رژیم رابطه به‌عنوان یک ساختار اکولوژیک ـ فرهنگی فرگشتی





رژیم رابطه به‌عنوان یک ساختار اکولوژیک ـ فرهنگی فرگشتی

13 شهریور 1405، 19:57

اگر بپذیریم که رابطه انسان و سامانه زمین صرفاً مجموعه‌ای از تعاملات پراکنده و منفرد نیست، پرسش این است که این رابطه در طول زمان چه ماهیتی پیدا کرده است؟ آیا همچنان باید آن را صرفاً به مجموعه‌ای از رفتارهای انسانی، فناوری‌ها، نهادها و واکنش‌های محیطی فروکاست، یا آنکه می‌توان از شکل‌گیری ساختاری سخن گفت که پس از پیدایش، ویژگی‌ها و پویایی‌های خاص خود را پیدا کرده است؟

مفهوم «رژیم رابطه» پیشنهادی برای پاسخ به همین پرسش است.

در اینجا منظور از رژیم رابطه، یک موجود مستقل در کنار انسان و سامانه زمین نیست؛ بلکه ساختاری است که میان آن‌ها و از تعامل تاریخی و مستمر آن‌ها پدید آمده است. این تمایز اهمیت اساسی دارد. اگر رژیم رابطه را موجودیتی مستقل و قائم‌به‌ذات فرض کنیم، از نظر هستی‌شناختی مرتکب خطایی مشابه تقلیل‌گرایی خواهیم شد؛ گویی در کنار انسان و سامانه زمین، موجود سومی نیز وجود دارد. درحالی‌که آنچه موردنظر است، واقعیتی است که از رابطه میان این دو پدید می‌آید، اما پس از ظهور، دیگر نمی‌توان رفتار و پیامدهای آن را صرفاً با بررسی جداگانه طرفین رابطه توضیح داد.

ساختار؛ فراتر از مجموعه اجزا

برای فهم این موضوع، ابتدا باید میان «مجموعه» و «ساختار» تمایز بگذاریم.
یک مجموعه می‌تواند صرفاً از تعدادی عنصر تشکیل شده باشد، بدون آنکه میان آن‌ها رابطه‌ای تعیین‌کننده وجود داشته باشد. اما ساختار زمانی شکل می‌گیرد که اجزا در نسبت‌های مشخصی با یکدیگر قرار گیرند و این نسبت‌ها بر رفتار و کارکرد یکدیگر اثر بگذارند. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت پیدا می‌کند فقط خود اجزا نیستند، بلکه روابط میان آن‌ها و الگوی کلی این روابط است.

در یک رژیم رابطه‌ای، اقتصاد، فناوری، نهادها، فرهنگ، الگوهای مصرف، نظام‌های ارزشی، جمعیت، زیرساخت‌ها و شیوه‌های بهره‌برداری از طبیعت، مجموعه‌ای از عناصر جدا از هم نیستند. آن‌ها در شبکه‌ای از روابط متقابل قرار گرفته‌اند و هر یک می‌تواند شرایط وجود و عملکرد دیگری را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، اگر یکی از این اجزا را به‌تنهایی تغییر دهیم، لزوماً نمی‌توانیم نتیجه تغییر در کل ساختار را پیش‌بینی کنیم. ممکن است ساختار، از طریق روابط موجود میان اجزا، خود را با تغییر سازگار کند و همان الگوی قبلی را در شکل تازه‌ای بازتولید کند.

از این منظر، ویژگی اساسی ساختار نه صرفاً «داشتن اجزا»، بلکه نحوه هم‌بستگی و هم‌بندی آن‌هاست.
ظهور؛ هنگامی که کل، ویژگی تازه‌ای پیدا می‌کند

این موضوع ما را به مفهوم «ظهور» می‌رساند. در سامانه‌های پیچیده، گاهی از تعامل اجزایی که خود به‌تنهایی ویژگی خاصی ندارند، الگویی در سطح بالاتر شکل می‌گیرد که نمی‌توان آن را صرفاً با جمع ساده ویژگی‌های اجزا توضیح داد.

این همان چیزی است که در ادبیات پیچیدگی از آن با عنوان ظهور یاد می‌شود. برای مثال، هیچ فردی به‌تنهایی «اقتصاد» نیست، هیچ فناوری منفردی «نظام فناورانه» نیست و هیچ تصمیم سیاسی منفردی «نظام حکمرانی» را تشکیل نمی‌دهد. اما تعامل مستمر انسان‌ها، فناوری‌ها، نهادها، قواعد، انگیزه‌ها و منابع می‌تواند ساختاری ایجاد کند که رفتار آن در سطح کلان، ویژگی‌هایی داشته باشد که در هیچ‌یک از اجزای منفرد آن به‌تنهایی وجود ندارد.

رژیم رابطه انسان و سامانه زمین را نیز می‌توان از همین منظر فهم کرد. این رژیم حاصل جمع ساده رفتار انسان‌ها یا مجموع آثار فناوری‌ها نیست؛ بلکه الگویی است که از تعامل تاریخی و متقابل آن‌ها با یکدیگر و با سامانه زمین ظهور کرده است. بنابراین، برای فهم رژیم رابطه باید از نگاه صرفاً جزءنگر فاصله گرفت و به الگوی روابط و پویایی حاصل از آن‌ها توجه کرد.

وابستگی به مسیر

ساختارهای فرگشتی معمولاً تاریخ خود را با خود حمل می‌کنند. رژیم رابطه امروز در خلأ شکل نگرفته است. شیوه‌های تولید و مصرف، زیرساخت‌های موجود، شهرها، شبکه‌های حمل‌ونقل، فناوری‌ها، نهادهای اقتصادی و سیاسی و حتی بسیاری از ارزش‌ها و عادت‌های ما، حاصل انتخاب‌ها و تحولاتی هستند که در گذشته رخ داده‌اند.

هر مرحله از این فرایند، بخشی از شرایط مرحله بعد را ایجاد کرده است. به این ترتیب، مسیر طی‌شده اهمیت پیدا می‌کند. انتخاب‌های گذشته می‌توانند دامنه انتخاب‌های آینده را محدود یا گسترده کنند. زیرساختی که در گذشته ساخته شده، فناوری‌ای که در یک دوره غالب شده یا نهادی که برای پاسخ به یک مسئله خاص ایجاد شده است، ممکن است دهه‌ها یا حتی قرن‌ها بعد همچنان بر انتخاب‌های ما اثر بگذارد. این همان معنای وابستگی به مسیر است. در چنین شرایطی، نمی‌توان صرفاً گفت: «از امروز تصمیم دیگری می‌گیریم.» تصمیم امروز درون ساختاری اتخاذ می‌شود که بخشی از آن محصول تصمیم‌های دیروز است.

هم‌بستگی و هم‌بندی؛ حمایت متقابل بدون طراحی مرکزی

ویژگی مهم دیگر این ساختار، هم‌بستگی و هم‌بندی میان اجزای آن است. وقتی از ساختار صحبت می‌کنیم، مشخصاً از اجزا و بخش‌هایی صحبت می‌کنیم که به یکدیگر هم‌بسته و هم‌بند هستند و به‌گونه‌ای از یکدیگر حمایت می‌کنند و یکدیگر را تقویت می‌کنند که این ارتباط و حمایت حتی می‌تواند کاملاً ناآشکار، برنامه‌ریزی‌نشده و خودجوش باشد. برای شکل‌گیری چنین ساختاری الزاماً به یک طراح مرکزی نیاز نیست. ممکن است هیچ فرد یا نهادی قصد ایجاد یک رژیم خاص را نداشته باشد، اما مجموعه تصمیم‌های مستقل و واکنش‌های متقابل افراد و نهادها، در طول زمان، به ایجاد الگویی منجر شود که پس از شکل‌گیری، رفتار اجزای خود را نیز تحت تأثیر قرار دهد. برای مثال، یک فناوری ممکن است به‌دلیل مزیت اقتصادی گسترش پیدا کند، گسترش آن زیرساخت‌های جدیدی را ضروری کند، زیرساخت‌های جدید الگوهای مصرف تازه‌ای ایجاد کنند، این الگوهای مصرف تقاضای اقتصادی جدیدی بسازند و اقتصاد نیز به‌نوبه خود سرمایه‌گذاری بیشتر در همان فناوری را تشویق کند. در اینجا هیچ‌کس الزاماً قصد نداشته است چنین چرخه‌ای را طراحی کند، اما چرخه شکل گرفته است. به بیان دیگر، ساختار می‌تواند بدون طراحی مرکزی، خود را سازمان دهد و اجزای آن می‌توانند به‌صورت ناخواسته یکدیگر را تقویت کنند.

از هم‌بستگی به تثبیت

وقتی این روابط برای مدت طولانی ادامه پیدا می‌کنند، نوعی تثبیت نیز رخ می‌دهد.
الگوهای رفتاری، فناوری‌ها، اقتصاد، فرهنگ، نهادها و ارزش‌ها می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند و در نتیجه، تغییر مسیر ساختار دشوارتر شود. در چنین وضعیتی، مثلاً یک الگوی مصرف خاص تنها به‌دلیل انتخاب فردی مصرف‌کنندگان ادامه پیدا نمی‌کند؛ بلکه بازار، تبلیغات، زیرساخت، قیمت‌ها، فرهنگ، فناوری و حتی تعریف اجتماعی «زندگی مطلوب» می‌توانند به تداوم آن کمک کنند.

در اینجا با شبکه‌ای از روابط مواجهیم که هر جزء، تا حدی شرایط تداوم اجزای دیگر را فراهم می‌کند. این همان نقطه‌ای است که مفهوم رژیم رابطه اهمیت پیدا می‌کند: رابطه دیگر صرفاً نتیجه رفتار اجزای خود نیست؛ بلکه به‌تدریج به زمینه‌ای تبدیل می‌شود که رفتار اجزا درون آن شکل می‌گیرد.

اثر بازگشتی ساختار بر اجزا

این ویژگی ما را به یکی از مهم‌ترین خصوصیات رژیم رابطه می‌رساند: اثر بازگشتی.در ابتدا، انسان‌ها، فناوری‌ها، اقتصاد و نهادها رژیم رابطه را شکل می‌دهند؛ اما پس از شکل‌گیری ساختار، همین ساختار نیز بر رفتار انسان‌ها، مسیر فناوری، تصمیم‌های اقتصادی و عملکرد نهادها اثر می‌گذارد.

به عبارت دیگر، رابطه‌ای دوسویه شکل می‌گیرد: اجزا ساختار را می‌سازند و ساختار نیز شرایط رفتار اجزا را تعیین می‌کند. این وضعیت را می‌توان نوعی حلقه بازخورد در نظر گرفت. فرد درون یک ساختار اقتصادی و فرهنگی خاص انتخاب می‌کند؛ اما همان ساختار تعیین می‌کند چه انتخاب‌هایی برای او آسان، دشوار، ارزان، گران، مطلوب یا حتی قابل‌تصور باشند.
بنابراین، اگر بخواهیم رژیم رابطه را تغییر دهیم، صرفاً تغییر رفتار اجزا کافی نیست؛ باید به شرایط ساختاری‌ای نیز توجه کنیم که آن رفتارها را تولید و بازتولید می‌کنند.

استقلال نسبی؛ نه استقلال هستی‌شناختی

رژیم رابطه استقلال هستی‌شناختی ندارد. نمی‌توان آن را در کنار انسان و سامانه زمین، به‌عنوان یک موجود مستقل و قائم‌به‌ذات قرار داد. اما این رژیم می‌تواند استقلال دینامیکی و علّی نسبی پیدا کند. منظور از استقلال دینامیکی این است که پس از شکل‌گیری ساختار، رفتار کل آن را نمی‌توان در هر لحظه صرفاً از وضعیت تک‌تک اجزای آن استنتاج کرد؛ زیرا روابط، بازخوردها، تاریخ و وابستگی‌های درونی ساختار، پویایی خاصی ایجاد کرده‌اند. منظور از استقلال علّی نسبی نیز این است که ساختار، پس از ظهور، می‌تواند خود به عاملی مؤثر بر رفتار اجزای تشکیل‌دهنده‌اش تبدیل شود.

بنابراین، یک رابطه علّی دوطرفه شکل می‌گیرد: اجزا ساختار را ایجاد می‌کنند و ساختار، در سطحی دیگر، بر اجزا اثر می‌گذارد. این استقلال «نسبی» است، زیرا ساختار همچنان وابسته به اجزای خود و به زمینه‌ای است که در آن شکل گرفته است؛ اما «واقعی» است، زیرا پیامدهای آن را نمی‌توان با بازگشت ساده به تک‌تک اجزا توضیح داد.

رژیم رابطه به‌مثابه یک فرآورده فرگشتی

با این توضیحات، می‌توان رژیم رابطه انسان و سامانه زمین را نه یک قرارداد آگاهانه، نه یک طراحی مهندسی‌شده و نه صرفاً حاصل رفتارهای منفرد انسان‌ها دانست؛ بلکه آن را فرآورده‌ای فرگشتی از تعامل طولانی‌مدت انسان، فرهنگ، فناوری، اقتصاد، نهادها و سامانه زمین در نظر گرفت. فرگشتی بودن آن نیز به‌معنای وجود یک مسیر ازپیش‌تعیین‌شده یا حرکت الزاماً رو به کمال نیست. منظور این است که ساختار در طول زمان، از طریق تغییر، انتخاب، تثبیت، حذف، سازگاری و بازتولید الگوها شکل گرفته است. در این فرایند، برخی الگوها باقی مانده‌اند، برخی حذف شده‌اند و برخی دیگر با تغییر شرایط، خود را با صورت‌های تازه بازتولید کرده‌اند.

از این منظر، رژیم رابطه کنونی را باید نتیجه یک تاریخ طولانی دانست؛ تاریخی که اکنون خود به بخشی از شرایط انتخاب‌های آینده تبدیل شده است.

ساختاری ظهوریافته میان انسان و زمین

بنابراین، «رژیم رابطه» نه یک موجود مستقل در کنار انسان و سامانه زمین است و نه صرفاً نام دیگری برای مجموع رفتارهای انسانی.

رژیم رابطه، ساختاری ظهوریافته میان انسان و سامانه زمین است که در اثر تعامل تاریخی و فرگشتی اجزای متعدد شکل گرفته و پس از شکل‌گیری، از طریق وابستگی به مسیر، هم‌بستگی اجزا، بازخوردها و سازوکارهای بازتولید، دینامیک خاص خود را پیدا کرده است. اهمیت این نگاه در آن است که موضوع مداخله را تغییر می‌دهد. اگر مسئله فقط «رفتار انسان» باشد، ممکن است تصور کنیم با تغییر رفتار افراد، مسئله حل می‌شود. اگر مسئله فقط «طبیعت» باشد، ممکن است تمام تلاش خود را صرف حفاظت یا بازسازی آن کنیم. اما اگر خودِ رابطه را موضوع قرار دهیم، باید ببینیم چه ساختاری میان این دو شکل گرفته، چگونه خود را حفظ و بازتولید می‌کند و چه شرایطی می‌تواند مسیر فرگشت آن را تغییر دهد. از همین‌جا مسئله اصلی بخش بعدی آغاز می‌شود: اگر رژیم رابطه یک ساختار پیچیده، ظهوریافته و فرگشتی است، چگونه می‌توان بدون افتادن در دام توهم کنترل، در مسیر آن مداخله کرد؟

 

(قسمت دوم)

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

در انتظار ال‌نینوی رکــــــوردشکن

«سازمان جهانی هواشناسی» درباره یکی از شدیدترین ال‌نینوهای ثبت‌شده هشدار داد

در انتظار ال‌نینوی رکــــــوردشکن

میدان نفتی سهراب نیازمند بازنگـــــری است

نامه سرگشاده دبیر «انجمن دوستداران طبیعت و محیط‌زیست خوزستان» به رئیس‌جمهور درباره ضرورت بازنگری در طرح توسعه میدان نفتی سهراب و صیانت از تالاب هورالعظیم

میدان نفتی سهراب نیازمند بازنگـــــری است

انفجار مین زیر پای داوطلب زاگرس

«مهرداد جمشیدی»، داوطلب اطفای حریق و عضو انجمن «سرود سبز زاگرس» پس از خاموش‌کردن آتش در منطقه حفاظت‌شده بوزین و مرخیل، هنگام بازگشت روی مین به‌جامانده از جنگ رفت

انفجار مین زیر پای داوطلب زاگرس

دو روی دامداری عشایری در مراتع

دو روی دامداری عشایری در مراتع

«شینا انصاری»  و آزمون شفافیت

«شینا انصاری» و آزمون شفافیت

«افین»، از میــــــراث تا آینده

«افین»، از میــــــراث تا آینده

سیل «نپال»؛ زنجیره‌ای از فاجعه‌ها

سیل «نپال»؛ زنجیره‌ای از فاجعه‌ها

ثبت تصاویر خرس مادر و توله‌هایش در منطقه حفاظت‌شده قرخود خراسان شمالی+ فیلم

ثبت تصاویر خرس مادر و توله‌هایش در منطقه حفاظت‌شده قرخود خراسان شمالی+ فیلم

دستگیری عامل قطع درختان کهنسال «پده» در منطقه چم‌باغ ویسیان

دستگیری عامل قطع درختان کهنسال «پده» در منطقه چم‌باغ ویسیان

چالش‌های پرورش ماهی تیلاپیا

مجلس بر تداوم ضوابط پیشین تأکید کرد

چالش‌های پرورش ماهی تیلاپیا