بایگانی مطالب برچسب: شاهنامه

شعر در سلوک و ادبیات فردوســـــــی

به بهانه روز بزرگداشت «حکیم ابوالقاسم فردوسی» و پاسداشت «زبان فارسی»
شهراد شاهرخی طهرانی

شاهنامه آخرش خوش بود

«باید شب فرهنگ ایران گرفت و این خدمتکاران [فرهنگ] از فرهنگ ایران سپاسگزاری کنند. ما هرچه داریم مدیون این فرهنگیم. ما چیزی طلبکار نیستیم از این فرهنگ؛ بلکه بدهکار هستیم و زیاد بدهکار هستیم. چون در تمام طول این سال‌ها ما از کاری که کردیم لذت بردیم.» این جملات را سال ۹۳ «جلال خالقی مطلق»، شاهنامه‌پژوه ایرانی، در شبی که مجله بخارا برای بزرگداشت او برگزار کرد، به زبان آورد. خالقی مطلق در شب هشتم اسفندماه سال ۱۴۰۴ در ۸۸ سالگی درگذشت؛ دور از وطن، در آلمان و خبر درگذشتش روز نهم اسفندماه در حالی منتشر شد که ایران، زیر حملات بمب و موشک قرار داشت. خبری که در میان اخبار جنگ گم شد و رسانه‌ها کمتر مجال آن را پیدا کردند تا درباره کارهای بزرگ او که تمام عمرش را صرف آن کرد بنویسند. نهصدوچهل‌ودومین شب از شب‌های مجله بخارا به یاد خالقی مطلق روز پنجشنبه، دهم اردیبهشت، در تالار استاد جلیل شهنازِ خانه هنرمندان برگزار شد؛ به همت «علی دهباشی» و با سخنرانی «ژاله آموزگار» و پیام تصویری «محمود امیدسالار» و «سجاد آیدنلو» که یاد او را پاس داشتند و از یک‌عمر فعالیت‌هایش برای شاهنامه‌پژوهی گفتند.

شاهنامه‌پژوهِ اَوستاشناس

برای «جلیل دوست‌خواه» که در غربت غرب و غوغای جنگ سوم فروردین در ۹۲ سالگی درگذشت

مستندی از عشق، مهاجرت و وفاداری

مستند «تا خداینامه» روایت زندگی و کارنامه علمی «جلال خالقی‌ مطلق» است؛ پژوهشگری که بیش از سه دهه از عمر خود را صرف تصحیح شاهنامه فردوسی کرد. این فیلم پرتره، با نگاهی نزدیک و پژوهش‌محور، مسیر زندگی او از ایران تا آلمان، سال‌های دوری از وطن و عشقی را بازمی‌گوید که بی‌وقفه او را به شاهنامه و فرهنگ ایران پیوند زد.

وقتی پروفایل نوجوانان «پتش‌خوآرگر»می‌شود

میراث‌فرهنگی تنها در معماری و نقش‌ونگارها خلاصه نمی‌شود؛ بخش مهمی از آن در روایت‌ها و اسطوره‌هاست. متون کهن و افسانه‌ها، گنجینه‌هایی‌ هستند که هویت ایرانی را شکل داده‌اند. اما نوجوانی که در عصر دیجیتال زندگی می‌کند، با چه زبانی می‌تواند با این میراث ارزشمند پیوند برقرار کند؟ «آرمان آرین» در آثار خود به این پرسش، پاسخ داده است. او به بازنویسی اسطوره‌ها بسنده نکرده و به ساختن جهانی داستانی برپایه اساطیر پرداخته که با زبان نوجوان امروز، هماهنگ باشد. شخصیت‌های شاهنامه و داستان‌های اَوستا در آثار آرین، تنها در حد نام و نشانه باقی نمی‌مانند، بلکه بر بستری تازه از ماجراها جان می‌گیرند و با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شوند که برای نوجوان امروز هم قابل‌درک است؛ مثل دوستی، خیانت، وفاداری یا پرسش از هویت. این‌گونه است که اسطوره‌ها از قفسه‌ کتابخانه‌ها بیرون می‌آیند و به تجربه‌ زیسته‌‌ نسل تازه گره می‌خورند.

خشم به‌جای نقد در ماجرای شاهنامه!

طنزفروشی یا فردوسی‌ستیزی؟

|پیام ما| انتشار ویدئویی از اجرای «زینب موسوی» و شوخی او با شاهنامه، واکنش‌های گسترده و متنوعی را در فضای عمومی و رسانه‌ای برانگیخت. منتقدان این اجرا، با تأکید بر جایگاه شاهنامه و فردوسی به‌عنوان نمادهای هویت فرهنگی و ملی، محتوای طنز را توهین‌آمیز و فاقد درک تاریخی دانستند و آن را مصداق عبور از مرزهای اخلاقی و فرهنگی ارزیابی کردند. در مقابل، گروهی دیگر این حساسیت‌ها را نوعی برخورد سلبی با آزادی بیان تلقی کردند و معتقدند طنز، اگر هم تند و نامتعارف باشد، باید بتواند بدون ترس، به نقد یا شوخی با مفاهیم مختلف بپردازد و اعلام جرم دادستانی تهران علیه این کمدین جلوی آزادی بیان را می‌گیرد. این دوگانه‌ تفسیری، بار دیگر مرز مبهم میان حرمت‌گذاری به میراث فرهنگی و حق بیان آزاد در جامعه ایران را به چالش کشیده است.

پدران و پسران

پدرکشی: روایتِ رهایی، خشونت و بازآفرینیِ خویشتن