بایگانی مطالب برچسب: پژوهشگاه میراث

کوروش؛ حاکمی که عدالت و صلح را معنا کرد

|پیام ما| «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابل گام برمی‌داشتند. نگذاشتم کسی در همه [سومر و] اکد هراس‌آفرین باشد.» تقویم بابلی می‌گوید روزی مصادف هفتم آبان‌ماه، کوروش فاتحانه وارد بابل شد و روز فتحش را این‌طور توصیف کرد و به دستورش بر استوانه‌ای گلی ثبت کردند تا بماند برای تاریخ. فاتحی که حتی به‌زعم دشمنانش نیز حاکمی عادل و صلح‌طلب بود. منابع یونانی که از شاهان هخامنشی چندان به نیکی یاد نکرده‌اند، کوروش را با جملاتی همراه با تحسین معرفی کرده‌اند. شاهی که در سرزمین پارس تا یک قرن پیش کمتر شناخته شده بود و امروز نظرات متناقضی درباره او مطرح می‌شود که دو سر یک طیف گسترده است، در سویی او را ستایشگرانه یاد می‌کنند و در سوی دیگر طیف، وجودش در تاریخ ایران را به‌کلی انکار می‌کنند. این مطلب تلاش می‌کند، نگاهی تحلیلی داشته باشد به روندی که در شناخت کوروش در تاریخ معاصر ایران طی و در نشست «کوروش بزرگ، در پرتو پژوهش‌های نوین» که با تلاش پژوهشکده مردم‌شناسی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی برگزار شده بود، مطرح شد.

مساجد تاریخی سمنان؛ حلقه گمشده در پرونده جهانی

فناوری در خدمت تاب‌آوری میراث‌فرهنگی در برابر بحران‌ها

تمدنی که زیر آب مدفون شد

|پیام ما| توسعه بی‌ضابطه بدون در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی و محیط‌زیستی، سال‌هاست که میراث ارزشمند تاریخی ایران را در معرض نابودی قرار داده است. در رأس این طرح‌ها، سدسازی به‌عنوان یکی از پرهزینه‌ترین اشکال مداخله در طبیعت، همواره با تخریب گسترده محوطه‌های باستانی، جابه‌جایی آثار تاریخی و بی‌توجهی به الزامات قانونی همراه بوده است. در نشستی با حضور کارشناسان حوزه میراث و باستان‌شناسی، ابعاد این بحران و راهکارهای مواجهه با آن مورد واکاوی قرار گرفت. این نشست نگاهی انتقادی به سیاست‌های توسعه و چالش‌های قانونی، نهادی و فرهنگی در زمینه حفاظت از میراث تاریخی در برابر طرح‌های عمرانی داشت.

جدل بر سر نام بزرگ‌ترین دریاچه جهان

«یهودی سرگردان» نامی بود که بر قوم «خزر»ها گذاشته شد؛ قومی که در قرن دوم پیش‌ازمیلاد در قفقاز زندگی می‌کردند و مدام با حکومت‌های مرکزی ایران در کشمش بودند. درنهایت هم حضورشان با هجوم مغولان در ایران پایان یافت. بعد آن، به اروپا و آمریکای شمالی مهاجرت کردند و با تغییر مذهب، یهودی شدند و همین شد که در تاریخ «یهودی سرگردان» نام گرفتند. اما همان حضور در حاشیه دریاچه خزر باعث شد این نام بر این پهنه آبی باقی بماند. هرچند این تنها نام باقیمانده بر این بزرگترین دریاچه جهان نیست و به‌واسطه حضور اقوام متنوع در حاشیه این دریاچه، با نام‌های مختلف دیگری هم همراه بود؛ «طبرستان»، «استرآباد»، «قزوین»، «مازندران»، «کاسپین» و… .

نغمه‌ای کهن در آغاز پاییز

اوایل پاییز است و آغاز مهرگان. اما نه خوان ارغوانی گسترده می‌شود، نه تبریکی گفته می‌شود و نه جشنی برای آغاز پاییز برپا می‌شود. مهرگان هر سال می‌آید و در سکوت و سوز پاییز می‌گذرد. قرار بود امسال به پیشنهاد وزرای میراث‌فرهنگی، ارشاد، علوم و آموزش‌وپرورش، مسعود پزشکیان جشن مهرگان را به مردم ایران تبریک بگوید و برای برگزاری آن تدارکی اندیشیده شود تا شاید پس از ۴۷ سال، پزشکیان نخستین رئیس‌جمهوری باشد که دومین جشن ملی ایرانیان را بعد از نوروز به مردم ایران که از گذشته تا کنون این جشن را پاس می‌داشتند، تبریک بگوید. اما تا زمان تنظیم این گزارش خبر موثقی در مورد محقق شدن این برنامه وجود ندارد. بسیاری از اهالی فرهنگ معتقدند جشن مهرگان که به ثبت جهانی هم رسیده، مثل نوروز زنده نیست و کارکردهای خود را در ایران امروز از دست داده است. اما مردم‌شناسان این نظر را رد می‌کنند. آنها معتقدند جشن‌ مهرگان و دیگر جشن‌های آیینی در اسارت مرزهای سیاسی کشورها نمی‌گنجند، ماهیت این جشن‌ و آیین‌ها هنوز در میان مردم مورد توجه است؛ حتی اگر نام و شمایل آنها تغییر کند. از جمله «شبان میرشکرایی»، مردم‌شناس، که در گفت‌وگو با «پیام ما» تأکید دارد مهرگان با وجود تغییراتی که برخی مناطق داشته، با همان مفهوم، عملکرد و کارکرد همچنان برپا می‌شود.

زمین، کاروانسراهای جهانی را می‌بلعد

پهنه‌های فرونشست زمین در ایران چنان گسترش یافته‌اند كه ۳۵۹ دشت كشور را در خطر فرونشست قرار داده‌اند. براساس گزارشی، ۴۱ كاروانسرا از ۵۴ كاروانسرای ثبت‌جهانی‌شده ایران در معرض خطر فرونشست قرار دارند و كاروانسراهای ثبت‌جهانی‌شده در تهران، اصفهان، البرز، سمنان، مركزی، یزد، بوشهر و خراسان‌جنوبی هستند. خطر فرونشست علاوه‌بر كاروانسراهای ثبت‌جهانی‌شده ایران آثار تاریخی دیگر كشور را نیز تهدید می‌كند.

اعلامیه فوت قناتی زنده

«نبادان» هنوز زنده است، اما حکم مرگش را امضا کردند. مسئولان امور آب ابرکوه، هیئت‌امنای قنات و بهره‌برداران محلی در جلسه‌ای، فوت قنات را اعلام کردند. مثل اینکه برای بیماری که در تخت بیمارستان بستری است، فاتحه بخوانند و برای خاکسپاری‌اش برنامه بریزند. بدون اینکه مهم باشد آب جاری در رگ‌های نبادان، صدها و بلکه هزاران سال است، سرو ابرکوه را سیراب می‌کند. با لوله پولیکایی که از قنات به‌سمت زمین‌های کشاورزی کشیدند، مزرعه‌هایشان را سیراب کردند و مظهر نبادان را خشکاندند. اکنون سرنوشت سرو کهنسال ابرکوه چه می‌شود؟

معمای اصفهان

محوطه تاریخی کمرزرین اصفهان این روزها به مهم‌ترین کانون‌ توجه در حوزه باستان‌شناسی شهری تبدیل شده است. اهمیت این محدوده ازآن‌روست که در قلب هسته اولیه شهر اصفهان قرار دارد و هر برداشت یا نتیجه‌گیری درباره آن، می‌تواند روایت‌های تاریخی موجود را دگرگون کند. در تازه‌ترین اظهارنظرها، «علی شجاعی‌اصفهانی»، سرپرست هیئت باستان‌شناسی کمرزرین، تأکید کرده فرضیه وجود بناهای فاخر دوره سلجوقی یا دیلمی در این محوطه، نه بر مبنای حدس و گمان، بلکه براساس مجموعه‌ای از منابع مکتوب تاریخی، بررسی‌های زیرسطحی و داده‌های میدانی تقویت می‌شود. او با اشاره به سفرنامه‌ کسانی چون «ژان شاردن» و «انگلبرت کمپفر» و همچنین یادداشت‌ پژوهشگرانی مانند «هاینتس گاوبه»، این منابع را مکمل کاوش‌های میدانی می‌داند و معتقد است چنین داده‌هایی می‌توانند جایگاه کاخ‌ها یا بناهای حکومتی را در این محدوده روشن‌تر کنند. طرح فرضیه وجود کاخ سلجوقی در کمرزرین اما واکنش‌ها و نقدهای متعددی را در میان باستان‌شناسان و صاحب‌نظران برانگیخته است. این گزارش تلاش دارد با بهره‌گیری از دیدگاه‌ باستان‌شناسان و استادان دانشگاه، این موضوع را تحلیل کند.

ایران بی‌موزه

می‌خواست با دست‌های خودش تابلوها را روی دیوار موزه نصب کند. این رؤیا آنقدر برایش شیرین بود که سال‌ها برای تحققش تلاش کرد. از خانه پاریس گذشت تا سرمایه‌ای جور کند برای ساخت موزه، از فروش تابلوهایش چشم پوشید تا روزی خستگی یک عمر تلاش را با دیدنشان روی دیوار آن به در کند. می‌خواست موزه‌اش جایی باشد برای آشنایی با هنر معاصر و تا آخرین روزهای حیات از این خواسته چشم نپوشید. او می‌دانست تحقق این هدف چه خدمتی به فرهنگ این سرزمین می‌کند. به‌دنبال نمایش آثارش نبود، نگاهش فراتر از اینها بود: «باید زنده باشم تا آن مرکز فرهنگی که آرزو دارم را ایجاد کنم؛ مرکز تبادل فرهنگی ایران با کشورهای دیگر باشد.» امروز زادروز «ایران درودی» است. زنی که نومیدی را نمی‌شناخت، اما آنقدر عشق و سخاوتش را نادیده گرفتند و وعده‌های بی‌سرانجام به او دادند که بالاخره مرگ سر رسید و آرزوی موزه را به دل «ایران» گذاشت. هرچند دوستانش به رؤیای او وفادار مانده‌اند و هنوز نامه‌نگاری‌ها و پیگیری‌هایشان ادامه دارد، اما بی‌توجهی‌ها و تنگ‌نظری‌ها هم به قوت خود باقی‌اند. «تکتم نعیمی»، مدیرعامل و «محمدرضا کارگر»، نایب‌رئیس هیئت‌مدیره «مؤسسه ایراندخت درودی» در گفت‌وگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت موزه ایران درودی گفته‌اند و تلاشی که چهارسال بعد از درگذشت او همچنان ادامه دارد.

بازگشت سلاطین مغول

|پیام ما| در جدیدترین فصل کاوش‌های محوطه جهانی سلطانیه که از مردادماه جاری آغاز شده است، باستان‌شناسان آرامگاهی سلطنتی را از خاک بیرون کشیدند. به‌گفته سرپرست این کاوش، شواهد نشان می‌دهد این آرامگاه متعلق به یکی از اعضای خانواده سلطنتی ایلخانان مغول است. مطالعات باستان‌شناسان در کنار گنبدسلطانیه تا شهریورماه ادامه خواهد داشت. کاوش‌هایی که بعد از سال‌ها در محوطه این مجموعه جهانی از سر گرفته شده است.

دارابگرد در گرداب فروچاله‌ها

ثبت جهانی دارابگرد، سالها یکی از وعده‌های مدیران استان فارس و شهرستان داراب به مردم بوده، وعده‌ای که گویی مدیران قرار نیست برای تحقق آن گام اجرایی بردارند. بیش از یک دهه است که فعالان میراث فرهنگی درباره تبعات فرونشست در این منطقه و همچنین گسترش حفاری‌های غیرمجاز هشدار می‌دهند. فرونشست در دارابگرد آنقدر پیش‌روی کرده و چاه‌های غیرمجاز آنقدر جان زمین را مکیده‌اند که در این محدوده به جای شکاف‌های ناشی از فرونشست باید از «فروچاله‌ها» سخن گفت. فروچاله‌هایی که عمق برخی از آنها تا دو متر هم می‌رسد و این روند رو به افزایش است. با اینهمه هنوز مطالعات دقیقی در این زمینه در دارابگرد صورت نگرفته است. سیاست و رویکرد مدیران اما همچنان وعده ثبت جهانی است. با وجود چالش‌ها و مشکلات و تهدیدات جدی پیرامون این اثر باستانی، باید پرسید که ثبت جهانی این اثر چه گرهی از مشکلات آن باز خواهد کرد؟ آیا الزامات حفاظتی مورد نظر یونسکو در مورد این اثر رعایت شده است؟ پس از یک دهه از تشدید فرونشست در عرصه و حریم این اثر چه اقدامی برای کنترل آسیب‌های ناشی از آن در این محدوده صورت گرفته است؟ حتی اگر یونسکو با ثبت این اثر در فهرست میراث جهانی موافقت کند، چه برنامه حفاظتی برای آن تدوین شده است؟