بایگانی مطالب برچسب: ثبت جهانی

زنان کویر، طلایه‌داران امید

به‌بهانه دو دستاورد بین‌المللی کرمانی‌ها

زنان «گوجینو» زندگی را به کویر برگرداندند

زنانی که هنر گذشته مادرانشان را احیا کردند تا بخشی از مبلغ آن را به حفظ و احیای قنات‌های روستاهایشان اختصاص دهند و چهار سال برای ثابت کردن نیتشان به مردان روستا تلاش کرده‌اند، حالا یکی از دلایل جهانی شدن نام روستای شفیع‌آباد شده‌اند و فقط یک چیز می‌خواهند: «حفظ و احیای قنات‌ها برای ادامه زندگی و زایش امید».

ساخت غسالخانه روی محوطه‌ ۷هزارساله

گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبت‌ملی‌شده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوه‌بر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ می‌گویند غسالخانه‌ای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستان‌شناسان را شگفت‌زده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یک‌به‌یک سر از خاک بیرون می‌آوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که می‌توانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کرده‌اند: «گودین‌تپه». بی‌مهری‌ها به گودین‌تپه سابقه چند دهه‌ای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراث‌فرهنگی از سوی دیگر روبه‌رو است. شهرداری و اوقاف بی‌توجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش می‌برند، کارشناسان میراث‌فرهنگی نگران‌اند غسالخانه به بهره‌برداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراث‌فرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.

مهرگان؛ جشنی برای زندگی‌خواهی

مهرگان آیین زندگی و شادمانی است؛ دعوتی به داد، پرهیز از ظلم و دوری از تاریکی که نماد آن ضحاک است. در اسطوره‌ها و آیین‌های مهرگان، این پیام روشن است: چرخشی از گفتمان مرگ‌اندیشی و «مرگِ خوب» به‌سوی «زندگیِ خوب». آنچه در داد و داوری فریدون دیده می‌شود، بازتاب همین معناست. مهرگان آیین زیست‌افزایی و زندگی‌خواهی است؛ خواستن زندگی برای مردم به‌شکلی عادلانه و برابر. اگر می‌خواهیم به پیام نهفته در دل مهرگان گوش فرا دهیم، باید رؤیا و آرزوهای مردم را زنده کنیم؛ رؤیای گروه‌های بی‌صدا و محروم: کودکان کولبر کردستان، کودکان سوخت‌بر سیستان‌وبلوچستان، کودکان کار و جوانان بی‌اشتغال. این رؤیا جز با چرخشی بزرگ در نگاه ما به جهان و معنای زندگی تحقق نمی‌یابد. مهرگان پیام تولد دوباره و باززایی یک ملت است؛ پیامی که در آن «زندگی خوب» مطالبه اصلی مردم است و فقر و نداری به‌مثابه آفریده‌ای اهریمنی شناخته می‌شود. پیام مهرگان، برچیدن شکاف‌های طبقاتی است؛ جهانی که در آن، زندگی خوب تنها به اقلیتی محدود متعلق نیست و دوزخ سختی‌ها بر دوش اکثریت مظلوم سنگینی نکند. در چنین جهانی، دیگر خبری از زنانه‌شدن، کودکانه‌شدن، قومی‌شدن، زیست‌محیطی‌شدن و میراثی‌شدنِ فقر نخواهد بود.

نغمه‌ای کهن در آغاز پاییز

اوایل پاییز است و آغاز مهرگان. اما نه خوان ارغوانی گسترده می‌شود، نه تبریکی گفته می‌شود و نه جشنی برای آغاز پاییز برپا می‌شود. مهرگان هر سال می‌آید و در سکوت و سوز پاییز می‌گذرد. قرار بود امسال به پیشنهاد وزرای میراث‌فرهنگی، ارشاد، علوم و آموزش‌وپرورش، مسعود پزشکیان جشن مهرگان را به مردم ایران تبریک بگوید و برای برگزاری آن تدارکی اندیشیده شود تا شاید پس از ۴۷ سال، پزشکیان نخستین رئیس‌جمهوری باشد که دومین جشن ملی ایرانیان را بعد از نوروز به مردم ایران که از گذشته تا کنون این جشن را پاس می‌داشتند، تبریک بگوید. اما تا زمان تنظیم این گزارش خبر موثقی در مورد محقق شدن این برنامه وجود ندارد. بسیاری از اهالی فرهنگ معتقدند جشن مهرگان که به ثبت جهانی هم رسیده، مثل نوروز زنده نیست و کارکردهای خود را در ایران امروز از دست داده است. اما مردم‌شناسان این نظر را رد می‌کنند. آنها معتقدند جشن‌ مهرگان و دیگر جشن‌های آیینی در اسارت مرزهای سیاسی کشورها نمی‌گنجند، ماهیت این جشن‌ و آیین‌ها هنوز در میان مردم مورد توجه است؛ حتی اگر نام و شمایل آنها تغییر کند. از جمله «شبان میرشکرایی»، مردم‌شناس، که در گفت‌وگو با «پیام ما» تأکید دارد مهرگان با وجود تغییراتی که برخی مناطق داشته، با همان مفهوم، عملکرد و کارکرد همچنان برپا می‌شود.

کاروانسراها نعمت جاده‌های ایران

فرصت‌سوزی‌ در مجامع جهانی

|پیام ما| ایران پنج سال است که حق عضویت در یونسکو را پرداخت نکرده است. این خبر اگر با نگاهی بلندمدت و سنجیدن شرایط موجود کشور بازخوانی و بررسی شود، موجب نگرانی از تبعات این سهل‌انگاری برای میراث‌فرهنگی کشور است. به‌نظر می‌رسد به‌رغم مکاتبات صورت‌گرفته برای پیگیری این مسئله، مسئولان مربوطه با اهمال با این موضوع برخورد کرده‌اند. عضویت و حضور مؤثر در نهادها و مجامع بین‌المللی یکی از مهمترین اصول دیپلماسی فرهنگی است؛ همان موضوعی که مسئولان در سخنرانی‌هایشان به آن اشاره می‌کنند، اما در پرداخت حق عضویت سالانه و حضور مؤثر در محافل فرهنگی دنیا که یکی از راه‌های تحقق دیپلماسی فرهنگی است، پنج سال است که تعلل کرده‌اند. مهرماه سال گذشته دولت لایحه‌ای را به مجلس فرستاد و در آن خواهان لغو عضویت ایران در سه نهاد بین‌المللی با هدف کاهش هزینه‌های دولت شد. اعلام وصول این لایحه بازتاب گسترده‌ای داشت، اما با انتشار خبر اخیر در مورد وضعیت کرسی ایران در یونسکو، به‌نظر می‌رسد کوتاهی در پرداخت حق عضویت چشم‌پوشی غیرمستقیم از حق حضور مؤثر ایران در مجامع جهانی است.

شاپور شهبازی و کشف لایه‌های اندیشه تمدنی