«مهرداد جمشیدی»، داوطلب اطفای حریق و عضو انجمن «سرود سبز زاگرس» پس از خاموشکردن آتش در منطقه حفاظتشده بوزین و مرخیل، هنگام بازگشت روی مین بهجامانده از جنگ رفت
انفجار مین زیر پای داوطلب زاگرس
یک داوطلب زاگرس: خدا کمک کرد. یک دستگاه دمنده باد داشتیم و دوباره آتشی را که به فاصله یکمتری ما رسیده بود، خاموش کردیم؛ وگرنه هر سه نفر در آتش میسوختیم
13 شهریور 1405، 19:41
با کنترل آتشی که به جان بلوطهای منطقه حفاظتشده «بوزین و مرخیل» افتاده بود، سه داوطلب زاگرس در حال بازگشت از ارتفاعات بودند. چند دقیقه بعد، صدای انفجاری در کوهستان پیچید. «مهرداد جمشیدی»، یکی از داوطلبان اطفای حریق، روی مین بهجامانده از جنگ هشتساله رفته بود. او حالا روی تخت بیمارستان است و خانواده و دوستانش در انتظار نتیجه جراحیهایی هستند که شاید تعیین کند آیا میتواند دوباره روی پای چپش بایستد یا نه.
یکشنبه هشتم شهریور، در زاگرس شمالی رعدوبرق شد و صاعقه به یکی از بلوطهای منطقه حفاظتشده بوزین و مرخیل برخورد کرد. با شعلهورشدن آتش، مأموران محیطزیست، منابعطبیعی و سایر مسئولان استانی برای اطفای حریق در منطقه حاضر شدند. مدیران محیطزیست نیز با فعالان محیطزیست تماس گرفتند و آنها را در جریان حریق قرار دادند. جمع بزرگی از داوطلبان همان موقع راهی منطقه شدند. مهرداد جمشیدی، شاعر و کنشگر محیطزیست، یکی از آنها بود که همراه «رضا حیدری» و «محسن رجبی» به منطقه رفت.
مهرداد جمشیدی، مهندس برق فشارقوی دکلهای پست برق است. او در کنار شغلی که از طریق آن معاش خانوادهاش را تأمین میکند، بهعنوان عضو انجمن «سرود سبز زاگرس» نیز فعالیت محیطزیستی دارد. در یک دهه گذشته، هر بار که زاگرس آتش گرفته، او برای اطفای حریق به منطقه رفته و داوطلبانه برای نجات طبیعت سرزمینش تلاش کرده است. حریق اخیر اما مشکلی جدی برای این فعال محیطزیست ایجاد کرده و زندگیاش را نیز تحتتأثیر قرار داده است.
«صابر الفتی»، دبیر انجمن سرود سبز زاگرس است؛ انجمنی که اگرچه فعالیتهایش بر کرمانشاه تمرکز دارد، در استانهای دیگر نیز برای جلوگیری از تخریب طبیعت و نهالکاری فعالیت کرده است. به گفته او، بهمحض تماس مسئولان محیطزیست و اعلام خبر آتشسوزی، اعضای انجمن به نیروهای محیطزیست ملحق شدند و برای اطفای حریق به منطقه رفتند. محل آتشسوزی در منطقه حفاظتشده بوزین و مرخیل، کوهستانی و صعبالعبور بود و دیوارههای بلندی داشت. این محدوده همچنین در نزدیکی مرز ایران و عراق قرار دارد و در دوران جنگ آسیب دیده است.
او میگوید: «حجم حریق بسیار زیاد بود و نیروهای منابعطبیعی هم برای کمک آمده بودند. نیروهای اطفا در تیمهای ششنفره آتش را خاموش میکردند. آقای جمشیدی به همراه آقای حیدری و آقای رجبی در یک مسیر بودند تا جلوی پیشروی آتش را بگیرند.»
تا اینجای کار همهچیز خوب پیش میرفت. حریق خاموش شده بود و کسی صدمه ندیده بود. گروه تصمیم گرفت بازگردد و همان موقع فاجعه رخ داد. الفتی میگوید: «بعد از حادثه، بچهها عکسهایی فرستادند و گفتند این منطقه مین دارد. ما نیز چون اطلاعاتی از منطقه نداشتیم، نمیدانستیم که از زمان جنگ در این محدوده مین وجود داشته است.»
وقتی پای چپ جمشیدی روی مین رفت، ساعت ۱۲ شب شده بود. ترکش نیز به لگنش اصابت کرد. شدت انفجار بهاندازهای بود که رجبی و حیدری هم آسیب دیدند. الفتی میگوید: «شدت انفجار بهاندازهای بود که آنها نیز به اطراف پرتاب شدند. بنابراین، اینطور نبود که آسیبی ندیده باشند. بااینحال، خودشان را کنترل کردند تا بتوانند شرایط را مدیریت کنند.»
جمشیدی خونریزی شدیدی داشت. همراهانش توانستند پای او را ببندند، عملیات احیا را انجام دهند و سپس بهسمت پایین حرکت کنند. پس از رسیدن به پایین ارتفاعات، نیروهای حاضر در منطقه این فعال محیطزیست را به بیمارستانی در پاوه منتقل کردند. پزشکان آنجا یک عمل جراحی روی پای او انجام دادند و اعلام کردند که برای پیوند عصب باید به بیمارستان دیگری منتقل شود. به همین دلیل، او را به بیمارستان کوثر سنندج رساندند. حالا همه در بیم و امیدند که پس از این جراحیها، وضعیت جمشیدی چگونه میشود.
خشخاشکاری و زمینخواری در لکستان
در سالهای اخیر، تعداد حریقها در زاگرس چنان افزایش یافته است که مردم محلی نیز به بخشی از برنامههای اطفای حریق تبدیل شدهاند. بسیاری از آنها داوطلبانه به دل آتشهایی میزنند که اغلب عمدی رخ میدهند. الفتی انگیزه این حریقهای عمدی در محدوده «لکستان»، یعنی همان منطقهای که جمشیدی ساکن آن است، را به سه بخش تقسیم میکند: «زمینخواری، کشت خشخاش و زغالگیری.»
در بخشهای مختلف زاگرس، منازعه میان دوستداران طبیعت، کنشگران محیطزیست و فعالان مدنی با تخریبگران شدت گرفته است. همین موضوع باعث شده است زاگرس بیش از ۲۰ جانباخته در مقابله با آتش داشته باشد و شمار بسیار بیشتری نیز مجروح شوند. آخرین نمونه آنها مهرداد جمشیدی است؛ مهندس برق دکلهای فشارقوی که حالا برای حفظ پای چپش روی تخت بیمارستان خوابیده است.
الفتی میگوید: «درحالحاضر نظارت کمتری بر جنگلها وجود دارد؛ به همین دلیل، تعداد نیروهای داوطلب مردمی در کرمانشاه بسیار افزایش یافته است.»
نمیدانستیم میدان مین است
آن روز، نهم شهریور، هیچیک از حاضران در محل نمیدانستند منطقهای که در آن قدم گذاشتهاند، ممکن است محل وجود مینهای بهجامانده از جنگ هشتساله باشد و هر لحظه انفجاری رخ دهد. یک ماه قبل نیز زمانی که الفتی و سایر دوستانش در انجمن برای مهار حریق به منطقه «نوسود» رفته بودند، اطلاعی از شرایط آنجا نداشتند.
او میگوید: «ساعت چهار صبح رسیدیم تا آتش را خاموش کنیم. در آنجا مشغول فعالیت بودیم که دو، سه انفجار رخ داد. متعجب شدیم که چرا در این منطقه انفجار رخ میدهد. در نهایت، یکی از دوستان بومی آمد و به ما گفت که اینجا بهطور کامل میدان مین است و بمب فسفری دارد. حتی چند بمب نیز منفجر شد و ما از آنجا فرار کردیم.»
به گفته این فعال محیطزیست، کنشگران مدنی نیروی نظامی نیستند که چنین اطلاعاتی در اختیار داشته باشند. او میگوید: «باید نیروهای نظامی اطلاعرسانی کنند. تمام نهادها باید با یکدیگر هماهنگ باشند و یک ستاد مشترک برای هماهنگی و اطلاعرسانی وجود داشته باشد تا در چنین مناطقی، پیش از ورود نیروها، مشخص باشد که منطقه میدان مین است و کسی وارد آن نشود یا اینکه منطقه پاکسازی شده است.»
نزدیک بود هر سه نفر در آتش بسوزیم
«رضا حیدری»، عضو کارگروه محیطزیست هیئت کوهنوردی استان کرمانشاه و از فعالان محیطزیست منطقه، هنگام انفجار مین زیر پای جمشیدی در نزدیکی او بود. به گفته حیدری، آنها بنا به درخواست فرمانده یگان حفاظت محیطزیست استان کرمانشاه، برای کمک به منطقه اعزام شدند.
او میگوید: «من، آقای مهرداد جمشیدی و آقای محسن رجبی، از یاران اورژانس جنگل کرمانشاه، به همراه نیروهای منابعطبیعی و محیطزیست در این عملیات حضور پیدا کردیم. اورژانس جنگل کرمانشاه متشکل از بیشتر انجمنهایی است که در عرصه محیطزیست و اطفای حریق فعالیت میکنند.»
آنها با راهنمایی نیروهای محیطزیست و با خودروی این اداره به محل حریق رفتند. آتش بسیار گسترده بود و در چند جبهه در کوهستان گسترش یافته بود. آنها موفق شدند حریق را مهار کنند و سپس تصمیم گرفتند به پایین بازگردند.
حیدری میگوید: «حدود ۱۰ متر از محل آتشسوزی دور نشده بودیم که آقای مهرداد جمشیدی بر اثر انفجار مین بهشدت آسیب دید. استخوان ران پای چپ او شکست و رگها، مسیر خونرسانی و عصب پایش نیز دچار آسیب و قطع شد. من و آقای محسن رجبی که از نیروهای امدادونجات هلالاحمر هستیم نیز آسیب سطحی دیدیم.»
به گفته حیدری، انفجار مین بار دیگر آتش را شعلهور کرد و هر لحظه احتمال داشت آتش به آنها برسد. او میگوید: «پای چپ آقای جمشیدی بهشدت آسیب دیده بود و توان حرکت نداشت. آتش نیز بهسمت ما پیشروی میکرد. خدا کمک کرد. یک دستگاه دمنده باد داشتیم و دوباره آتشی را که به فاصله یکمتری ما رسیده بود، خاموش کردیم؛ وگرنه هر سه نفر در آتش میسوختیم.»
حیدری و رجبی همان لحظات نخست، با شاخههای درخت پای جمشیدی را آتلبندی کردند. خونریزی شدید بود و آنها تلاش کردند جلوی آن را بگیرند. حیدری میگوید: «با ۱۱۰ تماس گرفتم و از ۱۱۵ درخواست کمک و آمبولانس کردم. حتی در آن وضعیت، گروه خونی او را نیز پرسیدم. خونریزی بسیار شدید بود. تأکید کردم که نیاز زیادی به خون دارد و آمبولانس هنگام آمدن، خون نیز همراه داشته باشد.»
داداش، آتش خاموش شد؟
مسئولان خیلی زود در جریان اتفاقی قرار گرفتند که در ارتفاعات رخ داده بود. حیدری میگوید: «فرماندار پاوه، آقای مهندس الماسی، در منطقه حضور داشت و بهسرعت تماس گرفته بود. جمشیدی را روی برانکارد بسکت بستیم و پایش را آتلبندی کردیم. نیروهای سپاه و چند نفر از نیروهای مردمی که برای اطفای حریق آمده بودند نیز به ما کمک کردند. انتقال او به جاده حدود چهار ساعت طول کشید. منطقه صعبالعبور و کوهستانی بود و شیب تندی داشت. هنگام امدادرسانی، هرکدام از بچهها پنج، شش بار زمین خوردند. در نهایت، انتقال او با دشواری بسیار انجام شد.»
از نظر حیدری، پیگیریهای محیطزیست پس از وقوع حادثه مناسب بود. مدیرکل محیطزیست استان کرمانشاه پیش از ورود آنها به منطقه، در محل حضور داشت. بخشدار پالنگان و فرماندار پاوه که مدیریت بحران آتشسوزی را برعهده داشت نیز در منطقه بودند.
او میگوید: «مردم و مسئولان تلاش کردند تا بتوانیم آقای جمشیدی را بهسرعت به بیمارستان منتقل کنیم و از این بابت از آنها ممنونم.»
پس از نخستین جراحی پای جمشیدی، او را به اتاق ریکاوری منتقل کردند. حیدری نیز آن موقع در بیمارستان بود. به گفته او، نخستین جمله جمشیدی پس از دیدنش این بود: «داداش، آتش خاموش شد؟»
آتش خاموش شده بود، اما درمان پای چپ او هنوز ادامه دارد. همه منتظرند تا ببینند درمانها در آینده نزدیک به چه نتیجهای میرسد.
برچسب ها:
آتشسوزی زاگرس، اطفای حریق داوطلبانه، انفجار مین، بوزین و مرخیل، حریقهای عمدی زاگرس، سرود سبز زاگرس، فعالان محیطزیست کرمانشاه، مناطق مرزی پاوه، مهرداد جمشیدی، مینهای بهجامانده از جنگ
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
رژیم رابطه بهعنوان یک ساختار اکولوژیک ـ فرهنگی فرگشتی
«سازمان جهانی هواشناسی» درباره یکی از شدیدترین النینوهای ثبتشده هشدار داد
در انتظار النینوی رکــــــوردشکن
نامه سرگشاده دبیر «انجمن دوستداران طبیعت و محیطزیست خوزستان» به رئیسجمهور درباره ضرورت بازنگری در طرح توسعه میدان نفتی سهراب و صیانت از تالاب هورالعظیم
میدان نفتی سهراب نیازمند بازنگـــــری است
«شینا انصاری» و آزمون شفافیت
دستگیری عامل قطع درختان کهنسال «پده» در منطقه چمباغ ویسیان
مجلس بر تداوم ضوابط پیشین تأکید کرد
چالشهای پرورش ماهی تیلاپیا
مضرات سوزاندن کاه و کلش
تهدید جدی برای سلامت خاک و هوای مازندران
نقش حیاتی دامداران در حفاظت از تالاب میانکاله و پیشگیری از حریق
دستگیری متخلفان لیسار
دستگیری متخلفان حرفهای قطع درختان در منطقه حفاظتشده لیسار تالش
اولویتبندی حفاظت از مرالها بر گردشگری تجاری
ممنوعیت قطعی تورهای گاوبانگی
وب گردی
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نجات خرس قهوهای گرفتار در تله در شهرستان ساری/ رهاسازی موفق در زیستگاه طبیعی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید