چه اندازه با رعایت ضوابط و اصول انجام می‌شود، از سوی مسئولان امر بی‌پاسخ مانده و یا با پاسخ‌ کلی «همه‌چیز رو به راه است، نگران نباشید» روبه‌رو شده است. اما اگر وزیر میراث‌فرهنگی با قاطعیت می‌گوید: «در این رویدادها تمام نظام‌های مراقبتی و حفاظتی رعایت می‌شود.» لازم است درباره جزئیات این «نظام‌های مراقبتی» توضیح دهد. آیا دستورالعمل و آیین‌نامه‌ای از سوی وزارت میراث‌فرهنگی در این زمینه تدوین، تصویب و منتشر شده است؟ برگزارکنندگان این کنسرت‌ها تا چه اندازه به ضوابط حضور در یک بنای تاریخی واقف‌اند؟ اگر با این اصول آشنا هستند؛ تجهیزاتی که در اختیار دارند، چقدر با استانداردهای برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی منطبق است؟ چه کسی بر اجرای این ضوابط نظارت دارد؟ درصورت رعایت نکردن این ضوابط چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی در تمام این سال‌ها پاسخ روشنی به این سؤالات داده نشده است، می‌توان به نتایج تلخی رسید. در دنیا کنسرت‌های متعدد در بناهای تاریخی برگزار می‌شود؛ از کولوسئوم تا اهرام جیزه، از آکروپلیس تا پمپئی. اما تمام این برنامه‌ها با اعمال محدودیت‌ها و رعایت اصول نورپردازی، تنظیم صدا، نصب استیج و... اجرا می‌شود. درحالی‌که در ایران به‌وضوح شاهدیم کیفیت و شیوه برگزاری کنسرت در یک بنای تاریخی تفاوت چندانی با فضاهای دیگر ندارد که اگر داشت، به‌طور حتم توضیح شفافی از سوی مسئولان در مورد آن داده می‌شد.

جانش بگرفتند و بر پیکرش پایکوبی کردند

تصور کنید رودخانه‌ای که قرن‌ها مظهر حیات، شادی و خاطره‌های جمعی مردم یک سرزمین بوده، امروز بستر خشکیده‌اش میزبان جشن و موسیقی شود. این تصویر قرار است در اصفهان به واقعیت تبدیل شود؛ جایی که شهرداری این شهر بزرگترین جشن خود را در دل بستر بی‌آب زاینده‌رود، درست مقابل پل تاریخی خواجو، برنامه‌ریزی کرده است. تصمیمی که بیش از آنکه شادی بیافریند، نگرانی و اعتراض گسترده فعالان میراث‌فرهنگی و محیط‌زیست را برانگیخته و پرسش‌های جدی درباره رویکرد مدیران شهری در قبال میراث تاریخی و بحران آب مطرح کرده است.

شاپور شهبازی و کشف لایه‌های اندیشه تمدنی

«شاپور» تخت‌جمشید

|پیام ما| پیش از او تاریخ هخامنشیان را دانشمندانی چون «اریک اشمیت»، «رومن گیرشمن»، «ارنست هرتسفلد» و دیگران روایت می‌کردند. آنها که نتایج مطالعاتشان در مجلات علمی معتبر جهان منتشر می‌شد و حق کاوش در تخت‌جمشید و دیگر محوطه‌های باستانی ایران را داشتند. «علیرضا شاپور شهبازی» اما این معادله چندین‌ساله را تغییر داد. او نخستین ایرانی‌ای بود که مقالاتش درباره سرزمین مادری و تاریخ هخامنشیان در مجلات معتبری چون مجله تاریخ باستان آمریکا منتشر شد. آنقدر در این راه استمرار و همت داشت که بعد از درگذشتش «ریچارد فرای»، ایران‌شناس برجسته آمریکایی، او را بهترین نویسنده تاریخ هخامنشی نه‌تنها در ایران بلکه در دنیا معرفی کرده بود. امروز زادروز مردی است که تاریخ ایران باستان را به‌گونه‌ای دیگر برای جهانیان و ایرانیان روایت کرد. مردی که تا آخرین سال‌های عمر به هویت ایران و تاریخ ارزشمندش وفادار بود و برای معرفی آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.

ایران بی‌موزه

می‌خواست با دست‌های خودش تابلوها را روی دیوار موزه نصب کند. این رؤیا آنقدر برایش شیرین بود که سال‌ها برای تحققش تلاش کرد. از خانه پاریس گذشت تا سرمایه‌ای جور کند برای ساخت موزه، از فروش تابلوهایش چشم پوشید تا روزی خستگی یک عمر تلاش را با دیدنشان روی دیوار آن به در کند. می‌خواست موزه‌اش جایی باشد برای آشنایی با هنر معاصر و تا آخرین روزهای حیات از این خواسته چشم نپوشید. او می‌دانست تحقق این هدف چه خدمتی به فرهنگ این سرزمین می‌کند. به‌دنبال نمایش آثارش نبود، نگاهش فراتر از اینها بود: «باید زنده باشم تا آن مرکز فرهنگی که آرزو دارم را ایجاد کنم؛ مرکز تبادل فرهنگی ایران با کشورهای دیگر باشد.» امروز زادروز «ایران درودی» است. زنی که نومیدی را نمی‌شناخت، اما آنقدر عشق و سخاوتش را نادیده گرفتند و وعده‌های بی‌سرانجام به او دادند که بالاخره مرگ سر رسید و آرزوی موزه را به دل «ایران» گذاشت. هرچند دوستانش به رؤیای او وفادار مانده‌اند و هنوز نامه‌نگاری‌ها و پیگیری‌هایشان ادامه دارد، اما بی‌توجهی‌ها و تنگ‌نظری‌ها هم به قوت خود باقی‌اند. «تکتم نعیمی»، مدیرعامل و «محمدرضا کارگر»، نایب‌رئیس هیئت‌مدیره «مؤسسه ایراندخت درودی» در گفت‌وگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت موزه ایران درودی گفته‌اند و تلاشی که چهارسال بعد از درگذشت او همچنان ادامه دارد.

کنش در برابر فراموشی و فجایع

|پیام ما| حفاظت از میراث‌فرهنگی در جنگ‌ها و بحران‌ها چه اصول و ضوابطی دارد؟ وقتی جان انسان‌ها در خطر است و منابع، امنیت و دسترسی‌ها محدودند، چگونه می‌توان از میراث‌فرهنگی محافظت کرد؟ آیا در شرایط جنگی اولویت بخشیدن به حفاظت از میراث‌فرهنگی هزینه‌هایی در پی خواهد داشت؟ اینها سؤالاتی است که حالا دیگر برای ما تازگی ندارد. در جریان جنگ دوازده‌روزه بارها با این سؤالات مواجه شدیم و پاسخ‌هایی هم برای آن پیدا کردیم. پس از آتش‌بس هم بارها کارشناسان به این سؤالات پاسخ دادند و تجربیات جهانی را مرور کردند. اما حفظ میراث‌فرهنگی در بحران‌ها موضوعی نیست که تنها محدود به شرایط جنگی باشد و از طرفی در کشوری که همچنان سایه جنگ بر سرش سنگینی می‌کند، توجه به این مقوله در شرایطی که آرامش نسبی جریان دارد، از ضروریات است.

تجلیل از مفاخر میراث‌فرهنگی با حضور اهالی سینما و سیاست

اشکفت سلمان زیر تیغ شهرداری

محوطه‌های باستانی و آثار تاریخی شهرستان ایذه در خوزستان در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار دارند. فعالان میراث‌فرهنگی و مردم فرهنگ‌دوست ایذه از سال ۲۰۰۷ چشم به راه تهیه و ارائه پرونده ثبت جهانی این شهر هستند، اما تعرض و تخریب عرصه محوطه ۳۲۰۰ساله اشکفت سلمان توسط شهرداری ایذه، یادآور بی‌پناهی میراث‌فرهنگی در برابر بیل‌های مکانیکی و لودرهای تخریبگر است. با این روند تخریب گسترده و تعرض‌های مکرر شهرداری به تپه‌ها، محوطه‌ها و بناهای تاریخی ایذه، تحقق ثبت جهانی آن بیش‌ازپیش دور از دسترس به‌نظر می‌رسد.

مهمانی موریانه‌ها در قلعه قجری

|پیام ما| موریانه‌ها از درون پوکش کرده‌اند. چوب‌های سقف و درهای چوبی خوراک موریانه‌ها و سوسک‌های چوبخوار شده است. هر از گاهی سقف یکی از اتاق‌ها تسلیم شده و فرو می‌ریزد و کف یکی از اتاق‌ها به‌دست حفاران غیرمجاز سوراخ می‌شود. دیوارها را رطوبت سست کرده و احوال قلعه خوش نیست. سخن از قلعه‌ای باشکوه است در ساحل خلیج‌فارس، جایی که روزگاری بزرگترین معاملات تجاری را به خود دیده است و میزبان افراد مهمی بوده. «قلعه خاندان مرزوقی» یا «قلعه مغویه» از آن‌همه شکوه و رونق، حالا نشان چندانی ندارد. سیمان‌هایی که به ازاره و گچ‌هایی که بر تن دیوارها کشیده‌اند، نفسش را بریده و باعث شده رطوبت تا عمق جانش نفوذ کند. برخی می‌گویند این اشتباهات به زمانی برمی‌گردد که قرار بود لوکیشن فیلم «کشتی آنجلیکا» شود. برخی هم مرمت‌های غیراصولی در سال‌های اخیر را عامل این‌همه آسیب و نفوذ رطوبت به جان بنا می‌دانند. مسئولان محلی می‌گویند می‌خواهند عمارت را نجات دهند، اما اعتبارات یک در میان می‌رسد و آنچه می‌رسد، کفاف کار اساسی برای مرمت را نمی‌دهد. همین گاه‌به‌گاهی اعتبارات بیشتر به بنا آسیب زده و باعث شده بیش از آنکه نجات پیدا کند، از مرمت مقطعی آسیب ببیند و به‌تدریج تخریب شود. از طرفی بنا قابل واگذاری به سرمایه‌گذار نیست، چون مالک شخصی دارد و ورثه هنوز رضایت نداده‌اند که ملک اجدادی‌شان احیا شود. همین است که عمارت باشکوه مرزوقی‌ها از درون در حال فرو ریختن است.