بایگانی مطالب برچسب: آثار باستانی

میراث را به یونجه فروختند

اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی آذربایجان‌غربی؛ جایی که گمان می‌رود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکان‌دهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشت‌وکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطه‌ای که کشفیات آن جامعه‌ باستان‌شناسی را به سرنخ‌های دنیای کهن متصل می‌کند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیری‌های «پیام ما» اما به نتایج عجیب‌تری هم می‌رسد؛ مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها، خودشان اجازه کشاورزی را داده‌اند! بررسی‌های بعدی گویای آن است که اجاره‌ دادن زمین‌های عرصه و حریم محوطه‌های باستانی که به تملک وزارت میراث‌فرهنگی درآمده‌اند، در استان آذربایجان‌غربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراث‌فرهنگی این استان، به آن وجهه‌ حفاظتی و قانونی می‌دهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار می‌داند و مدیرکل میراث‌فرهنگی استان آن را تکذیب می‌کند، این رویه اما روی عرصه تپه‌های باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موت‌آباد» دیده می‌شود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها از کشاورزان اجاره‌بها می‌گیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمی‌رسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراث‌فرهنگی نظارت نشده و هیچ‌ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطه‌های باستانی نشده است؟

ویترین‌های ناامن، حافظان خائن

|پیام ما| در هفته گذشته، سرقت از موزه‌های قاهره و تاریخ طبیعی پاریس، بار دیگر زنگ خطر حفاظت از موزه‌ها و آثار فرهنگی را به صدا درآورد. یکی از این دو مورد اما، برای ایرانیان تداعی‌کننده سرقتی قدیمی است که هنوز هم زخم آن باز است. اگرچه این دو سرقت از نظر ارزش و زمینه با یکدیگر تفاوت دارند، اما شباهت‌هایشان در نوع اجرا و سرنوشت آثار، قابل‌تأمل است. سرقت یک دستبند طلای باستانی از موزه قاهره و ذوب‌کردن آن، بی‌شباهت به ماجرای کتیبه زرین هخامنشی نیست که سال‌ها پیش توسط یکی از کارکنان موزه ایران باستان ربوده شد؛ اثری که گفته شد برای خرید یک پیکان ذوب شده، اما سرنوشت واقعی‌اش هنوز در ابهام است.

تجربه‌ای کهن برای گردشگری نوین

۲۵ شهریور روز ملی خرما است. محصولی تاریخی که کشت آن به بیش از سه هزار سال پیش بازمی‌گردد. تصویر درخت خرما که به گویش بومی آن را مغ می‌نامند، در نقوش یافت‌شده آشوری و بابلی به‌کرات دیده می‌شود. کلدانیان خرما را درخت زندگی می‌نامیدند. در اوستا خرما خوردنی‌ترین میوه زمین است و در بندهش نیز از خرما یاد شده. حال در ابتدای سده چهارصد خورشیدی خرما و روایت‌های برداشتش به‌بهانه‌ای برای گردشگری تجربه‌گرا تبدیل شده‌ است. «گردشگری کار» شکلی از توریسم مبتنی‌بر کهن‌ الگوهای بشری است. پاسخی دیرهنگام اما آشنا به نیاز انسان امروزی برای بازتعریف رابطه‌اش با زمین و آسمان. رابطه‌ای که بیش از همیشه قربانی تکنولوژی شده است.

کنسرت پینک فلوید، هشدار برای تخت‌جمشید

برگزاری کنسرت در کنار برج آزادی و پل خواجو و تخت‌جمشید در روزهای اخیر هر یک به‌دلیلی جنجال‌آفرین شده‌اند. یک نقطه مشترک در این سه خبر وجود دارد: برگزاری برنامه در جوار یک بنای تاریخی. سال‌هاست که تمام سؤالات درباره اینکه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی تا چه اندازه با رعایت ضوابط و اصول انجام می‌شود، از سوی مسئولان امر بی‌پاسخ مانده و یا با پاسخ‌ کلی «همه‌چیز رو به راه است، نگران نباشید» روبه‌رو شده است. اما اگر وزیر میراث‌فرهنگی با قاطعیت می‌گوید: «در این رویدادها تمام نظام‌های مراقبتی و حفاظتی رعایت می‌شود.» لازم است درباره جزئیات این «نظام‌های مراقبتی» توضیح دهد. آیا دستورالعمل و آیین‌نامه‌ای از سوی وزارت میراث‌فرهنگی در این زمینه تدوین، تصویب و منتشر شده است؟ برگزارکنندگان این کنسرت‌ها تا چه اندازه به ضوابط حضور در یک بنای تاریخی واقف‌اند؟ اگر با این اصول آشنا هستند؛ تجهیزاتی که در اختیار دارند، چقدر با استانداردهای برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی منطبق است؟ چه کسی بر اجرای این ضوابط نظارت دارد؟ درصورت رعایت نکردن این ضوابط چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی در تمام این سال‌ها پاسخ روشنی به این سؤالات داده نشده است، می‌توان به نتایج تلخی رسید. در دنیا کنسرت‌های متعدد در بناهای تاریخی برگزار می‌شود؛ از کولوسئوم تا اهرام جیزه، از آکروپلیس تا پمپئی. اما تمام این برنامه‌ها با اعمال محدودیت‌ها و رعایت اصول نورپردازی، تنظیم صدا، نصب استیج و... اجرا می‌شود. درحالی‌که در ایران به‌وضوح شاهدیم کیفیت و شیوه برگزاری کنسرت در یک بنای تاریخی تفاوت چندانی با فضاهای دیگر ندارد که اگر داشت، به‌طور حتم توضیح شفافی از سوی مسئولان در مورد آن داده می‌شد.

کنش در برابر فراموشی و فجایع

|پیام ما| حفاظت از میراث‌فرهنگی در جنگ‌ها و بحران‌ها چه اصول و ضوابطی دارد؟ وقتی جان انسان‌ها در خطر است و منابع، امنیت و دسترسی‌ها محدودند، چگونه می‌توان از میراث‌فرهنگی محافظت کرد؟ آیا در شرایط جنگی اولویت بخشیدن به حفاظت از میراث‌فرهنگی هزینه‌هایی در پی خواهد داشت؟ اینها سؤالاتی است که حالا دیگر برای ما تازگی ندارد. در جریان جنگ دوازده‌روزه بارها با این سؤالات مواجه شدیم و پاسخ‌هایی هم برای آن پیدا کردیم. پس از آتش‌بس هم بارها کارشناسان به این سؤالات پاسخ دادند و تجربیات جهانی را مرور کردند. اما حفظ میراث‌فرهنگی در بحران‌ها موضوعی نیست که تنها محدود به شرایط جنگی باشد و از طرفی در کشوری که همچنان سایه جنگ بر سرش سنگینی می‌کند، توجه به این مقوله در شرایطی که آرامش نسبی جریان دارد، از ضروریات است.

تهدید فرونشست؛ از تخت‌جمشید تا برج طغرل

فرونشست زمین، پدیده‌ای ژئومورفولوژیک، آرام اما خطرناک است که در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی و اصلی جهان تبدیل شده است. این پدیده در اثر افت تراز سطح آب‌های زیرزمینی، تراکم خاک، فعالیت‌های استخراج میادین نفت، معدن یا عوامل طبیعی ایجاد شده و باعث کاهش ارتفاع سطح زمین و تخریب زیرساخت‌ها می‌شود. در این میان کشور ایران، با اقلیمی خشک، منابع آبی محدود، توسعه نامتوازن و میراث‌فرهنگی غنی، در زمره آسیب‌پذیرترین کشورها در برابر این بحران قرار دارد. باید توجه داشت که پدیده فرونشست زمین می‌تواند جنبه‌های مختلفی از زندگی انسان را تحت‌تأثیر قرار دهد، اما در این یادداشت قصد داریم به نقش مخرب این پدیده بر آثار تاریخی و سایت و محوطه‌های باستانی بپردازیم.

آشفتگی خواب ۸ هزارساله مردگان سیلک

|پیام ما| «سیلک» را بی‌شک بسیاری از ایرانیان و خارجیانی که به کاشان سفر کرده‌اند، دیده‌اند؛ چرا که یکی از مهمترین محوطه‌ها و جاذبه‌های گردشگری باستانی‌ ایران است. این محوطه اگرچه رازهای مگویی از ۸ هزارسال پیش تا امروز در دل خود دارد اما سال‌هاست که گسترش شهر و افزایش ساخت‌وسازها و تغییر کاربری‌ها حریم آن را در خطر قرار داده است. در چند سال گذشته رونق اقتصاد گردشگری کاشان در اطراف این محوطه که بی‌شک مدیون آن است، به قدری افزایش پیدا کرد که بسیاری از مالکان خواستار مطالبات جدیدی برای ساخت‌وساز شدند. بهمن سال ۱۴۰۳ بود که رضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی صدای این مطالبات را شنید اما از آنجایی‌که حفظ حریم این محوطه در حیطه حکمرانی به معنای صیانت از هویت ملی همه مردم ایران است، قرار شد تا با همکاری وزارت راه و شهرسازی به مالکان و صاحب زمین‌ها و باغ‌های اطراف زمین معوض داده و زمین‌های اطراف آزاد و حریم این محوطه حفظ شود. با این وجود چندی پیش بار دیگر بحث کوچک‌سازی حریم پیش کشیده شد با یک مطالبه مشخص: وزارت راه تا امروز به وعده‌های خود در دادن زمین‌های معوض عمل نکرده، بنابراین باید حریم کوچک شود. سرانجام سه‌شنبه (۱۵ مرداد) بار دیگر نشستی برگزار شد تا در این زمینه تصمیم‌گیری شود و همین امر بار دیگر خواب آرام مردگان این محوطه و دوستداران میراث‌فرهنگی ایران را آشفته کرد. هر چند که درنهایت مدیر پایگاه سیلک، به «پیام ما» این نوید را داد که همچنان به شرط همراهی وزارت راه برای اعطای زمین معوض به تمامی مالکان زمین‌های حریم سیلک این کوچک‌سازی منتفی شده است. اما این تهدید مثل شمشیر داموکلس، همچنان برای حریم سیلک به قوت خود باقی است. از طرفی تصمیمی که در جلسه شورای فنی گرفته شده، مربوط به زمین‌های تعاونی مسکن دارایی است که تنها شامل ۵ هکتار از زمین‌های حریم سیلک است و هنوز تکلیف مابقی زمین‌ها مشخص نشده است.

توسعه پایدار یا تخریبی ماندگار؟

صنایع استخراجی و از جمله استخراج نفت، گاز و مواد معدنی، ستون فقرات اقتصاد ایران را تشکیل می‌دهند. این صنایع با بهره‌مندی از هفت درصد از ذخایر معدنی جهان، نقش کلیدی در اشتغال‌زایی، تأمین درآمدهای ارزی و توسعه صنعتی دارند. این فعالیت‌ها که اغلب در مناطق دوردست و کم‌برخوردار انجام می‌شوند، پیامدهای عمیق اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی بر جوامع محلی دارند. وجود ثبات اجتماعی برای بهره‌برداری از منابع‌طبیعی، نیاز به نیروی کار و استفاده از زیرساخت‌های محلی، ارتباط میان صنایع استخراجی و جوامع میزبان را به «ضرورتی استراتژیک» تبدیل کرده است. اما این ضرورت اغلب با دیدگاهی از بالابه‌پایین و یک‌سویه همراه است.