بایگانی مطالب: میراث فرهنگی

نشانه‌های نجومی پیش از استون‌هنج آشکار شد

کشف تازه باستان‌شناسی در بریتانیا

سیاست‌گذاری گردشگری در دو راهی شعار و برنامه

به بهانه سفر وزیر میراث‌فرهنگی به نصف‌جهان

سه راهکار برای نجات صنایع دستی روستایی از رکود

جهانی‌شدن روستاها در میانه جنگ |پیام ما

هشت روستای پامنار در خوزستان، گیسوم در گیلان، شانه‌تراش در مازندران، ریاب در خراسان رضوی، درک در سیستان‌وبلوچستان، قلعه‌بالا در سمنان، موئیل در اردبیل و مصر در اصفهان در سال ۲۰۲۶ به‌عنوان روستاهای منتخب ایران کاندیدا شده‌اند و با بهترین روستاهای جهان برای قرار گرفتن در فهرست روستاهای جهانی رقابت می‌کنند. اما آیا شانسی دارند؟ در شرایط فعلی که حتی پرونده‌هایشان کامل نیست، کشور در شرایط جنگی و آتش‌بس موقت قرار دارد و ایران به‌عنوان مکانی امن برای سفر شناخته نمی‌شود، ثبت این روستاها چه دستاوردی خواهد داشت؟
جهانی شدن روستاهای ایران در میانه جنگ

پارک مردگــــــــان

به‌تازگی خبر رسیده است که شهرداری قم و سازمان اوقاف و امور خیریه بر سر اجرای طرحی موسوم به «تبدیل قبرستان نو به باغ مزار» به توافق نهایی دست یافته‌اند. بر اساس این طرح، قرار بر آن است که بخش عمده‌ای از این قبرستان تاریخی که یادآور خاطرات و هویت مردم این شهر است، به فضای سبز عمومی تبدیل شود. این گزارش در صدد است تا با اتکا به آرای اندیشمندان حوزه دین و اسطوره، به‌نقد این تصمیم بپردازد و نشان دهد که چرا حذف نشانه‌های یک گورستان تاریخی - اعم از سنگ قبر افراد مشهور یا مردم عادی - اقدامی نادرست، غیرضروری و مغایر با ارزش‌های فرهنگی و دینی جامعه ایران است. استدلال اصلی این نوشتار آن است که قبرستان‌ها صرفاً «مکانی برای دفن مردگان» نیستند، بلکه «نشانه‌هایی از امر مقدس» و «حافظه جمعی» یک جامعه به شمار می‌روند و تبدیل آن‌ها به فضاهای صاف و یکدست شهری، به معنای گسستن پیوند میان زندگان و گذشتگان و محوکردن هویت تاریخی یک شهر است.

کشف شواهدی از جامعه زن‌محور در سکونتگاه ۹۰۰۰ ساله

نتایج یک مطالعه ژنومیک جدید نشان می‌دهد سکونتگاه باستانی «چاتال‌هویوک» در ترکیه، که قدمتی حدود ۹ هزار سال دارد، احتمالاً جامعه‌ای مادرتبار و مادرمکان بوده است؛ جامعه‌ای که در آن زنان در محل زندگی خود باقی می‌ماندند و مردان پس از بلوغ به خانه خانواده همسر می‌پیوستند.

سرمــایه‌گذار گـراند هتل کیست؟ | پیـام ما

«سرمایه‌گذار بخش خصوصی» که در تمام اخبار مربوط به واگذاری گراند هتل قزوین از آن نام برده می‌شود کیست؟ کسی نمی‌داند. حتی حالا که وضعیت ساخت‌وساز پشت حصار فلزی بنا خبرساز شده، این ابهام ادامه دارد و کسی به این سؤال پاسخ نمی‌دهد. نه صندوق احیا و نه اداره کل میراث‌فرهنگی قزوین از سال ۱۴۰۲ که بنا به سرمایه‌گذار جدید واگذار شد، در این مورد شفافیتی نداشتند و همواره از این فرد حقیقی یا حقوقی با عنوان «سرمایه‌گذار بخش خصوصی» یاد کرده‌اند و هویت برنده مزایده واگذاری این بنا، در طول این سال‌ها نامشخص بوده است. حالا هم باوجود نگرانی‌های ایجاد شده درباره روند اجرای پروژه، کسی نمی‌داند فرد یا سازمانی که پشت حصار فلزی گراند هتل مشغول اجرای این پروژه پرابهام است، چه کسی است.

مسجد جامع عتیق و ده‌ها بنای تاریخی در معرض تخریب کامل

غلامحسین معماریان، نویسنده، پژوهشگر و مورخ معماری ایران، با استناد به نتایج مطالعات تخصصی ارزیابی ارتعاشات خط دو متروی اصفهان هشدار داد که در صورت اجرای مسیر فعلی، ده‌ها بنای تاریخی اصفهان از جمله مسجد جامع عتیق، منار علی، هارونیه و مدرسه قطبیه با خطر تخریب کامل و آسیب‌های جبران‌ناپذیر مواجه خواهند شد.

میراثی بی‌پارادایم؛ صنایع‌دستی میان هنر و صنعت

در ادبیات توسعه فرهنگی، صنایع‌دستی معمولاً در زمره حوزه‌هایی قرار می‌گیرد که در تقاطع اقتصاد محلی، میراث ناملموس و نظام‌های دانشی بومی شکل می‌گیرند. این ویژگی دوگانه سبب می‌شود که مدیریت آن صرفاً با منطق تولید صنعتی یا صرفاً با رویکرد حفاظت فرهنگی قابل‌توضیح نباشد. در ایران اما به نظر می‌رسد دقیقاً همین پیچیدگی ماهوی به یکی از نقاط مبهم در سیاست‌گذاری تبدیل شده است. با وجود گستره کم‌نظیر رشته‌های صنایع‌دستی، پراکندگی جغرافیایی تولید و نقش تاریخی آن در اقتصاد مناطق مختلف کشور، این حوزه در بسیاری از مباحث کلان توسعه‌ای کمتر به‌عنوان یک مسئله ساختاری موردتوجه قرار گرفته است. پرسش اساسی اینجاست که چرا یکی از قدیمی‌ترین نظام‌های تولید فرهنگی در ایران هنوز در سطح سیاست‌گذاری با یک چارچوب تحلیلی منسجم مواجه نشده است. از سوی دیگر تحولات چند دهه اخیر در اقتصاد جهانی صنایع فرهنگی، جایگاه صنایع‌دستی را در بسیاری از کشورها از یک فعالیت سنتی به بخشی از زنجیره اقتصاد خلاق ارتقا داده است؛ حوزه‌ای که به واسطه پیوند میان دانش بومی، طراحی معاصر، گردشگری فرهنگی و بازارهای جهانی می‌تواند به یکی از موتورهای توسعه محلی تبدیل شود. در چنین فضایی این پرسش اهمیت پیدا می‌کند که صنایع‌دستی ایران تا چه اندازه توانسته در این تحولات جایگاه خود را بازتعریف کند. آیا سیاست‌های موجود توانسته‌اند میان تولید سنتی، بازار معاصر و نظام آموزش و پژوهش پیوند ایجاد کنند یا آنچه شکل‌گرفته مجموعه‌ای از برنامه‌های پراکنده و کوتاه‌مدت بوده است که هنوز به یک راهبرد توسعه‌ای تبدیل نشده‌اند. هم‌زمان مجموعه‌ای از نشانه‌ها در سال‌های اخیر توجه پژوهشگران را به وضعیت این حوزه جلب کرده است؛ از تغییر الگوهای تولید و مصرف در بازار صنایع‌دستی گرفته تا تحول در ساختارهای اشتغال محلی، مهاجرت نیروهای ماهر، و تغییر نسبت میان دانش سنتی و آموزش رسمی در این حوزه. هر یک از این تحولات پرسش‌های مهمی را درباره آینده صنایع‌دستی ایران مطرح می‌کند: آیا زیرساخت‌های مدیریتی و سیاستی موجود قادر به‌مواجهه با این دگرگونی‌ها هستند؟ نقش نهادهای علمی و پژوهشی در تحلیل این تحولات چه بوده است؟ و مهم‌تر از همه اینکه در غیاب یک نظام داده‌محور و تحلیل‌محور، تصمیم‌گیری درباره آینده این حوزه بر چه مبنایی صورت می‌گیرد. همین پرسش‌ها زمینه‌ای است که در ادامه گزارش و در گفت‌وگو با کارشناسان به مناسبت آغاز هفته صنایع‌دستی این حوزه موردبررسی قرار می‌گیرد.

سنتزی از دل «خوشه‌سار بومی» | پیـام ما

ساکنان خانه‌ای مرمت‌شده در حوالی یزد دو جوان تهرانی‌اند که کار و زندگی در شهر زادگاهشان را رها کرده‌اند و راهی این شهر کوچک شده‌اند. می‌گویند برای آرامش خودمان آمدیم و تجربه سبکی نو از زندگی. راستش اینکه توی تهران هم دیگر نمی‌شد ماند. از همان ابتدا هم می‌دانستیم که خبری از مسافر و گردشگری نیست. تازه گردشگر خارجی هم اگر بیاید آن‌قدر هتل و بوتیک هتل هست که نوبت به ما نمی‌رسد. مرور شکل فعالیت این خانه و خانه‌های مشابه آنها، نکات قابل تأملی را یادآوری می‌کند.