مقاله‌ای تازه بررسی می‌کند که خواندن داستان‌های روایی چطور همدلی ما را افزایش می‌دهد

زندگی از چشم دیگری





زندگی از چشم دیگری

17 شهریور 1405، 23:09

| پیام ما | خواندن داستان شاید یکی از معدود تجربه‌هایی باشد که به انسان اجازه می‌دهد برای ساعاتی وارد ذهن و تجربه انسانی دیگر شود و جهان را از چشم او ببیند. پژوهش‌های روان‌شناختی نشان می‌دهند که داستان‌خوانی، فراتر از تقویت مهارت خواندن، می‌تواند بر نحوه درک ما از دیگران، روابط اجتماعی و حتی کیفیت زندگی اثر بگذارد. مقاله «مزایای خواندن داستان‌های روایی» که به‌تازگی در یک مجله روان‌شناسی منتشر شده، مجموعه‌ای از یافته‌های پژوهشی درباره تأثیر داستان بر ذهن و زندگی اجتماعی انسان را بررسی کرده است؛ از جمله نقشی که داستان می‌تواند در پرورش همدلی و توانایی دیدن جهان از منظر دیگری ایفا کند.

این مقاله که به‌تازگی در مجله «Current Opinion in Psychology» منتشر شده است، مجموعه‌ای از پژوهش‌های چند سال اخیر درباره فواید خواندن داستان را مرور کرده است. مقاله مزایای خواندن داستان‌های روایی (The Benefits of Reading Narrative Fiction)، نوشته «ریموند مار» و همکارانش، نشان می‌دهد که داستان‌خوانی ممکن است بسیار بیشتر از یک سرگرمی یا راهی برای گذران وقت باشد. این مقاله در سال ۲۰۲۶ به‌صورت آنلاین منتشر شده و برای شماره فوریه ۲۰۲۷ مجله فهرست شده است.

یکی از ایده‌های اصلی مقاله این است که داستان را می‌توان نوعی تمرین اجتماعی دانست. وقتی داستان می‌خوانیم، مدام باید بفهمیم شخصیت‌ها چه می‌خواهند، چه احساسی دارند، چرا کاری را انجام می‌دهند و چه چیزی را از دیگران پنهان می‌کنند. به‌این‌ترتیب، خواندن داستان نوعی شبیه‌سازی ذهنی زندگی اجتماعی است. پژوهش‌هایی که نویسندگان مرور کرده‌اند، نشان می‌دهند افرادی که بیشتر داستان می‌خوانند، به‌طور متوسط در همدلی، درک دیدگاه دیگران و بعضی جنبه‌های شناخت اجتماعی عملکرد بهتری دارند. نکته مهم این است که این اثر بیشتر محصول عادت طولانی‌مدت به خواندن به نظر می‌رسد تا مواجهه با یک یا چند داستان.

نویسندگان ادعا می‌کنند که با تقویت همدلی، داستان‌ها ممکن است به خوانندگان کمک کنند افرادی را که با خودشان تفاوت دارند، بهتر درک کنند و درنتیجه، بالقوه از پیش‌داوری بکاهند. اگرچه پیش‌داوری گاهی می‌تواند پس از تماس مستقیم میان گروه‌ها شکل بگیرد، داستان‌های روایی نوع دیگری از ارتباط را فراهم می‌کنند؛ زیرا خوانندگان را به ذهن و تجربه‌های شخصیت‌هایی از گروه‌های بیرون از گروه خودشان وارد می‌کنند.

طبیعتاً صرف مواجهه با یک کتاب باعث کاهش پیش‌داوری نمی‌شود. این موضوع هم به ویژگی‌های متن و هم به نحوه درگیر شدن خوانندگان با آن بستگی دارد. داستان‌هایی که به‌صورت اول‌شخص نوشته شده‌اند، برای مثال با استفاده از «من»، ممکن است احساس واقعی‌بودن و حضور شخصیت‌ها را افزایش دهند و از این طریق، احساس همدلی را هم بیشتر کنند.

نویسندگان همچنین می‌گویند داستان‌های ادبی معمولاً روایت‌های غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر، تجربه‌های انسانی غنی‌تر و پرسش‌های بیشتری در مقایسه با پاسخ‌های قطعی ارائه می‌کنند و با جهان‌بینی پیچیده‌تر ارتباط دارند. خواننده مجبور می‌شود هم‌زمان چند تفسیر را در ذهن نگه دارد و بپذیرد که آدم‌ها را همیشه نمی‌توان به «خوب» و «بد» تقسیم کرد.

