بایگانی مطالب برچسب: اماکن تاریخی
بازدید از کاهلی یک نهاد دولتی
گردشگران در کرمانشاه چه میبینند؟
کنسرت بهمثابه میدان جنگ
هنوز حواشی لغو برگزاری کنسرت «همایون شجریان» تمام نشده که پنجشنبه (سوم مهرماه) خبر لغو کنسرت «سیروان خسروی» و «ایهام» در کاخ نیاوران حاشیهساز شد. «دیگر توان جنگیدن نداریم» جملهای بود که سیروان خسروی در اجرای پایانی خود گفت و اعلام کرد اجراها با فشار «وزارت میراثفرهنگی» لغو شده است. «پیام ما» در پیگیریهای خود از وزارت میراثفرهنگی و معاونت فرهنگی کاخ نیاوران به نتیجه نرسید؛ اما دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد با انتشار اطلاعیهای، دلیل را «اعتراض اهالی نیاوران» عنوان کرد. دلایلی که بهنظر میرسد در شرایطی که مردم به فضاهای شاد نیاز دارند، برگزاری کنسرتها را تبدیل به یک چالش پیچیده کرده است. اگرچه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی چالشی است که مسئولان میراثفرهنگی تا کنون نتوانستند برای با اعلام دستورالعملی از پس آن برآیند اما مسئله اینجاست که در اظهارنظرهای شده کسی داد بناهای تاریخی را نمیستاند و آسایش همسایهها گویا مسئله اصلی است.
درآمد پایگاهها و موزهها کجاست؟
|پیام ما| دیروز یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتوگو با فارس از ارسال پرونده تخلفات وزارت میراثفرهنگی به دادسرای دیوان محاسبات کشور خبر داد. بهگفته «فتحالله توسلی»، نماینده بهار و کبودرآهنگ در مجلس، این وزارتخانه در یک سال گذشته و پس از ابلاغ قانون برنامه هفتم توسعه، درآمدهای پایگاهها و موزههای تحت نظارت خود را به حساب خزانه کل کشور واریز نکرده است. درحالیکه براساس قانون برنامه هفتم، ملزم به واریز صد درصد این درآمدها به حساب خزانه است تا بعد از انجام تشریفات این درآمدها در همان پایگاه و موزه هزینه شود. این مسئله در سالهای اخیر منجر به بروز چالشهایی بهویژه برای پایگاههای میراثفرهنگی شده است، چراکه به درآمدهای پایگاه که باید صرف حفاظت و مرمت و پروژههای مطالعاتی شود، دسترسی ندارند و براساس رویه ایجادشده در نهضت تفویض اختیار، درآمد پایگاهها در اختیار مدیران کل استانها قرار میگیرد و آنها به صلاحدید و براساس اولویتهای موجود آن را هزینه میکنند. با اینکه قائممقام وزیر میراثفرهنگی بارها قول اجرای این قانون را داده، هنوز این موضوع پا را از حریم وعدهها فراتر نگذاشته است.
مسافران با شوق آمدند، با ترس گریختند
ما فقط شنیدیم که آسمان ایران بسته است، که راهها مسدود است و جادهها شرایط ویژه دارند، که فقط ۲۰ لیتر بنزین به هر خودرو میدهند، که فرودگاههای کشور تعطیل است، که بانکها هک شدند، که یک مجتمع مسکونی در بمباران تخریب شده، که اینترنت ملی شد، که خروجیهای تهران ترافیک کیلومتری دارند، که… . بسیاری از اخبار را شنیدیم، بسیاری را زندگی کردیم و خودمان بخشی از خبر بودیم، بسیاری خبرها زندگیمان را تحتتأثیر قرار داد یا فلج کرد، از کنار بسیاری هم گذشتیم و شاید فکر نکردیم آدمهایی که بخشی از داستانشان با این اخبار جنگ گره خورده، چه تجربهای را از سر گذراندند. طبیعی هم بود. ما دچار یک ترومای جمعی شده بودیم و هر کداممان در بخشی از این داستان پررنج، آسیب دیده بودیم و درگیر همان بخش بودیم و کمتر به دیگرانی که در جای دیگری از این داستان با بحران دستوپنجه نرم میکردند، فکر کردیم. ما هر کدام بهشکلی بخشی از روایتی تلخ بودیم که یک نقطه مشترک داشت: «جنگ». حالا که پای حرف هم مینشینیم، میبینیم آن دوازده روز را هر کس بهشکلی سپری کرده، با بحران مواجه شده و بحران را مدیریت کرده و توانسته از آن عبور کند. روایت راهنمایان گردشگری هم بخشی از این داستان است که با جمله: «وقتی جنگ شد...» آغاز میشود.
نجیبزاده اشکانی در پناه سنگر شنی
همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمهشبی که تهران با انفجارهای پیدرپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمیدانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزهها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش میرسد، آنها اما در سالنهای موزه مشغولاند. موزهداران و کارکنان میراثفرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایتهایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان میداد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه بهکار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسههای شن پنهان شدهاند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفتهاند. جنگ است و این آثار قرار است قرنها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟
نوروز روی صحنه شهر
نوروز ۱۴۰۴، صحنهای از نمایشهای خیابانی و اجراهای تئاتری در سراسر ایران بود. از تهران تا شیراز و اهواز، هنرمندان با اجرای نمایشهای خیابانی و صحنهای، جاذبهای فرهنگی برای گردشگران ایجاد کردند. اجراهایی که در صورت ادامهدار بودن در شهرهای مختلف، نه فقط هنرمندان را به مخاطبان نزدیکتر میکند، بلکه در زندهنگهداشتن هنرهای نمایشی و تقویت صنعت گردشگری کشور هم میتواند مؤثر باشد.
استقبال پرشور گردشگران از اماکن تاریخی ایران در نوروز ۱۴۰۴
طبق آمار ارائهشده از سوی معاونت میراثفرهنگی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، تعطیلات نوروز سال ۱۴۰۴ با ثبت بیش از نیم میلیون بازدید از اماکن تاریخی و فرهنگی، نشاندهنده علاقه عمیق ایرانیان به میراث غنی کشور است.
تهرانِ خسته! پایان داستانِ ۲۵۰ساله پایتخت ایران
بررسی چالشهای پایتخت و راهکارهای احیای هویت تاریخی و گردشگری آن
