بایگانی مطالب برچسب: حفاظت مشارکتی
زایش امید با تولد گوزن زرد
«افزایش حضور زنان صرفاً یک تغییر کمی در آمار و ارقام نیست، بلکه نیازمند تحولی عمیقتر در فرهنگ جامعه نسبت به نقش و توانمندیهای زنان در این حوزه است.» این گفته «المیرا رضی»، حفاظتگر، است. او در دانشگاه قزوین در رشته HSE (Health, Safety and Environment) یا «ایمنی، بهداشت و محیطزیست» تحصیل کرد. بخش محیطزیست HSE به مدیریت تأثیرات صنایع و سازمانها بر محیطزیست میپردازد. اما آنچه امروز المیرا رضی انجام میدهد، ارتباطی با این رشته ندارد. پیش از ازدواج اهل سفر و طبیعتگردی بود، اما ازدواجش با «امیر چایچی» که در مؤسسه طبیعت در حال گذراندن دوره تخصصی راهنمایان حیاتوحش بود، او را بیشتر به عرصه حفاظت از تنوعزیستی کشاند. در برخی سفرهای مرتبط با حیاتوحش شرکت کرد و دورهای هم با همسرش تصمیم گرفتند سفر با دوچرخه را امتحان کنند. «در سفرهایمان تلاش میکردیم کارگاههایی برای کودکان ۷ تا ۱۲ سال با هدف آگاهیرسانی در رابطه با اهمیت محیطزیست بهویژه درختان برگزار کنیم که این کارگاهها با همراهی انجمن «we need trees» برگزار میشد.» این زوج چرخهایشان را زدند و درنهایت به گاوبانگی در پارک ملی گلستان رسیدند. او از این نقطه وارد دنیای حفاظت شد. از آن زمان، دغدغه المیرا رضی گونههای مختلف حیاتوحش شد و حفاظت.
حفاظتگری پارهوقت در بحران اقتصادی
تبعیضهای جنسیتی در بسیاری از مواقع به چشم مردان نمیآید. وقتی یکی از اساتید دانشگاه به آنها میگوید بهتر است سراغ فعالیت میدانی بروند و در این زمینه حاضر به حمایت از او هستند، نمیدانند برخورد با زنان چقدر متفاوت است، اینکه به زنان میگویند بهتر است سراغ گزینههای دیگری بروند. «فرنوش کوچالی» متولد اسفند ۱۳۷۰ دانشآموخته مهندسی منابعطبیعی گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین دانشکده محیطزیست است. در دوران دانشجویی برای اولینبار در پارک ملی توران، «دلبر»، یوز ماده، را در فنس دید و مشتاق شد فعالیت میدانی انجام دهد. بااینحال، همهچیز خلاف انتظار او پیش رفت؛ از گفتوگویش با استاد دانشگاه تا مدیران مناطق و محیطبانان. فرنوش کوچالی خسته نشد، جشنواره روز ملی یوزپلنگ را با کمک دیگر همکارانش در انجمن یوزپلنگ ایرانی برگزار کرد، در پروژه آموزشی با موضوع پلنگ در طالقان و پروژهای مرتبط با یوز در میاندشت همکاری کرد. جزئی از تیم «پروتکل ذخیرهگاه نیمهطبیعی برای حفاظت از یوزپلنگ» بود و انواع و اقسام کارهای آموزشی و حفاظت مشارکتی را انجام داد. او در حال حاضر جزو اعضای تیمی است که در حال حفاظت مشارکتی برای «زیستگاه یوزپلنگ» هستند. از او پرسیدم چطور وارد این عرصه شد؟ چه کرد؟ و چشمانداز حفاظت را چطور میبیند؟
مشارکت حق مردم است، نه امتیاز
در طول سالهای اخیر، حفاظت از مناطق تحت مدیریت محیطزیست و منابعطبیعی با واژه زیبای «مشارکت» تزئین شده است. براساس حفاظت مشارکتی مردم محلی نهتنها مخاطب، بلکه بازیگر اصلی حفاظت هستند و این نوع حفاظت بین مردم، نهادهای دولتی و منابعطبیعی همافزایی ایجاد میکند. اما آنچه در واقعیت دیده میشود بیشتر ضد مشارکت است، تا مشارکت. دفاتر مشارکت در سازمانها بهویژه سازمان حفاظت محیطزیست و ادارهکل منابعطبیعی استانها، در ظاهر وظیفه آموزش، تسهیلگری و جلب مشارکت جوامع محلی را برعهده دارند. اما آنچه در میدان عمل اتفاق میافتد، چیزی است شبیه اجرای برنامههای نمادین، آموزشهای کلیشهای و مشارکتی نمایشی. درنتیجه، شاهد بیگانگی مردم با فرایند حفاظت و حتی تقابل با آن هستیم و فاصله معناداری بین دولت با فعالان و گروههایی که در حوزههای مختلف تخصصی کار میکنند، شکل گرفته است.
نیروی پنهان برای نجات طبیعت
جنگلسوزی در سایه جنگ
همه نگاهها به جنگی است که از ۱۳ روز پیش کشورمان را درگیر کرده است، اما نباید در این میانه زاگرس و آتشسوزیهای آن یادمان برود. در همین چند روز اخیر، چندین آتشسوزی بزرگ و همزمان در زاگرس و دیگر نقاط کشور رخ داده است. آیا جنگ جلوی ویرانی جنگلها را میگیرد؟ نه. جنگ خودش میتواند عاملی برای آتشسوزیهای جنگلها باشد. انفجار موشک میتواند به حریق منطقه منجر شود و البته در سایه جنگ، ویرانی طبیعت شدت میگیرد.
مردم پای کار آمدند، آهوان زاده شدند
وقتی خبر رسید دوربینهای تلهای در قرق علیآباد چهلگزی یزد بالاخره و بعد از غیبتی چهارساله تصویر پلنگ را ثبت کردهاند، «مهدیه کرمی»، کارشناس قرق که در راه بازگشت از منطقه بود، تمام راه را گریه کرد. آن روزِ آذرماه پارسال برای او تصویری از زندگی دوباره در ۵۰ هزار هکتار از زمینهایی بود که از سال ۱۳۹۵ مجوز قرق را گرفته بودند. همان روزی که برای «امیر منصوری»، قرقدار منطقه، متفاوتترین روز فعالیت ۱۲سالهاش است و حالا هم که یاد آن روز میافتد، سرش را بالا میگیرد و با صورتی که از شادی شکفته، میگوید «چه خوشحالیای بیشتر از این؟ تلاشهایمان نتیجه داد. بعد از هفت سال حفاظت، مجوز قرق دادند.» هفت قرقبان از هشت سال قبل در علیآباد چهلگزی، تنه به تنه منطقه حفاظتشده کالمند-بهادران، شب را به روز رساندهاند و تصویر ماندگار هر لحظهشان دیدن آهو در دشت علیآباد و دنبال کَل و بزها گشتن در رشتهکوههای مشرف به دشت است؛ آنجا که کلها و بزها در سایه کوه پناه میگیرند و پرندگان شکاری در آسمانش راه پروازشان طولانی است. در همان دشتی که بهتازگی تصویر رودک عسلخوار در آن ثبت شده و مهدیه کرمی با چشمانی که از ذوق برق میزند، دست به گوشی میشود، فیلم رودک عسلخوار را پیدا میکند و میگوید: «میدانستیم در منطقه هستند، دوربین تلهای آنها را ثبت کرده بود. اما این فیلم فرق دارد. یکی از بچههای خودمان گرفته، ببینید چقدر زیباست!»
«هُماگ» تنها میسوزد
«در این ۵۰ سال آنقدر حواسمان در حفاظت به گونههای بزرگجثه بود که هم سایر گونهها فراموش شدند و هم زیستگاههایشان؛ نمونهاش هماگ!» این را «باربد صفایی مهرو»، دانشآموخته زیستگاهها و تنوعزیستی، میگوید. پنجشنبه اول خرداد آتش به جان منطقه حفاظتشده «هماگ» افتاد، از آن روز تاکنون کمتر کسی اخبار و تصاویر آن را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته یا خبرهای آن را دنبال کرده است. چند نفر در جمع محیطزیستیها میدانند «هماگ» کجاست؟ و چه گونههایی دارد؟ درحالیکه بهگفته این خزندهشناس «بیراه نیست اگر بگویم هماگ از نظر ارزش حفاظتی حتی برتر از مناطقی مانند پارکهای ملی ارسباران و گلستان است».
۳ طرح برگزیده حمایت مالی «هما» مشخص شدند