شاید به همین دلیل، خواندن ادبیات جدی با انعطاف شناختی، پیچیدگی بیشتر در نگاه به دیگران و حتی بدبینی سالم‌تر نسبت به نابرابری‌های اجتماعی مرتبط شده است.
یکی دیگر از یافته‌های این پژوهش‌ها این است که ما می‌توانیم از خلال یک شخصیت با مرگ، خیانت، عشق، تنهایی، بی‌عدالتی یا انتخاب‌های اخلاقی دشوار روبه‌رو شویم، بدون اینکه خودمان مستقیماً هزینه آن تجربه را بپردازیم. بعضی پژوهش‌هایی که مقاله مرور کرده است، نشان می‌دهند خوانندگان از همین امکان برای بازنگری در تجربه‌های شخصی خود و کنار آمدن با بحران‌های زندگی استفاده می‌کنند.

البته مقاله ادعا نمی‌کند که خواندن یک رمان ناگهان ما را همدل‌تر، باهوش‌تر یا سالم‌تر می‌کند. اما تصویر برآمده از مجموع پژوهش‌ها جذاب است؛ داستان شاید یکی از معدود نقاطی باشد که می‌توانیم زندگی دیگری را برای چند ساعت از درون خودمان تجربه کنیم و به خودمان اجازه دهیم جهان را موقتاً با ذهنی غیر از ذهن خودمان ببینیم. مقاله به یافته‌های قابل‌توجه دیگری هم اشاره می‌کند. در یک فراتحلیل شامل ۲۱ مطالعه مداخله‌ای و هزار و ۹۸۶ کودک، خواندن کتاب‌های داستانی مرتبط با همدلی باعث افزایش همدلی شد؛ جالب اینکه این اثر در کودکانی که به‌تنهایی یا با یک نفر دیگر می‌خواندند، از خواندن در گروه‌های بزرگ‌تر بیشتر بود. در مطالعه‌ای روی بیش از ۱۴ هزار دانش‌آموز نیز فواید اجتماعی مطالعه در افرادی که در مناطق روستایی بزرگ شده بودند یا والدین کم‌تحصیل‌تری داشتند، بیشتر دیده شد. در پژوهشی دیگر، نوجوانانی که در خانه کتاب بیشتری داشتند، نه‌فقط همدلی و رفتارهای اجتماعی بیشتری نشان می‌دادند، بلکه انعطاف شناختی بالاتری نیز داشتند. داستان همچنین ممکن است بر نحوه مواجهه‌مان با کسانی که با ما متفاوت‌اند، اثر بگذارد. پژوهش‌های مرورشده نشان می‌دهند خواندن داستان درباره اعضای گروه‌های دیگر می‌تواند با تعصب کمتر و نگرش مثبت‌تر نسبت به گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده همراه باشد؛ اما صرف حضور یک شخصیت متفاوت در داستان کافی نیست. میزان درگیری عاطفی خواننده، همانندسازی با شخصیت و توانایی دیدن جهان از چشم او اهمیت دارد. همچنین در مطالعه‌ای درباره خوانندگان ادبیات خارجی، ارتباط میان مطالعه و نگرش مثبت‌تر به گروه‌های دیگر عمدتاً از مسیر افزایش همدلی فرهنگی توضیح داده می‌شد. شواهدی وجود دارد که رابطه خواندن و همدلی احتمالاً یک‌طرفه نیست؛ خواندن می‌تواند به رشد توانایی‌های اجتماعی کمک کند، اما کودکانی که از ابتدا در فهم احساسات دیگران بهترند نیز ممکن است بعدها خوانندگان بهتری شوند.

بقای بیشتر کتاب‌خوان‌ها

بخشی از مقاله درباره ارتباط طول عمر با کتاب‌خوانی است. در یک مطالعه بزرگ در آمریکا، بیش از ۳ هزار و ۵۰۰ فرد سالمند بررسی شدند. کسانی که کتاب می‌خواندند، در مقایسه با افرادی که کتاب نمی‌خواندند، احتمال بقای بیشتری داشتند. در نقطه‌ای از دوره پیگیری که ۲۰ درصد شرکت‌کنندگان فوت کرده بودند، کتاب‌خوان‌ها حدود ۲۳ ماه مزیت بقا نشان می‌دادند. نکته جالب این بود که این ارتباط برای خواندن کتاب قوی‌تر از خواندن روزنامه و مجله بود. اگرچه پژوهش مشخص نمی‌کرد افراد دقیقاً چه نوع کتابی می‌خوانند، حدود ۸۷ درصد کتاب‌خوان‌ها گفته بودند که داستان می‌خوانند.

مطالعه دیگری روی بیش از ۶ هزار و ۵۰۰ فرد فنلاندی، با حدود ۱۹ سال پیگیری، نیز نتیجه‌ای مشابه پیدا کرد: «افرادی که بیشتر کتاب می‌خواندند، میزان مرگ‌ومیر پایین‌تری داشتند.» عامل مهم دیگر در کاهش مرگ‌ومیر نیز «گوش دادن به موسیقی» عنوان شده است. پژوهشگران در هر دو مطالعه عواملی مانند سن، جنسیت، وضعیت اقتصادی، تحصیلات، سلامت اولیه و سبک زندگی را کنترل کرده بودند. بااین‌حال، خود نویسندگان مقاله محتاطانه تأکید می‌کنند که این مطالعات هنوز ثابت نمی‌کنند کتاب خواندن مستقیماً باعث طول عمر بیشتر می‌شود.

پس چه چیزی ممکن است این رابطه را توضیح دهد؟ یکی از فرضیه‌های اصلی، حفظ فعالیت شناختی است. مطالعه منظم و طولانی، حافظه، توجه، زبان و دنبال کردن روابط میان شخصیت‌ها و اتفاقات را درگیر می‌کند. در مطالعه آمریکایی نیز بخشی از ارتباط میان کتاب‌خوانی و طول عمر با عملکرد شناختی بهتر توضیح داده شد. ممکن است کتاب‌خوانی با کاهش استرس، حفظ کنجکاوی، ایجاد احساس معنا و حتی نوعی مشارکت اجتماعی ذهنی نیز همراه باشد. اما دقیقاً کدام‌یک از این سازوکارها مهم‌تر است؟ هنوز مشخص نیست.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

در زیرزمینِ  ذهن یک انسان

چرا «یادداشت‌های زیرزمینی» همچنان پرفروش است؟

در زیرزمینِ ذهن یک انسان

سفر به روایت روزنامه‌نگار پیشکسوت

«سیروس علی‌نژاد» در نشستی خاطرات گردآوری کتاب «چرا سفر می‌کنید» را مرور کرد

سفر به روایت روزنامه‌نگار پیشکسوت

زیستن رندانه

نگاهی به زندگی و زمانه نویسنده‌ای که خود را به یک تعریف محدود نکرد

زیستن رندانه

مردی که می‌خندیــــــد

یادی از «جواد مجابی» و شخصیت برجسته او

مردی که می‌خندیــــــد

یک راه کافـــی نبـــــــود

پرونده «پیام ما» به یاد «جواد مجابی» مردی میان ادبیات، مطبوعات و هنر

یک راه کافـــی نبـــــــود

زنی که آوازش در تاریخ ماند

گفت‌وگو با «الناز بایرام‌زاده» به بهانه انتشار رمان «آواز در عمارت»؛ روایتی از زندگی «ملوک ضرابی»

زنی که آوازش در تاریخ ماند

درگذشت جواد مجابی؛ شاعر، منتقد و نویسنده برجسته ایرانی

درگذشت جواد مجابی؛ شاعر، منتقد و نویسنده برجسته ایرانی

انقلاب‌ها چگونه آغاز می‌شوند و به کجا می‌رسند؟ 

کتاب «در باب انقلاب‌ها؛ سیاست سرکشی در دنیای امروز» منتشر شد

انقلاب‌ها چگونه آغاز می‌شوند و به کجا می‌رسند؟ 

افتتاح نخستین گذر صنایع‌دستی و گردشگری ایران در بافت تاریخی شیراز

افتتاح نخستین گذر صنایع‌دستی و گردشگری ایران در بافت تاریخی شیراز

ردپا در بــــــــرف

درباره کتاب «از نفس افتاده»؛ روایت‌هایی تراژیک از زندگی سرشناس‌ترین چهره‌های ورزش ایران

ردپا در بــــــــرف

بیشترین نظر کاربران

زنی که آوازش در تاریخ ماند

زنی که آوازش در تاریخ ماند