بایگانی مطالب برچسب: کودکان
کاهش بیش از ۶۰ درصدی ارتباط انسان با طبیعت
در دو قرن گذشته اتفاق افتاد
تابستانی دیگر در «کهنانیکش»
قابی از آموزش در روستایی دوردست
اعتراض انجمن اوتیسم به مجسمههای بدقواره
وقتی هنر قرار است روایتگر هویت یک شهر باشد، چگونه میتواند به موضوعی جنجالی و دردسرساز تبدیل شود؟ در روزهای اخیر تصاویری از مجسمههایی بدقواره در امکان شهرهای مختلف بهخصوص رشت منتشر شده که بحث و نقدهای زیادی را برانگیخته و سوالهای جدی درباره نحوه طراحی و اجرای این پروژهها مطرح کردهاند. پس از سیل نقدهای مختلف، گفته شد که این مجسمهها کار کودکان اوتیسم است که در فضای شهری نصب شده اما انجمن اوتیسم طی بیانیهای اعلام کرد اجرای ناشیانه چنین پروژههایی، نهتنها کمکی به پذیرش اجتماعی افراد دارای اوتیسم نمیکند، بلکه آنان را در معرض استهزا و آسیبهای روحی و روانی بیشتری قرار میدهد. البته که برخی از شهرسازان هم معتقدند این مجسمهها کار کودکان اوتیسم نمیتواند باشد و تنها یک بهانه برای توجیه است.
کودکی میان دو مرز
روایتی از کودکی افغانستانی در ایران که قربانی خشونت، بیهویتی و بیقانونی است
اخراج مهاجران؛ امنیت یا توهم؟
در روزهایی که هنوز غبار جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل فرو ننشسته، صدای تلخ طرد و اخراج مهاجران افغانستانی بالا گرفت؛ صدایی که نهفقط در کوچهها و خیابانها، بلکه در قاب تلویزیونها و تیتر رسانهها نیز پیچیده است. طردی که دیگر تنها یک «سیاست مهاجرتی» نیست، بلکه به بحرانی اخلاقی بدل شده که پایههای انسانیت را لرزانده است. در این وضعیت آشفته و پیچیده، برخی وجدانها خاموش و برخی زبانها به ستایش این خشونت گشوده شدهاند؛ گویی در کشاکش مشکلات عدیده کشور، مهاجر افغانستانی بدل به مسکن موقتی ناکامیها شده است؛ دشمنی ساختگی برای فرار از پاسخگویی به مطالبات انباشته مردم. انگار در این میانه، حاکمیت و بخشی از افکار عمومی، صورتمسئله را پاک کردهاند. از گرانی، فساد، دزدی، ناکارآمدی، تحریم، بیآبی، کمبود برق و گاز، بگیر تا شکاف طبقاتی و فرسایش سرمایه اجتماعی، حتی ضعفهای اطلاعاتی و غافلگیریها نیز، بیسروصدا به گردن مهاجر انداخته شد. مهاجر افغانستانی ناگهان مسئول تمام این فجایع شد. انگار با قربانیکردن، میشد تمام زخمهای جامعه را موقتاً پنهان کرد.
سفر بدون مرز برای همه معلولان
|پیام ما| موانع فیزیکی، کمبود امکانات و زیرساختهای مناسب، گردشگری و سفر را برای بسیاری از افراد دارای معلولیت به یک چالش بزرگ تبدیل میکند. درباره این چالشها در سالهای اخیر زیاد گفته و نوشته شده، اما نهتنها همچنان در بر همان پاشنه میچرخد، بلکه این مشکلات فقط محدود به مسیرهای ناهموار یا نبود آسانسور نیست؛ نگرشهای جامعه و ضعف در زیرساختهای گردشگری دسترسپذیر نیز سد راهی است که باید شکسته شود تا گردشگری حق همه باشد، نه یک امتیاز ویژه. «بهروز مروتی»، فعال حقوق معلولان، به «پیام ما» از چالشهای موجود در مسیر گردشگری و سفر برای این گروه اقلیت میگوید. در این میان گروههایی هم هستند که تلاش میکنند این مسیر را برای افراد دارای معلولیت هموارتر کنند.
آموزش، سرمایهای برای عبور از فقر
|پیام ما| آموزش بهعنوان کلید رهایی از چرخه فقر شناخته میشود، اما دستیابی به عدالت آموزشی و کیفیت یادگیری برای کودکان فقیر همواره با چالشهای عمیقی همراه بوده است. بااینحال، دسترسی به آموزش باکیفیت برای کودکان خانوادههای کمدرآمد، بهویژه در مناطق محروم، همواره با موانع ساختاری و فرهنگی متعددی روبهرو بوده است. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی با عنوان «فقرزدایی مدرسهمحور» به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه میتوان از مدارس بهعنوان پایگاههای اجتماعی برای شناسایی، حمایت و توانمندسازی کودکان فقیر و خانوادههای آنان استفاده کرد؛ آنهم در شرایطی که روﻧﺪ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ در ﺳﺎلﻫﺎى ﭘﺎﻳﺎن دﻫﻪ ٩٠ در ایران ﺷﻴﺐ ﺑﻴﺸﺘﺮى ﮔﺮﻓﺘﻪ و در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺣﺪود ﻳکﺳﻮم ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻛﺸﻮر زﻳﺮ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ ﻗﺮار دارﻧﺪ.
بازگشت به وطن نادیده، خداحافظی با مدرسه
از پنج ماه پیش که برگههای سرشماری مهاجران بیاعتبار شد، بیش از دو میلیون مهاجر افغانستانی ناگهان در وضعیت غیرمجاز قرار گرفتند. از آغاز امسال تاکنون، هشت هزار نفر از اتباع، کشور را ترک کردهاند و مسیرهای بازگشت در سه مرز میان ایران و افغانستان هنوز شلوغ است. براساس اعلام نماینده سازمان یونیسف در افغانستان، در میان این افراد، پنج هزار کودک بدون همراه نیز از مرز عبور کردهاند؛ کودکانی که برخیشان در خاک ایران به دنیا آمدهاند و اکنون به سرزمینی بازگردانده شدهاند که خاطرهای از آن ندارند و وضعیت اقامتشان مبهم است. سال گذشته، حدود پانصد هزار کودک مهاجر در مدارس ایران تحصیل میکردند، اما در افغانستان بسیاری از آنان دیگر قادر به ادامه تحصیل نیستند. آنچه در این میان بهشدت مغفول میماند، ابعاد انسانی ماجراست؛ تأثیرات عمیق روانی و اجتماعی که نهتنها کودکان مهاجر، بلکه همکلاسیها و خانوادههایشان را نیز درگیر میکند. در کنار نادیده گرفتن حقوق کودک در جریان این رد مرزها، واقعیتهای تلخ و پیامدهای انسانی چنین جابهجاییهای اجباریای کمتر دیده و شنیده میشود. در یادداشت پیش رو، یکی از معلمان از لحظات تلخ خداحافظی با این دانشآموزان نوشته است.
