بایگانی مطالب برچسب: سرمایه اجتماعی
چرا شهر ما را بیمار میکند؟
نگاهی روانکاوانه به رنج جمعی
وحدت، همشکلشدن نیست
حساب مردم با کالابرگ
در هفتههای اخیر، واژه «کالابرگ» در فضای مجازی دستخوش تغییر معنایی شده است. آنچه روزگاری ابزار حمایت اقتصادی به شمار میرفت، اکنون به بستری برای بیان دغدغههای گستردهتر بدل شده است. بررسی محتوای پربازدید منتشرشده در شبکه اجتماعی ایکس در دو ماه گذشته نشان میدهد که کاربران، کالابرگ را فراتر از یک یارانه ساده دیده و آن را به نمادی از وضعیت معیشت، عدالت اجتماعی، کارآمدی دستگاههای اجرایی و حتی رابطه دولت و ملت تبدیل کردهاند.
کوهــی میان آتش و یــخ
فاعــــــل گمشــــــــده
|پیام ما| «کاغذ سفید، دشمن است؛ مثل آدمی است که حرف نمیزند، اما تو را به جنون میکشد.» نویسنده میخواهد بنویسد، اما نمیتواند. این ناتوانی فقط گرفتاری یک نویسنده با کلمات نیست؛ انگار چیزی در جهان داستان، فاعلبودن را از آدمها گرفته است. «صرف فعل مجهول» نوشته «سهند ایرانمهر»، رمانی درباره آدمهایی است که میخواهند حرف بزنند، بنویسند و روایت کنند، اما مدام با دیوارهایی نامرئی روبهرو میشوند. در این داستان، زبان هم میدان کشمکش است؛ جایی که خودسانسوری، حرفهای ناگفته و حذف عاملیت، آدمها را به سکوت میرساند. روز چهارشنبه، ۲۸ مردادماه، نشست نقد و بررسی کتاب «صرف فعل مجهول» با حضور نویسنده، «محمد فاضلی»، جامعهشناس؛ «محمود فرجامی»، روزنامهنگار، مترجم و نویسنده و «فیاض زاهد»، روزنامهنگار و پژوهشگر، برگزار شد و حاضران درباره این کتاب سخنرانی کردند.
دانشجویان سفیران سبز محیطزیست
متروی مجانی برای چیست؟
وقتی جامعه، بخشی از درمان میشود
نگاهی به نقش تشکلهای مردمنهاد در پیشگیری، توانمندسازی و سرمایه اجتماعی
خاموشی صدای مستقل محیطزیست
تحریمهای بینالمللی جامعه محیط زیست ایران را ایزوله کرد. بمبهای دو جنگ بر سر مناطق تحت مدیریت محیط زیست آوار شد و آلودگی نفتی زیستگاههای خلیج فارس را خفه کرد. در این وانفسا، گروهی از فعالان محیط زیست و حفاظتگران تلاش کردند صدای محیط زیست ایران را به گوش جهان برسانند. اما آنها با طرح جدید مجلس با عنوان «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور» که یکشنبه کلیات آن در مجلس تصویب شد، میتوانند متهمانی برای حبسهای طولانیمدت باشند.
ماتقدم و ماتأخر و قضاوت مردم
هشداری به معترضانِ تامین اجتماعی
جهنم غربیها، بهشت ایرانیها
جنگل نزد غربیها گاهی شبیه کویر نزد ایرانیهاست. غربیها بهدلیل برخورداری از عرصههای گسترده جنگلی، در اسطورهشناسی از جنگل با عنوان «جهنم سبز» یاد میکنند؛ درحالیکه این جهنم برای ایرانیان «بهشت سبز» است. بااینحال، به گفته «بهمن نامورمطلق»، نشانهشناس و اسطورهشناس، انسان ایرانی در برخورد با این بهشت دچار نوعی دوگانگی است. ضمیر ناخودآگاه او را بهسوی جنگل میکشاند، اما چون استفاده درست از این فضا را نیاموخته است، نمیداند چگونه باید از این میراث محافظت کند. به همین دلیل، زبالههایش را در جنگل رها میکند، شاخوبرگ و حتی درختان را آتش میزند و به جنگل آسیب میرساند.
جامعهای که شنیده نشود، همراه نمیشود
