«عقاب طلایی» پس از چهار دهه به فلسطین بازگشته، اما جنگ، توسعه زیرساخت‌ها و قاچاق همچنان آینده این شکارگر را تهدید می‌کند

دو عقاب، دو مرگ در کرانه باختری

بزرگ‌ترین تهدید، نه‌تنها برای عقاب طلایی، بلکه برای بسیاری از پرندگان منطقه ناآرامی‌ها و نظامی‌شدن منطقه است





دو عقاب، دو مرگ در کرانه باختری

14 شهریور 1405، 22:08

در میان انبوه خبرها درباره ویرانه‌های «غزه»، سرنوشت فلسطینی‌ها و شهرک‌سازی‌های «اسرائیل» در «کرانه باختری»، گروهی از پژوهشگران پس از چهار دهه، زادآوری «عقاب طلایی» را در ارتفاعات «کرانه باختری» ثبت کردند. دو جوجه‌عقاب اما، مانند بسیاری از ساکنان این منطقه، عاقبت خوبی نداشتند؛ یکی از آنها در برخورد با کابل‌های برق تلف شد و دیگری را قاچاقچیان ربودند. بااین‌حال، این پژوهش نشان داد کرانه باختری همچنان زیستگاهی مناسب برای این گونه است. «محمود کل‌نگری»، نماینده «کمیته حفاظت از عقاب طلایی» در غرب آسیا، یکی از سه پژوهشگر و نویسنده مقاله «بازگشت عقاب طلایی برای زادآوری به کرانه باختری، فلسطین: مرگ جوجه‌ها در هر دو تلاش» است. او در گفت‌وگو با «پیام ما»، چالش‌های اجرای این پژوهش و نتایج آن را شرح داد.

این پژوهش چه سال یا سال‌هایی انجام شد و چرا ثبت دو مورد زادآوری عقاب طلایی در کرانه باختری اهمیت دارد؟

ما در فاصله سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ این پژوهش را انجام دادیم. عقاب طلایی یک شکارگر رأس هرم غذایی است و به‌دلیل رژیم غذایی متنوعی که دارد، از انواع گونه‌ها تغذیه می‌کند. حیوانات اهلی، خزندگان، پرندگان و طیف گسترده‌ای از پستانداران در این رژیم قرار می‌گیرند. به‌علاوه، عقاب طلایی یک زیست‌نشانگر است و حضور و زادآوری آن می‌تواند نشانه‌ای از سلامت نسبی اکوسیستم باشد. بنابراین، هرجا شرایط برای حضور و زادآوری عقاب طلایی وجود داشته باشد، می‌توان نتیجه گرفت که آن اکوسیستم ظرفیت زیستی مناسبی دارد و حتی می‌تواند پذیرای گونه‌های دیگر نیز باشد.

آخرین مستندات مربوط به زادآوری عقاب طلایی در «کرانه باختری» به حدود چهار دهه قبل برمی‌گردد. بنابراین، ثبت دوباره زادآوری این گونه از این نظر اهمیت دارد که نشان می‌دهد عقاب طلایی همچنان توانایی اشغال زیستگاه‌ها و استقرار مجدد در اکوسیستم‌هایی را دارد که برای مدتی طولانی در آنها حضور نداشته است.

بنابراین، این کشف نشان می‌دهد جمعیت عقاب طلایی در فلسطین در حال بازیابی زیستگاه خود در این منطقه است؟

این مشاهده نشان می‌دهد که عقاب طلایی توانایی بازگشت و حتی اشغال زیستگاه‌های جدید در این محدوده را دارد. اما اینکه بتواند جمعیتی پایدار و خودکفا ایجاد کند، موضوع دیگری است و برای نتیجه‌گیری درباره آن به داده‌های بیشتری نیاز داریم. هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت که جمعیت آن در «فلسطین» در مسیر بازیابی پایدار قرار گرفته است.
این گونه به‌شدت تحت‌تأثیر فشارهای انسانی قرار دارد. تمرکز ساخت‌وساز، گسترش مناطق مسکونی، شهرنشینی، صنعتی‌شدن، احداث جاده‌ها و توسعه خطوط انتقال برق، باعث ایجاد تنش‌هایی در اکوسیستم شده‌اند که در نهایت به رأس هرم غذایی نیز منتقل می‌شوند. بنابراین، باید میان بازگشت گونه و بازیابی جمعیت پایدار تفاوت قائل شد.

این کشف چه تأثیری بر ارزیابی ما از پراکنش عقاب طلایی در خاورمیانه دارد؟

این یافته نشان می‌دهد که پراکنش عقاب طلایی در منطقه احتمالاً پیچیده‌تر از چیزی است که تاکنون تصور می‌کردیم و این گونه می‌تواند در شرایط مناسب، دوباره در زیستگاه‌هایی که مدت‌ها از آنها ناپدید شده بود، مستقر شود. همچنین، این موضوع اهمیت نگاه منطقه‌ای به حفاظت از پرندگان شکاری را نشان می‌دهد، زیرا این پرندگان محدود به مرزهای سیاسی نیستند.

چگونه به وجود این آشیانه‌ها پی بردید و تصمیم گرفتید این پژوهش را انجام دهید؟

پیدا کردن آشیانه‌ها را پژوهشگران فلسطینی انجام دادند. برخلاف تصوری که ممکن است درباره شرایط پژوهش در «فلسطین» وجود داشته باشد، پژوهشگران توانمند و بسیار پرتلاشی در این منطقه فعالیت می‌کنند. «سعد الشومالی» و «الیاس هندل» دو نمونه از این پژوهشگران هستند که نام آنها به‌عنوان پژوهشگر و نویسنده این مقاله نیز آمده است.

پیدا کردن آشیانه عقاب طلایی در چنین منطقه‌ای با چه دشواری‌هایی همراه بود؟

هرگونه فعالیت پژوهشی، به‌ویژه پژوهش‌های میدانی، در منطقه‌ای که یکی از پرتنش‌ترین مناطق جهان محسوب می‌شود، با خطرات زیادی همراه است. در «کرانه باختری» حتی برنامه‌ریزی برای پژوهش هم دشوار است. شما نمی‌توانید در منطقه‌ای که هر از چندگاهی سایه بمب و موشک بر سر پژوهشگر وجود دارد، به‌راحتی یک برنامه بلندمدت یا حتی میان‌مدت داشته باشید.

از چه روش‌هایی برای پایش آشیانه‌ها استفاده کردید؟

روش‌های پایش و شمارش پرندگان شکاری به چند شکل انجام می‌شود. یکی از روش‌ها، حرکت با سرعت پایین در خودرو و جست‌وجوی پرندگان است. روش دیگر، پیمایش مسیرهایی است که از قبل مشخص شده‌اند و پژوهشگر به‌صورت پیاده آنها را طی و پرندگان مشاهده‌شده را شناسایی و ثبت می‌کند.

ربوده‌شدن جوجه نخست چگونه مشخص شد؟ آیا سرنخی درباره عاملان وجود داشت؟

هم‌زمان با این پژوهش، پژوهش دیگری درباره تجارت غیرقانونی حیات‌وحش انجام می‌شد. بلافاصله پس از اینکه مشخص شد پرنده نابالغ از آشیانه ناپدید شده است، مشخص شد همان پرنده را فردی متخلف در بازار غیرقانونی برای فروش عرضه کرده است.
البته شناسایی عامل یا عوامل این کار در چارچوب پژوهش ما نبود و این موضوع از محور اصلی مطالعه فاصله داشت. آنچه برای ما اهمیت داشت، این بود که در نهایت پرنده از اکوسیستم حذف شده بود.

برق‌گرفتگی جوجه دوم چگونه رخ داد؟

بهتر است درباره این پرنده از عبارت «پرنده نابالغ» استفاده کنیم، چون این اتفاق در سال دوم زندگی پرنده رخ داده بود. برق‌گرفتگی یکی از مهم‌ترین عوامل مرگ‌ومیر پرندگان شکاری در جهان است و یکی از سه محور اصلی بحث متخصصان در سمپوزیوم‌ها و نشست‌های مرتبط با حفاظت از پرندگان شکاری محسوب می‌شود.
با توجه به اینکه در بسیاری از مناطق «فلسطین» اقدامات لازم برای ایمن‌سازی خطوط برق انجام نشده است، تلفات پرندگان در اثر برخورد یا برق‌گرفتگی قابل‌انتظار است. این پرنده نیز حلقه‌گذاری شده بود و پس از پیدا شدن لاشه، مشخص شد که همان پرنده‌ای است که در این پروژه ثبت کرده بودیم.

آیا احتمال می‌دهید جوجه‌ها یا پرنده‌های نابالغ دیگری نیز در سال‌های گذشته به همین شکل از بین رفته باشند؟

بله، ما احتمال می‌دهیم موارد دیگری نیز وجود داشته باشد که به‌ویژه در اثر برق‌گرفتگی از بین رفته‌اند. اتفاقاً یکی از موضوعاتی که سرآغاز همکاری من به‌عنوان نماینده کمیته حفاظت از «عقاب طلایی» در غرب آسیا با فعالان فلسطینی شد، همین مسئله بود. این موضوع نشان می‌دهد که حفاظت از این گونه تا چه اندازه به مسئله خطوط برق و ایمن‌سازی زیرساخت‌های انرژی وابسته است.

شما در این پژوهش به نزدیک‌شدن آشیانه‌ها به مناطق کشاورزی اشاره کردید. آیا این نزدیکی نشانه سازگاری این گونه است یا نتیجه محدودشدن زیستگاه‌های طبیعی؟
می‌توان گفت عقاب طلایی از آن دسته گونه‌هایی است که طی قرن‌ها توانسته سازگاری خود را با محیط افزایش دهد و با چشم‌اندازهایی که انسان در آنها دستکاری کرده است، خود را تطبیق دهد.

اما این به‌معنای مصون‌بودن گونه از فشارهای انسانی نیست. عقاب طلایی به‌عنوان یک شکارگر رأس هرم غذایی، به هر تغییری در اکوسیستم حساس است. کاهش جمعیت طعمه‌ها، مسمومیت‌ها، تغییر چشم‌انداز و تغییر پوشش سرزمین، همگی می‌توانند بر موفقیت زادآوری این پرنده تأثیر بگذارند. حتی امکان تجمع زیستی مواد سمی و آلاینده‌ها در بدن آن وجود دارد.

به نظر شما بزرگ‌ترین تهدید پیش‌روی عقاب طلایی در فلسطین چیست؟

به نظر من، بزرگ‌ترین تهدید نه‌تنها برای عقاب طلایی، بلکه برای بسیاری از پرندگان منطقه، ناآرامی‌ها و نظامی‌شدن منطقه است. فعالیت‌های نظامی می‌توانند به تکه‌تکه‌شدن زیستگاه‌ها منجر شوند. در کنار آن، تراکم بالای جمعیت انسانی نیز فشار زیادی ایجاد می‌کند.

وقتی به اطراف آشیانه‌ها نگاه می‌کنیم، مناطق مسکونی، جاده‌ها و زیرساخت‌های مختلف را می‌بینیم که در میان زیستگاه‌ها کشیده شده‌اند. این فشارهای انسانی به‌وضوح در این پژوهش نیز منعکس شده است.

نقش قاچاق یا شکار غیرقانونی در کاهش جمعیت این گونه چقدر جدی است؟

شکار و زنده‌گیری غیرقانونی پرندگان شکاری در بسیاری از نقاط دنیا، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، وجود دارد. در مواردی شاهدیم که برخی به‌دلیل این تصور که می‌توان این پرندگان را در خانه نگهداری کرد، آنها را از طبیعت خارج می‌کنند. در «ایران» هم بارها اخبار مربوط به زنده‌گیری و خریدوفروش غیرقانونی پرندگان شکاری منتشر شده است. برای رفع این چالش، آموزش و افزایش آگاهی عمومی نقش بسیار مهمی دارد.

جنگ و بی‌ثباتی سیاسی چه تأثیری بر حفاظت از حیات‌وحش، به‌ویژه پرندگان، در منطقه گذاشته‌اند؟

جنگ و بی‌ثباتی سیاسی امکان برنامه‌ریزی جامع برای حفاظت از حیات‌وحش را از بین می‌برد. شما به‌عنوان پژوهشگر یا حفاظتگر نمی‌توانید در چنین شرایطی یک برنامه بلندمدت و حتی میان‌مدت برای حفاظت داشته باشید. به نظر می‌رسد اتفاقی که در «ایران» نیز طی چند ماه گذشته و در پی جنگ رخ داده، تا حدی مشابه باشد. منطقه پرآشوب «خلیج فارس» نیز نمونه دیگری است که می‌توان درباره آن صحبت کرد.

شما از برق‌گرفتگی به‌عنوان یکی از دلایل اصلی تلف‌شدن پرندگان شکاری نام بردید. به این ترتیب، می‌توان نتیجه گرفت بین افزایش زیرساخت‌ها و کاهش موفقیت زادآوری این گونه ارتباط وجود دارد؟

میان توسعه برخی زیرساخت‌های انرژی و توان بقای گونه می‌تواند رابطه‌ای معکوس وجود داشته باشد. این موضوع به‌ویژه در مورد زیرساخت‌هایی که خطر برق‌گرفتگی یا برخورد پرندگان با خطوط انتقال برق را افزایش می‌دهند، مصداق دارد. البته این بدان معنا نیست که ما مخالف زیرساخت برای جوامع انسانی هستیم؛ مسئله بر سر استانداردبودن این زیرساخت‌هاست. خطوط برق و سایر زیرساخت‌های انرژی، از جمله برخی نیروگاه‌های خورشیدی، می‌توانند در صورت مکان‌یابی یا طراحی نامناسب بر پرندگان اثر بگذارند.

در کشورهای در حال توسعه، اگر توسعه زیرساخت‌ها هم‌زمان با آموزش، ارزیابی اثرات محیط‌زیستی و اقدامات حفاظتی پیش نرود، پیامد آن افزایش تلفات پرندگان تا حذف جوجه‌ها و پرندگان نابالغ از جمعیت است.

میان تهدیدهایی که عقاب‌های طلایی در ایران و فلسطین با آنها روبه‌رویند، چه شباهت‌هایی وجود دارد؟

یکی از مهم‌ترین شباهت‌ها، مشارکت ناکافی عمومی در حفاظت است. در حوزه فنی نیز مسئله خطوط برق ناایمن و محقق‌نشدن همزیستی مناسب میان شبکه‌های برق و پرندگان، در هر دو منطقه دیده می‌شود. این مسئله می‌تواند نقطه آغاز همکاری‌های بیشتری میان کشورهای منطقه باشد.

یک جمله زیبا درباره پرندگان وجود دارد با این مضمون که پرندگان ملت‌ها را به یکدیگر متصل می‌کنند. به‌ویژه پرندگانی که پروازهای طولانی دارند و از قلمرو کشورهای مختلف عبور می‌کنند، ما را به یکدیگر متصل می‌کنند. اگر بخواهیم از پرندگانی که قلمروهای وسیع دارند حفاظت کنیم، چاره‌ای جز همکاری فرامرزی نداریم.

آیا امکان اجرای یک برنامه منطقه‌ای برای حفاظت از پرندگان شکاری در خاورمیانه وجود دارد؟

ما به یک برنامه منطقه‌ای نیاز داریم که خلأ آن به‌شدت احساس می‌شود. بسیاری از کشورهای عربی منطقه، حتی اگر کشورهای پهناوری هم نباشند، با مسائل مشترک حفاظتی روبه‌رو هستند. اما تنش و اصطکاک میان کشورها تأثیر منفی زیادی بر شکل‌گیری چنین همکاری‌هایی گذاشته است.

در بسیاری از مواقع، ایده همکاری منطقه‌ای به‌دلیل مسائل ژئوپلیتیک کنار گذاشته می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که متأسفانه همکاری به‌شدت تحت‌تأثیر این مسائل قرار گرفته و تاکنون یک برنامه منطقه‌ای جامع شکل نگرفته است. در نتیجه، در آینده نزدیک نیز چشم‌انداز روشنی برای شکل‌گیری چنین برنامه‌ای وجود ندارد.
با توجه به اینکه بررسی‌های میدانی در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به‌دلیل شرایط منطقه متوقف شد، چه بخش‌هایی از وضعیت عقاب‌های طلایی فلسطین همچنان ناشناخته مانده است؟

«نوار غزه» یکی از مناطقی است که همچنان نیاز به بررسی و پژوهش دارد. می‌دانیم که یکی از متراکم‌ترین جوامع انسانی در این منطقه شکل گرفته و فشارهای انسانی بر حیات‌وحش بسیار زیاد است.

بااین‌حال، «غزه» می‌تواند از نظر پژوهشی نمونه بسیار مهمی برای مطالعه اثر فشارهای انسانی و جنگ بر حیات‌وحش باشد. متأسفانه این موضوع نیز به حاشیه رفته است و تصور نمی‌کنم در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت شرایطی فراهم شود که حتی پژوهشگران فلسطینی بتوانند به‌طور منظم در این زمینه پژوهش میدانی انجام دهند.این پژوهش چه سال یا سال‌هایی انجام شد و چرا ثبت دو مورد زادآوری عقاب طلایی در کرانه باختری اهمیت دارد؟

ما در فاصله سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ این پژوهش را انجام دادیم. عقاب طلایی یک شکارگر رأس هرم غذایی است و به‌دلیل رژیم غذایی متنوعی که دارد، از انواع گونه‌ها تغذیه می‌کند. حیوانات اهلی، خزندگان، پرندگان و طیف گسترده‌ای از پستانداران در این رژیم قرار می‌گیرند. به‌علاوه، عقاب طلایی یک زیست‌نشانگر است و حضور و زادآوری آن می‌تواند نشانه‌ای از سلامت نسبی اکوسیستم باشد. بنابراین، هرجا شرایط برای حضور و زادآوری عقاب طلایی وجود داشته باشد، می‌توان نتیجه گرفت که آن اکوسیستم ظرفیت زیستی مناسبی دارد و حتی می‌تواند پذیرای گونه‌های دیگر نیز باشد.

آخرین مستندات مربوط به زادآوری عقاب طلایی در «کرانه باختری» به حدود چهار دهه قبل برمی‌گردد. بنابراین، ثبت دوباره زادآوری این گونه از این نظر اهمیت دارد که نشان می‌دهد عقاب طلایی همچنان توانایی اشغال زیستگاه‌ها و استقرار مجدد در اکوسیستم‌هایی را دارد که برای مدتی طولانی در آنها حضور نداشته است.

بنابراین، این کشف نشان می‌دهد جمعیت عقاب طلایی در فلسطین در حال بازیابی زیستگاه خود در این منطقه است؟

این مشاهده نشان می‌دهد که عقاب طلایی توانایی بازگشت و حتی اشغال زیستگاه‌های جدید در این محدوده را دارد. اما اینکه بتواند جمعیتی پایدار و خودکفا ایجاد کند، موضوع دیگری است و برای نتیجه‌گیری درباره آن به داده‌های بیشتری نیاز داریم. هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت که جمعیت آن در «فلسطین» در مسیر بازیابی پایدار قرار گرفته است.

این گونه به‌شدت تحت‌تأثیر فشارهای انسانی قرار دارد. تمرکز ساخت‌وساز، گسترش مناطق مسکونی، شهرنشینی، صنعتی‌شدن، احداث جاده‌ها و توسعه خطوط انتقال برق، باعث ایجاد تنش‌هایی در اکوسیستم شده‌اند که در نهایت به رأس هرم غذایی نیز منتقل می‌شوند. بنابراین، باید میان بازگشت گونه و بازیابی جمعیت پایدار تفاوت قائل شد.

این کشف چه تأثیری بر ارزیابی ما از پراکنش عقاب طلایی در خاورمیانه دارد؟

این یافته نشان می‌دهد که پراکنش عقاب طلایی در منطقه احتمالاً پیچیده‌تر از چیزی است که تاکنون تصور می‌کردیم و این گونه می‌تواند در شرایط مناسب، دوباره در زیستگاه‌هایی که مدت‌ها از آنها ناپدید شده بود، مستقر شود. همچنین، این موضوع اهمیت نگاه منطقه‌ای به حفاظت از پرندگان شکاری را نشان می‌دهد، زیرا این پرندگان محدود به مرزهای سیاسی نیستند.

چگونه به وجود این آشیانه‌ها پی بردید و تصمیم گرفتید این پژوهش را انجام دهید؟

پیدا کردن آشیانه‌ها را پژوهشگران فلسطینی انجام دادند. برخلاف تصوری که ممکن است درباره شرایط پژوهش در «فلسطین» وجود داشته باشد، پژوهشگران توانمند و بسیار پرتلاشی در این منطقه فعالیت می‌کنند. «سعد الشومالی» و «الیاس هندل» دو نمونه از این پژوهشگران هستند که نام آنها به‌عنوان پژوهشگر و نویسنده این مقاله نیز آمده است.

پیدا کردن آشیانه عقاب طلایی در چنین منطقه‌ای با چه دشواری‌هایی همراه بود؟

هرگونه فعالیت پژوهشی، به‌ویژه پژوهش‌های میدانی، در منطقه‌ای که یکی از پرتنش‌ترین مناطق جهان محسوب می‌شود، با خطرات زیادی همراه است. در «کرانه باختری» حتی برنامه‌ریزی برای پژوهش هم دشوار است. شما نمی‌توانید در منطقه‌ای که هر از چندگاهی سایه بمب و موشک بر سر پژوهشگر وجود دارد، به‌راحتی یک برنامه بلندمدت یا حتی میان‌مدت داشته باشید.

از چه روش‌هایی برای پایش آشیانه‌ها استفاده کردید؟

روش‌های پایش و شمارش پرندگان شکاری به چند شکل انجام می‌شود. یکی از روش‌ها، حرکت با سرعت پایین در خودرو و جست‌وجوی پرندگان است. روش دیگر، پیمایش مسیرهایی است که از قبل مشخص شده‌اند و پژوهشگر به‌صورت پیاده آنها را طی و پرندگان مشاهده‌شده را شناسایی و ثبت می‌کند.

ربوده‌شدن جوجه نخست چگونه مشخص شد؟ آیا سرنخی درباره عاملان وجود داشت؟

هم‌زمان با این پژوهش، پژوهش دیگری درباره تجارت غیرقانونی حیات‌وحش انجام می‌شد. بلافاصله پس از اینکه مشخص شد پرنده نابالغ از آشیانه ناپدید شده است، مشخص شد همان پرنده را فردی متخلف در بازار غیرقانونی برای فروش عرضه کرده است.
البته شناسایی عامل یا عوامل این کار در چارچوب پژوهش ما نبود و این موضوع از محور اصلی مطالعه فاصله داشت. آنچه برای ما اهمیت داشت، این بود که در نهایت پرنده از اکوسیستم حذف شده بود.

برق‌گرفتگی جوجه دوم چگونه رخ داد؟

بهتر است درباره این پرنده از عبارت «پرنده نابالغ» استفاده کنیم، چون این اتفاق در سال دوم زندگی پرنده رخ داده بود. برق‌گرفتگی یکی از مهم‌ترین عوامل مرگ‌ومیر پرندگان شکاری در جهان است و یکی از سه محور اصلی بحث متخصصان در سمپوزیوم‌ها و نشست‌های مرتبط با حفاظت از پرندگان شکاری محسوب می‌شود.

با توجه به اینکه در بسیاری از مناطق «فلسطین» اقدامات لازم برای ایمن‌سازی خطوط برق انجام نشده است، تلفات پرندگان در اثر برخورد یا برق‌گرفتگی قابل‌انتظار است. این پرنده نیز حلقه‌گذاری شده بود و پس از پیدا شدن لاشه، مشخص شد که همان پرنده‌ای است که در این پروژه ثبت کرده بودیم.

آیا احتمال می‌دهید جوجه‌ها یا پرنده‌های نابالغ دیگری نیز در سال‌های گذشته به همین شکل از بین رفته باشند؟

بله، ما احتمال می‌دهیم موارد دیگری نیز وجود داشته باشد که به‌ویژه در اثر برق‌گرفتگی از بین رفته‌اند. اتفاقاً یکی از موضوعاتی که سرآغاز همکاری من به‌عنوان نماینده کمیته حفاظت از «عقاب طلایی» در غرب آسیا با فعالان فلسطینی شد، همین مسئله بود. این موضوع نشان می‌دهد که حفاظت از این گونه تا چه اندازه به مسئله خطوط برق و ایمن‌سازی زیرساخت‌های انرژی وابسته است.

شما در این پژوهش به نزدیک‌شدن آشیانه‌ها به مناطق کشاورزی اشاره کردید. آیا این نزدیکی نشانه سازگاری این گونه است یا نتیجه محدودشدن زیستگاه‌های طبیعی؟

می‌توان گفت عقاب طلایی از آن دسته گونه‌هایی است که طی قرن‌ها توانسته سازگاری خود را با محیط افزایش دهد و با چشم‌اندازهایی که انسان در آنها دستکاری کرده است، خود را تطبیق دهد.

اما این به‌معنای مصون‌بودن گونه از فشارهای انسانی نیست. عقاب طلایی به‌عنوان یک شکارگر رأس هرم غذایی، به هر تغییری در اکوسیستم حساس است. کاهش جمعیت طعمه‌ها، مسمومیت‌ها، تغییر چشم‌انداز و تغییر پوشش سرزمین، همگی می‌توانند بر موفقیت زادآوری این پرنده تأثیر بگذارند. حتی امکان تجمع زیستی مواد سمی و آلاینده‌ها در بدن آن وجود دارد.

به نظر شما بزرگ‌ترین تهدید پیش‌روی عقاب طلایی در فلسطین چیست؟

به نظر من، بزرگ‌ترین تهدید نه‌تنها برای عقاب طلایی، بلکه برای بسیاری از پرندگان منطقه، ناآرامی‌ها و نظامی‌شدن منطقه است. فعالیت‌های نظامی می‌توانند به تکه‌تکه‌شدن زیستگاه‌ها منجر شوند. در کنار آن، تراکم بالای جمعیت انسانی نیز فشار زیادی ایجاد می‌کند.

وقتی به اطراف آشیانه‌ها نگاه می‌کنیم، مناطق مسکونی، جاده‌ها و زیرساخت‌های مختلف را می‌بینیم که در میان زیستگاه‌ها کشیده شده‌اند. این فشارهای انسانی به‌وضوح در این پژوهش نیز منعکس شده است.

نقش قاچاق یا شکار غیرقانونی در کاهش جمعیت این گونه چقدر جدی است؟

شکار و زنده‌گیری غیرقانونی پرندگان شکاری در بسیاری از نقاط دنیا، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، وجود دارد. در مواردی شاهدیم که برخی به‌دلیل این تصور که می‌توان این پرندگان را در خانه نگهداری کرد، آنها را از طبیعت خارج می‌کنند. در «ایران» هم بارها اخبار مربوط به زنده‌گیری و خریدوفروش غیرقانونی پرندگان شکاری منتشر شده است. برای رفع این چالش، آموزش و افزایش آگاهی عمومی نقش بسیار مهمی دارد.

جنگ و بی‌ثباتی سیاسی چه تأثیری بر حفاظت از حیات‌وحش، به‌ویژه پرندگان، در منطقه گذاشته‌اند؟

جنگ و بی‌ثباتی سیاسی امکان برنامه‌ریزی جامع برای حفاظت از حیات‌وحش را از بین می‌برد. شما به‌عنوان پژوهشگر یا حفاظتگر نمی‌توانید در چنین شرایطی یک برنامه بلندمدت و حتی میان‌مدت برای حفاظت داشته باشید. به نظر می‌رسد اتفاقی که در «ایران» نیز طی چند ماه گذشته و در پی جنگ رخ داده، تا حدی مشابه باشد. منطقه پرآشوب «خلیج فارس» نیز نمونه دیگری است که می‌توان درباره آن صحبت کرد.

شما از برق‌گرفتگی به‌عنوان یکی از دلایل اصلی تلف‌شدن پرندگان شکاری نام بردید. به این ترتیب، می‌توان نتیجه گرفت بین افزایش زیرساخت‌ها و کاهش موفقیت زادآوری این گونه ارتباط وجود دارد؟

میان توسعه برخی زیرساخت‌های انرژی و توان بقای گونه می‌تواند رابطه‌ای معکوس وجود داشته باشد. این موضوع به‌ویژه در مورد زیرساخت‌هایی که خطر برق‌گرفتگی یا برخورد پرندگان با خطوط انتقال برق را افزایش می‌دهند، مصداق دارد. البته این بدان معنا نیست که ما مخالف زیرساخت برای جوامع انسانی هستیم؛ مسئله بر سر استانداردبودن این زیرساخت‌هاست. خطوط برق و سایر زیرساخت‌های انرژی، از جمله برخی نیروگاه‌های خورشیدی، می‌توانند در صورت مکان‌یابی یا طراحی نامناسب بر پرندگان اثر بگذارند.

در کشورهای در حال توسعه، اگر توسعه زیرساخت‌ها هم‌زمان با آموزش، ارزیابی اثرات محیط‌زیستی و اقدامات حفاظتی پیش نرود، پیامد آن افزایش تلفات پرندگان تا حذف جوجه‌ها و پرندگان نابالغ از جمعیت است.

میان تهدیدهایی که عقاب‌های طلایی در ایران و فلسطین با آنها روبه‌رویند، چه شباهت‌هایی وجود دارد؟

یکی از مهم‌ترین شباهت‌ها، مشارکت ناکافی عمومی در حفاظت است. در حوزه فنی نیز مسئله خطوط برق ناایمن و محقق‌نشدن همزیستی مناسب میان شبکه‌های برق و پرندگان، در هر دو منطقه دیده می‌شود. این مسئله می‌تواند نقطه آغاز همکاری‌های بیشتری میان کشورهای منطقه باشد.
یک جمله زیبا درباره پرندگان وجود دارد با این مضمون که پرندگان ملت‌ها را به یکدیگر متصل می‌کنند. به‌ویژه پرندگانی که پروازهای طولانی دارند و از قلمرو کشورهای مختلف عبور می‌کنند، ما را به یکدیگر متصل می‌کنند. اگر بخواهیم از پرندگانی که قلمروهای وسیع دارند حفاظت کنیم، چاره‌ای جز همکاری فرامرزی نداریم.

آیا امکان اجرای یک برنامه منطقه‌ای برای حفاظت از پرندگان شکاری در خاورمیانه وجود دارد؟

ما به یک برنامه منطقه‌ای نیاز داریم که خلأ آن به‌شدت احساس می‌شود. بسیاری از کشورهای عربی منطقه، حتی اگر کشورهای پهناوری هم نباشند، با مسائل مشترک حفاظتی روبه‌رو هستند. اما تنش و اصطکاک میان کشورها تأثیر منفی زیادی بر شکل‌گیری چنین همکاری‌هایی گذاشته است.

در بسیاری از مواقع، ایده همکاری منطقه‌ای به‌دلیل مسائل ژئوپلیتیک کنار گذاشته می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که متأسفانه همکاری به‌شدت تحت‌تأثیر این مسائل قرار گرفته و تاکنون یک برنامه منطقه‌ای جامع شکل نگرفته است. در نتیجه، در آینده نزدیک نیز چشم‌انداز روشنی برای شکل‌گیری چنین برنامه‌ای وجود ندارد.

با توجه به اینکه بررسی‌های میدانی در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به‌دلیل شرایط منطقه متوقف شد، چه بخش‌هایی از وضعیت عقاب‌های طلایی فلسطین همچنان ناشناخته مانده است؟

«نوار غزه» یکی از مناطقی است که همچنان نیاز به بررسی و پژوهش دارد. می‌دانیم که یکی از متراکم‌ترین جوامع انسانی در این منطقه شکل گرفته و فشارهای انسانی بر حیات‌وحش بسیار زیاد است.

بااین‌حال، «غزه» می‌تواند از نظر پژوهشی نمونه بسیار مهمی برای مطالعه اثر فشارهای انسانی و جنگ بر حیات‌وحش باشد. متأسفانه این موضوع نیز به حاشیه رفته است و تصور نمی‌کنم در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت شرایطی فراهم شود که حتی پژوهشگران فلسطینی بتوانند به‌طور منظم در این زمینه پژوهش میدانی انجام دهند.

 

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *