طراحی شهری مُرد؛ زنده باد طراحی شهری!





طراحی شهری مُرد؛ زنده باد طراحی شهری!

25 مهر 1405، 20:59

هدف طراحی شهری چیست؟ آیا شهر صرفاً شبکه‌ای از مسیرهاست که باید عبور از مبدأ به مقصد را تسهیل کند، یا فضایی برای حضور، مکث، معاشرت و تجربه زندگی جمعی نیز هست؟ اظهارات اخیر یکی از مقام‌های انتظامی تهران درباره قدم‌زدن و پرسه‌زنی مردم، به‌خصوص جوانان، در خیابان‌های سنایی و ایرانشهر و توصیف این رفتار به‌عنوان «دور دور پیاده»، فرصتی برای بازاندیشی در ماهیت فضای عمومی و جایگاه آن در طراحی شهری فراهم کرده است. این دیدگاه به‌نوعی مرگ تخصص طراحی شهری است.

 

یان گل، نظریه‌پرداز برجسته طراحی شهری، در کتاب «زندگی میان ساختمان‌ها» میان فعالیت‌های ضروری، اختیاری و اجتماعی تمایز می‌گذارد. قدم‌زدن برای لذت، نشستن و تماشای زندگی روزمره از جمله فعالیت‌هایی هستند که به کیفیت محیط وابسته‌اند. فضای عمومی مطلوب تنها امکان عبور را فراهم نمی‌کند؛ مردم را به ماندن نیز دعوت می‌کند. ویلیام وایت، پژوهشگر زندگی اجتماعی فضاهای شهری، نیز با مشاهده رفتار مردم در میدان‌ها و فضاهای عمومی نشان داد که مکث، معاشرت و تماشای دیگران بخش مهمی از حیات شهری‌اند. از این منظر، حضور مردم در خیابان لزوماً به انجام فعالیتی اقتصادی یا رسیدن به مقصدی مشخص وابسته نیست. نمونه‌ای از اهمیت این حضور جمعی را می‌توان در گردهمایی‌های شکوهمند شهرهای ایران با هدف ابراز همبستگی، مقاومت و بزرگداشت ارزش‌های مقدس انقلاب مشاهده کرد؛ جایی که فضای عمومی، فراتر از مسیر عبور، به مکانی برای بازنمایی باورها و تجربه جمعی تبدیل می‌شود. پس طراحی شهری زنده است، زیرا عرصه‌های عمومی هنوز کاربرد و اهمیت خود را دارند.

 

والتر بنیامین در نوشته‌های خود درباره زندگی مدرن شهری، چهره پرسه‌زن را به تصویر می‌کشد؛ کسی که بدون الزام به رسیدن به مقصدی معین، در شهر قدم می‌زند، مشاهده می‌کند و از خلال تجربه خیابان با زندگی شهری مواجه می‌شود. میشل دو سرتو نیز راه‌رفتن در شهر را یکی از شیوه‌های تجربه و معنا بخشیدن به فضا در زندگی روزمره می‌داند. این دیدگاه‌ها یادآور می‌شوند که قدم‌زدن، دیدن و دیده‌شدن، خود می‌توانند بخشی از معنای حضور در شهر باشند.

 

طراحی شهری تخصصی میان‌رشته‌ای است که معماری، برنامه‌ریزی شهری، جامعه‌شناسی، جغرافیا و مطالعات محیطی را به هم پیوند می‌دهد. موضوع آن فقط شکل ساختمان‌ها، خیابان‌ها و میدان‌ها نیست؛ بلکه رابطه میان محیط کالبدی و زندگی انسان است. از این رو، کیفیت یک فضای شهری را نمی‌توان تنها با نظم ظاهری، ظرفیت عبور یا سرعت حرکت سنجید. باید پرسید آیا این فضا امکان تعامل اجتماعی، آسایش، مکث و تجربه جمعی را نیز فراهم می‌کند؟

 

خیابان‌ها و میدان‌ها همچنین محل برگزاری مراسم، گردهمایی‌ها و بیان باورهای جمعی‌اند. خیابان در چنین موقعیت‌هایی نیز فراتر از یک مسیر عبور عمل می‌کند: به مکانی برای حضور مشترک و بازنمایی تعلق اجتماعی تبدیل می‌شود. این تنوع کارکردها، اهمیت فضای عمومی را در زندگی شهری نشان می‌دهد. شهروندان با انگیزه‌های متفاوت به خیابان می‌آیند؛ گروهی برای شرکت در مراسم، گروهی برای خرید و انجام امور روزمره، گروهی برای دیدار دوستان و گروهی صرفاً برای قدم‌زدن و تماشای شهر. طراحی شهری باید بتواند این تنوع را در کنار ضرورت‌های مدیریت فضا در نظر بگیرد. البته سرزندگی شهری به معنای نادیده‌گرفتن ایمنی، دسترسی عابران یا حقوق دیگران نیست. استفاده از پیاده‌روها باید به‌گونه‌ای مدیریت شود که هم امکان عبور ایمن فراهم باشد و هم فرصت حضور و تعامل اجتماعی از میان نرود. مسئله، یافتن تعادلی میان نظم و سرزندگی، حرکت و مکث، و حقوق استفاده‌کنندگان مختلف از فضای عمومی است.

 

پرسش این است: آیا خیابان فقط برای رسیدن به مقصد است، یا خود می‌تواند مقصد باشد؟ شاید لازم باشد در برنامه‌ریزی و مدیریت شهرهای ایران، بار دیگر به ماهیت فضای عمومی توجه کنیم. خیابان فقط زیرساخت جابه‌جایی نیست؛ بخشی از محیط زندگی ماست. طراحی شهری زمانی زنده است که در کنار حرکت، برای مکث؛ در کنار عبور، برای حضور؛ و در کنار نظم کالبدی، برای زندگی اجتماعی نیز جایی در نظر بگیرد. شهر فقط جایی برای عبور نیست؛ جایی برای زندگی‌کردن است.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *