بایگانی مطالب: کتاب
«زنها»؛ روشنایی در دل جنگ
نگاهی مردمنگارانه به زیست پنهان در جنوب شهر تهران
در دل خیابانهای شلوغ جنوب تهران، جایی میان فقر و فراموشی، «افیونزدگان» اصغر ایزدیجیران پرده از زیستی پنهان برمیدارد؛ روایتی انسانشناسانه از مردمانی که میان بیداری و خواب، واقعیت و توهّم، در جستوجوی آرامش گم شدهاند. این کتاب، تصویری صادقانه از زندگی در حاشیه و تلاشی است برای دیدن چهره انسانی کسانی که سالها در سایه ماندهاند.
«صداهای مراکش» پس از نیمقرن به فارسی ترجمه شد
کتاب «صداهای مراکش» نوشته «الیاس کانتی»، نویسنده و متفکر بلغاریتبار و برنده نوبل ادبیات، پس از بیش از پنج دهه سرانجام در سال ۱۴۰۴ به فارسی منتشر شده است. این اثر، روایتی شنیداری و فلسفی از سفر کوتاه کانتی به مراکش در دههی ۱۹۵۰ است؛ سفری که در آن نویسنده با نگاهی تیزبین و انسانی، صداها، سکوتها و زندگی روزمره مردم مراکش را ثبت میکند و از دل هیاهوی شهر، روح آن را میشنود.
کشکول خودیاری در جابلقا
رونمایی کتاب «راهنمای رستگاری در جابلقا»
روایتی زنانه از روزهای بمباران بغداد
جوشش شهر در رگ ادبیات داستانی
چگونه واژهها از طریق بدن و حافظه، زیسته میشود؟
«مرگ من»: داستانی درباره هویت، فقدان و خلاقیت
معشوق جاودان افشار
ایران، معشوق جاودانش بود. کیلومترها از خاک ایران را زیر پا گذاشت تا آن را هرچه بهتر بشناسد و بشناساند. سفر کرد، نوشت، جستوجو کرد؛ به امید اینکه توشهای برای آیندگان باقی بماند و آنچه از خود بهجای گذاشت میراثی ماندگار بود که در کتابهایی که نوشت و تلاشهایی که کرد مشهود است. عصرگاه شانزدهم مهرماه، سالروز صدسالگی «ایرج افشار»، پژوهشگر فرهنگ و تاریخ و پدر کتابشناسی ایران، در کانون زبان پارسی پاس داشته شد تا به این پرسش پاسخ داده شود «ایران را چرا باید دوست داشت؟». پرسشی که «محمدعلی فروغی»، سیاستمدار تجددخواه ایران، نزدیک به صدسال پیش مطرح کرده بود و شاید اگر افشار در این نشست حضور داشت، پاسخ این پرسش را در جانِ فرهنگ و تاریخ این سرزمین میجست و به ما یادآوری میکرد که عشق به ایران، پیوندی ناگسستنی با گذشته، حال و آیندهاش دارد.
حکمرانی سبز، حکمرانی سیاه
جایگزین انرژیهای پاک، تنها گریزگاه انسان
جنگلی که ما را بلعید
|پیام ما| کتاب «جنگلی که ما را بلعید» نوشته «منصور علیمرادی» از سوی انتشارات «پرتقال» به چاپ رسیده است. منصور علیمرادی نویسنده، شاعر، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ اصالتاً اهل جنوب کرمان است. علاوهبر داستاننویسی و سرودن شعر، در زمینه فرهنگ بومی جنوب استان کرمان هم پژوهشهایی انجام داده.
