بایگانی مطالب برچسب: بناهای تاریخی
تهران قربانی سودهای نجومی
بهتازگی، اداره کل میراث فرهنگی استان تهران با تخریب خانه تاریخی ولیالله پیرنیا در خیابان منوچهری تهران موافقت کرده است. این خانه، میان مجموعهای از بناهای ثبت ملی و واجد ارزش تاریخی و معماری جای گرفته و صدور مجوز تخریب آن، مانند بسیاری دیگر از مجوزهای صادرشده توسط ادارهکل میراث فرهنگی استان تهران با ابهامها، شائبهها و انتقادهای گسترده روبروست. چنین مینماید که عدم نظارت مؤثر بر عملکرد این ادارهکل، راه صدور مجوزهای تخریب و بیاعتنایی به نظرات کارشناسی را بیش از پیش هموار کرده است.
ساخت آینده با حفظ گذشته
ساختمانهای تاریخی یادگاریهایی هستند که از دوران گذشته باقی ماندهاند. حفظ آنها اگرچه ما را با تاریخ گذشته آشنا میکند، اما به همان میزان مهم است که چطور از آنها مراقبت شود. یکی از چالشها موضوع بهروهوری انرژی این بناها است. آمریکا یکی از کشورهایی است که در عین اینکه بناهای تاریخیاش بهدلیل ارزش فرهنگیشان مورد توجه و حفاظت قرار میگیرند، اما از برخی الزامات بهرهوری انرژی مستثنا هستند. با تلاش شهرها برای دستیابی به اهداف محیطزیستی، این معافیتها تحتبررسی قرار گرفتهاند. درحالیکه طرفداران حفاظت از بناهای تاریخی معتقدند که این ساختمانها باید از تغییراتی که میتواند به آنها آسیب برساند مصون بمانند، حامیان پایداری بر ضرورت بهبود بهرهوری انرژی در تمامی بخشهای محیط ساختهشده تأکید دارند. چالش اصلی، یافتن تعادلی میان حفظ میراث تاریخی و مسئولیتهای محیطزیستی است.
شاهکار هنر معماری دوره صفوی در یک قدمی تخریب
گنبد امامزاده هارون ولایت اصفهان، با کاشیکاریهای بینظیر دوران صفوی، در معرض فروپاشی قرار دارد؛ غفلت مسئولان از مرمت تهدیدی جدی برای این میراث فرهنگی است.
۹۲ درصد آثار تاریخی حریم مصوب ندارند
برنامه هفتم برای اصلاح فرایندهای حفاظت از میراث فرهنگی و تعیین حریم آثار تاریخی چه تکالیفی مشخص کرده است؟
احیای گذشته برای آینده
در دنیای امروز، پیوند میان گردشگری و باستانشناسی بیش از هر زمان دیگری حس میشود. به عنوان یک مسیر مهم برای شناخت هویت فرهنگی و تاریخی ملتها، باستانشناسی به ما این امکان را میدهد که از طریق آثار و یافتهها، قصههای نهفته در دل تاریخ را به نسلهای آینده منتقل کنیم. رضا نوری شادمهانی، استاد دانشگاه هنر و معماری کاشان و باستانشناس شناختهشده، در گفتگو با «پیام ما»، بر این نکته تأکید میکند که گردشگری نه تنها به گسترش دانش تاریخی و باستانشناسی کمک میکند بلکه خود میتواند ابزاری مؤثر برای حفظ و ترویج میراث فرهنگی باشد. باستانشناسی به عنوان مرزبان تاریخ و فرهنگهای گمشده، میتواند جنبش نوینی در عرصه گردشگری ایجاد کند و محوطههای باستانی را از سکون و ایستایی خارج کند. نوری شادمهانی با بیان مثالهای بارزی چون تپه سیلک و شهر سوخته، نشان میدهد که چگونه این محوطهها میتوانند با تفسیرهای مناسب به جاذبههای گردشگری پویا تبدیل شوند.
نصف جهان، در انتظار یک ناجی
|پیام ما| اواخر هفته گذشته وزیر میراثفرهنگی میهمان اصفهان بود. اصفهانی که مدتهاست اخبار نگرانکنندهای درباره بناهای تاریخی آن منتشر میشود، بناهایی که روزی با مرمت غیراصولی آسیب میبینند و روزی فرونشست ترک بر اندام کهنسالشان میاندازد. از مسجد عتیق تا مسجد سید و از میدان نقشجهان تا سیوسهپل در معرض فرونشست قرار دارند. از سوی دیگر مسئله مرمت در بناهای فاخر این استان موضوعی است که نیاز به توجه جدی دارد. موضوعی که مورد نقد برخی مسئولان استانی هم قرار گرفته است. اما در سفر وزیر به این استان دستکم در اخبار منتشرشده توسط رسانهها خبری مربوط به برنامه وزیر برای رفع این دو معضل اساسی در نصف جهان که یکی از مراکز مهم میراثفرهنگی و تاریخی ایران است، دیده نمیشود. جز اینکه «صالحی امیری» در اظهاراتی بیان کرده است: «نیازمند مرمت جدی بناهای استان هستیم، این بناها نهتنها سازههای معماری و زیباشناختی هستند، بلکه آبرو، هویت و شخصیت ایران زمین را نیز نمایندگی میکنند.» اگر بهگفته وزیر میراثفرهنگی قرار است اصفهان قطب گردشگری کشور باقی بماند و در کار یزد و شیراز مثلثی طلایی در گردشگری تشکیل دهد، باید بناها و نشانههای تاریخی آن به بهترین شکل حفاظت شوند. بدون این آثار ارزشمند حتی بهرهبرداری اقتصادی در حوزه گردشگری هم امکانپذیر نیست.
گنجیابهای سیاسی
|پیام ما| «یکی از سیاسیون که ارتباط گرفتن با ایشان هم بسیار سخت است، چندبار به بنده گزارش دادند که بنابر گزارشهای یک زمینشناس معروف، در فلان نقطه گنجینهای وجود دارد، ما هم تحقیق میدانی را آغاز کردیم؛ چندین متر آن منطقه را به پایین و چپ و راست حفاری کردیم و درنهایت دستور توقف دادیم، چون چیزی پیدا نشد.» این جملات مربوط به اظهارات بیپرده «عزتالله ضرغامی»، وزیر سابق میراثفرهنگی، در جمع فرماندهان و مدیران پایگاههای یگان حفاظت میراثفرهنگی است که در اردیبهشت ۱۴۰۱ بیان شده است، در این جلسه ضرغامی از حفاریهای سفارشی پرده برداشت و نکاتی در مورد گزارشهای سیاسیون مبنیبر وجود گنجینه در نقاطی از کشور بیان کرد. نکتهای که نشان میدهد بزرگترین چالش میراث فرهنگی کشور که «گنجیابی» و حفاری غیرمجاز است، تا چه سطحی نفوذ کرده و چرا با آن برخورد قاطعی صورت نمیگیرد. نکته قابلتأمل اما این است که این روند محدود به یک دوره خاص نبوده و بهگفته قائممقام وزارت میراثفرهنگی سفارشها برای حفاری و پیدا کردن گنج از سوی مقامات به وزارت میراث همچنان ادامه دارد.
انتخاب ۱۲ متخصص برجسته ایرانی و بین المللی بهعنوان مشاوران عالی تخت جمشید
۱۲ متخصص در حوزه میراثفرهنگی ایران و دنیا بهعنوان مشاوران عالی پایگاه میراث جهانی تختجمشید در حوزههای تخصصی حفاظت، مرمت و باستان شناسی از سوی مدیر پایگاه میراثجهانی تختجمشید انتخاب شدند.
چوب حراج بر دانش میراث
نتایج بررسیهای صورتگرفته توسط مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، بهعنوان نهاد تخصصی پژوهشی و علمی این حوزه، دچار مشکلات جدی از جمله محقق نشدن اهداف و ضعف در استفاده از ظرفیتهای موجود شده است. بهرغم تلاشهای اولیه برای تبدیل این پژوهشگاه به بازوی علمی و پژوهشی میراثفرهنگی کشور، تغییرات پیدرپی ساختاری و نبود یک سند راهبردی مشخص، تحقق اهداف این مجموعه را با چالش مواجه کرده است. بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد تنها ۲۷ درصد از اهداف تعریفشده در اساسنامه پژوهشگاه محقق شده است و بیش از ۸۵ درصد اهداف برنامههای بالادستی این نهاد به نتیجه نرسیده است. در چنین شرایطی بهنظر میرسد بازنگری در ساختار، تقویت نظارت علمی و عملیاتی بر پروژههای اجرایی و استفاده مؤثر از ظرفیتهای موجود در این مرکز از ضروریات است. در ماههای اخیر برخی افراد مسائلی درباره انحلال پژوهشگاه مطرح کردهاند که با واکنش پیشکسوتان و کارشناسان میراث فرهنگی روبهرو شده است. در گفتوگو با «جلیل گلشن»، رئیس اسبق پژوهشگاه میراثفرهنگی و «سعید شفیعا»، معاون دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهشهای مجلس، دیدگاه آنها را در مورد عملکرد پژوهشگاه، ایدههای مطرحشده در مورد تغییرات ساختاری آن و راهکار بهبود عملکرد این مرکز جویا شدیم. آنها معتقدند انحلال پژوهشگاه اشتباه بزرگی است و ضربه جبرانناپذیری به میراث فرهنگی کشور وارد میکند، اما درعینحال این نهاد نیاز جدی به بازنگری در راهبردها و اصلاحات اساسی در رویکردهای مدیریتی دارد.
آینده گردشگری در اصفهک
زلزله طبس در سال ۱۳۵۷ نهتنها جان بسیاری از مردم را گرفت، بلکه روستای اصفهک را به ویرانهای تبدیل کرد. اما این پایان راه نبود. با همت و تلاش مردم بومی و راهنمایی و کوشش افرادی چون «فرامرز پارسی» و تسهیلگری افرادی مانند «حسین باقری» روستای اصفهک دوباره به زندگی بازگشت. این گزارش روایت امید، همکاری و حفظ میراث در دل کویر ایران است که از زبان یکی از اهالی اصفهک نقل میشود. روستایی که چندماهی است بهعنوان روستای هدف گردشگری در فهرست دهکدههای جهانی به ثبت رسیده و بهنظر میرسد در آینده نزدیک مقصد مسافران بیشتری شود، و حتی باتوجهبه جذابیتهای کمنظیری که دارد، احتمال گردشگری انبوه در آن وجود دارد.
بلاگرها، تهدید جدید میراث فرهنگی
تلاش یک بلاگر برای جذب مخاطب بیشتر، باز هم بهانهای شد برای مرور خلأهای بسیار در حوزه میراث فرهنگی. از نبود ضمانت اجرایی قوانین در برخورد با متخلفان حوزه میراث فرهنگی و کوتاهی دستگاههای متولی در آگاهیبخشی عمومی درباره اهمیت میراث فرهنگی کشور تا نصب نشدن تابلوی اطلاعات اثر در محوطه اطراف آن. اقدام این بلاگر بهگفته مدیران میراث استان منجر به وارد آمدن دو میلیارد تومان خسارت به میراث فرهنگی شده است، اما مشخص نیست قانون چه تصمیمی در مورد تخلف او خواهد گرفت. «میل اُمام» که اثری باستانی بهجامانده از دوره ساسانی است، هفته گذشته توسط یک بلاگر برای تولید محتوای ویدئویی به آتش کشیده شد. اما این اولینبار نیست که یک بلاگر برای خلق تصویر تأثیرگذار و جذب مخاطب به آثار تاریخی خسارت وارد میکند.
کوچ زندگی از خانههای تاریخی شیراز
بافت تاریخی شیراز از زندگی تهی شده است؛ موضوعی که هم تخریبکنندگان بافت و هم حافظان بر آن تأکید دارند. کوچهپسکوچههای بافت تاریخی این شهر که زمانی قلب تپنده شیراز بود، در بیتوجهی سالهای گذشته تا امروز خالی از روح شدهاند. شاید به همین دلیل است که وقتی هنرمندی شیرازی با خلاقیت هنری خود چهرههای رنگین را بر جدارههای این بافت خلق کرده است، رهگذران و گردشگران را به کوچهای باریک هدایت میکند تا لحظهای احساس زندگی کنند. این گزارش حاصل مشاهدات میدانی خبرنگار «پیام ما» از بافت تاریخی شیراز و گفتوگو با ساکنان این بافت، با همراهی مدیر گروه مرمت دانشگاه هنر و معماری شیراز و متخصص مرمت و حفاظت بافتها و بناهای تاریخی کشور است؛ گزارشی که چگونگی محو شدن زندگی از بافت تاریخی شیراز را روایت میکند و از بیپناهی خانههای تاریخی این بافت خبر میدهد.
