«وحیدرضا شهاب موحد»، کنشگر و پژوهشگر حوزه بافت تاریخی، از فرسایش میراث تهران میگوید
پایتخت مشروطه در معرض فرسایش
13 مهر 1405، 22:57
تخریب و فرسایش بافت تاریخی تهران بهمرور در حال عادیشدن است؛ امری که به گفته کارشناسان، بسیار خطرناک است. پایتخت از حفاظت و مرمتی که باید برخوردار نیست و آثار تاریخیاش همواره به بهانه توسعه در معرض تخریب قرار گرفتهاند.
۱۴ مهر در تقویم رسمی کشور «روز تهران» نام گرفته است؛ روزی که به تشکیل نخستین جلسه مجلس شورای ملی در تهران و رسمیتیافتن جایگاه پایتخت در جریان مشروطه گره خورده است. اما تهران امروز فقط یادگار یک پایتخت ۲۳۰ ساله نیست؛ شهری است با محلات، گذرها، باغها، بازارها و بناهایی که بخشی از حافظه تاریخی آن را ساختهاند و همچنان برای حفاظت به برنامه نیاز دارند. در حالی که بخشی از این میراث در دهههای گذشته از میان رفته، هنوز بخش قابلتوجهی از بافت تاریخی تهران باقی مانده است؛ میراثی که به باور کارشناسان، پیش از رسیدن به نقطه بحران باید شناسایی، پایش و حفاظت شود.
با وحیدرضا شهاب موحد، کنشگر و پژوهشگر حوزه بافت تاریخی، گفتوگویی داشتهایم که در ادامه میخوانید:
وقتی از تهران تاریخی حرف میزنیم، دقیقاً درباره چه چیزی صحبت میکنیم؟
یکی از اشتباهات رایج این است که تاریخ تهران را از پایتختشدن آن در دوره قاجار آغاز کنیم؛ درحالیکه پایتختی یکی از نقاط عطف مهم تاریخ تهران است، نه آغاز آن. تهران پیش از قاجار، در پیوند تاریخی با ری شکل گرفته و در دوره صفوی، با احداث حصار شاهطهماسبی، وارد مرحله مهمی از توسعه شهری شده است.
از طرف دیگر، تهران تاریخی فقط مجموعهای از بناهای قدیمی نیست. محلات، گذرها، بازارها، میدانگاهها، باغها، قناتها، تکایا، حمامها، مساجد، اماکن مذهبی متعلق به ادیان و جوامع مختلف و حتی نامهای تاریخی و خاطرات مردم، بخشی از میراث این شهرند.
ارزش محلات تاریخی نیز فقط به چند خانه و بنای شاخص محدود نمیشود؛ ساختار گذرها، بازارچهها، تنوع اجتماعی و مذهبی، بناها، فضاهای عمومی و زندگی مردم در کنار یکدیگر هویت یک محله تاریخی را شکل دادهاند. اگر چند بنای تاریخی را حفظ کنیم، اما این ساختار و روابط را از بین ببریم، بخش مهمی از میراث آن محله را از دست دادهایم.
تهران چه میزان از میراث تاریخی خود را از دست داده است؟
در این خصوص، به دلیل نبود آمار جامع و قابلاستناد درباره تعداد بناها و عناصر واجد ارزش تاریخی تهران، نمیتوان درصد دقیقی اعلام کرد. یکی از مشکلات ما دقیقاً همین فقدان شناسایی جامع و پایش مستمر است؛ بهطوریکه در سالهای مختلف مواردی داشتهایم که ارزش تاریخی یک بنا پس از هشدار و اطلاعرسانی شهروندان، پژوهشگران و دغدغهمندان مورد توجه دستگاههای مسئول قرار گرفته است.
اما با مقایسه نقشههای تاریخی و تصاویر هوایی تهران در دورههای مختلف میتوان ابعاد تغییرات را بهروشنی مشاهده کرد؛ اینکه چه میزان از باغها از بین رفته، شبکه برخی گذرها تغییر کرده، دانهبندی تاریخی بر اثر تجمیع قطعات دگرگون شده و فرم معماری و ساختار برخی محلات تحت تأثیر توسعه و ساختوسازهای چند دهه اخیر قرار گرفته است.
با این حال، من با روایت «دیگر چیزی از تهران نمانده» موافق نیستم. اتفاقاً هنوز بخش قابلتوجهی از میراث تاریخی تهران باقی مانده است. بهعنوان نمونه، محلات عودلاجان، سنگلج و چالهمیدان، با وجود تمام آسیبهایی که دیدهاند، همچنان بخش مهمی از ساختار و عناصر تاریخی خود را حفظ کردهاند و ظرفیت بسیار زیادی برای حفاظت و احیا دارند.
