سرنوشت «عبدالباقی» و افول سرمایه اجتماعی





سرنوشت  «عبدالباقی» و افول سرمایه اجتماعی

۵ خرداد ۱۴۰۱، ۰:۰۰

آیا آنچنان که صدا و سیما خبر داده «حسین عبدالباقی»، مالک ساختمان متروپل آبادان، زنده است یا زیر آوار جان باخته؟ توئیت‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی و اظهار نظرهای شفاهی مردم نشان می‌دهد که پاسخ اکثر آنان به این سوال منفی است. فارغ از درستی یا نادرستی این خبر، آنچه پس از حادثه فروریختن ساختمان در آبادان خودنمایی می‌کند، افول روزافزون سرمایه اجتماعی در ایران است. «اعتماد» به عنوان یکی از مولفه‌های مهم سرمایه اجتماعی به طور آشکاری آسیب دیده است. خبرنگار تلویزیون وقتی این بی‌اعتمادی را دید دوربینش را به سردخانه محل نگهداری اجساد برد و کوشید به مخاطبان اثبات کند که یکی از اجساد پیدا شده زیر آوار متعلق به مالک متروپل است. اما همین گزارش‌هم دستمایه نقدهای شدید مردم شده و کمتر کسی این گزارش را جدی گرفته است. حتی آنان که به رسانه ملی اعتماد دارند هم سعی می‌کنند کمی با تردید اظهار نظر کنند. در این یادداشت در پی رد یا اثبات این ادعا نیستم. بلکه مقصودم از طرح موضوع این بود که یادآوری کنم جامعه ما در چه راه پرمخاطره‌ای گام بر می‌دارد. هر چه جلوتر می‌رویم «اعتماد عمومی» به برخی از نهادهای رسمی خدشه می‌بیند و در چنین وضعیتی ممکن است بسیاری از حرف‌های راست و دقیق هم شنیده نشوند. همین چند روز پیش بود که یکی از جامعه‌شناسان سرشناس کشور در یک گفت‌وگوی غیررسمی از افول چشمگیر سرمایه اجتماعی نهادها در ایران اظهار نگرانی کرد. به گفته او نتایج یک پیمایش در سال 97 در زمینه سرمایه اجتماعی نهادهای رسمی در مقایسه با سال 94، گویای وضعیتی نامطلوب است. جامعه فراموش نمی‌کند که در برخی از بزنگاه‌های مهم شماری از نهادهای رسمی با مصلحت‌سنجی‌های بی‌مورد اطلاعات دقیق نداده‌اند. در چنین وضعیتی چگونه می‌توان اعتماد جامعه را بازسازی کرد؟ دادن راه حل برای چنین وضعیت پیچیده‌ای البته که به این سادگی‌ها نیست. اما گام نخست، شفافیت است. یقین داشته باشیم بدون شفافیت بی اعتمادی تعمیق می‌شود. وقتی از شفافیت حرف می‌زنیم منظورمان شفافیت در همه امور مرتبط به یک واقعه است. برای نمونه در ماجرای فروریختن ساختمان متروپل انتظار می‌رود درباره فرایند امدادرسانی گزارش‌های دقیق و حرفه‌ای در اختیار مردم قرار بگیرد. انتظار بدیهی این است که پس از تمام شدن امدادرسانی، گزارش تحلیلی دقیقی از سوی یک گروه مستقل درباره عوامل بروز این حادثه و مقصران تهیه شود. برخورد قضایی با عاملان اصلی فساد در پرونده احداث این ساختمان ناایمن و انتشار گزارش شفاف درباره سرنوشت پرونده گام بعدی این مسیر است. چرا که «عبدالباقی» مشت نمونه خروار است و طبیعتا پای دیگرانی مثل مسوولان شهرداری و.. هم در میان است. پرونده متروپل می‌تواند به نمونه مناسبی از طراحی یک فرایند شفاف و حرفه‌ای در زمینه شفافیت و رفتار مسئولانه نهادهای رسمی و صنفی بدل شود.
آقای مختار نماینده آبادان در نامه به رئیس جمهور خواستار رفع اختلال اینترنت، تعیین سخنگوی واحد و مقابله با فساد درباره این حادثه شده‌اند. همین کارها می‌تواند گام نخست اعتمادبخشی به جامعه باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

محدودسازی اینترنت  توسعه اینترنت روستایی را  کُند می‌کند

وزیر ارتباطات در نخستین نشست خبری خود مطرح کرد

محدودسازی اینترنت توسعه اینترنت روستایی را کُند می‌کند

تابستانی گــــــرم‌تر از همیشه

هواشناسی هشدار داده که بارش‌های امسال سدها را پر کرده است اما تابستان پیش‌رو گرم‌ترین فصل سال‌های اخیر خواهد بود

تابستانی گــــــرم‌تر از همیشه

وقتی تاب‌آوری کافـــــی نیست

وقتی تاب‌آوری کافـــــی نیست

گیشـــــــه زنده شــد؟

نگاهی به وضعیت گیشه سینما و تئاتر در روزهای پس از جنگ

گیشـــــــه زنده شــد؟

سرنوشت مبهم یک کار خیر

گزارش «پیام ما» از پرونده خرید تجهیزات برای بیمارستان «لامرد»که به اختلافی طولانی کشید

سرنوشت مبهم یک کار خیر

کنکوری‌ها در انتظار یک تاریخ قطعی

بلاتکلیفی دانش‌آموزان در سایه جنگ

کنکوری‌ها در انتظار یک تاریخ قطعی

سمت درست تاریخ

به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟

سمت درست تاریخ

نغمه‌هایی که از دریا می‌آینــــــد

گفت‌وگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشه‌های جغرافیایی و فرهنگی نغمه‌های جنوب

نغمه‌هایی که از دریا می‌آینــــــد

نگاهی به دغدغه‌های محیط‌زیستــی از دریچه تصاویر

«محیط‌زیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد

نگاهی به دغدغه‌های محیط‌زیستــی از دریچه تصاویر

خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟

در گفت‌وگو با «مهرداد زواره‌محمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد

خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟

بیشترین نظر کاربران

سرنوشت مبهم یک کار خیر

سرنوشت مبهم یک کار خیر