بایگانی مطالب برچسب: آثار باستانی
در سنگر ایران باستان چه گذشت؟
«حتی یک نفر از مقامات با من تماس نگرفت تا درباره وضعیت موزه سؤال کند، انگار اصلاً ما در شهر وجود نداشتیم.» جنگ بود. آتش میبارید و شهر خلوت شده بود. هر کس خود را به مأمنی رسانده بود و هیچکس نمیدانست یک ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. موزه ملی ایران استثنا نبود، در آنجا هم لحظات سختی میگذشت. روایت رئیس این موزه تنها بخشی از این سختی را نقل میکند؛ او از بیان بسیاری از سخنان عبور میکند و شاید قرار است در زمانی دیگر آنها را نقل کند. اما سختترین تجربه در آن ۱۲ روز همین جمله بود که نوکنده در سخنانش به آن اشاره کرد: در شهر بهجز آن چندنفری که مشغول انتقال اشیا به مخزن بودند و کارشناسان و دغدغهمندانی که دور و نزدیک پیگیر شرایط موزه بودند، کسی به آن ساختمان آجری نجیب و موقر تقاطع خیابان سیتیر و سرنوشتش در آن آتشافروزیها فکر نمیکرد؛ ساختمانی که حالا فصل جدیدی از تاریخ را از سر گذرانده است. «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، عصر دوشنبه در دبیرخانه ایکوم ایران در نشستی با عنوان «موزهها و منازعات» بخش کوچکی از آن ۱۲ روز سخت را مرور کرد. روزهایی که مدیران موزه با کمک کارکنان و جمعی از داوطلبان، بخشی از شناسنامه هویتی ایران را نجات دادند؛ آنهم در سختترین شرایط و با محدودیتهای بسیار. او بارها در سخنانش بر یک نکته تأکید میکند؛ بعد از گفتن از محدودیتها، بعد از مرور کمبودها و بعد از بیان مشکلات در آن شرایطی که همهچیز نامعلوم بود، میگوید: «ما در تمام لحظات فقط به نجات آثار فکر میکردیم.»
تبعات این جنگ فراتر از مرزهای ایران
ما در جنگ بودیم. لحظاتی غریب که آسمان آرامش خود را دریغ کرده بود و زمین جای ناایمنی برای زندگی شده بود. جهان به ما چگونه نگاه میکرد؟ آیا احساسات ما برایش معنایی داشت؟ آیا کسانی بودند که صدای ما شوند؟ در همین شرایط با دانشمند ایرانی مقیم اروپا که در حال حاضر بهعنوان پژوهشگر ارشد در مرکز تحقیقات لایبنیتس مشغول به کار است، گفتوگو کردیم. او تحصیلات خود را در دانشگاه سوربون و مدرسه عالی پاریس (اکول نرمال سوپریور، ENS) به پایان رسانده و هماکنون بهعنوان پژوهشگر مهمان در این دو دانشگاه و دانشگاه علم و فناوری و مؤسسه بینالمللی ریاضی شنژن چین فعالیت میکند. در زمینه ژئوفیزیک، تغییراقلیم و فلسفه، بهویژه فلسفه عدالت زیستمحیطی و فلسفه سیاسی پژوهشهای گستردهای دارد. علاوهبر انتشار مقالات علمی متعدد، سلسلهسخنرانیهایی نیز در این دانشگاهها و نیز کنفرانسهای بینالمللی ارائه کرده است. او تحقیقات گستردهای در زمینه تغییراقلیم در آسیای میانه انجام داده و بهاتفاق برخی از مراکز پژوهشی چین، مطالعات عمیقی درباره اقلیم فلات ثبت انجام داده است که نتایج آن در پیشبینی روندهای اقلیمی آینده این منطقه بسیار اثرگذار بوده است. آخرین نوشته منتشرشده از او، کتابی بهنام «فلسفه عدالت زیستمحیطی» (Philosophy of Environmental Justice) است که در آن مفهوم «اکو دوالیسم» را معرفی میکند. این مفهوم مدلی توسعهیافته براساس پایداری است که همزمان بر حفظ حقوق انسان و طبیعت تأکید دارد و عدالت زیستمحیطی را شامل تمامی موجودات زنده میداند. قرار بود پیشازاین درباره توسعه پایدار با «مسعود رستمی» صحبت کنیم، اما اینجا ایران است و وقایع غیرقابل پیشبینی. برای همین این گفتوگو درباره جنگ اخیر ایران و اسرائیل پا گرفت. از او درباره فعالیتهای بینالمللی در مورد آگاه کردن مردم و نهادهای بینالمللی درباره وضعیت ایران و از تبعات جنگ بر میراثفرهنگی و محیطزیست پرسیدیم.
برای نجات آثار موزهها ریشخندمان میکردند
| پیام ما | سخت است این روزها که آسمان ایران میخروشد و زمینش بیتاب میشود، درباره حفاظت از آثار تاریخی و موزهای گفتن و هشدار دادن. واقعیت اما این است که هویت تاریخی این ملت کهن با دستهای خونین و دلهای امیدوار به آینده، ماندگار شده است. زنان و مردان بسیاری قرنهاست که جان خود را نادیده گرفتهاند تا فرهنگ و تاریخ این مرزوبوم پایدار بماند. یکی از آنها بیشک «جعفر مهرکیان»، باستانشناس پیشکسوت، است. او در روزهای نخستین جنگ ایران و عراق، وقتی کمتر کسی در ایران به فکر آثار باستانی و حفظ تاریخ بود و حتی آنها را مضحک میدانستند؛ ایده انتقال آثار موزه ملی ایران به مخزن زیرزمینی را داد. پسازآن، یک ماه از جنگ نگذشته زیر توپ و خمپاره رفت تا با دستانی خالی، آثار موزهای ایران در خوزستان را نجات دهد و بهجای امن برساند. آثاری که باعث فخر و مباهات ایرانیان است و قرار است تا این سرزمین برپاست برای مردمانش باقی بماند.
نجاتیافتگان داعش در چنگ قاچاقچیان
بازداشتشدهها به ستونهای باستانی بسته شدهاند. تروریستها قرار است آنها را اعدام کنند. نمایشی دردناک در آمفیتئاتر باستانی «پالمیرا» برپاست. داعش در پالمیرا جولان میدهد. ستونها را منفجر میکند. آدمها را اعدام میکند و باستانشناس شریف پالمیرا را بعد از بازجویی گردن میزند و پیکرش را بر یکی از ستونهای پالمیرا میآویزد. حالا ۱۰ سال از آنهمه تلخی که کام بسیاری از علاقهمندان به میراث بشری را تلخ کرد، گذشته است. پالمیرا زخمهای زیادی به تن داشت که داعشیها تصرفش کردند، دینامیت به ستونهایش بستند، تندیسهایش را «بت کافر» خواندند و با پتک خرد کردند و تمام توانشان را بهکار بستند تا هر چه از تمدنی که از قرن سوم پیشازمیلاد باقی مانده بود، نابود کنند. آنها مهمترین ویرانه باستانی جهان را ویرانهتر کردند و رفتند. حالا ۱۰ سال گذشته، سوریه کمی آرام شده است، فقر اما هنوز بر شهرها سیطره دارد. مردم هنوز تاوان جنگ را پس میدهند. پالمیرا هم از این حجم فقر و استیصال در امان نیست. قاچاقچیان شبانه به سراغش میروند و هر چه را که بهدست میآورند، در فیسبوک به دلالان آثار تاریخی در سراسر جهان میفروشند. جنگ در خاورمیانه تنها آرامش و امنیت و سلامت را نشانه نرفته، گویی نااهلان -از تروریستها گرفته تا قاچاقچیان- قصد دارند تمام نشانههای تمدنهای غنی در این منطقه را با هر بهانه و بر هر بستر و فضایی محو و نابود کنند.
«بیوطنی» یا «وطنفروشی»؟
|پیام ما| چهارمین فیلمواره «چشم هفتم در میراث»، در حالی در موزه سینما برگزار شد که مستندسازان نسبت به توجه و حمایت متولیان میراثفرهنگی به این حوزه ابراز ناامیدی کردند. رئیس ایکوم ایران در این مراسم گفت: سینما یک رسانه جامع و کامل است که میتواند مفهومی را منتقل کند که گاه با زبان و گاه با قلم امکان بیان آن وجود ندارد، اما افراد زیادی را داریم که در سینمای مستند این حوزه، فعالیت میکنند و حتی سالها بعد میتوان به آنها استناد کرد. «سیداحمد محیط طباطبایی»، با اشاره به جشنواره فیلمهای مستند «یادگار» که تا سال ۸۴ با همکاری سازمان وقت میراثفرهنگی، سازمان صداوسیما و انجمن مستندسازان برگزار میشد، ابراز امیدواری کرد شاید «فیلمواره چشم هفتم میراث» بخش کوچکی از آن جشنواره را جبران کند. او وجود امضای مؤلف پای کار مستند را مهمترین نکته مستندسازان سالهای گذشته دانست و ادامه داد: دهه ۴۰ را میتوان دهه طلایی سینمای مستند ایران دانست، زمانی که فیلمسازان ما همه مؤلف بودند و کارشان روایتگری صرف نبود.
جهان علیه گنجیابی
|پیام ما| مسئله حفاظت آثار تاریخی تنها به یک جغرافیا و کشور خاص محدود نمیشود. یکی از مهمترین دغدغهها بین تصمیمگیران و سیاستگزاران کشورهایی که دارای نشانهای تمدنی و آثار شاخص تاریخی هستند، حفاظت از این آثار و تحویل آنها به نسلهای بعدی است. مسئله حفاریهای غیرمجاز بهعنوان یکی از اصلیترین تهدیدات در این حوزه، سالها است که در قوانین و سیاستهای کشورها دیده شده است و راههایی برای مقابله با آن وجود دارد. آمارهای یونسکو از ثبت ۳ هزار سایت میراث جهانی تا سال ۲۰۲۳ حکایت دارند، اما زنگ خطر آنجاست که نزدیک به یکچهارم این گنجینههای فرهنگی در سراسر جهان در معرض تخریب و نابودی قرار دارند. ایران نیز که وارث تمدنی هزارانساله است، در سالهای اخیر با رشد نگرانکننده جرائم مرتبط با حفاری غیرمجاز مواجه بوده و همین مسئله ضرورت بازنگری در قوانین، سازوکارهای نظارتی و بهرهگیری از تجربه کشورهای موفق را دوچندان کرده است. استفاده از تجربیات جهانی میتواند تا حدودی امکانات و راهکارهای موجود را برای مدیران و تصمیمگیران و قانونگذاران کشور تبیین کند. با همین رویکرد مرکز پژوهشهای مجلس هفته گذشته گزارشی منتشر کرد با عنوان: «رویکردهای مواجهه با حفاری غیرمجاز برای کاوش آثار تاریخی فرهنگی» و در آن با بررسی تطبیقی کشورهای منتخب قوانین و راهکارهای مواجهه با این معضل جهانی را بررسی کرد. این گزارش همچنین برای مدیریت این بحران که هر روز عمیقتر میشود هم پیشنهاداتی ارائه کرده است.
هیروشیمای فرهنـگی
| پیام ما | افسانهای که حالا تبدیل به یک کابوس شده، راهی که این افسانه تا کابوس شدن طی کرده، از میان داستانها گذشته تا امروز که دیگر نمیتوان با رؤیا و افسانه همنشینش کرد، حالا دیگر غارت است و تاراج، تخریب هویت یک سرزمین است؛ آنچه در سکوتی سنگین و تلخ در جریان است. سکوتی منفعلانه و انفعالی آگاهانه از سوی آنان که قرار بود حافظان این میراث باشند، اما امروز نقش دیگری پذیرفتهاند. روزی نیست که خبر دستگیری حفار غیرمجاز از گوشهای از کشور در میان خبرها نباشد، آمارها میگوید سالانه ۵۰۰ نفر به جرم حفاری غیرقانونی بازداشت میشوند. گستره تخریبها اما چیز دیگری میگوید؛ تاراج بهمراتب وسیعتر از آن است که آمارها نقل میکنند. با این وضعیت چه باید کرد؟ بخشی از تشکلهای فعال در حوزه تاریخ و باستانشناسی، در نشستی هماندیشانه که قرار است مستمر و ادامهدار باشد، تلاش کردند بخشی از زوایای این معضل ریشهدار را واکاوی کنند؛ تا شاید راهی برای نجات از این زخم عمیق که پیکر میراث فرهنگی ایران را تهدید میکند، پیدا کنند. البته «حامد وحدتینسب»، رئیس انجمن علمی باستانشناسی ایران، معتقد است نخستین گام برای حل این معضل مسدود کردن صفحات مجازی کسانی است که اقدام به تبلیغ گنجیابی میکنند. اما همین کار هم تابهحال از سوی مقامات مربوطه صورت نگرفته است.
دادخواهی پارینهسنگیها
حدود ۲۵ سال است که در حوزه باستانشناسی دوران پارینهسنگی، با تمرکز بر منطقه زاگرس، فعالیت پژوهشی انجام میدهد. دوران کارشناسی ارشد، دکتری و پسادکترای خود را با مطالعه در منطقه کرمانشاه به انجام رسانده و به همین دلیل، تجربه و شناخت عمیقی از دوره پارینهسنگی پیشازتاریخ در این منطقه دارد. «سامان حیدری گوران» باستانشناس و پژوهشگر ارشد پیشازتاریخ دانشگاه کلن نظر خود را در مورد احداث تلهکابین در محدوده تاقبستان کرمانشاه در قالب این یادداشت در اختیار «پیام ما» گذاشته است.