نگرانی من دقیقاً از همینجا میآید: تهران هنوز چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. بنابراین مسئله امروز فقط سوگواری برای آنچه از دست رفته نیست؛ مهمتر از آن، حفاظت آگاهانه و بهموقع از چیزی است که هنوز باقی مانده است.
چه میزان از میراث تهران در معرض خطر است؟
همانطور که اشاره کردم، وقتی هنوز تعداد، پراکندگی و گونههای بناها و عناصر واجد ارزش تاریخی تهران بهطور کامل شناسایی و در یک بانک اطلاعاتی بهروز ثبت نشدهاند، طبیعتاً نمیتوانیم تصویر دقیقی از میزان آسیبپذیری آنها داشته باشیم و برنامه مؤثری برای پایش مستمر و حفاظت پیشگیرانه تدوین کنیم.
یکی از نتایج همین ضعف این است که در بسیاری از موارد، خطر زمانی جدی گرفته میشود که یک بنا به مرحله بحرانی رسیده یا لودر مقابل آن قرار گرفته است؛ درحالیکه تخریب یک بنای تاریخی معمولاً از همان روز آغاز نمیشود.
متروکهشدن، رهاشدگی و فرسودگی مستمر، تغییر کاربری نامناسب، تجمیع پلاکها، ساختوسازهای نامتناسب و خروج تدریجی سکونت، همگی نشانههای خطری هستند که میتوانند بهمرور یک بنا یا حتی یک محله تاریخی را از درون تهی کنند.
به همین دلیل معتقدم در تهران باید از «واکنش به تخریب» به سمت حفاظت پیشگیرانه حرکت کنیم؛ یعنی خطر را پیش از رسیدن بنا و بافت تاریخی به نقطه بحران شناسایی کنیم و برای آن مداخله کنیم.
چرا مالکان بناهای تاریخی گاهی تخریب را به مرمت ترجیح میدهند؟
پاسخ این سؤال را با یک سؤال شروع میکنم: اگر شما مالک یک خانه تاریخی بودید، در چه شرایطی حاضر میشدید برای مرمت آن سرمایهگذاری کنید، دوباره در آن ساکن شوید یا برای احیای آن اقدام کنید؟
احتمالاً بخشی از پاسخها مشترک است: حمایت و مشوق از سوی دولت و شهرداری، تسهیل فرایندهای اداری، شفافبودن ضوابط، امکان استفاده از تسهیلات مرمت و، از همه مهمتر، بهبود شرایط زندگی در بافت تاریخی؛ از امنیت و کیفیت فضای عمومی گرفته تا خدمات مورد نیاز سکونت.
بنابراین اراده و مسئولیت مالک بسیار مهم است، اما حفاظت را نمیتوان فقط بر دوش مالک گذاشت. دولت و مدیریت شهری هم باید شرایطی فراهم کنند که حفاظت از یک بنای تاریخی برای مالک امکانپذیر و منطقی باشد.
اگر حفاظت برای مالک فقط هزینه و محدودیت ایجاد کند، درحالیکه تخریب، تجمیع و ساختوساز جدید منفعت اقتصادی بیشتری پیش روی او قرار دهد، طبیعی است که زمینه برای فشار بازار زمین و ورود سوداگران فراهم شود. بنابراین در کنار ضوابط حفاظتی، باید تسهیلات مرمت، مشوقهای اقتصادی، امکان بهرهبرداری سازگار و سازوکارهای جبران محدودیتهای مالکانه نیز وجود داشته باشد.
در عودلاجان نمونههایی داریم که بناهای تاریخی با مرمت و تعریف کاربری مناسب دوباره وارد چرخه زندگی شدهاند. همین تجربهها نشان میدهد حفاظت زمانی پایدار میشود که بنا فقط «حفظ» نشود، بلکه دوباره امکان زندگی و فعالیت پیدا کند.
به نظرم هدف باید این باشد که حفاظت برای مالک به انتخابی ممکن و قابلدفاع تبدیل شود، نه مسیری پرهزینه و پیچیده که او را به سمت تخریب سوق دهد.
آیا تهران برنامه جامعی برای حفاظت از میراث خود دارد؟
تهران اسناد، ضوابط، محدودههای تاریخی و حریمهای متعددی دارد؛ اما مسئله این است که این مجموعه تا چه اندازه به نظامی منسجم و مؤثر برای حفاظت از میراث شهر تبدیل شده است.
یکی از مشکلاتی که ما در عودلاجان بهطور ملموس با آن مواجهیم، همین تعدد تصمیمگیران و پراکندگی قوانین، ضوابط و دستورالعملهاست. شهرداری، میراث فرهنگی، اوقاف، مالکان، کسبه و دستگاههای مختلف، هرکدام بخشی از ماجرا هستند و در بسیاری از مواقع هماهنگی لازم میان آنها وجود ندارد.
به اعتقاد من، تهران به برنامهای جامع و یکپارچه نیاز دارد که در آن ابتدا تمام ارزشهای تاریخی شهر بهدرستی شناسایی شوند و بعد مشخص باشد برای حفاظت، احیا، سکونت، سرمایهگذاری و توسعه در این محدودهها چه سیاستی داریم. حفاظت از تهران تاریخی با مجموعهای از تصمیمات پراکنده و موردی امکانپذیر نیست.
آیا حفاظت از چند بنای شاخص برای حفظ یک محله تاریخی کافی است؟
قطعاً نه. یکی از مهمترین تغییرات در نگاه به میراث، عبور از حفاظت تکبنا به حفاظت از بافت و محله تاریخی است.
اگر چند خانه تاریخی عودلاجان را مرمت کنیم، اما پلاکهای اطراف آنها تجمیع شوند، مقیاس ساختوساز تغییر کند، گذرها هویت خود را از دست بدهند و سکونت بهتدریج از محله خارج شود، در نهایت با چند جزیره تاریخی مواجه خواهیم بود، نه یک محله تاریخی.
برای همین معتقدم حفاظت از عودلاجان باید همزمان شامل بناها، گذرها، فضاهای عمومی، سکونت، فعالیتهای اقتصادی، میراث ناملموس و زندگی مردم باشد. ارزش یک محله تاریخی دقیقاً در ارتباط میان همین اجزاست.
تغییر کاربری بناهای تاریخی به آنها آسیب میزند؟
تغییر کاربری لزوماً تهدید نیست و در بسیاری از موارد حتی میتواند راه نجات یک بنای تاریخی باشد. مسئله اصلی، انتخاب «کاربری سازگار» است.
کاربری جدید باید خودش را با ظرفیت و ویژگیهای بنا تطبیق دهد، نه اینکه برای استقرار یک کاربری، بخشهای اصیل ساختمان را تغییر دهیم یا تخریب کنیم.
از طرف دیگر، ورود فعالیتهای فرهنگی، گردشگری و پذیرایی میتواند به اقتصاد و احیای یک محله تاریخی کمک کند؛ اما اگر همه خانهها به کافه، رستوران، اقامتگاه و کاربریهای گردشگری تبدیل شوند، بهتدریج سکونت و خدمات مورد نیاز ساکنان از محله خارج میشود و آن محله ماهیت واقعی خود را از دست میدهد.
هدف ما نباید ساختن دکوری تاریخی برای گردشگران باشد. عودلاجان پیش از آنکه مقصد گردشگری باشد، یک محله است و باید محله بماند.
تهران چه ظرفیتی برای گردشگری فرهنگی دارد؟
به نظرم ظرفیت تهران بسیار بیشتر از چیزی است که امروز از آن استفاده میکنیم. البته درباره سهم دقیق شهر تهران از گردشگری داخلی و خارجی، آمار یکپارچه و بهروزی که بتوان بر اساس آن با اطمینان درصد مشخصی اعلام کرد، در دسترس نیست.
اما مسئله فقط تعداد گردشگر نیست. تهران هنوز نتوانسته تنوع و غنای میراث تاریخی و فرهنگی خود را به تجربهای منسجم برای گردشگر تبدیل کند.
تهران لایههای مختلف تاریخی دارد و محلات آن هرکدام میتوانند بخشی از این تاریخ را روایت کنند. عودلاجان بهتنهایی میتواند یک مقصد باشد؛ جایی که گردشگر در یک محدوده با تاریخ تهران، معماری، زندگی مسلمانان و کلیمیان، خانههای تاریخی، بازارچهها، تکایا، حمامها و شخصیتها و رویدادهای تاریخی آشنا شود.
تهران جاذبه کم ندارد؛ چیزی که کم داریم، پیوند این جاذبهها در قالب مسیر، روایت و تجربهای شهری و منسجم است. اگر بتوانیم این پیوند را ایجاد کنیم، محلات تاریخی تهران میتوانند از نقاط اصلی گردشگری فرهنگی پایتخت باشند.
