چهار روایت از یک بحران پنهان در بافت تاریخی اصفهان
میراث اصفهان؛ ثروتی که صاحب ندارد
7 مهر 1405، 23:07
بافت تاریخی اصفهان فقط مجموعهای از خانهها، بازارها، سراها، گذرها و بناهایی نیست که باید مرمت شوند و باقی بمانند. مسئله اصلی شاید از جایی آغاز میشود که شهری با این حجم از انباشت تاریخی، هنوز نتوانسته میان این داراییها رابطهای بسازد که از دل آن زندگی، سرمایهگذاری، اشتغال، تعلق و فعالیت اقتصادی تازه متولد شود. در اصفهان، میراث کم نیست؛ آنچه محل پرسش است، سازوکاری است که بتواند این میراث را از حالت داراییهای پراکنده به جریانی زنده و مولد تبدیل کند.
تصویر امروز بافت تاریخی، تصویر جزایری جداافتاده است؛ خانهای که مرمت شده، گذری که سامان یافته، حمامی که تغییر کاربری داده یا بازاری که همچنان فعال است، اما میان بسیاری از این عناصر پیوندی که بتواند تجربهای یکپارچه از شهر ایجاد کند، شکل نگرفته است. مژگان ابراهیمی، معمار و فعال حوزه مطالعات فرهنگی و اصفهانشناسی، در گفتوگو با «پیام ما» پراکندگی بافت و از بین رفتن انسجام کالبدی را یکی از مسائل اصلی میداند و تأکید میکند که بخش مهمی از بافت اصفهان به شکل لکهها و قطعاتی جدا از هم باقی مانده است.
این گسست فقط یک مسئله معماری نیست. وقتی خانه، سرا، بازار، گذر، چهارسوق، حمام و دیگر عناصر تاریخی جدا از یکدیگر دیده شوند، ارزش آنها نیز بهصورت منفرد سنجیده میشود؛ درحالیکه بخشی از ارزش بافت تاریخی در رابطه میان همین عناصر شکل میگیرد. به همین دلیل، پرسش درباره ثروتآفرینی در اصفهان را نمیتوان فقط به این تقلیل داد که چرا بناهای بیشتری مرمت نشدهاند. پرسش مهمتر این است که چرا میان بناهای موجود و زندگی شهری، شبکهای پایدار از ارزش ایجاد نشده است.
مرمت تمام نشده، اما بهرهبرداری آغاز نشده است
در سالهای گذشته، بخشی از توجه به بافت تاریخی بر مرمت و احیای بناها متمرکز بوده است؛ اما مرمت بهخودیخود پایان مسیر نیست. ابراهیمی معتقد است در مواردی خانهها و بناهای ارزشمند مرمت شدهاند، اما برای مرحله بعد، یعنی بهرهبرداری مناسب و طراحی یک مدل اقتصادی و اجتماعی، برنامه کافی وجود نداشته است. از نگاه او، نتیجه چنین رویکردی گاه به کاربریهای تکراری مانند کافه، رستوران، هتل و اقامتگاه محدود شده و نوآوری لازم برای آنکه گروههای بیشتری بتوانند از این سرمایه استفاده کنند، شکل نگرفته است.
مسئله فقط انتخاب کاربری نیست؛ مسئله این است که بنا پس از مرمت چگونه دوباره وارد زندگی شود. اگر خانهای تاریخی صرفاً به اقامتگاه تبدیل شود، ممکن است بخشی از ظرفیت اقتصادی آن فعال شود، اما آیا همه ظرفیت فرهنگی، اجتماعی و روایی آن نیز فعال شده است؟ اگر گذری سامان یابد، اما برای کسی که از آن عبور میکند تجربهای متفاوت و پیوسته طراحی نشده باشد، آیا میتوان گفت احیای بافت به معنای واقعی اتفاق افتاده است؟
مقایسهای که ابراهیمی با کاشان مطرح میکند، دقیقاً از همین نقطه اهمیت پیدا میکند. او به خانههای مرمتشدهای اشاره میکند که امکان بازدید عمومی و تجربه مستقیم بنا در آنها فراهم شده است؛ درحالیکه در اصفهان، بخشی از بناهای تاریخی پس از تغییر کاربری، بیشتر برای اقامت تعریف شدهاند و امکان تجربهای عمومی و متنوع از آنها محدودتر است.
در نتیجه، مسئله را نمیتوان صرفاً کمبود سرمایه یا گردشگر دانست. بخشی از مسئله به مرحلهای بازمیگردد که باید پس از مرمت آغاز شود؛ مرحلهای که در آن بنا بتواند برای مالک، ساکن، شهروند، گردشگر، فعال فرهنگی و کسبوکار ارزش تولید کند، بیآنکه هویت تاریخی خود را در این فرایند از دست بدهد.
شهری که از اهلش خالی میشود
سیدمحمد بهشتی شیرازی، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری کشور، در گفتوگو با «پیام ما» مسئله را از زاویهای متفاوت میبیند. از نظر او، یکی از مشکلات مشترک شهرهایی مانند اصفهان، یزد و کاشان، اختلال در مفهوم اهلیت است؛ به این معنا که ساکنان اصیل و پیوندخورده با شهر در طول دهههای اخیر کاهش یافتهاند و همین امر رابطه مردم با شهر را دستخوش تغییر کرده است. او ارزش اصفهان را محصول اهلیت اصفهانی میداند و معتقد است بخشی از رفتارهای امروز با شهر، نشاندهنده اختلال در همین رابطه است.
این نگاه، مسئله ثروت را از مفهومی صرفاً اقتصادی خارج میکند. شهری که ساکنانش با بافت تاریخی احساس تعلق نکنند، حتی اگر بناهای آن مرمت شوند، با خلأیی مهم مواجه خواهد بود. میراث زمانی در زندگی شهری جریان پیدا میکند که مردم آن را بخشی از زندگی خود بدانند، نه صرفاً مجموعهای از بناهای ارزشمند که باید برای گردشگر آماده شود.
ابراهیمی نیز از زاویهای دیگر به همین مسئله اشاره میکند. از نظر او، ثروت بافت تاریخی فقط پول نیست؛ شهروندی که در بافتی تاریخی قدم میزند و در آن زندگی میکند، میتواند به شهر احساس تعلق پیدا کند و همین تعلق، بخشی از ثروت اجتماعی و فرهنگی شهر است.
این دو نگاه، پرسشی اساسی را پیش روی اصفهان قرار میدهد: آیا هدف از احیای بافت تاریخی فقط جذب گردشگر است یا قرار است زندگی در این بافت دوباره برای ساکنان نیز جذاب شود؟ اگر پاسخ، گزینه دوم باشد، گردشگری میتواند نتیجه زندهشدن شهر باشد، نه جایگزین زندگی شهری.
بهشتی برای توضیح تفاوت وضعیت اصفهان با نمونههایی مانند بازار تبریز، بر نقش مردم و سرمایه اجتماعی آنان تأکید میکند و معتقد است احیای میراث زمانی پایدارتر میشود که جامعه محلی خود در آن مشارکت داشته باشد. او همچنین کاهش سرمایهگذاری در خانههای تاریخی اصفهان را در ارتباط با همان اختلال در اهلیت تحلیل میکند.
مشکل فقط میراث نیست؛ مشکل شبکهای است که ساخته نشده
علی توپچی، شهردار ناحیه ویژه تاریخی شهر اصفهان، در گفتوگو با «پیام ما» مسئله را یک گام جلوتر میبرد. در نگاه او، ثروت حاصل از میراث را نباید فقط با درآمد و پول سنجید. او از سرمایه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مکانی و حتی سرمایه آینده سخن میگوید؛ مفهومی که بر اساس آن، شهر باید بتواند از انباشت تاریخی خود امکانهای تازهای برای آینده تولید کند.
از این منظر، حتی اگر گردشگر در بافت حضور داشته باشد، فعالیت اقتصادی جریان داشته باشد و بناهایی نیز مرمت شوند، ممکن است ظرفیت اصلی بافت همچنان فعال نشده باشد. توپچی از وضعیتی سخن میگوید که در آن کاهش سکونت پایدار، کاهش تنوع فعالیتها، تجاریشدن یکبعدی و تمرکز سرمایه در چند نقطه میتواند نشانه محدودشدن ظرفیت آینده شهر تاریخی باشد. او هشدار میدهد که اقتصاد میراث نباید در چرخه بازدید، اقامت، غذا و خرید متوقف شود.
