«پیام ما» عملکرد ۲۰ سال اخیر سدهای کشور را بررسی می‌کند

جانمایی غلط، عامل خالی‌ماندن سدها

مرکز پژوهش‌های مجلس: با بررسی جامع و همه‌جانبۀ هزینه-فایده، باید در مورد تمام سدهای جدید و درحال ساخت به‌طور جدی تصمیم‌گیری شود.





جانمایی غلط، عامل خالی‌ماندن سدها

7 خرداد 1402، 0:00

با وجود اینکه سدهای کشور نتوانسته‌اند‌ در هیچ‌یک از حوضه‌های شش‌گانۀ آبی ایران حتی تا حدودی بر چالش‌های ناشی از تنش آبی غلبه کنند، اما گویا دربارۀ دلایل کارایی پایین این سازه‌های بزرگ، پژوهش چندانی انجام نشده است؛ تا آنجا که تنها گزارش‌های قابل اعتنا در این زمینه، فقط از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس و دومین کنگرۀ بین‌المللی زمین، دریا و هوای پاک منتشر شده است. همچنین، چند مقالۀ دانشگاهی نیز طی سال‌های 1397 و 98 در این زمینه به انتشار رسیده است، اما پس از این تاریخ، باوجود شدت‌گرفتن اثرات تغییر اقلیم و سوء‌مدیریت آب، پژوهش و مطالعۀ قابل توجهی در این زمینه‌ انجام نشد. آنچه در مجموع این پژوهش‌ها جلب توجه می‌کند، اتفاق نظر بر کارایی پایین برخی سدها و افزایش اثرات سوء به‌ویژه در زمینه‌های محیط زیستی آنهاست.

 

بسیاری از میان نظریه‌پردازان مدرن توسعه بر این باورند که لازمۀ ایجاد هرگونه توسعه و آمایش سرزمین، ایجاد تغییرات در محیط زیست و پذیرش بعضاً آثار نامطلوب آن است و درعین‌حال باید تغییرات مذکور به‌نحوی صورت گیرد که آثار نامطلوب آن حداقل باشد. سدها، این سازه‌های غول‌پیکر از جمله سازه‌هایی هستند که طی 50 سال اخیر در جهان و حداقل بیست سال گذشته در ایران، بیشترین بحث در مورد هزینه-فایدۀ آنها انجام شده و تقریباً بی‌نتیجه مانده است. مخالفان سدسازی روزبه‌روز بیشتر می‌شوند، اما دولت آن را لازمۀ مدیریت بهینۀ آب در کشور می‌داند. گویی باور دولت بر این است که فایدۀ سدها با همۀ جنبه‌های تخریبیِ آشکار، بیش از هزینه‌های متحمل‌شده است. موضوعی که شاید در برخی پژوهش‌های مربوط به بررسی عملکرد سدها، که البته تعداد اندکی هستند، نادیده گرفته شده‌ و «نیاز به سدها» اصل قرار گرفته است. مرکز پژوهش‌های مجلس، کمیتۀ ملی سدسازی و دومین کنگرۀ بین‌المللی زمین، دریا و هوای پاک، همچنین دو پژوهش از دانشگاه تهران از جمله منابعی هستند که مرجع استخراج اطلاعات این گزارش هستند.

عدم لحاظ مبانی صحیح طراحی باتوجه‌به شرایط خشكسالی كشور، تغییر اقلیم، تأثیر سایر سدها و اصول مدیریت جامع منابع آب، باعث شده است كه درصد چشمگیری از حجم مخزن (حدود 50 درصد) تقریباً تمام سدهای كشور در دورۀ پانزده‌سالۀ اخیر، خالی بماند

شدیدترین خشکسالی، بیشترین سد
پیش از بررسی نتایج این گزارش‌ها توجه به این نکته نیز اهمیت دارد که در حوضه‌های آبریز خزر، خلیج فارس، دریاچه ارومیه، مركزی، هامون و سرخس تا پایان نیمۀ اول دهۀ 90 به‌ترتیب به تعداد 48، 50، 12، 35، 6 و 12 سد فعال وجود دارد كه این سدها در مجموع به‌ترتیب حجم مخزنی برابر 8.1، 30.4، 1.6، 5، 1.6 و 1.3 میلیارد مترمكعب در این حوضه‌ها ایجاد می‌كنند. همچنین، میزان حجم مخزن موجود در حوضۀ آبریز خلیج فارس به‌تنهایی تقریباً دو برابر مجموع حجم مخزن سایر حوضه‌های آبریز كشور است. اکثر سدهای بزرگ و عظیم‌الجثه كشور نظیر كرخه، دز، كارون 3 ، گتوند علیا، در این حوضه هستند. همچنین تعداد سدهای تأسیس‌شده در كشور در دورۀ پانزده‌سالۀ اخیر افزایش داشته و در بعضی از حوضه‌های آبریز افزایش مذكور چشمگیر بوده است. تعداد سدهای افزایش‌یافته در این دوره در حوضه‌های آبریز دریای خزر، خلیج فارس، دریاچه ارومیه، مركزی، هامون، سرخس و كل كشور به‌ترتیب برابر 26، 38، 7، 20، 5، 5 و 101 سد است. بیشترین افزایش در حوضۀ آبریز خلیج فارس بوده است كه دلیل این موضوع وجود بیشترین پتانسیل تولید آب در این حوضۀ آبریز است.
مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی با عنوان «بررسی وضعیت سدها و عملكرد سدسازی در كشور» دو دهه فعالیت‌های سدسازی و عملکرد سدها ارزیابی شده است؛ دهۀ هشتاد و نود. این دوره شامل بیشترین و شدیدترین خشكسالی‌های سال‌های اخیر كشور بوده و برای 6 حوضۀ آبریز درجه یك كشور انجام شده است. این گزارش می‌گوید: «افزایش حجم ذخیرۀ مخزن توسط كل سدهای تأسیس‌شده در حوضه‌های آبریز دریای خزر، خلیج فارس، دریاچه ارومیه، مركزی، هامون، سرخس و كل كشور در دورۀ پانزده‌سالۀ اخیر به‌ترتیب برابر 3.1، 15.7، 0.5، 1.2، 9.2، 1.3 و 22.7 میلیارد مترمكعب بوده است. كاملاً واضح است كه افزایش حجم مخزن در حوضۀ آبریز خلیج فارس نسبت به سایر حوضه‌های آبریز كاملاً چشمگیر بوده است.»

در كل كشور به‌طور متوسط در دورۀ پانزده‌سالۀ اخیر حداكثر درصد پر بودن مخازن سدهای كشور 60 درصد و در سال‌های اخیر این رقم به حدود 40 درصد رسیده است. دلایل این موضوع، یكی وقوع خشكسالی‌ها و كم‌آبی‌ها و دیگری برداشت آب قبل از ورود آن به سدهاست که بیانگر وجود ضعف در مبانی طراحی و تعیین حجم مخزن سدها می‌باشد كه قطعاً منجر به هزینه‌های اضافی و آثار نامطلوب می‌شود

رسوب ظرفیت مخازن را پایین آورد
نمودارهای این گزارش نشان می‌دهد فقط در دورۀ پانزده‌سالۀ اخیر حجم آب مهارشده توسط سدها در كشور حدود 50 درصد نسبت به ابتدای دوره افزایش داشته است. نكتۀ مهم دیگر این است كه در بعضی از سال‌ها حجم مخزن نسبت به سال قبل كاهش یافته است. این امر ناشی از كاهش حجم مخزن به‌دلیل تجمع رسوبات در حجم مخزن است.
این گزارش می‌گوید: «در كل كشور به‌طور متوسط در دورۀ پانزده‌سالۀ اخیر هیچ‌گاه حجم كامل مخازن سدهای كشور پر نبوده است، در كل كشور به‌طور متوسط در دورۀ پانزده‌سالۀ اخیر حداكثر پر بودن مخازن سدهای كشور 60 درصد بوده كه در سال‌های اخیر این رقم به حدود 40 درصد رسیده است. این امر نشان‌دهندۀ این است كه مقادیر آب ورودی به سدها كاهش یافته است كه دلیل این موضوع، یكی وقوع خشكسالی‌ها و كم‌آبی‌ها و دیگری برداشت آب قبل از ورود آن به سدهای خالی است. این حجم از مخازن سدهای كشور طی یك دورۀ پانزده‌ساله كه در مقایسه با عمر مفید سدها چشمگیر است، بیانگر وجود ضعف در مبانی طراحی و تعیین حجم مخزن سدهاست كه قطعاً منجر به هزینه‌های اضافی و آثار نامطلوب می‌شود.»
این گزارش می‌گوید: «در نیروگاه‌های برقابی از آب جمع‌شده در پشت سدها برای تولید برق استفاده می‌شود. درحال حاضر هیدروالكتریسیته، حدود 19 درصد از كل انرژی الكتریكی تولیدی جهان را پوشش می‌دهد. انرژی برقابی 98.8 درصد از تولید ملی برق تجدیدپذیر و 13.8 درصد از مجموع الكتریسیته تولیدی در ایران را تشكیل می‌دهد. نیروگاه برقابی كارون 3 با توان تولید برق 2280 مگاوات و تولید انرژی سالیانه 4170 گیگاوات ساعت بزرگترین نیروگاه برقابی كشور است. درحال حاضر، در كل كشور حدود 11.3 گیگاوات ظرفیت تولید انرژی برقابی وجود دارد. از سال 1387 تا سال 1394 مقادیر از 5 تا 13.5 گیگاوات ساعت انرژی برقابی در كشور تولید شده است. متغیر بودن تولید انرژی برقابی در سال‌های مختلف به مقدار حجم آب موجود پشت سدها و به‌طور غیرمستقیم به وضعیت بارندگی و خشكسالی كشور برمی‌گردد.»
خطا در ساخت نیروگاه برقابی
دومین کنگره زمین، فضا و انرژی پاک در گزارشی گفته است: «باتوجه‌به اینكه میزان انرژی برقابی كمتر از 15 درصد از كل انرژی برق كشور را تشكیل می‌دهد، شاید نتوان هدف تأمین انرژی را هدف اصلی مناسبی برای تأسیس یك سد در كشور دانست. این امر درحالی‌است كه ذخیرۀ آب توسط سد در یك كشور كم‌آب و خشك و رهاسازی آن جهت تولید برق، علیرغم وفور سوخت‌های فسیلی، صحیح نیست.»
گزارش این کنگره می‌گوید: «اكنون در كشور ایران مدیریت منابع آب با تكیه بر مدیریت عرضۀ آب انجام شده است و در این جهت سدهای زیادی تأسیس شده است. متأسفانه، همانگونه كه در متن گزارش نیز اشاره شد، در مواردی، مبانی طراحی سدهای مذكور صحیح نبوده و در مدت زمان چشمگیری، درصد قابل توجهی از حجم مخزن این سدها خالی مانده است. همچنین عدم توجه به پایین‌دست نیز، در مواردی آسیب‌هایی را به زیست‌بوم‌ها و پهنه‌های آبی موجود در این بخش‌ها به بار آورده است. از دیگر مشكلات سدسازی در كشور نیز می‌توان به عدم توجه به ساختارهای مكمل سد در (بالادست) آبخیزداری (و پایین‌دست) شبكه‌‌های آبیاری و زهكشی اشاره كرد.»
سدهای مرزی توجیه دارد
اما کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس با اغماض بیشتری به پروژه‌های سدسازی نگاه می‌کنند: «در كنار مشكلاتی که به‌سبب سدسازی برای زیست‌بوم‌های كشور به‌وجود آمده است، عوامل انسانی و تغییرات اقلیم را نیز نباید از یاد برد. این امر را نیز نباید دور از نظر داشت كه تا به حال سدها فواید زیادی را نیز برای كشور داشته‌اند، كه مهمترین آن تأمین مطمئن آب برای مصارف مختلف، باتوجه‌به پراكنش نامطلوب زمانی بارندگی‌ها است. موارد متعددی را نیز می‌توان برشمرد كه درصورت عدم وجود سدها خسارت جانی و مالی ناشی از سیلاب‌های چندین‌ساله به‌شدت تشدید می‌شد. نكتۀ مهم دیگر كه باید به آن پرداخت، توجه به شرایط منطقه‌ای و هیدروپلیتیك آن است. وقوع خشكسالی‌ها در منطقۀ خاورمیانه از یك طرف و وجود حوضه‌های آبریز، رودخانه‌ها و منابع آب مشترك متعدد بین كشورها از طرف دیگر، به حساسیت مدیریت منابع آب در این كشورها در حوضه‌های آبریز مشترك آنها، بیشتر دامن زده است. تحركات منطقه‌ای افغانستان در رابطه با رودخانۀ هیرمند در شرق كشور و همچنین وجود منابع آب مشترك بین كشورهای تركیه، سوریه، عراق، ایران و فعالیت‌های تركیه در این زمینه، همگی باعث شده است كه علیرغم تغییر در محیط زیست، احداث سدهای مرزی توجیه‌پذیر باشد.»
همچنین مقالۀ منتشرشده از سوی دانشگاه تهران با عنوان «بررسی مدیریت سدهای ایران، از ساخت تا بهره‌داری» در این زمینه اتفاق نظر دارند که باتوجه‌به پیشرفت علم و تحقیقات جدید انجام‌شده در سطح بین‌المللی، جنبه‌های نوین آثار محیط زیستی سدها آشكار و مشخص شده است. بنابراین، در بلند مدت باید تجدیدنظرهایی در این زمینه انجام شود؛ از این میان می‌توان به تولید گازهای گلخانه‌ای از مخازن سدها به‌دلیل زوال و فساد مواد آلی موجود در مخزن و همچنین تشدید خسارات ناشی از سیلاب اشاره کرد. نکتۀ مشترک در هر چهار گزارش بررسی‌شده این است که در كشور ایران تا به‌ حال مدیریت منابع آب با تكیه بر مدیریت عرضه انجام شده است و جنبه‌های مختلف مدیریت تقاضا مغفول مانده و به‌همین دلیل سدهای بسیاری در كشور ساخته شده است؛ برای مثال تنها در دورۀ پانزده‌سالۀ اخیر حجم مخزن سدهای كشور، حدود 23 میلیارد مترمكعب افزایش داشته است. متأسفانه، به‌دلیل عدم ارائۀ طرح ارزیابی آثار محیط زیستی در بسیاری موارد برای سدهای كشور، مشكلاتی برای بالادست و به‌خصوص پایین‌دست ایجاد کرده است.»
اشتباه در بالادست، تبعات در پایین‌دست
گزارش دانشگاه تهران نیز در همین مورد می‌گوید: «مصادیقی چند را نیز می‌توان عنوان كرد كه به‌دلیل طراحی نامناسب و مكان‌یابی نادرست ساختگاه سد، معضلاتی از قبیل نشت آب از مخزن سد، تنزل در كیفیت آب مخزن و غیره، به‌وجود آمده است. نمونۀ شناخته‌شدۀ این امر، چالش سد گتوند است كه به‌دلیل مكان‌یابی نادرست ساختگاه سد و وجود توده‌های نمكی در مخزن سد، پس از آبگیری و به‌دلیل انحلال توده‌های مذكور، آب مخزن سد شور شده و تبعات ناگواری را برای پایین‌دست ایجاد كرده است. همچنین، لحاظ نشدن مبانی صحیح طراحی باتوجه‌به شرایط خشكسالی كشور، تغییر اقلیم، تأثیر سایر سدها و اصول مدیریت جامع منابع آب، باعث شده است كه درصد چشمگیری از حجم مخزن (قریباً 50 درصد) تقریباً تمام سدهای كشور در دورۀ پانزده‌سالۀ اخیر، خالی بماند.»
گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در بخش جمع‌بندی می‌گوید: «با بررسی جامع و همه‌جانبۀ هزینه-فایده، باید در مورد تمام سدهای جدید و درحال ساخت به‌طور جدی تصمیم‌گیری شود. در این راستا، درصورت عدم توجیه سد از منظرهای محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی و غیره، از ادامۀ كار برای سدهای نیمه‌كاره بدون توجه به مبالغ هزینه‌شده برای آنها، صرف نظر شود؛ زیرا كه قطعاً ادامۀ ساخت این چنین سدهایی مضرات اقتصادی‌ای بیشتر از مبالغ هزینه‌شده برای آنها به‌دنبال خواهد داشت. البته باید دقت كرد كه درحال حاضر سدها جزو مؤلفه‌های اصلی مدیریت منابع آب در جهان و از جمله كشور ایران هستند و بدون استفاده از این زیرساخت‌ها نمی‌توان بخش آب كشور را راهبری كرد؛ زیرا كه به‌صورت زنجیره‌وار، وابستگی بخش‌های مختلف مصرف‌كننده به نقش تأمین آب سدها و همچنین وابستگی جوامع و توسعۀ پایین‌دست سدها به نقش كنترل سیلاب آنها و بسیاری موارد دیگر، حذف سدها را از سیستم مدیریت منابع آب كشور، غیرممكن می‌سازد.»

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *