بایگانی مطالب برچسب: سینما

ما همه «باشو»ایم آقای بیضایی!

بیضایی؛ غریبه مدرن

زنِ «مرگ یزدگردم»، من «گلرخ کمالی‌ام»!

راوی ایران تا آخرین نفس

|پیام ما| «زمین زیر پایم سست است وقتی او بر آن راه نمی‌رود. هوا برایم تنگ است وقتی او در کنارم نفس نمی‌کشد.» «مژده شمسایی»، همسر بهرام بیضایی، با انتشار این متن، خبر درگذشت او را اعلام کرد. بیضایی درست در روز تولدش که به ۸۷سالگی رسید، درگذشت و بار دیگر یکی از میراث‌داران سینما و نمایش ایران از دست رفت.

در غیاب انسان

نگاهی به مستند «سیاره پیشاتاریخ»

اعجوبه در باشگاه مشت‌زنی

«علیرضا رئیس‌دانایی» در مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» می‌گوید حتی بازنویسی از روی کتاب‌هایی که «ذبیح‌الله منصوری» ترجمه و اقتباس کرده، کار دشواری است. منصوری بیش از هزار عنوان داستان و مقاله و کتاب نوشته است، اما شمار آثار او با تجمیع نوشته‌هایی که با نام مستعار منتشر کرده، بسیار بیشتر به‌نظر می‌رسد. مترجم و روزنامه‌نگار مرموزی که بی‌وقفه در طول شش دهه می‌نوشت و همواره ترجمه‌هایش به‌‌دلیل تغییراتی که خودش در متون می‌داد، محل مناقشه بود. از طرف دیگر، نسل‌های زیادی با آثار او کتابخوان شده‌اند و منصوری را اسطوره فرهنگی می‌نامند. طیف گوناگون آثارش هم محل بحث است؛ چراکه از حوزه پزشکی و پیشگویی تا نوشته‌های مذهبی و داستانی را در برمی‌گرفت. «اسماعیل جمشیدی»، روزنامه‌نگار، در دهه‌های مختلف با منصوری مصاحبه کرده که در کتابی با عنوان «دیدار با ذبیح‌الله منصوری» منتشر شده است. این کتاب و مصاحبه‌های جمشیدی هسته اصلی مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» را شکل می‌دهد. با «حنیف شهپرراد» کارگردان این مستند که در نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت به نمایش درآمد، گفت‌وگو کردیم. او از دوگانه شخصیت منصوری و اهمیت آثارش به «پیام ما» می‌گوید. مردی که در مصاحبه‌هایش خودش را قهرمان بوکس معرفی می‌کرد، بی‌آنکه سندی از این قهرمانی وجود داشته باشد.

«ایران» در آتش

یکی از کارگرانی که با خودش چرخ‌دستی حمل می‌کند، با دهانش بوق می‌زند؛ صدایش در هیاهوی ماشین‌ها و موتورها گم می‌شود. کوتاه نمی‌آید، باز هم بوق‌ می‌زند و دور می‌شود. ماشین‌های آتش‌نشانی جلوی سینما «ایران» ترافیک را بیشتر کرده‌اند. یکی می‌گوید: «انبار علیرضا و عموحسن سوخت.» تاریخ اما شاهد است دومین سینمای دائمی تاریخ ایران آتش گرفته بی‌اینکه قدر ببیند و با خودش هزاران خاطره را سوزانده. خاطره صف‌های طولانی برای دیدن فیلم «طوفان در شهر ما» و حضور «راج کاپو» در افتتاحیه اکران فیلم «آقای ۴۲۰». خاطره یک چای مجانی در ازای یک بلیت.

رنج‌های زنانه، صدای دوباره

نگاهی به «مستند چهار دختر»