چرا در محلات تاریخی تهران «شب فرهنگی» نداریم؟
شب فرهنگی را نباید به بازبودن کافهها و رستورانها تا نیمهشب تقلیل دهیم. حیات شبانه در یک محله تاریخی باید امتداد زندگی فرهنگی و اجتماعی همان محله باشد.
تصور کنید در شبهای مشخص، خانهموزهها و بناهای فرهنگی عودلاجان باز باشند، مسیرهای پیاده تاریخی تعریف شوند، روایتها و قصههای محله برای مردم بازگو شوند، رویدادهای فرهنگی برگزار شود و کسبوکارهای محلی نیز از حضور مردم منتفع شوند.
این حضور میتواند به رونق اقتصاد محلی، افزایش امنیت و حتی حفاظت از بافت تاریخی کمک کند. البته باید مراقب باشیم حیات شبانه به تجاریسازی بیضابطه، تغییر گسترده کاربریها و خروج ساکنان منجر نشود.
محله تاریخی باید هم برای گردشگر جذاب باشد و هم برای ساکن، قابلزندگی.
امروز مهمترین نگرانی شما درباره تهران تاریخی چیست؟
نگرانی من فقط تخریب یک بنای تاریخی نیست؛ نگرانی بزرگتر، عادیشدن فرسایش تدریجی میراث تهران و تکرار تخریبهای تعمدی یا فرایندهایی است که یک بنا را به نقطه تخریب میرسانند.
یک خانه تخریب شود، یک باغ از بین برود، چند پلاک تجمیع شوند، یک قنات آسیب ببیند، یک نام تاریخی فراموش شود و هر بار تصور کنیم با اتفاق کوچکی روبهرو هستیم. جمع همین اتفاقات بهظاهر کوچک است که در نهایت هویت یک محله و بهتدریج چهره تاریخی شهر را تغییر میدهد.
با این حال، من نسبت به تهران ناامید نیستم. سالها فعالیت در عودلاجان به من نشان داده که مطالبهگری نتیجه دارد. طرحهایی متوقف شدهاند، بناهایی حفظ شدهاند، آثاری به ثبت ملی رسیدهاند و حساسیت عمومی نسبت به میراث تهران نیز بیشتر شده است.
روز تهران برای من فقط فرصتی برای گفتن از گذشته نیست؛ باید از خودمان بپرسیم چه چیزی از تهران تاریخی برای آینده باقی میگذاریم.
تهران هنوز میراث بسیار ارزشمندی دارد. مسئله این است که پیش از آنکه دیر شود، آن را بشناسیم، برای حفاظت و احیای آن برنامه داشته باشیم و اجازه ندهیم تخریب و فرسایش میراث تاریخی به اتفاقی عادی در شهر تبدیل شود.
برچسب ها:
بافت تاریخی، توسعه شهری، حفاظت پیشگیرانه، عودلاجان، فرسایش شهری، گردشگری فرهنگی، مرمت بنا، معماری سنتی، میراث تهران، هویت تهران
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کشف اشیای تاریخی سلجوقی و توقف حفاری غیرمجاز در شهرری
کمبود اعتبار و اختصاص نیافتن زمین، فضاهای آموزشی را با چالش مواجه کرده است
نبود مدرسه در ۱۷ شهرک جدید خراسان شمالی
روایت دومین سفر استانی و دیدار با فعالان سلامت
بابل؛ میان دریا و خیرین سلامت
جان تازه به خانه قارنی قائن
نقشه راه توسعه گردشگری جیرفت؛ رونمایی از موزه مجازی و دستیار هوشمند اقامتگاهها
تبدیل عمارت ۱۲۰ ساله شرکت فرش کرمان به هتل سنتی
از آبشله و حلوای شیره انگور تا گلدوزی قلعهبالا
هفت روایت از زندگی شاهرودیها ثبت ملی شد
انتقاد از روند تخریب بافت تاریخی تهران و بیاثر ماندن بستههای حمایتی
کشف کوره ذوب آهن ماسوله
کشف بقایای کوره ذوب آهن و کارگاههای فلزگری تاریخی در محوطه مالمون ماسوله
کنشگران میراث فرهنگی از ضرورت برنامهای ملی و مستمر برای پاسداری از آیین «مهرگان» میگویند
مهرگان بر شانه مردم
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
کشف نزدیک به ۱۴ هزار اثر تاریخی و توقیف ۳ هزار فلزیاب طی ۲ سال اخیر
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید