بایگانی مطالب برچسب: تخریب جنگل
طبیعت زیبا و بیرحم میازاکی
مسیر نابودی
جادهسازی در منطقه بندپی بابل به رسم دائم بدل شده. یکبار برای لولهکشی گاز، بار دیگر برای معدن و دسترسی راحتتر و حالا به بهانه رانش زمین در روستای سماکوشمحله. این در حالی است آنجا یک جاده وجود دارد و «داریوش عبادی»، دبیر شبکه تشکلهای محیط زیست و منابع طبیعی مازندران به «پیام ما» میگوید «به بهانه رانش میخواهند جاده جدید بسازند و میگویند در زمین مستثنیات است. اما تمام این زمینها اراضی جنگلی است. نباید این اتفاق بیفتد.» در نزدیکی این منطقه در سالهای گذشته جادهسازی عواقب سختی برجا گذاشته. خرداد ماه امسال جنازه ۴۱ اصله درخت قطور توسکا در حاشیۀ جادۀ مواصلاتی فیروزجا به گلیران (کیلومتر ۱۹) منتهیبه معدن زغالسنگ البرز و مراتع بالادست پیدا شد. مهر ماه هم محلیها با تشکیل کارزاری خواستار حفظ جنگلهای گلیران به عنوان شاهرگ حیاتی بابل شدند چراکه به بهانه آسفالت و گازرسانی در مناطق بالادست بندپی شرقی این جنگلهای انبوه در معرض تخریب قرار گرفتهاند. جادهسازیها تخلفات زیادی داشته و به بهانه معدن و بعدها گازرسانی به مناطق بالادست بخش بزرگی از جنگلها را به نابودی کشانده و حالا هم رانش زمین مشکلی بر مشکلات دیگر است. ساخت جادهها باعث افزایش قاچاق و از بین رفتن حیاتوحش شده و هر جاده در این اراضی جنگلی، نابودی بخش بزرگی از منطقه را به دنبال خواهد داشت.
بلوطها را بریدند، حقیقت را دفن کردند
چند درخت در منطقه «دشمن زیاری» قطع شده؟ فعالان محیطزیست میگویند بیش از ۳۰۰ درخت. در مقابل، عددی که مسئولان عنوان میکنند، ۳۵ است. از نظر مدیران استانی عدد ۳۰۰ و بیشتر بزرگنمایی است و رسانهها نباید آن را جدی بگیرند. «بهمن ایزدی»، فعال محیطزیست در استان فارس، اما نظر دیگری دارد؛ «حرف که میزنیم به فعالان و انجمنهای محیطزیستی انگ میزنند و ما را به حاشیه میبرند. زیستگاههای ما در حال از بین رفتن است و انجمنها ماندهاند چه باید بکنند. شب و روز کارمان شده حسرت و ناراحتی! مردم نگران بلاهایی هستند که بر سر جنگلها آوار شده. متخلف با چراغ سبز مسئولان در منطقه «دشمنزیاری» بیش از ۳۰۰ درخت کهنسال بلوط را قطع کرده! به رئیس سازمان منابعطبیعی هم اطلاع دادهایم، اما دریغ از پاسخ! بازرس بفرستند و ببینند ما دروغ میگوییم و بزرگنمایی میکنیم یا مدیران استانی.»
این خانه سیاه میشود اگر…
راز شهرهای تابآور
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، یک کشور با تنوع اقلیمی و جغرافیایی است که با سوانح طبیعی متعددی همچون زلزله، سیل، طوفان و بیابانزایی مواجه است. این سوانح، نهتنها تأثیرات اجتماعی و اقتصادی عمیقی بر جوامع محلی دارند، بلکه چالشهای جدی در زمینه امنیت و پایداری شهری نیز به وجود میآورند. بهویژه، زلزلههای ویرانگر در برخی مناطق کشور، ضرورت توجه به طراحی و معماری پایدار را بیشازپیش نمایان میسازد. در این میان، متخصصان حوزه معماری معتقدند که معماری پایدار میتواند اصولی را برای کاهش خطر سوانح طبیعی، تقویت تابآوری و حفظ اکوسیستمهای طبیعی در فرایند توسعه شهری، ارائه دهد. دکتر امیرحسین گرکانی، مدیر پژوهشکده سوانح طبیعی از جمله کسانی است که در این حوزه پژوهشهای بسیاری انجام داده است. او در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» به بررسی اهمیت و ابعاد مختلف مفهوم شهر و معماری پایدار پرداخته و چالشها و فرصتهای مستتر در طراحی فضاهای شهری برای کاهش خطرات سوانح طبیعی در ایران را مورد بررسی قرار داده است.
پیروزی زاگرس بر سد خرسان ۳
پروژه سد و نیروگاه برقابی «خرسان ۳» که مطالعات آن از سال ۸۳ شروع شده بود، از جمله پروژههای مشمول ارزیابی محیطزیستی بود که در شهرستان لردگان و در محدوده جغرافیایی استان چهارمحالوبختیاری و استان کهگیلویهوبویراحمد واقع شده است. این پروژه از سال ۸۷ تا سال ۹۶ چندینبار در کمیته ماده ۲ ارزیابی اثرات زیستمحیطی سازمان حفاظت محیطزیست کشور مطرح شد، ولی هیچگاه موفق به اخذ مجوز ارزیابی اثرات زیستمحیطی از سازمان محیطزیست نشد. این سد بعد از مدتها که تیتر خبری بود، به حاشیه رفت، اما مجدداً با نامه «جلیل مختار»، نماینده آبادان و خرمشهر، و اقدامات نشان «اپوش» که یک کار جمعی از تشکلها و فعالان در استانهای مختلف است، در مهرماه ۱۴۰۳ بر سر زبانها افتاد؛ اتفاقی که توانست بارقههای امید را در دل مردم روشن کند و حالا در آخرین خبر دبیرخانه نشان اپوش که نقش مهمی در مطالبهگری این سد داشته، طی روزهای اخیر با انتشار نامه و مستنداتی خبر از ابطال مجوز آن داده است. بنابراین، باتوجهبه اضافه شدن سامانه انتقال آب به پروژه سد خرسان و لزوم مطالعات تجمعی و برنامه هفتم توسعه و تغییر در سیمای طرح سد خرسان، بهدلیل اینکه سد ماندگان تغییرات قابلملاحظهای در ابعاد، اهداف و ویژگیهای سد خرسان ۳ ایجاد خواهد کرد، این سد نیازمند ارزیابی مجدد اثرات محیطزیستی و صدور مجوز جدید محیطزیستی است.
جنگلهای هیرکانی در دنیای بینظم سیاستها
تلاش برای حذف و نادیده گرفتن اندیشه مخالف، برچسب بیسوادی، وابسته بودن به گروههای مافیای چوب، نادان، احساسی، متخصصان هفتدرصدی، لشکرکشی مجازی و ... را امروز از سوی طرفداران و مخالفان طرح تنفس جنگل میشنویم. تأسفبارتر آنکه در این کشمکش اگر تا دیروز با چشمپوشی از جنگلهای زاگرس، ایران و تورانی، خلیج و عمانی و ارسبارانی منظور از جنگلهای کشور، جنگلهای هیرکانی بود! امروز منظور آن بخشهایی از جنگلهای هیرکانی است که قابلیت برداشت درختان شکسته و افتاده دارند!
پایان دوران چوبمحور در جنگلهای هیرکانی
برداشت یا عدم برداشت از درختان شکسته و افتاده همچنان موضوعی داغ در میان کارشناسان است. درحالیکه برخی از اساتید و کارشناسان چنین برداشتی را آسیبزننده به جنگل میدانند و معتقدند کار سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری تأمین چوب برای کارخانهها و درآمدزایی از این طریق نیست، گروه دیگری از کارشناسان و اساتید چنین برداشتی را بهشکل محدود میپذیرند. روزنامه «پیام ما» تلاش کرده در حد وسع و توان خود دیدگاههای دو طرف را پوشش دهد. پنجشنبه، ۲۲ آذر، یادداشتی در همین زمینه منتشر شد که گروه مخالفان برداشت انتقاداتی به آن داشتند. «حنیفرضا گلزار»، کارشناس خاک، یکی از مخالفان برداشت است که در هفت بخش انتقادات خود را مطرح کرده است.