این نگاه، مسئله اصفهان را از تعداد گردشگران جدا میکند. پرسش دیگر این نیست که چه تعداد گردشگر وارد شهر میشود، بلکه این است که هر بخش از سرمایه تاریخی چگونه میتواند در تولید جریانهای متنوع و پایدار ارزش مشارکت کند؛ آن هم بیآنکه خود سرمایه تاریخی در این فرایند مصرف شود.
نکته کلیدی دیگر، رابطه میان عناصر تاریخی است. توپچی معتقد است بخشی از ارزش اصفهان در عناصر منفرد نیست، بلکه در رابطه میان آنها قرار دارد. میدان، بازار، مسجد، محله، خانه تاریخی، هنر، مهارت، روایت، خوراک، اقامت و فضای عمومی، اگر به یکدیگر متصل شوند، میتوانند تجربهای فراتر از بازدید منفرد از یک بنا ایجاد کنند.
او ایده کریدور تمدنی اصفهان را نیز در همین چارچوب مطرح میکند؛ ایدهای که بنا بر توضیح او قرار است نقش حلقه اتصال میان پهنههای تاریخی و شهری را ایفا کند و عناصر پراکنده را به شبکهای پیوسته تبدیل کند. این ایده در این گفتوگو بهعنوان دیدگاه و پیشنهاد مطرح شده است، نه پروژهای قطعی یا مصوب.
اگر این نگاه را کنار سخنان ابراهیمی قرار دهیم، مسئلهای مشترک آشکار میشود: اصفهان فقط با پراکندگی فیزیکی عناصر تاریخی مواجه نیست؛ پیوند مدیریتی، روایی، اقتصادی و اجتماعی میان آنها نیز ضعیف است.
بافت تاریخی میان چند تصمیمگیرنده
امیر کرمزاده، مدیرکل میراث فرهنگی استان اصفهان، در گفتوگو با «پیام ما» بخش دیگری از مسئله را به شرایط کالبدی و مدیریتی بافت مرتبط میداند. از نگاه او، تراکم سنگین و ساختوساز در برخی نقاط، به فشار بر معابر و دشوارترشدن زندگی در بافت انجامیده و همزمان، تغییر سبک زندگی موجب شده است بخشی از ساکنان قدیمی بافت را ترک کنند. ساختوسازهای جدید در نقاط مختلف، پس از تخریب برخی بناها، چهره بافت را نیز تغییر داده است.
در چنین شرایطی، حتی سرمایهگذاری در بافت تاریخی نیز با دشواری روبهرو میشود. خانه تاریخی هزینه نگهداری بالایی دارد و فراهمکردن برخی زیرساختها در بافت قدیمی دشوارتر است. کرمزاده همچنین به مالکیتهای اوقافی و ورثهای اشاره میکند که میتوانند روند حفاظت و بهرهبرداری از بناها را پیچیده کنند.
اما مسئله در همینجا متوقف نمیشود. مدیریت بافت تاریخی اصفهان میان چند دستگاه و نهاد تقسیم شده است و کرمزاده نیز چندمتولیبودن را یکی از عوامل مؤثر بر وضعیت موجود میداند. درعینحال، او تأکید میکند که نباید تمام مسئولیت را متوجه دستگاههای دولتی کرد و نقش مالکان، زیرساختها، شرایط مالکیت و تغییر سلیقه مردم نیز باید دیده شود.
این همان نقطهای است که چهار روایت به یکدیگر میرسند. ابراهیمی از نبود مدیریت منسجم و پیوسته سخن میگوید؛ بهشتی از گسست رابطه مردم با شهر؛ توپچی از ضعف شبکه میان عناصر و ناتمامماندن چرخه تولید ارزش؛ و کرمزاده از چندمتولیبودن، مالکیتهای پیچیده، زیرساخت و تغییر الگوی زندگی.
در نتیجه، مسئله را نمیتوان با حذف یک عامل توضیح داد. بافت تاریخی اصفهان در تقاطع چند مسئله قرار گرفته است: حفاظت، مالکیت، سکونت، اقتصاد، زیرساخت، مدیریت، گردشگری، تغییر سبک زندگی و نحوه تعریف دوباره رابطه مردم با شهر.
اصفهان چه چیزی را هنوز به جریان نینداخته است؟
شاید مهمترین تفاوت میان یک بنای تاریخی و یک بافت تاریخی زنده همین باشد: بنا میتواند مرمت شود، اما بافت باید زندگی کند.
اگر خانهای مرمت شود اما ساکنان از بافت خارج شوند، اگر گذری سامان یابد اما ارتباطی با دیگر عناصر نداشته باشد، اگر گردشگر وارد شود اما تجربهاش به بازدید از چند نقطه منفرد محدود بماند، یا اگر کاربری اقتصادی شکل بگیرد اما همه بناها به چند الگوی تکراری تبدیل شوند، بخشی از مسئله همچنان باقی است.
آنچه از مجموع این چهار دیدگاه بیرون میآید، نه نسخهای برای تبدیل همه بناهای تاریخی به واحدهای اقتصادی است و نه دعوت به تجاریسازی بافت. برعکس، مسئله دقیقاً یافتن نقطهای میان حفاظت و حیات است؛ نقطهای که در آن سرمایه تاریخی مصرف نشود و درعینحال به دارایی منجمد نیز تبدیل نشود.
ابراهیمی از ضرورت مدیریتی سخن میگوید که بتواند دستگاههای مختلف را هماهنگ کند و همزمان شناخت عمیقی از اصفهان داشته باشد. او تأکید میکند اگر شهر برای اصفهانیها زنده و دلپذیر شود، غیراصفهانیها نیز از آن بهره خواهند برد.
توپچی نیز راه را در ایجاد چرخهای میبیند که در آن ارزش تولیدشده دوباره به استمرار حیات تاریخی کمک کند؛ نه اینکه میراث صرفاً به کالایی برای مصرف تبدیل شود.
شاید پرسش اصلی اصفهان این نباشد که چه تعداد بنای تاریخی دارد یا چه تعداد گردشگر میتواند جذب کند. پرسش دشوارتر این است که آیا میتواند میان میراث، سکونت، اقتصاد، فرهنگ، دانش، خلاقیت و زندگی روزمره رابطهای بسازد که هرکدام دیگری را تقویت کند.
اگر چنین شبکهای شکل نگیرد، حتی مرمتهای بیشتر نیز الزاماً به معنای احیای بافت نخواهد بود. اصفهان ممکن است بناهای بیشتری را حفظ کند، اما همچنان بافتی داشته باشد که اجزای آن کنار هم قرار گرفتهاند، بیآنکه دوباره به یکدیگر زندگی بدهند.
مسئله اصفهان کمبود گذشته نیست؛ مسئله این است که با این حجم از گذشته، هنوز چه اندازه آینده ساخته شده است.
برچسب ها:
احیای بافت تاریخی، اقتصاد میراث، بافت تاریخی اصفهان، حکمرانی شهری، سرمایه اجتماعی، سکونت پایدار، گردشگری پایدار، مرمت بنا، میراث فرهنگی، هویت شهری
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
آب، مسئله ملی نیست، مسئلهای منطقهای است
نگاهی به شماره ۳۵۰۲ روزنامه «پیام ما»
میراث تاراجشده مشهد تا بحران پسماند مازندران
نمایشگاه «قصههای تهران» همزمان با هفته گردشگری در کوشک باغ هنر برپا شده است
روایت تهران از دل نقشهها و خاطرهها
بناهای تاریخی مشهد در سایه توسعه شهری تخریب میشوند و بسیاری پیش از ثبت از بین میروند
مشهدی که زیر شهر جا ماند
تدوین برنامه اجرایی برای احیای کارخانه تاریخی ریسباف اصفهان
فراخوان جذب سرمایهگذار برای گردشگری آبی کردستان منتشر شد
روایتهای متناقض درباره قدمت سینمای یادمان و بیتوجهی به ارزش تاریخی آن
۵۰ سال خاطره، بدون شناسنامه میراثی
«پیام ما» در گفتوگو با دو معمار، رویکردهای حفظ آثار جنگ در تهران را در پرتو یک پژوهش بررسی میکند
جنگ در حافظه شهر
بیجار با ۶۰۰ اثر تاریخی؛ ظرفیت تبدیل شدن به مقصد گردشگری را دارد
کشف ۱۴ هزار شیء تاریخی و دستگیری ۵ هزار متهم
گزارش عملکرد دو ساله یگان حفاظت میراث فرهنگی
وب گردی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
کشف نزدیک به ۱۴ هزار اثر تاریخی و توقیف ۳ هزار فلزیاب طی ۲ سال اخیر
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید